The Umbrella Academy

The Umbrella Academy

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Umbrella Academy S01E01 720p WEBRip X264-METCON
The Umbrella Academy S01E01 We Only See Each Other at Weddings and Funerals NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
The Umbrella Academy S01E01 iNTERNAL 1080p WEB x264-STRiFE
The Umbrella Academy S01E01 480p AMZN WEBRip X265-NTb
The Umbrella Academy S01E01 WEBRip X265-ION10
ناشر GodBless
▶️▶ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مرتضـی ◀️◀️

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
1080
webrip
720p
720
BRip
480p
480
x265
تاریخ انتشار: 2019-02-15
تعداد دانلود: 50
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫ «:: مــتـرجـم: مرتضی ::» ‫ |^| GodBless |^|

‫در ساعت دوازده روز اول اکتبر 1989،

‫43 زن دارای فرزند شدند.

‫نکتۀ غیرعادی درمورد این واقعیت اینه

‫که هیچکدام از این زنان ‫در شروع روز اول باردار نبودند.

‫سر «رجینالد هارگریوس»، میلیاردر ماجراجو و عجیب،

‫تصمیم گرفت تا هرتعداد فرزندی ‫که میتونه پیدا و به فرزندخوندگی بپذیره.

‫شگفت آوره!

‫بابتش چقدر میخوای؟

‫جای گاوصندوقُ نشونم، ‫وگرنه خانوادت میمیرن!

‫گاوصندوق کجاست؟

‫فقط مارو تنها بذار!

‫آخر هفته احتمال بارش هست.

‫این یارو کیه؟

‫اینطرف، اینطرف! ‫

‫اینم محبوب ما، «الیسون»!

‫اه! تو بی نظیری!

‫هی، تو قوی بمون.

‫من باورت دارم، باشه؟

‫تو زیاد نه.

‫خداحافظ، «کلاوس»

‫زود میبینیمت «کلاوس».

‫قاتی نکنی.

‫تماس ورودی.

‫خانوادت الان امن هستن.

‫پخش زنده یک خبر فوری.

‫- یکی دیگه! ‫- الیسون، اینجا!

‫الیسون، الیسون!

‫- الیسون! ‫- الیسون! اخبارُ شنیدی؟

‫آخرین بار پدرتو کی دیدی؟

‫خبری از برادرت نداری؟

‫الیسون، تو مراسم ختم لباس ولنتینو میپوشی؟

‫لحظاتی پیش،

‫پلیس خبر فوت جسورترین و منزویترین

‫میلیاردر جهان را گزارش داد.

‫بابا...

‫هی مامان.

‫مامان؟

‫وانیا؟

‫واقعاً اینجایی.

‫- هی الیسون. ‫- هی خواهر.

‫اه، اون اینجا چیکار میکنه؟

‫تو اینجا جایی نداری. ‫نه بعد از کاری که کردی.

‫واقعاً میخوای امروز اینکارو بکنی؟

‫چقدر هم مناسب موقعیت لباس پوشیدی.

‫حداقل من سیاه پوشیدم.

‫میدونی چیه؟... شاید راست میگه.

‫- و شاید من نباید... ‫- اونُ فراموش کن.

‫خوشحالم اینجایی.

‫میتونم برات خلاصه‌ش کنم.

‫تمامشون قفلن.

‫اثری از ورود یا درگیری نیست.

‫هیچ چیز غیرعادی نیست.

‫اه خیلی بزرگ شدی «لوثر».

‫رازش چیه ها؟ پروتئین میزنی؟

‫کربوهیدرات کم؟

‫چی میخوای؟

‫گزارش پزشکی قانونی.

‫اه

‫و چرا دست توئه؟

‫خب، چون من... وارد دفتر طبیب شدم.

‫و چه غافلگیری، مرگ بابا طبیعی بود.

‫فقط یه سکته قلبی ساده.

‫آره، خب؟

‫خب، برای چی اینجایی.

‫پنجره‌هارو نگاه میکنی؟

‫- تو اول از همه سرصحنه بودی؟ ‫- «پوگو» پیداش کرد.

‫آره با پوگو حرف زدم. گفت عینک یه چشمی ‫بابا گم شده بود.

‫و منظورت چیه؟

‫خب یادت میاد آخرین بار ‫بابا کی عینکشُ به چشم نمیزد؟

‫نه. که یعنی یه نفر برداشته.

‫که یعنی وقتی مُرد احتمالاً تنها نبوده.

‫هیچ رازی اینجا نیست. هیچ انتقامی نیست.

‫چیزی برای حل کردن نیست ‫هیچ چیز.

‫فقط یه پیرمرد غمگین تو یه خونه

‫خالی و بزرگ، انداختش کنار.

‫همونطور که سزاوارش بود.

‫بهتره بری.

‫هرچی تو بگی، ‫برادر.

‫به خونه خوش آمدی، خانم «وانیا».

‫پوگو

‫هم.

‫خیلی از دیدنت خوشحالم.

‫آه بله، زندگی نامه شما.

‫میدونی ...

‫اصلاً خوندش؟

‫همم...

‫نه تا جایی که میدونم.

‫از وقتی شماره 5 ناپدید شد چقدر گذشته؟

‫16 سالُ چهار ماهُ 14 روز.

‫پدرت اصرار داشت دنبال کنم.

‫میخوای یه چیز احمقانه بشنوی؟

‫همیشه لامپهارو براش روشن میذاشتم.

‫میترسیدم برگرده،

‫و دیروقت باشه و خونه تاریک باشه

‫و نتونه مارو پیدا کنه، و دوباره بذاره بره.

‫منم هرشب یکم خوراک آماده میکردم

‫و تمام چراغها رو روشن میذاشتم.

‫اه، خوراکیهاتُ یادم میاد.

‫یه بار یادمه یکم کره بادوم زمینی

‫و ساندویچ مارشملو خوردم.

‫پدرت همیشه باور داشت

‫شماره 5 هنوز یه جایی اون بیرونه.

‫هیچوقت امیدشو از دست نداد.

‫و ببین به کجا کشیده شد.

‫بچه‌ها آماده هستن قربان ‫میخوان شب بخیر بگن.

‫خب! وقت خوابه بچه‌ها. بریم دیگه.

‫بریم دیگه.

‫زودباش بیا الیسون، پدرت کار داره.

‫اون همیشه کار داره.

‫پولها کجاست بابا؟

‫پولها کجاست؟

‫کلاوس؟ اینجا چیکار داری؟

‫اه! الیسون!

‫واو، خودتی؟

‫هی بیا اینجا.

‫خیلی وقت ندیدمت.

‫خیلی وقته. هی راستش امیدوار بودم ببینمت.

‫چون میخواستم امضاتُ بگیرم.

‫و به کلکسیونم اضافه کنم!

‫- تازه از توانبخشی اومدی؟ ‫- نه نه نه نه نه.

‫نه. دیگه اونجاها نمیرم.

‫فقط اومدم تا به خودم ثابت کنم

‫پیرمرده واقعاً مرده.

‫و مرد! اون مُرده آره!

‫میدونی از کجا میدونم؟ چون تا وقتی زنده بود،

‫به هیچکدوم از ما اجازه ‫نمیداد وارد اتاقش بشیم.

‫اون همیشه اینجا بود، تمام بچگیمون،

‫عذاب بعدیشُ برنامه ریزی میکرد نه؟

‫یادته چطور بهمون نگاه میکرد؟ ‫اون اخمهاش؟

‫خدارو شکر بابای واقعی ما نیست

‫وگرنه اون چشمای مُرده و سردُ ‫به ارث میبردیم!

‫- شماره 3! ‫- از صندلی بلند شو.

‫اه واو، لوثر!

‫واو، تو واقعاً اه...

‫این سالها خودتُ پر کردی ، ها؟

‫- کلاوس. ‫- نمیخواد بگی. داشتم میرفتم.

‫شما میتونین حرفاتونُ بزنین.

‫- بندازش. ‫- منو ببخش؟ ‫

‫زودباش الان.

‫باشه باشه.

‫فقط یکم ته بندی واسه میراث بود!

‫همش همینه.

‫نمیخواد واسه ما پا جفت کنی.

‫اه

‫خب، کلاوس هنوز کلاوسِ، ‫اگه میخواستی بدونی.

‫میدونی بعد از تمام این سالها، ‫به طرز عجیبی مایه آرامشم شد.

‫دیگو رو ندیدی؟

‫- با اون لباس احمقانش؟ ‫- اه میدونم.

‫به نظرت تو حموم هم اینُ میپوشه؟

‫- ینی زیر دوش؟ ‫- آره.

‫آره معلومه!

‫من اه... مطمئن نبودم بیای.

‫منم همینطور.

‫به نظر عالی هستی.

‫ممنون.

‫پاتریک و کلیر کجان؟

‫پاتریک هشت ماه پیش تقاضای طلاق کرد.

‫البته تو نمیدونی تو رفته بودی.

‫کلیر چطور؟

‫به تکلف گرفتش.

‫لعنتی.

‫خب...

‫همیشه میتونستی اون، میدونی...

‫کار شایعه رو انجام بدیم.

‫آره از اونکارا دیگه نمیکنم.

‫- چه اتفاقی افتاد؟ ‫- همونی که همیشه اتفاق میافته.

‫یه آرزو کردم و براورده شد، و ‫نتونستم پسش بگیرم.

‫ام...

‫فکر کنم بهتره شروع کنیم.

‫خب، فکر کردم بتونیم یه مراسم یادبود بگیریم

‫تو حیاط دم غروب.

‫چند کلمه بگیم، تو جای مورد علاقه بابا.

‫- بابا جای مورد علاقه داشت؟ ‫- میدونی زیر درخت بلوط.

‫همیشه اونجا مینشست. ‫هیچکدوم نرفتین اونجا؟

‫نوشیدنی هم میدادن؟

‫چایی؟ بیسکوییت؟ ‫ساندویچ خیار همیشه مشتری داره.

‫چی؟ نه. اونو خاموش کن. ‫میدونی بابا سیگارو ممنوع کرد.

‫- اون دامنه منه؟ ‫- چی؟

‫اه آره، تو اتاقت پیدا کردم.

‫یکم قدیمیه ولی این زیر هوا میرسه.

‫گوش کنین، هنوز چیزهای مهمی ‫هست که باید حرف بزنیم باشه؟

‫- مثل چی؟ ‫- مثلاً چطور مُرد.

‫و شروع شد

‫نمیفهمم. فکر کردم بخاطر حمله قلبی بوده.

‫آره طبیب اینو گفت.

‫- خب اونا بهتر نمیدونن؟ ‫- از نظر تئوری.

‫تئوری؟

‫فقط دارم میگم، حداقل یه اتفاقی افتاده.

‫بار آخری که با بابا حرف زدم ‫به نظر عجیب میومد.

‫اه، غافلگیر شدم.

‫چطور عجیب؟

More Farsi Persian subtitles for The Umbrella Academy

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left