نخستین 200 خط.
در میان برف و بوران و تگرگ
در مبان باد شدید ، در میان طوفان
...در میان باد و در باران
آن سوی کوهستان ، آن سوی دشت
...در میان تاریکی و رعد و برق
...و درهم شکستن توسط رعد و برق
همیشه با وفا ، همیشه واقعی
هیچی مانع ـِش نمیشه
اون خاتمه میده
آقای لک لک رو تماشا کن که داره کارشو میکنه
اون میاد و بسته ها رو تو خونه هاتون میندازه
فرقی نداره فقیر یا پولدار باشید
یه میلیونر هم مثل یه قصاب و نانوا برا خودش بسته دارن
پس حواست به آقای لک لک باشه بذار اینو بهت بگم دوست من
سعی نکن فرار کنی اون بالاخره پیدات میکنه
حتی تا چین دنبالت میاد و تا شهر "کُرک" پرواز میکنه
پس حواست به آقای لک لک باشه
حواست به آقای لک لک باشه اون تو رو تو لیست خودش قرار میده
و وقتی میاد مقاومت فایده ای نداره
اون 5 قلوها و اون زنی که کفش پوشیده رو یادت باشه
شاید نگاهش به تو باشه
! همه برن داخل ! همه برن داخل
! همه سوار شن ! بزن بریم
اوه ، ای وای ، ای وای
بذار ببینم
باید همین اطراف باشه
امیدوارم آه ، دنبالش بگرد
رو نوک درخت
ما کجاییم الان؟ اوه ، اینجاییم
بزرگراه 61 ، نزدیک به 6.5 کیلومتر تا پمپ بنزین
بعد به سمت چپ
باید همون باشه
خب ، کیسه کوچولو ، بزن بریم
!"خانم "جومبو" ، اوه ، خانم "جومبو
خانم "جومبو" رو صدا کنین
خانم "جومبو" ؟
اوه ، وای
! "خانم "جومبو
...اوه ، این خانم "جومبو" کجاست - !یووو-هوووو! یووو-هووو -
اینور - این سمت -
!داخل اینجا ! این تو - یوووو-هووو -
اینجاییم - ووه! چه عجب -
کدوم یکی از شما خانم ها منتظره منه؟
من که نیستم - چه جالب -
یقیناً نه برو اونور
آره ، معلومه اون سمت
اوه ، معلومه
...اینم یه بچه با چشم های آبی
مستقیم از آسمون برای شما
یا : مستقیم از آسمون ...در بالای
اینم یه بچه دوست داشتنی برای شما
اینجارو امضا کنین ، لطفاً
"اوه ، بله ، خب... اوه ، خانم "جومبو
اوه ، یه لحظه ، لطفاً هنوز بخشی از کارمون ـه
تولدت مبارک
آه ، تولدت مبارک
آه ، تولدت مبارک ، عزیزم
آه ، عزیز عزیز من ، اسمشو چی میذاری
جومبو" کوچیکه"
اوه ! "جومبو" کوچیکه ، ها؟ اِهم! "جومبو" کوچیکه
تولدت مبارک ، "جومبو" کوچیکه عزیز
تولدت
مبارک
اوه ، سریع باش ، عزیزم - من سنجاق ، سوزن دارم -
هیجان انگیز نیست؟ - من که دارم پرو بال میزنم -
آه ، این باعث افتخاره ، روزه پر افتخاریه
خب ، سریع باش دیگه ، بازش کن ، عزیزم - ! ذوق مرگ شدم -
اوه - ! نگاش کنین -
!نگاش کنین
!اوه ، عجب.. اوه ، نگاه کن
اوه ، چقد شیرینه - اون خیلی بامزست ، نیست؟ -
اوه ، خیلی بامزست
خوشگله ، واقعاً خوشگله
تا حالا یه همچین چیزه زیرکی دیده بودین؟
!جداً باحال نیست؟
! ژیگولو ، ژیگولو ، ژیگولو
! اوه - ! اوه -
همچین چیزی ممکنه؟ - اشتباهی نشده؟ -
اونارو نگاه کن ، اونارو
گوش هاش
اونا چیَن؟ اوه ، گوش هاش
!اینارو ، خنده دار نیستن؟ اوه
اوه ، خدای من - !عجب خشونتی -
اوه ، مگه من چیکر کردم؟ - خب ، بهم بگو
چیزه بدی گفتم؟ -
مگه من چيز بدي گفتم؟ - خیلی هم به جا بود -
من گفتم اونا باحالن و باحالم هستن
معلومه که هستن - تازه، کی به اون -
جامبو" کوچولوی عزیزکرده اهمیت میده؟"
"جامبو"؟ يا "دامبو"
"دامبو"
"دامبو" - باحاله -
دامبو"، باحاله" - "دامبو" -
فکر کنم بتونم، فکر کنم بتونم
فکر کنم بتونم، فکر کنم بتونم
فکرشو ميکردم بتونم، فکرشو ميکردم بتونم
!وووههووو
ما تمام روز کار ميکنيم ما تمام شب کار ميکنيم
ما سواد خوندن و نوشتن نداريم
ما کارگراي خوشحالی هستيم
وقتي مردم خوابن
ما انقدر کار ميکنيم که نزديکه بميريم
ما کارگراي خوشحالي هستيم
ما نميدونيم کِي دستمزد بمون ميدن
و وقتي ميگيريم حيف و حرومش ميکنيم
دستمزدمون رو حيف و حروم ميکنيم
وقتي دستمزدمون رو ميگيريم
بچه هامون خوشحال میشن و ميگن امروز نوبت سيرکه
ما دستمزدمونو میگیریم تا بچه هامون برن سیرک تماشا کنن
بدنمون درد داره، کمرمون داره میشکنه
تخم مرغ و گوشت خوک میخوایم
بله قربان - رییس غر میزنه -
که به کارتون ادامه بدید
تا بهتون پول بدم
هیچ استراحتی در کار نیست
باید کار کرد
اونا رو بکِشید
اون تیرک ها رو تکون بدید
میخواد چُرت بزنه ، بگیر اونارو
ولی باید بیدار بمونیم
چکش بزن و آهنگ رو بخون
کارکن و تمام شب رو خوشحال باش و بخند
ای کارگرهای شاد
بکششون ، بکششون تلاش کنین ، بندازینشون
دقت کنید همه چی درست باشه
کارتونو بکنید شونه خالی نکنید
اون طنابو بگیر،عوضی
کار کنید، کار کنید
15دقيقه تردستي و شعبده بازي
بياين جلو و بليت بخرين زود باشین، بياين
به نمايش فرعي بشتابيد برا همينه که به نمايش سيرک اومديد
15چيز جذاب که تاحالا هيچ جاي دنيا نديديد
بزرگترين مجموعه در سطح جهان
و بزرگترين نمايش هاي خنده دار که براي سرگرم کردن شما تهيه شده
اين خنده دار ترين چيزي که تاحالا ديدين نيست؟ به گوش هاش نگاه کنيد
بچه ها نگاه کنيد اسميتي" فيل شده"
اوه بذار ببينمش
تو نميتوني اونو ازمون مخفي کني - آره هنوز گوش هاش پيداست -
زودباش - ما ميخوايم ببينمش -
ميخوايم بخنديم - آره، برا همينم اومديم -
بزرگترين قلاب سنگ دنيا
هی! ولم کن - هي، بيا ازينجا بريم -
!هي دردم گرفت، کمک - هي شماها! اينجا چه خبره؟ -
آروم خانوم "جامبو"، آروم باش
محاصره ش کنيد، ببندينش
بکشش
!آرومش کنيد! ببندينش
عزيزم، خيلي باحال بود
اوه خداي من، باورتون ميشه
وقتي رييس سيرک رو تو آب انداخت فکر میکردم الانه که بميرم
خب شخصا فکر ميکنم اون يه خرده زياده روي کرد
بهرحال نباید فراموش کرد که اون یه زنه
اوه درسته عزيزم آره - کاملا درسته -
خب من فکر ميکنم اين عشق مادرانه ست
ولي نميشه اينو براي کاري که کرده بهانه قرار داد
عشق مادرانه ميتونه خيلي از گناه ها رو پوشش بده
... درست عزيزم، اون
آدم نميتونه با آرامش غذاشو بخوره
... آره ولي عشق مادرانه
ور، ور، ور همش وراجي ميکنن
!دخترا! دخترا! گوش کنيد
من یه خبر جدید از اون دارم
اوه عزيزم، بهمون بگو - بگو زود باش -
من امروز شنيدم که اونو تو حبس انفرادي انداختن
!نه - !باورم نميشه -
اوه! چقدر بد شد براش
اعتراف میکنم که بهیچ وجه اونو مقصر نميدونم
کاملا درست ميگي همه ي آتيشا از گور اون
بلند ميشه
آره، با اون گوشايي که داره فقط مادرش اونو دوست داره
مگه گوشاش چشه؟
من که عيبي توش نمي بينم بنظرم خيلي هم بامزه س
!خانوما، خانوما این اصلا موضوع خنده داري نيست
اوه، اوه، حق با اونه دخترا
فراموش نکنين که ما فيل ها هميشه باوقار بوديم
بي آبرويي اون باعث شرمساري ما هم هست
آره درسته، کاملا درسته - واقعا راست ميگيا -
ولي من یکی که با اون علف خشک شده نميخورم
آره درسته - منم همينطور عزيزم -
منم همينو ميگم - منم نميخورم، منم همين حس تو رو دارم -
داره مياد
وانمود کنيد نديدينش
چطور دوست دارن بهش بي اعتنايي کنن
کوچولوي بيچاره
وضع اون اينه، که هيچ دوستي تو دنيا نداشته باشه
و کسي رو نداره که بهش رو کنه
من بايد يه فکري برا اين قضيه بکنم
!يه موش
شما دوست دارين به کوچيک تر از خودتون اذيت کنيد آره؟
خب چرا نمياين منو اذيت کنين؟
یه بازی با افتخار
!کيسه هاي علوفه ي اضافي
هنوز از يه موش ميترسن
اوه پسر، برم اينو به اون کوچولو بگم
!"کجاست حالا؟ هي، "دامبو
الان ديگه ميتوني بياي بيرون
واي شايد منم باعث ترسشم
ببين "دامبو"، من دوستتم
بيا بيرون، نمياي بيرون؟
تو که واقعا از من نميترسي، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.