هماهنگ با نسخه‌های زیر

한 번 다녀왔습니다Once Again E65-E66 Asianmoviee ir-KOrean-Dream ir
ناشر shahlaz
ترجمه مشترک آسیا مووی و رویای کره

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-08-09
تعداد دانلود: 12
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

65 قسمت

پس

تو یه بچه ای رو که

هنوز زنده بود و ول کردی

ما اونموقع خیلی فقیر بودیم

باید نصفه شبی در میرفتیم

توانش و نداشتیم به یه بچه مریض برسیم

بچه های هودم داشتن از گشنگی میمردن

به عنوان یه آدم

کاری کردم

که نباید میکردم

اما منم آدمم و

و به اون دختر فکر میکردم

کل شب فکرش بیدار نگهم داشته بود

به محض این که خورشید بالا اومد رفتم که برم دنبالش

اما یه راهب بغلش کرده بود

چی گفتی ؟

نمیدونم

اون لحظه هنوز زنده بود یا نه

به هر حال

من کاملا مطمئنم که اون راهب با خودش بردش کوهستان

خودم دیدم

پس

یونگ سوک من

اون هنوز میشه که زنده باشه اره ؟

درسته ؟

پنیر - پنیر -

تموم شد ؟ آپلود کردی ؟

مطمئنم دکمه رو زدم

اما هنوزم همون عکسه

بذار من ببینم

باید گزینه تایید و بزنی

دیدی ؟ تموم شد

آخه چند دفعه دیگه باید توضیحش بدم واست

تقصیره من که نیست که نمیدونم

نمیخواد خجالتم بدی که

ففط کلا اعصابم و خرد میکنی همین

بازم

واسه چی اخه همیشه اینقد رکی

اصلا حالا که حرفشه بابد بدونی

اینطوری که میکنی به احساساتم ضربه میزنی

یعنی چی که به احساساتت صدمه زدم ؟ دیگه زیاده روی نکن

شوهرخواهرت همش رفت یه آشغالا رو بذاره دم در

واسه چی اینقده طولش داده

برم دنبالش ؟

نه بابا خودم میرم

شما دو تا به دعواهای عاشقونتون برسین

ببینم میدونستی

چقد زود واسه چیزای کوچیک قیافه میگیری

همین چیزای کوچین که ببیشتر آدم و ناراحت میکنن

حالا دیگه بدش من خودم میکنم

عزیزم چیکار میکنی هنوز این بیرون

چی

عزیزم

من

عزیزم

خواهرم یانگ سوک

ممکنه هنوز زنده باشه

من باید برم باید دنبالش بگردم

چی گفتی

عزیزم کجا میری مغازه رو هم نبستی

چی میگه این ؟ آخه چی شده

عزیزم کجا میخوای بری آخه

میدونی الان ساعت چنده

نه باید برم

باید معبد و چک کنم

اون پیرمرده گفت

همون نزدیکیا یه معبده کوچیک بوده

و اون راهب هم از اونجا بوده

باید برم چکش کنم

عزیزم به خودت بیا تو رو خدا

حتی اگه تاکسیم بگیری نصفه شب میرسی

میخوای این ساعت چی دستگیرت بشه

فردا صبح که روز شزوع شد تو باید بری

اگه الان برای شاید به خودت صدمه بزنی

الان که واقعا هیچ چی بلد نستی

آره این بهتره

عزیزم لطفا آروم باش و یکم واسم تعریف کن

عزیزم

خواهرم یونگ سوک ممکنه الان زنده باشه

اگه واقعا مریض باشه چیکار کنم

حتما خیلی ازم متنفره که از خونه فرستادمش بره

عزیزم چیکار کنم

ای وای

درسته معلومه

عزیزم همینه

چرا امشب اینقد خوابیدن سخته

باید یتونم یه کم چشمام و ببندم که بتونم مغازه رو بگردونم

عزیزم چرا من باهات نیام؟ اصلا منم باهات میام

که چی بشه

آخه راحت نیستم اینطوری بذارم تک و تنها بری

بعدم نگرانم بی هیچ سرنخی برگردم خونه

طوری نیست تو مغازه رو با اک جا باز کنید

منم به محض اینکه بتونم زودتر برمیگردم

خیلی خوب اما هر وقت تونستی بهم زنگ بزنه مراقب باش

هیونگ این همه چه خبره

معلوم نیست ؟ یه نگاه بنداز

یه چند وقتی میشه یه صبحونه حسابی نخوردیم

واسه همینم امروز دست به کار شدم

عالیه، هیونگ چرا باهام ازدواج نمیکنی ؟ خوشبختت میکنم

نه پس ببند دهنت و بخور

خورشه حرف نداره عالیه

به این میگن عالی

چیه

چی ؟ من که هیچی نگفتم

بخور پس

حتما

صبح بخیر

دیشب خوابت و دیدم

حالا ببینم بابا سر صبحی کجا رفته

چی

واسه یکی از آشناهاش یه اتفاقی افتاد

مثل چی دقیقا ؟

کدوم آشنا

حالا انگاری بگم میشناسین کی

فقط زود تر بخورین که بتونم برم سر کار

خوب پس شما برو ظرف ها رو هم بسپار به ما

دفتر داره بازسازی و رنگ میشه

اما کارکنا تا بعده ناهار کار و شروع نمیکنن

انگاری داری پول در میاری

به افتخارش بابا

آفرین

کار و باره پسره بزرگت بالاخره افتاده رو غلتک

پس عشق و حمایتت کجاست ؟

معلومه میدونم خوب پیش میره

فقط اگه با هیون گیونگ میتونستید برگردین به هم

بیاین بخوریم

همین که پوشیدی بهتره

اوه اره ممنون

نه که بخوام خوشگل به نظر بیام یا چیزی

فقط این یه ذره به نظرم تنگه به تنم

برعکس خیلی هم آزاده

واقعا ؟ که اینطور پس من دیگه میرم خیلی ممنون

باشه روزه خوبی داشته باشی

درست

وایسا بینم این الان عطرم زد

اصلا شبیه اون نیست

منم یه کم میزنم خیلی ممنون ناهی

بیا بریم دیگه نمیخوام دیرم شه

باشه

زود باش دیگه - اومدم -

واسه چی اینقد طولش دادی

آرا ویرا کردی به سلامتی چه خیره ؟

میخوای سعی کنی مخ بزنی ؟

مسخره نشو

من اینا رو ورداشتم چون لباس دیگه ای نداشتم بپوشم

آره ؟ وایسا یه لحظه اصلا اینطوری به نظر نمیاد اما

بذار ببینم - گفتم که هیچی نیست -

واسه چی آخه باید به خودم برسم اونم وقتی کل روز قراره مریض ببینم

ارزش نداره که

اما من مطمئنم - بیا دیگه دیرمون میشه -

دست خر کوتاه حالا دیگه بریم

خبلی خوب باشه هل نده - بریم -

دکتر سونگ تازه اومدی ؟

آره صبح بخیر

شماهم دکتر یون صبح بخیر

همچنین دکتر سونگ صبح بخیر

دکتر سونگ داری با این لباست کورم میکنی

میشد از اینم قشنگ تر بشی ؟

واقعا ؟ اما من همیشه همینطوری لباس میپوشم

اینطوری نیست امروز خشکل شدی

تو هم هیونگ

امروز کل صبح جلو آینه داشتی قشو میکردی

امروز خبریه من خبر ندارم

منظورت چیه خبر

خوب پس برادر شوهره سابق از زندگیه عشق و عاشقیت راضی هستی

چی ؟ خوب خوبه گمون کنم

واسه چی این آسانسور نیومد

میدونم

امروز خیلی خوشگل شدی

میدونم

واقعا

پس خواهرش که فکر میکردین مرده

ممکنه زنده باشه هنوز

کی میدونه

راهبه ممکنه یه بچه مرده رو نجات داده باشه

یا که یه بچه که مرده رو برده که درست حسابی واسش مراسم بگیره

حالا به هر. حال مرده به یونگ دال گفت که نمرده بوده

آخه چطور مردم میتونن اینقد بی رحم باشن

به بچه که هنوز زنده بوده رو انداختن بیرون

همین و بگو

اما اونی که حقشون بود سرشون اومد

پیره مرده به زور با

جمع کردن فروختن کاغذ روزگارش میگذره

کارماست دیگه

شوهر خواهر حتما خیلی شوکه شده

امیدوارم خبرهای خوب بتونه بشنوه

اما من نگرانم

یواش اما سر پا داشت میرفت

اما این امیده جدید میتونه صدمه های جدیدم داشته باشه

سلام خانوما

بله صبح بخیر

سلام خانوم کانگ

ربیس امروز باهاتون نیس ؟

امروز باید میرفت جایی

خوب پس روزتون خوش شما هم خاله خانوم

بله

بریم

جوری میشه شروع کنی برنج و بپزی ؟ من میرم سراغ بقیه اش

باشه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left