نخستین 200 خط.
بو نوئي
افسانه ی ِشانس = قسمت 15 =
آره، حقيقت نداره
ببين چطوري لبخند ميزنه
نه
بخاطر ِ منه
تقصير ِمنه
نبايد اون کارُ ميکردم
نبايد عاشقش ميشدم
....اشتباه کردم که
عاشقش شدم
ببخشید
جه سو هو تو کدوم اتاقه؟
بخش وي آي پي، اتاق ِ دو
براي چکاپ رفته
همراهش هستيد؟
قورباغه
مار
بو نوئي
سو هو
به هوش اومدي؟
منم، اِمي
بو نوئي کجايي؟
دراز بکش. تمام بدنت ضرب ديده
دکتر گفت معجزه ست که فقط يه دستت شکسته
کِي اومدي؟
ديشب. بعد از اينکه با من تماس گرفتن
بو نوئي رو ديدي؟
هِي، بخاطر تصادف نميتوني بلند شي کجا میری؟
وقتي تصادف کردم بونوئي بايد با من اومده باشه
اونم ممکنه صدمه ديده باشه
بو نوئي با من تماس گرفت
بو نوئي زنگ زد که بيام اينجا
ازم خواست که مراقبت باشم چون خودش نميتونست بياد
چه خبره؟
بايد بخاطر مصاحبه گري يه مدتي برم
بعد ِمصاحبه بر ميگردم
مشکلي نيست نميخواد برگردي
کاري که درسته انجام ميدم
خوشحالم که به هوش اومدي
ممنونم
خوب استراحت کن
ميرم
مشترک مورد نظر خاموش مي باشد لطفاً بعد ازشنيدن بوق پيغام خود را بگذاريد
سو هو
چه اتفاقي افتاده؟ حالت خوبه؟
چطور اينجايي؟
چطور اينجايي؟
حالت خوبه؟
چرا وقتي تمام بدنش ضرب ديده بهش دست ميزني؟
حالت خوبه
چه اتفاقي افتاده؟
شنيدم که براي نجات يه نفر پريدي وسط خيابون
حقيقت نداره
فقط وقتي داشتم از خيابون رد ميشدم تصادف کردم
خوشحالم که حالت خوبه
وحشتناک ميشد اگه صدمه اي ميديدي که نياز به جراحي داشت
حالم خوبه
بهتر ِ ديگه بريد
ما الان رسيديم ميخواي بريم؟
ميتونم تنها بمونم
نميتوني
قبلاً هم همينُ گفتي
گفتي ميتوني تنهايي بري امريکا
حتي اگه استادت مراقبت بود
حتي اگه گفتي حالت خوبه ....من نبايد
تو رو تنها ميفرستادم تو خيلي بچه بودي
اون مال ِ خيلي وقت پيشه
...نبايد به اين فکر ميکردم که
....پسرنابغه م بهتر از
شاگرداي خارجي ِبزرگتر از خودشه
متاسفم سو هو
متاسفم که تنهات فرستادم
متاسفم که فقط ازت خواستم جدول ضربُ به ياد داشته باشي
بهتر از اين بلد نبودم
مامان- هوم؟-
قرار نيست بميرم
فقط يه دستم شکسته. همين
دیگه بریم
بررسي کرديم حالش خوبه
خدافظ
مراقب بدن و ماشينها باش
قبل از رد شدن از خيابون دو طرفُ خوب نگاه کن
بابا
...پرورش ماهيتُ
نفروش
اون فقط يه محيط آبيه دليلي براي زندگي در اونجا وجود نداره
اگه کسي در موردش مطلع باشه نميخواد که اونجا زندگي کنه
اما تو اونجا رو دوست داري
بايد نگه ش داري
!عزيزم
!اوه، عزيزم
قلب سو هو نرم شده
داري گريه ميکني؟
!البته که نه
مشترک مورد نظر خاموش مي باشد لطفاً بعد ازشنيدن بوق پيغام خود را بگذاريد
براي گذاشتن پيام شماره يک را وارد نماييد
براي تماس مجدد شماره دو را وارد نماييد
براي تاييد پيام شماره چهار را وارد نماييد
براي ارسال فکس شماره پنج را وارد نماييد
پيام بعد از بوق ضبط ميشود
بعد از ضبط کليد ستاره را فشار دهيد
يو هو! منم
تعجب کردي، مگه نه؟
فقط يه کم درد دارم
فقط يه زخم کوچيک دارم
نميخوام که دختر ِ نازنازيم نگران بشه
زود باش، بيا اينجا تو بايد اين نامه ها رو براي من بنويسي
زود باش، بيا اينجا
بو نوئي
دلم برات تنگ شده
ميس کال از طرف رئيس
ميس کال از دال نيم و رئيس
دال نيم- بو نوئي-
کجايي؟
نه باهام تماس گرفتي نه بهم ميگي کجايي
فکر نميکني که نگران ميشم؟
خواستگاريش چطور پيش رفت؟ بهت حلقه داد؟
خيلي حسوديم ميشه
بدجور حسوديم شد
الو؟ بو نوئي؟
دال نيم، يه خواهشي داشتم
چيه؟
ميزمُ تميز کن
قوطي نمک و هر طلسمي که هست رو
بندازشون دور
چرا يه دفعه اي همچين حرفي ميزني؟
قراردادم تموم شده
شرکت زي زي رو ترک ميکنم- صبر کن يه لحظه-
متوجه نمیشم
گفتم در مورد خواستگاري بگو اين چه حرفيه که ميزني؟
چرا از شرکت زي زي ميري؟
دال نيم
بايد برم
بو نوئي، بذار اول همُ ببينيم بعد حرف ميزنيم من ميام پيشت
کجايي؟
بذار بعداً حرف بزنيم بعداً همه چيزُ بهت ميگم
متاسفم
بو را
بازم مثل دو سال پيش، اتفاق افتاد
...چند لحظه دير اومدم و
تو به اين روز افتادي
اين دفعه هم همونطوره
روزاي بيشتريُ ميخواستم باهاش باشم
طمع کردم و
آخرش اون صدمه ديد
سعي نکن اينقد ساده باشي
تو اينجايي نه، نه مثل ِ اون
آقاي هان
اينجايي؟
يه چيزي عجيبه- چي؟-
امروز چِت شده واقعاً؟
متاسفم
يه اتفاقي بايد براي بو نوئي افتاده باشه
ديروز مثل ِ يه گل بهاري
پر از هيجان و طراوت بود
اما الان يه دفعه ميخواد بذاره بره
دوباره بگو بفهمم با جزئيات بگو
بو نوئي چي؟
داره ميره- چي؟-
پس کارش چي ميشه؟- کارشُ ول ميکنه-
به هر حال قراردادش تقريباً تموم شده
اما رئيس و بو نوئي سر يه قرارداد جديد به توافق رسيدن
...اما يه دفعه
...عجيب اينه که- چي؟-
....ازم خواست هر چي رو ميزشه
از طلسم و نمک دور بريزم
از رئيس خبري داري؟
چيزي نشنيدي؟
چرا حتي انگشتات هم قشنگن
بايد ازش خواستگاري کرده باشه
موقعي که بو نوئي براي ديدنش مي رفت خيلي هيجان داشت
اتفاقي افتاده؟- يه لحظه-
سو هو بدون ِ اينکه به من بگه ازش خواستگاري کرده؟
فکر ميکردم تو بهترين دوستشي
به هر حال اگه خبري ازش گرفتي بهم بگو
حتماً - فراموش نکن-
نميتونه يه کم بيشتر بمونه؟
اوه، سو هو الان بهم پيام داد- پيام داد؟-
چي گفت؟- آه، از يه نفر ديگه ست-
"نرو" اين چي داره ميگه؟ مسخره ست
"نرو"
يادت نره بهم بگي- باشه-
بعداً باهات حرف ميزنم- باشه-
"بعد از ساعت کاري چيکار ميکني؟" اين ديگه سوالش بي ربطه
بگو، بعد از کار چيکار ميکني؟
وقتي که کُره بود
با يه شرکت بين المللي همکاري کرد
زمان ِ مفيديُ بعنوان يه ورزشکار سپري کرد
ساخت ِبازي
فرصتي براي گسترش حيطه فعاليتش شد
درباره ي "آي اِف"
شنيدم به زودي منتشر نميشه
شنيدم هنوز هم مدل هستيد
بازي در آينده ي نزديک با ارتقاي هيجان انگيزتر و جالب تر
به بازار عرضه خواهد شد
همکاري با شرکت زي زي براي من خيلي با ارزش بود
بهم کمک کرد تا پدرمُ پيدا کنم
...اونا خوب ميدونن چطوري يه بازي ِ
با کيفيت ِبالا رو بسازن
No comments yet. Be the first to leave one.