Glorious Day (A Good Day / Kiboon Joheun Nal / 기분 좋은날)

Glorious Day (A Good Day / Kiboon Joheun Nal / 기분 좋은날)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Glorious Day E38
ناشر shahlaz
ترجــمه و زيرنــويس :شـهلاز

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2015-06-01
تعداد دانلود: 6
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

مـتـــــــــرجـم شـــــــهلاز

= قسمت 38 =-

چی ریختی توش اینقدر خوشمزه شده؟

کی درستش کرده؟ نویسنده هان دستورشو برام بنویس

دستور درست کردن بی بیمباب ؟ فقط کافیه تمام کنار غذاهارو با هم قاطی کنی

این سوپ سردشم خیلی خوشمزه است بازم بخور

خیلی خوب شده سوپ سردشو بخور

چون همه داریم دور هم می خوریم خیلی بهمون مزه میده

درسته تنهای غذا خوردن اصلا خوب نیست

مهم نیست هر چقدرم که خوب درست شده باشه بازم مزه نداره

البته

وعده هایی غذایی رو باید همه با هم خورد

مدیر

این خیلی عالیه

داشتن یه پسر خوش تیپ و یه عروس ماهر

اوه بله می دونم بیشتر بخور

چشمای شمام خیلی قشنگه

حتما وقتی جونتر بودین خیلی محبوب بودین؟

....محبوب ، خب

اینقدر هیونگ مین سیک دورو برش می چرخید که اون فرصتی برای محوبیت نداشت

داجونگ مادر شوهرت مدرسه میرفت

...اون دچار بیماری عشقی شده بود - عمو عمو -

عمو غذاتو بخور

بله

رییس این موقعیت رو شوخی نگیر

این شانس برای زنا و مردای مجرد مثل ما کم پیش میاد پس بخور

تو واقعا خوب درای می خوری صبحانه نخورده بودی؟

وقتی آدم تنها زندگی می کنه دلش نمی خواد چیزی بخوره همیه سیره

غذا خب غذاست ولی وقتی صبح از خواب بیدار میشه به تنهایی به نظرت یه کم غم انگیز نیست؟

خیلی غم انگیزه

جمع افسرده ها ،‌وقتی از خواب بیدار شدی به من زنگ بزن

من ساعت 4 صبح بیدار می شم

من کل شبانه روز رو کار می کنم

کی آب برنج سوخته می خواد

من لطفا - من -

به من دو برابر بده - بله -

رییس خیلی خوشمزه است

خیلی خوشمزه است اون می تونه باهاش یه رستوران باز کنه

اون زنه خیلی خوبه

کاملا مشخصه توانایی اینو داره که بتونه یه مرد مجرد رو سر راه بیاره

به نظر میاد ازدواج نکرده باشه به نظرت دوست پسر نداره؟

نمی دونم - ازش بپرس ،ازش بپرس -

هم اخلاقش خیلی خوبه هم خوشگله

اون خیلی خوب تونسته با عمو ارتباط برقرار کنه به نظرت مناسبش نیست؟

عمو؟

بله

عمو باید با این زن ازدواج کنه

اگه اون با یه زن قوی ازدواج کنه دیگه نیازی نیست ما خسته بشیم

به نظر میاد حتی اگه با عمو ازدواج کنه از اون زنهای نیست که نخواد با ما معاشرت کنه

مگه چند بار همدیگرو دیدن که به اون راحتی بازوی اونو گرفت؟

مامان مگه نگفتی گرسنه ای برای چی نیومدی با ما غذا بخوری؟

وای ترسوندیم ، کی اومدی؟

اگه میخوای غذا بخوری درست بخور ، این چیه آخه؟

من راحت ترم تنهایی غذا بخورم

من واقعا خیلی پریشونم

مدیر گروه رفت؟

بله با عمو رفت

حرف خاصی نزدن؟

کی مدیر گروه؟

یا عمو؟

...همینطوری ...با جه وو

هیچی در مورد جلسه امضا یا ...یه همچین چیزهایی

مامان - چیه ؟ -

مدیر گروه و عمو نمی دونم شاید بخاطر اینه هر دوشون مجردن ولی به هر حال خیلی با هم جور شدن

چه خوب

اونها هر دوشون نمی تونن شبها خوب بخوابن و صبح ها به هم زنگ می زنند

وقتی دارن دستاشون به هم می زنن چشماشون توی چشم هم گره می خوره

شما باید آروم غذا بخوری

بیا آب بخور

مامان زود باش بخور

سولی

می خوام از فردا برم نون برنجی بپزم

چیکار کنی ؟ - کیک برنجی -

می خوام برم مغازه و از پدر کیک برنجی پختن یاد بگیرم

چرا یهویی کیک برنجی؟

شنیدم داجونگ گفت دیگه نمی خواد بره مدرسه و قصد داره توی مغازه بمونه

برای همین پدرت همیشه طرف داجونگه

راستشو بگو داجونگ خوشگل تر از منه یا با نمک تره؟

به غیر از اون چه دلیل دیگه ای داره؟

چطوری می تونی اینطوری فکر کنی؟

من می خوام برم یاد بگیرم

مادرت فکر می کنه عمو و مدیر گروه خیلی به هم میان

اونها خوب با هم ارتباط برقرار کرده برای اینکه مدیر تیم اخلاق و شخصیت خوبی داره

منم متوجه میشم ولی چرا اینقدر نا امیدم؟

منم نا امیدم داجونگ

چرا؟ من و تو هم که رابطه خوبی دایم

بهتره از دیگران تقلید نکنی

نمی دونم

من ...چون به نظرم جالب اومد میخواستم امتحانش کنم

بهتره چراغ خاموش کنی

جونگ دا جونگ چرا با من اینطوری می کنی؟

خودت نمی دونی که داری از من می پرسی؟

نمی دونم

خودت بهم بگو چرا اینطوری می کنی

اگه نمی دونی بیخیال

مردها واقعا خیلی بی عاطفه اند

...من چیکار کردم

چرا تو اینطوری می کنی؟

چرا مگه تو صبحانه آمریکایی دوست نداری؟

من انجامش میدم پدر

اوه دا جونگ تا یکی دو ماه می خوای نقش تازه عروسارو داشته باشی

عروس فقط برای چند روز عرسه اونوقت پدر شوهرت باید صبحانه درست کنه؟

مگه نون تست کردن چیکار داره داجونگ بشین اینجا بشین

اینجا بشین بشین بشین - بله -

بفرما

بشین

پدر از فردا من صبحانه رو درست می کنم

خیلی عالیه

داجونگ از فردا می تونی 30 دقیقه بیشتر بخوابی

فهمیدی؟ - بله ؟ -

بشین دیگه - بله -

کاری نکن بچه اینطوری احساس بدی پیدا کنه

داجونگ بچه ای نیست که فقط مشغول کارهای خونه باشه اون توی مغازه به اندازه کافی خسته میشه

یعنی شوهرش نمی تونه بهش کمک کنه؟

منم همین کارو می کنم

آیگو ...واقعا که

یکی از پسرات نمی تونه توی اتاق خودش بخوابه میاد طبقه پایین می خوابه

یکیشونم اینقدر شیفته زنشه که نمی تونه خوب فکر کنه

و شوهرمم به جای عروسش صبحانه حاضر می کنه ، این به اندازه کافی نیست که حالا واسه من طرفشو می گیری

ای بابا

چطوری می خوای من اونو دوست داشته باشم؟

شما حاضر شدی ؟ میرم بالا لباسامو عوض کنم - باشه باشه -

تو هم دیرت شده

چرا اون از اینجا اومد بیرون؟

منظورم اینه ..از اول صبحی از این خونه میره توی اون خونه

اون هنوز به حمام دستشویی اینجا عادت نکرده برای همین میره از مال اونجا استفاده می کنه

ای وای عجب داستانی داریم

توی این سالهایی که زندگی کردم تا حالا همچین عروسی ندیده بودم

چون حموم دستشویی ما براش راحت نیست میره خونه مادرش دستشویی می کنه بر می گرده

به هر حال اینجا فقط یه دستشویی داره

چرا من بهش فکر نکرده بودم

هی - بله؟ -

احتمالا تخت خونه تون برات راحت تر نیست؟

چرا شبها نمی ری خونه تون بخوابی؟

دفعه دیگه بیشتر سعی می کنم

نه نه نه

اینطوری نیست

سعی کنین یه حمام دستشویی خوب اینجا در بیارین

اینجا فضای کافی داره؟

...اگه بزرگتر میشده بهتر بود

اونیفورم مدرسه منو کجا گذاشتین؟

ای وای حالا چیکار کنیم

من یادم رفته بود اونو گذاشتم توی لباس کثیف ها

می شه همونطوری بهم بدین

من اونو با لباسهای دیگه قاطی کردم برای همین الان کثیف شده

تازه یه کمی هم آب رفته باید بندازیمش بره

پس باید چیکار کنم؟

می خوای امروز مدرسه نری؟

چی؟

اوه یون چان خیلی خوش به حالت شده

برای اینکه هنوز لباست شسته نشده می تونی از زیر مدرسه دربری

امروز وقت آزاد داری

بابا - اشکالی نداره ولش کن -

وقتی منم مدرسه می رفتم به هر بهانه ای جیم میشدم با بچه ها میرفتم هاکی بازی می کردم

هی می خوای امروز با من بری هاکی بازی کنی

عزیزم تو به هیچ وجه نمی تونی

من حسودیم میشه

شماها امروز چتون شده؟

توی این ساعت اینجا چیکار می کنی؟

عروس نازنینم از دستشویی و توالت ما ناراضی بود برای همین

شوهرم داره طبقه بالا براش یه دستشویی توالت درست می کنه

از بس صدای بنایی زیاده نتونستم اونجا بمونم

برای همین قبل رفتن یه کم اینجا استراحت می کنم

باشه استراحت کن لطفا

کنتر تلویزیون کجاست

پدر داری چیکار می کنی ؟ هان

بله ؟ - داجونگ کراوات منو برام ببند -

این اولین روزه بعد مرخصی ازدواج دارم میرم سر کار

نمی بینی کار دارم

هی داجونگ زود باش کراوات اونو ببند بفرستش بره سر کار رفته روی اعصابم

بله

وقتی پدر بگه دیگه آخرشه

چیکار باید بکنم ؟ هان؟

منم می خوام کیک برنجی پختن یاد بگیرم

سولی تو فقط بشین اونجا تماشا کن

دا جونگ لوبیا های خوبو از توی اون سبد انتخاب کن

بله

من می کنم - هاه؟ -

ای وای چیکار کنم؟

حالا چیکار کنم ؟ واقعا متاسفم متاسفم

نه نه چیزی نیست اشکال نداره

من جمع می کنم

نه نه من جمع می کنم برو به کارت برس

نه چیزی نیست من درستش می کنم

آدمای بیمار باید مراقب باشن سرما نخورن

این آب ریشه گل زنگیه

می گن جلوی سرماخوردگی رو می گیره بیا همیشه بخوریم

خیلی گرم و خوبه

فکر کن ببین برای نهار چی بخوریم

تو میخوای درست کنی؟

البته ، فکر کردی بلد نیستم؟

یادم بده چطوری خورش رب سویا درست کنم

دیدی چقدر ساده بود حالا بچش تا بهش چاشنی اضافه کنیم

داغه

ای وای نمی دونم شین یه می تونه همچین مزه ای از آب در بیاره

تا بچه ها بتونن لذت ببرن

شین یه فقط بلده بخوره بلد نیست درست کنه

پس میخوای من یاد بگیرم بعد به اون یاد بدم

چرا؟

چون من نمی تونم از دستم استفاده کنم می خوای خودت این خورش بپزی؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left