نخستین 200 خط.
سلام.
کارتر زنگزده . از ديدنت خوشحالم .
من رسما از داشتن چشم پشيمونم.
کي مشروب ميخواد ?
نه ممنون .
خوب خوب. بيشتر براي من.
بشينيد , خانمماي جوون .
سلام ?
هي اين, ليا کالينزه ?
بله، همينطوره، ممکنه بپرسم به کي زنگ ميزنه؟
ببين,من راه درستي براي انجام اين کار يا هر کاري نميشناسم .
پدرت مرد .
اون … مرده
چي؟
باشه . اين کيه ?
اين چارلي تيلرمنه.
ميدوني، دختر ديگش.
متاسفم.
فقط گفتي چارلي تيلرمن؟
آره
باشه . اين يک جور شوخيه ?
تو حتي پدرم رو نميشناسي
اوه , واو .
ممنون که بهم يادآوري کردي .
به هر حال , او در يک حادثه قايقراني يا چيزي مرد
و اين وکيل زنگ زد .
اون گفت ما بايد به آريزونا بريم
براي پر کردن بعضي از نامه ها و بسته بندي وسايلش.
اوه، و ما بايد رانندگي کنيم
چون يه عالمه چيز هست.
و ما نمي تونيم همه چيز رو توي هواپيما جا بديم
جدي ميگي ?
پس اين واقعيه ?
آره .
ما بايد بريم وسايلشو جمع کنيم.
اوه خداي من.
سلام ? هنوز اونجايي ?
آره , هنوز اينجام من فقط …
دارم سعي ميکنم اينو بفهمم .
به تقويمم نگاه ميکنم
و ميگه پدرم در يک سفر تجاري بود .
نميفهمم چرا اين همه چيز داره
بايد برگرديم
من هم نظري ندارم .
وکيل گفت که به آريزونا برو
کوله اش را جمع کن و برگردون.
منظورم اينه. اين تمام چيزيه که ميدونم.
اين اصلا ً منطقي نيست .
حتي نميدونم چرا منو صدا ميزني .
تو حتي اونو نميشناسي- چرا اول بايد به تو اطلاع داده بشه ?
خوب,فکرميکنم اين احتمالا ً به اين دليله که من از نامخانوادگي اون استفاده ميکنم .
و من نمي خواستم، اگر اسم دوشيزه مادرم بود،
چيزي غير از رپر بود.
آره من حدس مي زنم.
اوه خداي من، مادرم.
به مامانم زنگ زدي؟
مادرم از اين خبر داره ?
نه , بهش نگفتم .
بنابراين، اگر بخواي، از اومدنت استقبال مي شه.
اما تو بايد نصف کارو را پوشش بدي .
آره , هر چي .
متاسفم که مجبور شدم اينو بهت بگم .
نه , نيستي .
منصفانست .
آدرس خودمو برات مينويسم .
فردا ميبينمت .
نميتونم پنجره رو باز کنم .
شما نميتوني اينجا سيگار بکشي .
شوخي ميکني
ما اين همه راهرو به آريزونا ميريم و من نمي تونم سيگار بکشم ?
تو ميتوني , نه توي ماشين .
سفر جادهايه .
دقيقا ً.
که به اين معنيه که ما در پمپ بنزينها متوقف مي شيم .
وقتي رسيديم ميتوني سيگار بکشي .
عاليه .
لطفا ً بهش دست نزن
لعنتي ! بکش کنار .
چي ?
چيزيو در خانه فراموش کردم .
خواهش ميکنم , فقط برگرد .
دهن سرويس.
من واقعا سريع مي جنبم، قسم مي خورم
مهمه ?
آره . خيلي مهمه
خواهش ميکنم , من بايد اونو داشته باشم .
خدا …
"خوارتو گاييدم"
پس مطمئني ماشين من اينجا آمنه , درسته ?
سرد فقط براي 3 روز.
اين مسخرست.
اوه، اين ماشين حتي به اريزونا هم مي رسه؟
آخرين باري که روغنت را عوض کردي کي بود؟
لاستيکاتو چک کردي؟
گارانتيت کمک کنار جاده هم داره؟
آيا کابل بکسلم داري؟
تو هيچ وقت... خفه شو!
پس … براي زندگي چه کار ميکنيد ?
من هنرمند هستم .
پس تو پيشخدمت هستي ?
نه . تماموقت نيست .
هر چي .
چکار ميکني ?
اوه , من در امور مالي کار ميکنم .
پس تو يک بانک دار هستي؟
نه دقيقا. من يک تحليلگر سيستم هاي مالي هستم.
هيجان انگيز.
اه . بوي گند ميده .
لعنتي .
ما اونجا هستيم ?
اميدوارم نه .
به درياچه خوش آمديد .
اسم من کريه , چطور ميتونم کمکت کنم ?
آه , بله , سلام , متاسفم که مزاحمتون شدم
فکر مي کنم ممکنه آدرس اشتباهي داشته باشيم...
آيا اين جاده 2324 زيتونيه؟
بله همينطوره!
اوه! اوه! بچه ها آيا شما اعضاي جديد هستيد؟
اعضاي چي؟
نه، ما در واقع در مورد ند تيلرمن اينجا هستيم.
نميدونم اونو ميشناسي يا نه , اين دخترشه .
خداي من ! بيچاره .
خيلي براي پدرت متاسفم .
متشکرم .
ما براي کارهاش اينجا هستيم .
مي توني ما رو به داخل پرت کني ?
اوه، آره عجب!
اون فقط مي گفت: " اوه!"
اوه , زود باش , اون ليسپو شنيدي .
البته اين موضوع به هيچ وجه صحت ندارد.
بله همين طوره.
دوست پسر من در کالج هميشه اينو مي گفت.
راست ميگفت ?
مستقيم به اندازه کافي.
زنگ زد , پس محکم بگير .
درو با دست باز ميکنم .
طبيعت شناس؟
يعني چي ?
تا به حال کتاب "وصاياي امام خميني" خوندي؟
نه.
يک هنرمند هيپي هستي و تا حالا "وصاياي امام خميني کله کيريو" نخوندي."
نه، نخوندم.
تو موفق شدي که تبديل به يک جنده کوني بشي؟
بدون خوندن " کي ميميامو تکون داد؟"
خدايا، من اين کتابو دوست دارم!
هي دوست دختر!
چي … لعنتي ?
مسير را در حالي که پيچ مي خوره ادامه بده، پارک کن،
بر ميگردم، همتون رو معاينه ميکنم
متشکرم.
ما را به يک .....
اوممم-هااااا.
و اين يعني پدر - -
نمي دونم .
مي توني از خيره شدن به اون دست بکشي--
اوه اوه.
منم همينطور .
يا خدا
سلام من کريم , از ديدنت خوشحالم .
چارلي
هي تو . سلام ! من کوري هستم .
ليا کالينز .
SO... به درياچه خرس خوش آمديد!
ما فقط براي ديدن رييسي اينجا هستيم - -
رييسي 6 کلاسه؟
بله، اون گفت که اينجا خواهد بود.
قطعا همين طوره.
اما فکر مي کنم بهتره اول شما رو به ديدن کريستي ببرم.
او خواهد بود...؟
کريستي لرنر.
اون مدير کل استراحتگاهه.
اون فقط داخله، پس بذار اونو بگيرم.
ممه نون
دخترا، ديدنه شما مايه خرسنديه.
من کريستي هستم.
خيلي متاسفم که مجبور شدم تحت اين شرايط ببينمتون .
بيان اينجا , هر دوي شما .
ند مرد فوقالعادهاي بود .
يک قهرمان واقعي .
درگذشتش واقعا براي همه ما سخت بود.
هي مردم مهموني !
* * * * نمايي از بخش مياني * * *
بيا و اينارو بگير!
آره، به نظر مي رسه که همه ي شما واقعا در اين مورد گيج شدين.
زندگي ادامه داره.
بنابراين , ظاهرا ً بايد با رييسي ملاقات کنيم .
قبول ميکنم که وکيله ?
بله، پس از اينکه وقت زياديو در اينجا گذروند،
ما اونو به عنوان مشاور قانوني. رزيدنت خودمون انتخاب کرديم
و اون وصيت ندرو داره؟
درسته. اون منتظر تو بود .
عاليه . مي توني به ما نشون بدي ?
بله
پس … ما دنبال شما مي ياييم ?
البته. درست بعد از اينکه از هم جدا شدي.
آه، نه اين اتفاق نمي افته.
درستهههههههههه
مادرم هميشه به من مي گفت اول پول بگيرم.
اين يک شوخيه.
اوه خوب. خب من شوخي نميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.