Ever Night (Jiang Ye / 将夜)

Ever Night (Jiang Ye / 将夜)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Ever Night E15 1080p
Ever Night E16 1080p
ناشر Rahpooyan
Somayeh-H :مترجم (@se7enDL

برچسب‌ها

1080
تاریخ انتشار: 2019-04-12
تعداد دانلود: 30
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

شب ابدی

قسمت پانزدهم

بالاخره بیدار شدی

ارباب

سانگ سانگ

تو منو نجات دادی؟

راستش رو بگم

قرص تونگ تیان من زندگیتو نجات داد

اگه یه پزشک معمولی بالا سَرت بود، تا الان توی تابوت بودی

خوشبختانه، من یه نابغه ام برای همین نجاتت برام مثل آب خوردن بود

چطوری پیدام کردی؟

چتر کجاست؟

نگران نباش

چتر همینجاست، پیش صاحبش

تو منو ترسوندی

اون یه زندگی بهت بدهکاره

نه، من زندگیمو مدیونت هستم

هر وقت بخوای، دِینم رو با زندگیم بازپراختش میکنم

نینگ چوئه، این کیه؟

...اون خدمتکار من

سانگ سانگِ

خدمتکارِ نینگ چوئه، فهمیدم

اگه به زندگیت احتیاج داشتم، ازت میگیرمش

نینگ چوئه

چطوری اینقدر صدمه دیدی؟

میتونیم راجبش حرف نزنیم؟

نه نمیشه

تو خیلی آسیب دیدی

زخم هات توسط یه آتیش نامرئی مُهر و موم شده

بعد از همه اینا، تو به خونه نرفتی

کجاوه گرفتی و به دارالفنون اومدی

نشون میده که فوجی بوده و انتخاب دیگه ای نداشتی

تو میدونی که دولت جرأت نمیکنه جلوی کجاوه دارالفنون رو بگیره

یا تو دارالفنون دنبالت بگرده

سانگ سانگ، برگرد خونه، برام لباس و یه درشکه بیار

باشه، ارباب

...حالا هر چی میخوای بگو

نذار رو دلت بمونه

دیشب یه استاد شمشیر زنی تو شهر کشته شده؛ پرنده ی ققنوس بیدار شده

تو توسط ضربه های شمشیر زخمی شدی، ولی از قطره خونی خبری نبود

زخم هات توسط، یه آتیش نامرئی مهر و موم شده

همه ی اینا فقط یه توضیح دارن

تو کسی هستی که دیشب اون استاد شمشیر زنی رو کشته

همچنین تو باعث عصبانیت پرنده ققنوس شدی

چیزی که متوجه نمیشم اینه که یه فرد معمولی این کارا رو انجام داده، نه یه استاد ذهن

چن پی پی، تو یه نابغه ای

تحسین برانگیزی

قربان، افسر تی یینگ اینجاست

بفرستش داخل

قربان، ما یه سرنخ جدید برای مرگ ین سوی چن پیدا کردیم

صحبت کن

ین سوی چن قبل از مرگش با یه شاگردِ دارالفنون به اسم نینگ چوئه ملاقات داشته

نینگ چوئه، یه خدمتکار به اسم سانگ سانگ داره

اون توی یه فروشگاه قدیمی قلم توی خیابان چهل و هفت قسمت شرقی شهر زندگی میکنه

هر دوشون اغلب به فاحشه خانه آستین سرخ میرن

خدمتکار رو زیر نظر بگیر

ببین اونا چکار میکنن

اطاعت

تی یینگ

آروم پیش برو

فهمیدم

من تو رو با بدبختی از جهنم برت گردوندم، نمیتونم تحویلت بدم

فقط میخوام بهت نشون بدم هیچ کس نمیتونه رازی رو از این نابغه مخفی کنه

منم چیزایی رو که راجبت میدونم میگم

تو وارث خاندانت نیستی

تو توسط شیلینگ انتخاب شدی

برام مهم نیست وقتی یه بچه بودی مربیت رئیس شیلینگ بوده یا یه کشیش

چیزی که متوجه نمیشم اینه که

افرادی که از شیلینگ میان انتظار دارن وارث دو نسل باشن

... یه نابغه که توی دارالفنون پذیرفته شده

چطور میتونه یه پسر چاق باشه

خفه شو یا با همین دستام میکشمت

اون مغز کوچیکت رو جلوی این نابغه دیگه نشون نده

تا حالا کسی رو کشتی؟

حداقل یه مرغ رو کشتی دیگه، درسته؟

غیر از اینکه تصادفی باعث مرگ چند تا مورچه شدی

این دستای سفید و نرم هیچ وقت به خون آلوده نشده

اگه نمیتونی کسی رو بکشی، پس تهدید الکی نکن

کسی رو نمیترسونه، ولی تو احمق نشون داده میشی

... تو - ...و در ضمن -

درموردم به هیچ کس چیزی نگو

تو برگرد به همون کتابخانه قدیمی و به کسی نگو اینجا بودی

نمیخوام دوباره چشمم بهت بیوفته

چه کار میکنی؟

خسته ام. میخوام یه چُرت بزنم

تو یه آشغالی

چرا قرص نازنینم رو بهت دادم؟

چن جیا، تو برام زیباترین گل توی جهانی

پس سرورم، شما زمینی هستین که این گل رو حمایت میکنه

دلم برات تنگ میشه

منم دلتنگتون میشم

مطمئنم که توی سفرتون به تانگ موفق میشین

ممنونم ازت، چن جیا

داری چکار میکنی؟

وقتی توی ماموریت باشم نمیتونم یه جا بشینم

و شما نباید اینجا باشین

خانم دائو چی، چرا من و چن جیا نباید توی کوهستان هلو باشیم؟

چون اینجا زمین ناشناخته شیلینگ هستش

هیچ وقت بدون دعوت نباید وارد اون بشین

دائو چی، حتی اگه تو در صومعه جی شو توی دیار ناشناخته شیلینگ آموزش دیده باشی

نباید بی ادب و مغرور باشی

... اگه واقعا بی ادب و مغرور باشم

میخوای چکار کنی؟

لطفا درست رفتار کن

نذار قلبت تنزل پیدا کنه

قلب آسیب دیده، باعث میشه ماموریتمون خراب بشه

لو چن جیا، تو حتی نتوستی شان شانِ دیوانه ی کتاب رو شکست بدی

اونوقت مقابل من شمشیرتو میخوای بکشی؟

اون تونسته به سطح شناخت سرنوشت (سطح پنج) برسه، ولی بازم از شکستن آیینه خودداری کرده

شاهزاده خانم، شاهزاده ششم بیمار شدن

پیشگوی سلطنتی گفته که به خاطر وجود شماست

عالیجناب ساکتش کرد، کسی جرأت نمیکنه توی قصر در این باره حرفی بزنه

ولی بازم شایعه هایی بخش شدن

یه نفر پشت این قضایا هست

شاهزاده خانم، نگران نباشین

،تا زمانی که من، خوآ شان یو، اینجا باشم

اونا نمیتونن شما رو دوباره مجبور به وصلت با یه کشور دیگه بکنن

شاهزاده ششم مریض و بیماره‌، اون لعنتی برای خواهرم دردسر درست کرده

مراقب باش

ارباب، میرم برات نودل بپزم

سانگ سانگ، بیا اینجا، میخوام یه چیزی بگم

بشین

چی شده؟

میتونیم امشب غذای روده یا نودل تخم مرغی نخوریم؟؟

یا شب های دیگه؟

هوا گرمه اونا ممکنه خراب شده باشن

خراب بشن؟ میرم ببینم - کجا میری؟ -

به خاطر من که به شدت زخمی شده بودم و زبونم لال داشتم جون به عزرائیل میدادم

میتونی غذای بهتری بخری؟

من یه خدمتکارم

پولا رو که برای خودم خرج نمیکنم

به خاطر ازدواج خودته

دارم به خاطر تو پول جمع میکنم

من برای سوپ ترشی به فروشگاه آنتیک میرم

و یه اردکم میگیرم برات

اونا رو میپزم تا زود خوب بشی

آفرین دختر خوب، برو

عجله کنی - باشه -

شاهزاده سوم

بالاخره اومدی

تنهامون بذار

چه کاری میتونم براتون بکنم، سرورم؟

بهت گفتم بیای تا ازت دارو بخوام

دارو؟

می دونم توی اداره دارو در دروازه جنوبی تائو بهشت ​​کار میکنی

میخوام یه درس به اون شاهزاده ششمِ آزار دهنده بدم

میخوام اسهال بگیره و نتونه از توالت بیاد بیرون

شما می تونین این دارو رو دریافت کنین

ولی نباید به کسی بگین از من گرفتین

مطمئن باش. اونو بده

چرا من باید همچین چیزی رو همیشه همرام داشته باشم؟

بذارین برم براتون بیارم

... ولی

ولی چی؟

قبل از اینکه اونو بهتون بدم شما باید به زندگیتون قسم بخورین هیچ اسمی ازم نبرین

قبول، قبول

اگه پدر و خواهرم ازم بپرسن، میگم اونو از یه داروخانه گرفتم

خدا منو بِکُشه اگه اسم تو رو بگم. راضی شدی؟

سرورم، اون چیه؟

تو، تو، چی بهم دادی؟

کی بود قسم میخورد؟

این یه ضمانت برای منه تا بهم خیانت نکنی

تا وقتی که من در امان باشم میتونی پادزهر رو داشته باشی

اینطوری برات بهتره

چی بهم دادی؟

استاد

عالیه. شان شان

از کودکی نماد طلسم ها رو مطالعه کردی

مردم دیوانه ی کتاب صدات میکنن

ضعفت فقط نداشتن تجربه درباره دنیای بیرونه

مقصر منم

شاید یه روزی، بذارم برای ماجراجویی به دنیای بیرون بری

اربابت مثل قبل به اینجا نمیاد

حتما عاشق یکی شده - غیر ممکنه -

پس حتما تو نگرانی اون از اینجا یه معشوقه پیدا کنه؟

ما حتما بهترین بانو رو پیدا میکنیم

پس تو هیچ وقت نمیخوای معشوقه ی اون باشی؟

چطور میتونم معشوقه ی ارباب باشم؟

پس میخوای با یه نفر دیگه ازدواج کنی؟

ازدواج نمیکنم

من همه ی زندگیم رو پیش ارباب می مونم

پس نذار که به اینجا بیاد

این به من مربوط نمیشه

دختر احمق - من احمق نیستم -

ارباب گفت که نباید به این چیزا فکر کنم

راستی، باید برم براش غذا آماده کنم

چیا ازشون فهمیدی؟

نینگ چوئه و خدمتکارش کاملا به دخترای فاحشه خانه آستین سرخ نزدیکن

شو چوی محبوب اون رو برادر کوچیک صدا میزنه

حتی جیان داجیا هم مواظبشه

شاگرادای دارالفنون همیشه کارای عجیب میکنن

دوستی با دخترای فاحشه خانه آستین سرخ دیگه نوبَرشه

چطور تونستن به اون دخترا اینقدر نزدیک بشن؟

چیز دیگه ای هم هست؟

من همینطور شنیدم که، وقتی جانگ یی چی کشته شده، نینگ چوئه هم اون جا بوده

این تصادفیه؟

شهر تویانگ، امپراتوری تانگ

ژنرال، یک پیام از وزارت نظامی رسیده

محتواش چیه؟

توی پایتخت حادثه هایی اتفاق افتاده

More Farsi Persian subtitles for Ever Night (Jiang Ye / 将夜)

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left