نخستین 200 خط.
وای خدای من,لعنتی
وای خدای من
تو؟ تمام این مدت تو بودی؟
بچه ها ,زودباشین
اون تا چند لحظه ی دیگه میرسه
ناموسا؟
هی,دومینیک
ایلسا, من واقعا خوشحالم که موفق شدی
...ممنونم بابت
اوه, و تو آدم آوردی
- عالیه - تو خیلی باحالی
- این دووینه - باعث خوشحالیه
هی, دام, آره
کلی آبجو آورده
باحاله
حس باحالیه دومینیک صدام کنین
و شما؟
سارا, سلام
من از دوستای رفیق دانشجوییت , ماریکو هستم
خب, جالب نیست؟
امیدوارم یه چند مایل فاصله تا پارکینگ
برات خیلی ناراحت کننده نباشه
اره,پسر من اونجا پارک نکردم
همون دور و اطراف درب ورودی ولش کردم
ورودی راه جوری طراحی شده
که بیش از حد کوچیکه
خب, این قانون شکنیه
قبل اینکه بیای داخل بندازش لطفا
ایلسا, میتونم یه چند لحظه تو آشپزخونه باهات حرف بزنم؟
دردم گرفت چیه؟
اوه، هیچی بجز اینکه تو دوتا غریبه دعوت کردی
حتی بدون اینکه اول به من بگی
قرار بود تو و من و هم دانشگاهیام باشیم
من به اندازه ی کافی جا ندارم
اونا غریبه نیستن
دووین یجورایی دوس پسر منه
و سارا هم ماریکو رو از دوره ی کالج میشناسه
...من فکر کردم تو و سارا ممکنه
- ایلسا,اون سیگار میکشه - خب؟
و شبیه 45 ساله هاست
اینا رو از کدوم گورستون چالی پیدا کردی؟
به خدا قسم تو هیچوقت نباید مدرسه ی خصوصی رو ترک میکردی
اون 23 سالشه
تو همیشه اینکارو میکنی
از زمانی که من میشناسمت
و میدونم که تو یه روز باید بتونی افرادی که میتونی بهشون اعتماد کنی
رو از افرادی که نمیتونی تشخیص بدی
دومینیک, من متاسفم
من نمیدونستم که تو انتظار داشتی تنهایی بیام
اما ما فارغ التحصیل شدیم و این ممکنه آخرین شانسمون
باشه که با همه ی دوستهامون کنار هم هستیم
من نمیخوام کسی بره
لعنتی, باشه
عیبی نداره
آخر هفته هنوزم میتونه بر اساس برنامه ریزی پیش بره
دو نفر بیشتر که چیزی نیست, ها؟
- مارکوس - هی ,دام
حالت چطوره؟
و تو "رومور" رو آوردی
مثل اینه که من اصلا فارغ التحصیل نشدم
لطفا, بیا تو
مارکوس, رومر, همگی
با همدیگه آشنا بشین فکر کنین خونه ی خودتونه
من باید برم اتاق زیر شیروونی رو ردیفش کنم قصد استفاده کردنش رو نداشتم
مارکوس. من مطمئن نبودم که شما میاین
ممنونم که منودعوت کردی
درواقع, با تشکر از ایلسا
هی رومور, به هیچکدوم از آت و آشغالهای بابام دست نزن
شرمنده
این خوبه که فرصتی واسه من وشما پیش اومده
- هی - مارکوس, دووین
قبل اینکه من منتقل بشم مارکوس رفت به مدرسه ی قدیمیه من
آره, آره, مارکوس اهل مدرسه ی خصوصیه
من خیلی دربارت شنیدم,پسر
ایلسا همیشه دربارت حرف میزنه
منم یه چیزهایی دربارت شنیدم
ایلسا رو چطور میشناسی؟
- من دوس پسرشم - درسته
- خب, خوشحالم که باهات آشنا شدم, دووین - اره, پسر منم همینطور
خدایا, عالی بنظر میای,مارکوس
تو یه معجزه هستی
رومانت چطور پیش میره؟
اوه خدای من, اولین پیش نوسش رو تموم کردم
چه رومان کوفتی ایی؟
تو نوشته ی ایلسا رو نخوندی؟
بنظر میرسه اون خیلی چیزها رو نخونده
تو باید بخونیش ,پسر
این دختر واقعا کارش درسته
سیلویا پلات با هنری میلر ملاقات می کند.
خفه شو
داستان کوتاهت درباره ی دهن دلقک خیلی خوبه
بهتر از خوبه
قشنگه, فوقالعادست
منو شرمنده میکنی
خب
عزیزم, ما بهتره بریم اتاق خوابمون رو انتخاب کنیم
و شروع کنیم به باز کردن وسایل
هرجایی که دوس دارین پلاس شین
مارکوس و رومر, شما دوتا میرین اتاق زیر شیروونی
عالیه, واقعا قدردانی میکنم, دومینیک
سه تا تخت بالا هستش, درسته؟
آره, اما چرا سه تا تخت لازم داری؟
خب, الی با ما میاد
اون برگشته سر گل کشیدنش
الی داکو, الی داکوتا؟
اون معتاد مفنگی تو کابین بابام بمونه؟
شما بچه ها میدونین که بابام
کمیسر پلیسه, درسته؟
من اسید اوردم
و یه بیل. حالا واسه چی؟
وقتی مارکوس گفت کابین فکر کردم باید یه چاله ی گنده بٍکنم
گوه توش
اینجا, یه عمارت بزرگه رفیق
درسته, درصد حفر کردن گودال صفره
مثلا, یه گودال گوه توش خیلی گودال گوه وجود داره
خیله خب, خیله خب, خیله خب
سلام, نره خر
دوباره تکرار کن
چیو؟
نگاه نکن, اونا فقط تشویقش میکنن
چرا این خیلی اذیتت میکنه؟
نادیده بگیرش
من ازش ناراحت نیستم
این فقط مسخره ست که اونا از ما, تو بازیهای جنسی خودشون استفاده کنن
اونا میدونن که ما متوجه میشیم دارن چیکار میکنن,اینطور فکر نمیکنی؟
اوه, آره
-چیه؟ - اُسکل بازي در نيار
من میتونم بوی خیس شدنت رو از اینجا حس کنم
سارا
نه؟
باید مارکوس باشه که بوش رو حس میکنم
مارکوس, من عجیب غریبم؟
نه
یعنی اینکه, من تو رو خجالت زده نمیکنم, میکنم؟
وای خدا
یعنی اینکه, من میدونم که تنها دعوت شدنم بخاطر تو بود
باشه, خب؟
دبیرستان تموم شده, رومور تو باید بیخیالش بشی
اینجا رو ببین
قراره یه آخر هفته ی عالی باشه
این بچه ها همش این حس رو بهم میدن که من
انگار دارم کار اشتباهی انجام میدم
ببین, من میخوام اینجا باشی
میخوام اینجا باشی
هیچکس بیرونت نمیکنه
خیله خب, خیله خب, خیله خب مارکوس چطور,ها؟
من باید نگران اون خوشگل پسر بچه کون باشم؟
ماکوس پسر خوبیه
تو نباید نگران اون باشی
اون آدم قابل اطمینانی هستش
- همه دوسش دارن - آره, شرط میبندم
یعنی, درباره ی اون و ایلسا چطور؟
وای نه, آره, تو باید در اون مورد نگران باشی
آره
نه, اونا واسه همدیگه مناسب هستن
اره, شرمنده,من در موردت اشتباه کردم
اشکالی نداره, ممنون
خوبه خوبه
الی, روبراهی؟
اون غاز رو نگاه کن
- چی؟ - اون غاز ,اون بیرون
کل روز اونجا بوده
من غازی نمیبینم
قبلا اونجا بود و الان نیست
تو رو نمیدونم اما من احساس خوبی ندارم
هی, من خیلی خوشحالم که تو تونستی موفق بشی بیای
کس دیگه ایی هست که جای تو رو پر کنه؟
اوه, نه , نه واقعا
رئیسم میگفت تاریخش رو عوض کن یا اینکه اخراج میشی
ول کردی؟ که فقط بیای اینجا؟
آره
فهمیدم که این آخرین فرصت منه که
ببینمت
...مارکوس, من
نه, میدونم
ببین, میدونم که تو با کسی دیگه هستی
- ...اما من - نه, گوش کن
من اتفاقی با دووین تویه یه پارتی آشنا شدم
و اونو به عنوان یه سپر در مقابل دومینیک آوردمش اینجا
اون نیست
منظورم اینه که
فقط تویی
- زود برگرد داخل - خیله خب
بله
لعنتی
من مستم
آره, آبجو و وودکا کار خودشو میکنه
آره خب, این مشروب منه, رفیق
وودکای دیرگیر
چیه؟
تو با وودکای دیرگیر خودت خیلی خنده داری
و همینطور دخترهای دبیرستانت
هی. به سلامتی
من میخواستم بخاطر
رفتار بی تربیتی که قبلا داشتم عذرخواهی کنم
قراره که یه آخر هفته ی عالی باشه
و من خوشحالم که همتون اینجایین
به سلامتی دومینیک
دومینیک, اینجا بهشته
خب, شما همگی با ایلسا دبیرستان رفتین؟
No comments yet. Be the first to leave one.