نخستین 200 خط.
چی شده؟ مشکلی هست؟
مشکلی وجود داره؟
.هر جا رو که نگاه میکنم پسرم
خب کجا رفتی؟ - ...میدونی -
تنها زمانی که روی ...زمان حال تمرکز دارم
.سوار این اسبه
...فقط یه سواری طولانی باید برم تا به خودم
.یادآوری کنم برای چی میجنگیم
همراه میخوای؟
خب متاسفانه چند تا مشکل داری .که باید درستش کنی
خب، داستان مشکلات همین نیست بابا؟
...مهم نیست چقدر نباشی
.وقتی برگردی دوباره پیداشون میشه
.یه اسب بردار
...خب، فقط باید یکی رو پیدا کنم
.که سریع مراقب "تیت" باش
.اینجا منتظرت میمونم
.لازم نیست منتظرم بمونی
.بهت میرسم
خیال میکنی مگه نه؟
.فقط بهم بگو کدوم سمت داری میری
زیاد میای اینجا؟
.هر فرصتی که گیر بیارم
.بیست سال شده - .نه -
.21
.21سال شده و به نظر میاد همین دیروز بوده
.هنوز حسش میکنم و بوشو میفهمم
.بدون اون مرد کاملی نبودم
.اینکه بهونه نشد
.وقتی باهام بود پدر بهتری بودم
امیدوارم که هرگز .نفهمی چه حسی داره، پسرم
.الانم میدونم چه حسی داره
:مترجم High bury
.امروز هوا خیلی خشک شده
.تهوعآوره
."پرده رو باز کن "گراهام .بیدارش کن تنبلو
تیت" اینجا چه کار میکنی؟"
.بابا با بابابزرگ رفت
.بهم گفت اینجا بمونم
.فکر کنم بابات یادش رفته اینجا چطوریه
.بریم. زود باش
.خودمو سرزنش میکنم
.تا یه حدی
میدونی چیه "جیمی" اینقدر خطرناکه؟
.قبل از اینکه کاری بکنی باید بهش فکر کنی
مجذوب این شدی .که دنیا چه برداشتی ازت داره
...چه جور مردی هستم
.سوالی ـه که هیچوقت از خودت نپرسیدی
...دنیا چه فکری در موردم میکنه
.تنها سوالی که میپرسی همینه
...اخلاقیات، وفاداری
.اصلا جز معادلاتت نیست
...اما بالاخره یه کاری کردی
که باعث میشه .خودتو طوری ببینی که دنیا میبینه
.طوری که من میبینمت
.طوری که اون تو رو میبینه
.و هر چقدرم بسابی بازم اوضاع تغییر نمیکنه
...باید یه چیزی بهت بگم
.و از روی عشقم میگم
.باید واقعا به فکر خودکشی باشی
.هیچوقت همچین چیزی ندیدم
."حرف خیلی زیادی ـه "بن
قربانی رو شناسایی کردی؟
."دیو بلکبال"
از کازینو؟
چی شده؟
.باید ببینیش
علت مرگ چیه؟
.خفه شده
.قبلا اونو دیدی
.بیشتر از اونکه بتونم بشمرم
چرا اونجا خونه؟
.آره، اینو ندیدم
میدونی به نظرم چه شکلیه؟
.یه پیامه
.بابام قبلا این کار رو میکرد
جدی؟
.وقتی کرهاسب داشت این کار رو میکرد
جدی؟ - چرا تو انجامش میدی؟ -
...خب، میخوام ذهنشو از مزخرفات پاک کنم
.تا بتونم بهش برسم
.یه دلار بهم بدهکاری
.یه دلار کوفتی بهت نمیدم
پس سر قوری چای پدر خودتو درنمیاری؟
.آره درسته
....بیا، بیا، بیا، بیا
.بیا
.اینو میبینی "تیت"؟ داره تسلیم میشه
معناش چیه؟
.یعنی آمادهس بره سر کار
.صبر کن، آروم و یواش برو
.حالا میتونی صورتشو ناز کنی
.اینم از این. زود باش، بفرما
.چه پسر خوبی
.آره
باشه، چی میگی؟
باید یکی دیگه بگیریم؟ - .آره -
.برو دروازه رو برام باز کن
میتونی پرستاری از بچه رو .به استعدادهام اضافه کنی
.باید بگم این یکی رو پیشبینی نمیکردم
.منم همینطور
.باید حرف بزنیم - .بله قربان -
.اول باید با تو حرف بزنم بابابزرگ
.خیلی جدی ـه
.باشه
منم باید جزیی از گفتگو باشم؟
.هیچ پولی نداره. باید خودش باشه
.خیلی خوب میشه. زود باش
.ممنون که مراقبشی
.بچهی باهوشیه. میتونی از چشماش بفهمی
.از مادرش به ارث برده
.آره یه جورایی فهمیدم
.باشه، نوهجان، بذار بگیرمش
.خب تصمیمی گرفتم
راست میگی؟
.میخوام گاوچرون بشم
.خب چیز خوبیه
.این مزرعه به گاوچرون نیاز داره
.یه روز تمام اینا مال تو میشه
.خب، اینجاست که مشکلم میاد وسط
.باشه
.من اسب ندارم
.نمیتونم بدون اسب گاوچرون باشم
آره، خیلی سخت ...میشه بدون اسب گاوچرون باشی
.شکی در موردش نیست
خب میتونی یکی برام بخری؟
خب، اگه بخرمش چطوری میخوای پولشو بهم بدی؟
اصطبل رو تمیز میکنم .یا طویله رو جمعوجور میکنم
.خب شروع خوبیه
.بابات باید آموزشش بده
.چونکه من دیگه برای این کارا اصلا وقت ندارم
کی میخواد بهش غذا بده؟
.من میدم
.باشه، اگه تو ندی غذا نمیخوره
.بهش آب ندی، آب نمیخوره
.نمیخوام چیزی به غیر از این بشنوم
میفهمی؟
این یعنی آره؟
...اگه پدرت جواب بله بده
.منم جوابم مثبت ـه
!بابایی! بابایی
!باید اسبمو آموزش بدی
میتونم کمکتون کنم قربان؟
.مطمئنم که میتونی
..."دن جنکینز"
...مجوزت مشروبفروشیـت باطل شده
.تا وقتی که دوباره بهت مجوز بدن
و میشه کی؟
...خب مرکز کنترل مشروبات
.تا سال آینده کارش عقب افتاده ...پس شاید بتونیم
.برای بهار وقت رزرو کنیم
.باید تمام مشروبات الکلی این محل رو ضبط کنیم
.معلومه که مجبوری
..."بث"
ساعت چند با "مونتین وست" جلسه دارم؟
..."ساعت 11:30، "بث
اون کیه؟
.مالکولم بک" ـه"
.قهوه
.باشه
.برای اون نه "جیسون". برای من
...درسته
.وقتم تمام روز پره
...اگه میخواین وقت ملاقات بگیرین
.به دستیارم میگه براتون وقت بذاره
.زیاد طول نمیکشه
...داری کلی زمین
.تو این قسمت از دره میخری
...خیلی از "بیلینگز" فاصله داری
مگه نه "مالکولم"؟
هیچ بخشی از این .ایالت رو دور از دسترسم فرض نمیکنم
.مطمئن نیست ایالت باهات موافق باشه رفیق
...پدرت
.مرد منطقی نیست
.بهش احترام میذارم
.منم نیستم
.خب میخوام یه چیزو روشن کنم
.من نمیخوام یه کازینو دم دروازهی یلواستون بسازم
.ما هم نمیخوایم
.اما تو کمکم نمیکنی جلوشونو بگیرم
."من جای تو بودم برمیگشتم "بیلینگز"، "مالکولم
.از اینجا به بعدش با ما
...ببین، نمیتونم
.نمیتونم بهت اعتماد کنم که جلوشونو بگیری
...خانوادهـت منابع سیاسی داره
.تا تضمین کنه این اتفاق هرگز نیافته
.و بااینحال بهشون چنین چیزی نمیدی
...فکر کنم شهرت پدرم
.باید یکم اعتماد جور کنه
.به تنها چیزی که اهمیت میده مزرعشه
...حالا وقتی مالیات اون ملک چهار برابر شد
...تنها راهی که میتونی ازش محافظت کنه
.اینه که یه راه درآمد جدید پیدا کنه
.کار من همینه
.خب میدونم کارت چیه
...خوبم میدونم که به احتمال زیاد
...منبع برق کازینو
.از منطقه سدسازی تو تامین میشه
...حالا شاید پدرت بهش فکر نکرده باشه
.اما مطمئنم تو کردی
No comments yet. Be the first to leave one.