نخستین 200 خط.
پال ؟
.نیازی به فرار نیست
...اگه صدامو میشنوی
.میخوام که هرچی بلند تر جیغ بکشی
.اینجا امن نیست
پال ؟
...بجنب بجنب
! کمک
.دیگه وقتشه که بخوابی پال
.بذارم زمین
مشکلی پیش اومده کاپیتان ؟
.بذارم زمین
مگه این سیاره باکره نبود ؟
.قرار بود تمدنی توش نبوده باشه
.طراهیِ این هوشمندانه هست .تقارن رعایت شده
.مثل چیزی که تویِ پیشگویی بود هست .پنج تا گوشه هم داره
.با تعداد و شکلشون میشه شناختشون
.معبد هایِ زمین مقدس رو از این طریق میشه شناخت
اینجا همونجایی هست که سول .راز هایِ میتریکی رو پنهان کرده
...راز
.گرمه
.دستکش هاتون رو در بیارین ...میشه حسش کرد
.میشه قدرت سول رو حس کرد
...گرمه
.چشم هاتون رو ببندین بچه ها .من مسلح هستم
.مادر، باید بدونی که پدر مارو نجات داد
...پدر مفید واقع شد، بهمون کمک کرد که
.داشت نزدیکِ لندر پرسه میزد
.نسبتاً خشن ـِه
.من هنوز تصمیم نگرفتم که چیکار باید بکنیم
نظر تو چیه مادر ؟
.تصمیم اون رو به تو میسپارم
.جواب غیر منتظره ای بود
...پدر، من بابت .حرف هایِ زننده ـَم، معذرت میخوام
من اشتباه کردم که به تو گفتم .که مهربونیِ تو، مارو در خطر میندازه
.تو اشتباه نمیکنی مادر
.رفتار من بود که بچه هارو به خطر انداخت
.نزدیک بود به بهایِ جانِ کمپیون هم تموم بشه
...و متأسفانه، با وجود حرف هایِ مهربانانه تو
.من دارم احترامِ تورو از دست میدم
...پدر - .همینطور احترام خودم رو -
.بعدش موش رو گمش کردم
.بعدش افتادم و همینطوری رفتم پایین
.فکر میکردم که منم قراره بسوزم
.اون نجاتم داد .ساحره نجاتم داد
اگه مادر و پدر نبودن .همه ـَمون مُرده بودیم
اندروید فقط واسه این اومد .چون ما به سول دعا کردیم
.تو مثل ترسو ها رفتار کردی
.همه ـَمون همینطور بودیم .به جز ویتا
.باورم نمیشه به پدر دروغ گفتم
وقتی به اون دوتا میگی پدر و مادر .داری به والدین واقعیت توهین میکنیاااا
.من که نمیشناختمشون چطوری این توهین حساب میشه ؟
.اونا تویِ نور، پیشِ سول هستن
.همیشه هم حواسشون بهت هست .درست مثل خانواده ما
موشت هم الآن تویِ نوره ؟
پیشِ سول ؟
نه، حیوان ها وقتی بمیرن .جایی نمیرن
.مرگ واسه اونا پایانه
چی میسازی ؟
این یه سلاحه، نه ؟
مگه سلاح درست کردن ممنوع نبود ؟
.این قانون عوض شده
...من با این میخوام اون حیوان رو
.بکشم تا شما بخورینش
منظورت چیه ؟ ! نمیتونی بکشیش
نمیخوای که دوستات از گرسنگی بمیرن، میخوای ؟
.نه، من یه چیز دیگه پیدا میکنم بخوریم
.فقط یکم بهم فرصت بده
من و مادرت در طول این سالها .چندین بار جنگل رو برسی کردیم
.اونجا هیچی نیست - ...درسته، ولی من گرسنه ـَم -
.این خودش باعث میشه بهتر بگردم
.گرسنگی رویِ تصمیم گیری تاثیر میذاره .البته اگه تا الآن نذاشته باشه
.بذار تلاشم رو بکنم پدر
.مرگ همیشگیه .واسه حیوانات مرگ همیشگیه
.مرگ برایِ تمام موجودات آخر کاره
.باشه بابا، هرچی که بخوای رو میگم
فقط بذار سعیم رو بکنم .که یه چیز دیگه پیدا کنم
.تا زنده بمونیم - .فقط داری وقتت رو هدر میدی -
.همینطور کالری هات رو
...ولی اگه بهت تویِ این موضوع کمک بکنه - .بجنب -
.بیا بریم پدر
مگه تو نابودشون نکرده بودی ؟
.وقتی ممکن باشه، سعیم رو میکنم که بازیافتشون کنم
.متأسفم که اینطوری گولش زدن
.دوستِ اندرویدت رو میگم
...پدر بعضی وقتا
.زیادی اعتماد میکنه
.ولی این خوبه
من یه دوست پسر رویِ زمین داشتم .که دقیقاً مخالف این پدر بود
.خیلی خسته کننده بود
.قدرت هایِ من تازه پیدا شدند
.میترسم که پدر، احساسِ بی استفادگی کنه
...خب
کاری هم هست که اون بتونه بکنه و تو نتونی ؟
.بعضی وقتا پدر خیلی سرگرم کننده میشه
دوست داشتی پدر هم به اندازه تو قوی بود ؟
.من فقط بهترین چیز رو واسه تو، گروه، و بچه ـَت میخوام
یه راهی پیدا میکنیم .که از سلامت همه مطمئن بشیم
میتونی از اون آزمایشگاهت استفاده کنی .که درستش کنی
.همونطوری که کمپیون رو ساختی
میدونی تو چقدر خوش شانسی ؟
من همیشه میخواستم یه بچه ای داشته باشم .که مال خودم باشه
! تو یه سازنده ای
...من همیشه
.یه سازه میمونم
باور کن از خدامم هست .که جایِ تو باشم
واقعاً دوست دارم بتونم .کارایی که تو میکنی رو بکنم
بچه ها بیشتر اوقات چیزی رو میخوان .که بهش نیاز ندارن
.من بچه نیستم
چی میسازی ؟
.یه چاقو جراحی
چی ؟ .وایسا ببینم
.وایسا ببینم، من که نگفتم همین الآن درش بیار
اصلاً گوش دادی چی گفتم ؟
.دیگه وقتِ خواب هست تمپست
.بخواب
! نه، نمیخوام بخوابم
.همراه من بیا
.وقت خواب هست
.بخوابید
.دوباره حرکت کردن
...بسه دیگه - .نه نه نه نه -
.فقط میخوام باهاش حرف بزنم - .نه، تو عمراً فقط حرف بزنی -
.من میرم باهاش حرف میزنم
خب ؟ .وقتی تو صحبت بکنی، همه میدونن نتیجه ـَش چی میشه
.معذرت میخوام قربان .بچه ها باز حرکت کردن
.باید حرکت کنیم
! سول برایِ ما یه هدیه فرستاده .تا بازش نکنیم، جایی نمیریم
میتونیم بعد از اینکه بچه هارو گرفتیم .برگردیم اینجا
...دوست ندارم این حرف رو بزنم، سو
ولی ممکنه این نشونه این باشه .که نباید بچه هارو نجات داد
...نمیتونیم هدف مقدس ـِمون رو
فقط چون واسه فداکاری ضعیف هستیم .به خطر بندازیم
...نه، اینطوری .خواهش میکنم بهش گوش نکنین
.هیچ راه دسترسیی وجود نداره قربان
.همینجا میمونیم
.با مواد منفجره راه ورود درست میکنیم
.بعدش راه میفتیم
! نه
نباید یه موقع چیزی که داخلشه رو .تابود کنیم
.خواهی میکنم
.بسیار خوب
.کاپیتان .بهش نفوذ کن
حواست باشه که افراد .از ابزار هایِ دستی استفاده کنن
.بله قربان
ترکیباتِ شیمیاییش .برایِ انسان ها مضر ـِه
.شاید هم مرگبار باشه
...میشه دیگه انرژیمون رو هدر ندیم - .نه -
! اونجا ! اونجا یه چیزی هست
میشه بلندم کنی پدر ؟ - ...اگه خودت نتونی بهش برسی -
.خیلی منبع غذایی خوبی نیست
خب ؟
.قابل هضم ـِه
خب ؟ دیگه ؟
.ترکیباتِ مفیدی داره
خب ؟
.ارزش غذایی داره
جواب میده ؟ میتونیم بخوریمش ؟
.دیگه مجبور نیستیم بکشیمش
.باید تویِ لندر، آنالیز هایِ بیشتری روش بکنیم
.ولی خوب به نظر میاد
خواستم اگه بتونی .یه نگاهی به دستم بندازی
.البته
.قطعه خوبیه
رویِ زمین .تصادف بدی داشتم
.همش هی بهم فشار میاره
.فقط باید یکم برنامه ریزی بشه .همین
یعنی وقتی از زمین اومدی ...هیچی از دارو بلد نبودی
بعد حالا شدی آخرین کسی که بلده ازش استفاده کنه ؟
سول فقط به اونایی کمک میکنه .که به خودشون کمک کنن
...واقعاً فکر میکنین که وقتی
،بذاریم بچه هامون بمیرن سول مارو قضاوت نمیکنه ؟
.همسر من آمادست که تیم رو رهبری کنه
.بهتون قول میدم که شکست نمیخوره
بهتر نشد ؟
.چرا
میشه به حرفی که زدم فکر کنین ؟
خورشید کم نوره .و شب بر اتاق تو تابیده
...ما به سول و نور درخشان او دعا میکنیم
.تا مارا راهنمایی کند
اینو بلد نیستی مگه ؟
.فکر نمیکنم
از تویِ کتابا هست ؟
.بله
.به نظرم این جواب میده. واقعاً امیدوارم
.منم امیدوارم
میشه اسم روش بذارم ؟ - .اگه دوست داری بذار -
اسم اون غذا رویِ زمین که همه دوستش داشتن چی بود ؟
.پیتزا - ...آره -
.اسمش قشنگه .پیتزا
چیکار میکنی ؟
.هیچی
.جواب میده
.واقعاً میدونم که جواب میده
.اثراتی از هیدرو سیانید توش هست
.سمی هست
.نبض نداره
بالاخره تصمیم گرفتی که از قطعه هاش استفاده کنی ؟
.تمپست پرسید که قابل تعمیر هست یا نه
.میخواد از این واسه نطفه استفاده کنه
No comments yet. Be the first to leave one.