Georgie & Mandy's First Marriage

Georgie & Mandy's First Marriage

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Georgie and Mandys First Marriage S02E13 1080p WEB h264-ETHEL
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 13 Georgie & Mandy's First Marriage 2024 زیرنویس فارسی سریال

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2026-03-15
تعداد دانلود: 37
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

آنچه در قسمت قبل «اولین ازدواج جرجی و مندی» گذشت

پیش‌بینی کردم که کل دوشنبه هوا آفتابیه

ظاهراً باید بابتش از «ایشون» (خدا) تشکر کنیم

آره، یا شاید هم «از اون خانم»

اوه، منظورم خدا بود

نه، می‌دونم. منظور منم همون بود

«ای پدر ما که در آسمانی» که خیلی مردونه به نظر میاد

حرف حسابیه، ولی خب «خالق تمام زندگی بودن»

بیشتر به زن‌ها می‌خوره

من مندی مک‌آلیستر هستم، از شبکه هفت

اون یه مرده

پس خدا زنه

بیخیال بابا، مگه چیه حالا؟

خیلی هم مسئله‌ مهمیه

حرفت انگار بی‌احترامی به خدا بود

و راستش، یه جورایی نادیده گرفتن کتاب مقدسه

خیله‌خب، می‌دونی چیه؟ من نمی‌تونم این وضع رو تحمل کنم

استعفا می‌دم

چیکار کرد؟

مگه من چیکار کردم؟

دما دوباره میاد روی حدود ۲۰ درجه

شنبه و یکشنبه، و بعدش جبهه هوای سرد دوم

یکشنبه شب از راه می‌رسه

باورت می‌شه این رو جایگزین من کردن؟

آخه تیپش رو نگاه کن

خانم محترم، اینجا که دیسکو نیست

یه جورایی شبیه خودته

نه بابا، کجاش شبیهه؟

رگبارهای پراکنده‌ای رو در سراسر ایالت داریم، از هیوستون

تا خودِ دالاس. مندی: اگه داری به دالاس اشاره می‌کنی

دالاس دو وجب پایین‌تره، آی‌کیو

چی داری می‌بینی؟

دختر هواشناسیِ جدید. اه، نه

ممنون که تماشا کردید، من «کِلی» هستم، با آی (i)

و چشمم به وضع هوای شماست

خدایا

شرط می‌بندم همه عاشقش می‌شن

و هیچ‌کس هم عین خیالش نیست که من رفتم

اوه، این‌طور نیست

تازه، یه کار دیگه پیدا می‌کنی

به همین راحتی‌ها هم نیست، جرجی

چه می‌دونم، همین هفته پیش «کِلی با آی»

بیکار بود و حالا ببین به کجا رسیده

آقای مک‌آلیستر، صبر کنید

شما دوتا برنامه باحالی واسه امشب ندارین؟

فیلم؟ بردگیم؟

شاید هم یه حموم؟

من حموم رفتم

همین اواخر

حالش خوبه، بو هم نمی‌ده

ممنون، ولی پاهات دارن شبیه جنگل می‌شن

یه چیز جالب بگم

زن‌ها توی جنگ جهانی دوم شروع کردن به زدن موهای پاهاشون

چون از جوراب‌های نایلونیشون استفاده می‌شد

واسه ساختن چتر نجات

این الان چه کمکی می‌کنه؟

نگفتم «کمک‌کننده»، گفتم «جالب»

ظاهراً گشتن دنبال کار خوب پیش نمی‌ره، نه؟

فیلمم رو واسه تمام ایستگاه‌های تلویزیونیِ بین اینجا تا هیوستون فرستادم

ولی هیچ‌کی پا نمی‌ده

فقط چند هفته گذشته

فقط باید صبور باشی

لازم نیست به من دلداری بدی

نیازی به دلسوزی ندارم

و لازم هم نیست بهم یادآوری بشه که پاهام چقدر پرمو شدن

خب، شنیدم تولد یه نفر نزدیکه

آره درسته، ۲۱ سالگی

پسرمون داره واسه خودش مردی می‌شه

برنامه باحالی داری، آماندا؟

اوه، درسته. اوم

خیالی نیست، لازم نیست شلوغش کنین

نه بابا، باید یه کاری بکنی

مندی، واسه تولد ۲۱ سالگیت چیکار کردی؟

یادم نیست، مال بیشتر از ده سال پیشه

جدی می‌گم، لازم نیست هیچ کاری بکنین

نه، تولد مهمیه

هر چی تو بخوای

دارم بهت می‌گم، لازم نیست... یه چیزی انتخاب کن دیگه

نظرت چیه پاهات رو بزنی؟

یا جوراب نایلونی بپوش. الان دیگه تو بازار هست

بیخیال، من نمی‌تونم این کار رو بکنم

صدام رو می‌شناسن

من به شبکه زنگ نمی‌زنم

که از دختر هواشناسی جدید شکایت کنم

نه، لازم نیست شکایت کنی، فقط بگو دلت واسه من تنگ شده

چون من جلف نیستم

شرمنده، انجامش نمی‌دم

دستت درد نکنه واقعاً

هی، من پول ۶ سال کالجت رو دادم

و ازت اجاره هم نمی‌گیرم

آره، و غیر از این هیچی

الو؟

سلام مندی، چطوری؟

خب، این از اون سوالاست که بهتره واردش نشی

درک می‌کنم. فقط می‌خواستم یه آماری بگیرم

ببینم واسه تولد جرجی چه فکری کردی

اوه، اوم

خودش گفت نمی‌خواد هیچ کاری بکنه

واقعاً؟ (نفس زدن)

مهمونی سورپرایزیه؟ خودش هم تو اتاقه؟

اگه هست، فقط بگو: «میسی باز چیکار کرده؟»

نه، مهمونی در کار نیست

فقط قراره یه شب آروم رو توی خونه بگذرونیم

اوه، خب اگه مهمونی نیست

خوشحال می‌شم واسه تولدش شام بپزم

اوه، عالی به نظر میاد

و اگه دلش خواست می‌تونه الکل هم بخوره

ولی نه مشروب سنگین

من اینجا بارِ زیرزمینی راه نینداختم

حله. پس عرق سگی‌م رو تو ماشین می‌ذارم

خیلی بامزه‌ای

شوخی نکردم. فعلاً

آروم باش. من اهل عرق دست‌ساز نیستم

سلام، میسی‌ام

اوه، سلام، چه خبر؟

چطوره من واسه جرجی یه مهمونی تولد بگیرم؟

هفته دیگه پدر و مادر دوستم، جنیفر، نیستن

خونه دربست دستِ خودمونه

می‌خوای توی خونه دوستت واسه جرجی مهمونی بگیری؟

آره. فقط پول واسه دوتا بشکه آبجو می‌خوام

من واسه تو الکل نمی‌خرم

من دارم مکان رو جور می‌کنم

نظرت چیه وقتی ۲۱ سالت شد

یه مهمونی بزرگ واست بگیرم

انگار مثلاً دلم می‌خواد یه آدم ۴۰ ساله واسه تولدم برنامه بریزه

من اون موقع ۳۷ سالم می‌شه

چهارشنبه قراره یکم زودتر جیم بزنم

مامانم قراره واسم شام تولد بپزه

اوه، نمی‌دونستم تولدته

اشکالی نداره، لازم نیست چیزی واسم بگیری

«لازم نیست چیزی واسم بگیری.»

نظرت در مورد کلاس زبان چیه؟

تولد ۲۱ سالگیته، درسته؟ آره

و داری تو خونه مامانت جشن می‌گیری؟ آره

توروخدا بگو که بعدش می‌خوای حسابی مست کنی

نه. ولی مامانم گفت می‌تونم با شام یه آبجو بخورم

جرجی، رفتن به بار تو شب تولد ۲۱ سالگی

یه جور رسمِ مرد شدنه

مندی اوضاعش یکم به‌هم‌ریخته‌ست

نمی‌خوام مجبورش کنم جشن بگیره

باشه، پس من خودم می‌برمت بیرون

ممنون. خیلی خیلی لطف می‌کنی

«خیلی خیلی.»

خودت می‌شنوی بقیه چطوری حرف می‌زنن، نه؟

واسه ناهار چی بخوریم؟

نظرت با بستنی چیه؟

من بستنی می‌خوام

بیا بستنی بخوریم

هی. یه فکری واسه کادوی تولد جرجی به سرم زد

می‌خواستم باهات در میون بذارم. اوه، لعنتی

دو روز دیگه‌ست

می‌دونم، می‌دونم

تو می‌خوای چی واسش بگیری؟

داشتم به یه گیره پولِ نقره فکر می‌کردم

شاید به شکل نقشه تگزاس

نمی‌دونم، اون خیلی وابسته‌ست

به اون کیف پول چسبیِ مسخره‌اش

خیله‌خب، باز هم فکر می‌کنم

تو هم بهتره به فکر باشی

آدم فقط یه بار ۲۱ سالش می‌شه

کاش قبل از بچه‌دار شدنت ۲۱ سالش می‌شد، ولی خب دیگه کار از کار گذشته

ممنون که یادآوری کردی

عزیزم، می‌دونم روزای سختی داری

ولی اگه برعکس بود

می‌دونی که جرجی سختی رو تحمل می‌کرد و سنگِ تموم می‌ذاشت

سنگ تموم می‌ذارم، باشه. دست از سرم بردار

سی‌سی داره واسه ناهار بستنی می‌خوره؟

خدایا، من مادر بدی‌ام، زن بدی‌ام. چیز دیگه‌ای هست؟

یه جورایی دخترِ رو اعصابی هم هستی

مجری (از تلویزیون): ۷۰۰ دلار. شرکت‌کننده: ل

مجری: سه تا «ل» داریم

آره. داره حسابی پول جمع می‌کنه

نزدیک ۵۰۰۰ دلار

داری چیکار می‌کنی؟

پاهات اون‌قدرا هم پرمو نیستن

ممنون

پس زیر بغل‌ها چی؟

جرجی: سلام

سلام. کار چطور بود؟

خوب بود. ببین، داشتم با روبن در مورد تولدم حرف می‌زدم

و اون خیلی اصرار داره که من رو ببره بیرون مشروب بخوریم

پس خونه مامانت چی؟

خب، شام رو اونجا می‌خوریم و بعدش می‌رم پیش اون

لازم نیست تو بیای. می‌تونه یه دورهمیِ مردونه باشه

من وقتم آزاده

عالیه. هر چی بیشتر، خوش‌تر

خب، یـ... یه لحظه صبر کن. من... فکر کردم نمی‌خوای

کار خاصی بکنی

آره می‌دونم، ولی روبن خیلی مشتاقه

خب، پس منم باید بیام

ببخشید، فقط مخصوص آقایونه

خب، اگه دلش خواست می‌تونه بیاد، ولی تو مجبور نیستی

نه، می‌خوام بیام. چون من یه زنِ خوب

و یه مادرِ خوب و یه دخترِ خوبم

خیله‌خب

ولی خواهرِ همچین چنگی به دل بزنی نیستی

* تولدت مبارک *

* جرجیِ عزیز *

* تولدت مبارک. *

یه آرزو کن

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left