Tracker

Tracker

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Tracker 2024 S03E09 1080p WEB H264-NESTED
ناشر NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-12-16
تعداد دانلود: 86
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫یالا شارلوت. آروم باش.

کی هستی؟

‫- سلام رینی. ‫- سلام، صبح بخیر.

‫این پرونده بارلو ئه؟

‫آره، داشتم سوگندنامه ‌اش رو مرور میکردم.

‫خب، خوبه یا بد؟

‫آخه اگه بده، من اول ‫باید این قهوه صبحگاهی رو بخورم.

‫بده.

‫البته برای وکیل طرف مقابل.

‫- بگو ببینم. ‫- آره.

‫خب، بارلو گفت که

‫درست قبل از فیلادلفیا ‫تو بوستون بوده.

‫وکیلش یه شوخی در مورد بوستون میکنه،

‫و همون موقع بارلو میگه که فقط واسه

‫ماراتن اونجا بوده، که بدوئه،

‫مثلا یه جورایی ‫بخاطر "لیست آرزوهاش".

‫در حالی که قرار بوده ‫در مرخصی استعلاجی باشه.

‫- دقیقا. ‫- خوب مچشو گرفتی.

‫آره. میتونم به چند تا کارآگاه خصوصی ‫زنگ بزنم، ببینم میتونن بیشتر

‫درباره اینکه بارلو چرا بوستون بوده ‫چیزی پیدا کنن یا نه.

‫اما، اون دو نفری که تو ‫اطلاعات تماس ‌هات داشتی...

‫یکیشون ایمیلش برگشت خورد،

‫- و اون یکی مُرده. ‫- عالیه.

‫وایسا.

‫کولتر داره به دیدن ‫کسی میره که برای این کار عالیه.

‫جان کیتون، یه پلیس سابق که به کولتر کمک کرد

‫تو پرونده یه قاتل زنجیره ‌ای.

‫البته من قبلا باهاش ‫تماس گرفتم

‫ولی جواب نداده، اما...

‫خب، شاید علاقه نداره؟

‫بیشتر شبیه اینه که تو ‫دنبال کردن کارها خیلی بده.

‫باشه، من چند تا آدم ‫جایگزین پیدا میکنم، محض احتیاط.

‫باشه، عالیه.

‫سلام رینی.

‫سلام، به تاکوما رسیدی؟

‫آره، اینجام. ‫دیشب رسیدم.

کیتون چطوره؟

‫خبر ندارم. ندیدمش.

‫گفت میخواد منو اینجا ببینه، ‫یه چیزی داره که بهم بگه.

‫خب، از طرف من بهش سلام برسون ‫و بهش بگو

- ‫یه کار کارآگاهی براش دارم اگه علاقه ‌منده. ‫- آره؟

‫آره، یعنی، چیز خاصی نیست، ‫فقط کارای اولیه.

‫آره، آره، نه، من...

میدونی چیه، ‫الان خودش اینجاست.

‫بهش میگم. باید برم. خداحافظ.

‫سلام.

‫- ممنون که اومدی مرد. ‫- خواهش میکنم. آره، حتما.

‫- صبح بخیر پائولا. ‫- صبح بخیر.

‫چی میخوای برات بیارم؟

‫من...

‫خب، معلومه، پنکیک، ‫و تخم مرغ هم همزده میخوام.

‫- حتما. ‫- ممنون.

‫- همیشگی خودت رو میخوری؟ ‫- آره.

‫بیکن ترد، از این سر تا اون سر، ‫زیاد پخته نشده باشه.

‫تخم‌مرغ ‌ها یه بار برگردونده بشن، ‫20 ثانیه، همین.

‫خودم میدونم عزیزم.

‫گفتنش لازمه.

میدونی، یه روزی،

برات از اون بیکن ‌های گیاهی سرو میکنم.

‫ببخشید، این فقط ‫یه حرکت کوچیکه که ما میکنیم.

‫نه، بامزه‌ هست.

‫خب، چه خبر؟

‫- خب، واقعا هیچی، من فقط... ‫- خب، یه چیزی هست، درسته؟

‫منو تا اینجا کشوندی.

‫چرا کار اصلی رو انجام نمیدی،

‫تا بتونیم از بیکن تردمون لذت ببریم.

‫باشه.

‫همکار قدیمی من تو اداره، نَت دابز...

‫نمیتونم پیداش کنم.

‫خب، آخرین باری که ازش خبر داشتی کِی بود؟

‫چند روز پیش.

‫قرار بود بهش کمک کنم تا یه پمپ بنزین ‫رو بندازیم تو شورولتش ، ولی...

‫یه چیزی رو گفت که میخواست ‫با من در میون بذاره،

‫ولی زیاد ‫جدیش نگرفتم.

‫رفتم خونش و نبود.

‫نه زنگی، نه پیامی.

‫خب، نظرت چیه؟

‫خب، بذار اینجوری بگم که تو انتخاب ‫زن سلیقه خوبی نداره.

‫پسر خوبیه، زیادی خوب.

‫یه جورایی تو قضیه خانوما ‫زود گول میخوره.

‫همیشه عاشق زن ‌های مشکل ‌دار میشد.

‫قبلا وقتی کار میکردیم یه داستانی بود،

‫که اون یه عوضی رو دستگیر میکرد،

‫دلش برای دوست ‌دختر اون عوضی میسوخت،

‫و دو هفته بعد، من باید ‫از یه مُتل بی ‌نام و نشون

‫می ‌آوردمش بیرون، بعد از اینکه ‫کارت‌ هاشو تا ته خالی کرده بود.

‫نه. باشه.

‫- قضیه دوست‌ دختر بد رو دنبال کردی؟ ‫- آره.

‫دو تا از آخرین برنده‌ هاش ‫هم اون رو ندیدن.

‫میترسم با یکی آشنا شده باشه

‫و خودشو به دردسر انداخته باشه.

‫مطمئن نیستم چی میخوام، فقط...

‫دابز، چند بار جون منو ‫تو عملیات نجات داده،

‫و تو میدونی قضیه چیه.

‫آره، میدونم قضیه چیه.

‫شاید هیچی نباشه، اما...

‫حس بدی دارم، و تو هم تو منطقه بودی.

‫لازم نیست یه کلمه دیگه بگی.

‫من پشتتم. کمکت میکنم.

‫- ممنون مرد. ‫- باشه.

‫بفرما.

‫ممنون.

‫خواهش میکنم.

‫- نوش جان. ‫- حتما.

‫خب، اینا خوب به نظر میرسن، پائولا.

‫معلومه که خوبن، ای دیوونه.

‫اون دردسرسازه، میدونی.

‫دردسرساز خوب، ولی دردسرسازه.

‫پائولا ازت خوشش اومده.

یه بار کل اینجارو گشتم.

‫این اطراف زیاد جرم و جنایت نیست، ‫واسه همین درها رو قفل نمیکنه.

‫اما، اما این یکی پشت باز شده بود.

‫شاید مجبور شده سریع ‫بره بیرون.

‫شاید. چیز دیگه ‌ای به جز در، عجیب به نظر نیومد؟

‫نه.

‫اون عکسو تو مهمونی ‫بازنشستگیم گرفتن.

‫بعد از بازنشستگی بازم کار میکرد؟

‫به اندازه هممون.

‫ول کردنش سخته یه کم.

‫- چیز خاصی رو گفت؟ ‫- نه.

به همکارم گفتم ‫گوشی و ماشینشو ردیابی کنه.

‫- شاید شانس بیاریم. ‫- ممنون.

‫قبلا میتونستم

‫واسه همچین چیزی یه چند تا رفیقو زیر دین ببرم،

‫اما حالا این نسل جدید...

‫همه چی باید طبق قانون باشه.

‫- حدس میزنم تنها زندگی میکنه. ‫- آره.

به گربه غذا دادی؟

ندیدمش.

‫یکی از اون موجودات ‫خونه-بیرونیه،

‫ولی ایده خیلی خوبیه.

‫- کیتون. ‫- بله؟

‫به این نگاه کن. ‫برات معنی خاصی داره؟

‫نه.

‫مال سه روز پیشه.

‫یه دزدی از خونه که بد پیش رفته.

‫باشه. آره، از روزنامه پاره شده.

‫چرا باید به این علاقه داشته باشه؟

‫همونطور که گفتم، زمین گذاشتن نشان سخته.

‫- رندی، چی پیدا کردی؟ ‫- اطلاعات مربوط به همکار سابق

کیتون رو پیدا کردم. از کجا میخوای شروع کنم؟

‫امیدوار بودم بتونی ‫موقعیت گوشی

- ‫یا ماشینشو بهم بگی. ‫- گوشی آفلاینه،

‫ولی البته، من آخرین موقعیت ‫معلومش رو دارم.‫

‫کِی؟

‫دو روز پیش. خدمات ‫ردیابیش رو خاموش میکنه

‫و بعد گوشی آفلاین میشه.

‫این خوب نیست.

‫بفرستش واسه من.

پایان نیم فصل سوم

‫اون اینجا چکار میکرده؟

‫آره. به همکارم گفتم ‫هر چی تونست در مورد

‫تیراندازی به اون کشاورز برام بفرسته.

‫دابز تا حالا اسمی از کلایو شرمن برده؟

‫- نه. ‫- نه. باشه.

‫حتما واسش مهم بوده.

‫یه روز بعد از قتل ‫اومده اینجا.

‫بعد گوشیش خاموش شده ‫و غیبش زده.

‫این گزارش میگه که ‫یه سری وسایل الکترونیکی رو بردن

‫به همراه چند تا تفنگ عتیقه.

‫خب، میتونه کار معتادا باشه ‫که دنبال یه لقمه راحت بودن.

‫پیرمرده باهاشون روبرو میشه،

‫بهش شلیک میکنن، ‫هرچی میتونن برمیدارن.

‫اما این توضیح نمیده که ‫چرا دابز اینجا بوده، درسته؟

‫قتل اینجا، کنار این حصار اتفاق افتاده.

‫- چیزی دیدی؟ ‫- شاید.

‫یارو یه گاو داره.

‫آره.

‫چرا اونجا یه بیل مکانیکی ‫نو هست؟

‫اونو میبینی؟ انگار از این جاده اومده.

‫تو این پرونده هیچ حرفی ‫از جستجوی میدانی نیست.

‫نه، نیست، پس چیزی که فکر میکنم اینه، درسته؟

‫اونا صبر میکنن تا پلیس ‫تحقیقات رو تموم کنه

‫قبل از اینکه شروع کنن ‫به گشتن ملک.

فکر میکنی دابز؟

‫شاید.

‫رفت و آمد زیادی ‫از این سمت بوده.

‫آره.

‫زمین اینجا ‫یه کم فشرده ‌تره.

‫درست میگی.

‫یکی منتظر بوده حفاری کنه.

‫یه راه واسه فهمیدنش هست.

‫سوئیچ نداره.

‫پسر عوضی. ‫وای، وای، وای، وای، وای!

‫اون دابز نیست.

‫ای بابا.

‫یه جسد دیگه اینجاست. ‫شاید ده ‌ها نفر باشن.

‫این یه دزدی نبود که بد پیش بره.

‫هرکی که به اون کشاورز شلیک کرده ‫از این جسدها خبر داشته.

‫دابز اومده اینجا بگرده و...

‫یکی گرفتش حتما.

‫شاید جسد اونم ‫یه جایی همین اطراف باشه.

‫باید زنگ بزنیم خبر بدیم.

‫آخ!

‫کی تو رو فرستاد ‫به اون مزرعه؟

‫هیچکی.

‫باور نمیکنم.

More Farsi Persian subtitles for Tracker

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left