نخستین 200 خط.
تابستان سال 2005
چه خبره؟
!بگیرش! برو بگیرش
گل شیطان
چرا اون کارُ کردی؟
مجبور بودی اونطوری زندگی کنی؟
مطمئنم چارهای نداشتی، مگه نه؟
ازت فقط یه چیز میخوام
یه دلیل واسه بخشیدنت
چی شده؟
خواب دیدم
چه خوابی؟
فقط یه خواب بود
چرا اینقدر زود بیدار شدی؟
تو زیاد خوابیدی
ساعت چنده؟
هشت و 55 دقیقه صبحه
چی؟
...باید اونها رو ببرم کودکسـ - من میبرمش -
حالا چی شده تو تا این موقع خوابیدی؟
از وقتی اومدم خونه همهش خوابم میاد
فکر کنم واسه اینه که یه دفعه احساس آرامش میکنم
اتفاقاتِ زیادی افتاده
...مثل این میمونه که اتفاقی نیفتاده
چون چیزی عوض نشده
راستی، میخوام یه چیزی بهت بدم
دیروز یادم رفت
این هدیه مرخص شدنت از بیمارستانـه
چیه؟
نتونستیم ساعتت رو پیدا کنیم
از پزشکی قانونی هم پرسیدم اما اونام پیداش نکرده بودن
به خوبی ساعتِ قبلیت نیست
اما امیدوارم خوشت بیاد
خیلی ازش خوشم میاد
این رو دیگه گم نکن
حالا یه چیز کوچولو تغییر کرد
قسمت هفتم
وایسا، اول اینُ بخور بعد برو
بیا
اونها، بشین - هوم -
خوشمزه است؟ - خوشمزه است -
...راستی، قفل کارگاهم
شکسته
من شکستمش
بهت نگفتم؟
نه، نگفتی
دوستم سونمی رو میشناسی، نه؟
کالسکه میخواست
منم یادم اومد اونها قبلاً یه دونه داشته
،اما تو بیمارستان بودی
منم نمیدونستم کلید کجاست
زیرزمین کثیف نبود؟
خیلی تمیز بود
اونها نوشیدنیت رو خوردی؟ - هوم -
بریم
میرم و میام
اونها بعدا میبینمت - باشه -
ثبت خانوادگی شوهرم رو میخوام
فقط یه نسخه؟
یه تماس داشتم که میگفت ...قاتل سریالی
شهر یونجو یه همدست داره
...و امروز، میخوام صدای اون همدستُ
برای شمام بذارم تا بشنوید
وای - اووه -
تو کمتر از یه روز یک و نیم میلیون بازدید داشتیم
دو هزار تا مقاله در ارتباط با این موضوع چاپ شدن
وای، بهت چی گفتم؟ گفتم که میترکونه
وای، تو تازه شروع کردی اما تلفنم همینطوری داره زنگ میخوره
الو؟
الو، کیم موجین هستم
اوه، بله. ممنونم
دو هیونسو حداقل چهارده سال به عنوان بک هیسونگ زندگی کرده
و والدین بک هیسونگ هم باهاش همکاری کردن
آخه چرا؟
وا، این صدای دو مینسوکـه، همون قاتل سریالی؟
نه، این صدای همدستشه
همدستش؟
همدست داشته؟
هوم، اما تا الان کسی نمیدونسته همدست داشته
مو به تنت سیخ نشد؟
بیا دوباره گوش بدیم
گزارشگر کیم موجین] [...صدای همدست قاتل سریالی
[شهر یونجو را افشا میکند
خانم، سرت به کار خودت باشه
فقط تو منُ ندیدی
منم تو رو دیدم
تو سوار یه ماشین جمع و جور قرمز بودی
ساعت دو و نیم صبح، دوازدهم می، سال 2002
ببخشید
متاسفم
تقصیر من بود
شنیدم که شاهد صورت مجرم رو به خاطر نمیاره
دیروقت بوده
،و مجرم با کلاه صورتشُ پوشونده بوده
برای همین دیدن صورتش مشکل بوده
به نظرم یه مقدار روی ماشینتون خط انداختم
اما ممنون میشم اگه خودمون باهم به توافق برسیم
شاهد مست بوده
برای همین نمیخواسته با شرکت بیمه تماس بگیره
...و به خاطر تصادف
مجرم شماره تماس شاهدُ میگیره
"عزیزم، چرا اینقدر نوشیدی؟"
...مجرم وقتی داشته قربانی رو
به داخل ماشین برمیگردونده اینُ بهش گفته
و اون زن جونگ میسوک بوده؟
بله درسته
بعد از این اتفاق شاهد ...به نزدیکترین پاسگاه پلیس میره
و موضوعُ گزارش میده
...پلیس شماره پلاک رو بررسی میکنه
و از دو مینسوک بازجویی به عمل میاره
و مدرک عدم حضور در صحنه جرمش رو بررسی میکنه
،اینجاست که دو هیونسو پسر دو مینسوک وارد قضیه میشه
...اون اظهار میکنه که موقع حادثه
داشته با پدرش فیلم میدیده
و به عنوان مدرک دو تا بلیط سینما ارائه میکنه
در طرف دیگه، اظهارات شاهد ...به خاطر مست بودن اون
اعتبارشونُ از دست میدن
...و به طرز مسخرهای گزارش پلیس
در نهایت باعث باطل شدن گواهینامه شاهد میشه
،اما دو هفته بعد
یه اتفاق غیرمنتظره میافته - درسته -
دو مینسوک به طور ناگهانی خودکشی میکنه
،و طی تحقیقات
...پلیس ناخن شست قربانیها و متعلقاتـشون
از جمله وسایل جونگ میسوکُ در کارگاه دو مینسوک پیدا میکنه
...و به این ترتیب
...پرونده قتلهای سریالی شهر یونجو
به محض افشا و علنی شدن مختومه میشه
و درست بعد از این مسئله است که ...دو هیونسو
پس از کشتن سرکارگر روستا فرار میکنه
...اگه پلیس این فرض رو هم در نظر میگرفت که
...دو هیونسو میتونسته موقع دزدیدن جونگ میسوک
همدست دو مینسوک باشه، چی میشد؟
...و ناامیدکنندهتر اینکه
تا وقتی اسم دو هیونسو ...به عنوان مظنون به قتل مطرح نشد
...تنها کاری که پلیس میکرد این بود که
فقط به دیدن شاهد میرفت
...هرچند، دیگه تا اون موقع
شاهد توسط همدست قاتل تهدید میشد
درسته
شاهد همه اظهاراتشُ پس میگیره
،پلیس هم که به در بسته خورده
...به جای قبول اهمالکاریش در طی تحقیقات
تصمیم میگیره پنهانش کنه
بیاید یه بار دیگه صدای مجرمُ بشنویم
لطفاً با دقت گوش بدید
خانم
سرت به کار خودت باشه
فقط تو منُ ندیدی
منم تو رو دیدم
سوار یه ماشین قرمز جمع و جور بودی
محل زندگی و کارتم بلدم
آدم بچهدار باید بیشتر از اینا مراقب باشه
...راستی خانم
چیزی در مورد قتل سرکارگر روستای گاکیونگری شنیدی؟
میدونی اون یارو چرا مُرد؟
چون فضولی کرد
اون پیرمرد حیفِ نون جایگاهش ندونست
تابلوئه پسرش همدستش بوده، مگه نه؟
خب برای امروز تا همینجا کافیه خسته نباشید
ببخشید. ببخشید
قفل رو عوض کردم
میخوام قفلش نکنم اما نگران اونهام
شیب پلهها خیلی تُنده
خبرنگار کیم موجین یه خبر انحصاری پخش کرده
پرونده به علت عدم توانایی در متهم کردنِ مجرم مختومه شد
...بلافاصله بعد از این قضیه
دو هیونسو سرکارگر روستا رو میکشه و در تاریکی شب فرار میکنه
،اگه وقتی جونگ میسوک دزدیده شد ...پلیس از دو هیونسو بازجویی میکرد
کارش حسابی گرفته
حتی توی تلوزیونم هست
میگن قاتل سریالی شهر یونجو همدست داشته
صداشُ شنیدی؟
الان تو اینترنت غوغایی به پا شده
صدای همدست؟
میخوای بشنویش؟
نه. بشنوم فقط مور مورم میشه
کانالُ عوض کنم؟
عزیزم - هوم؟ -
فردا چی کارهای؟
برنامهم مثل هر روزه
پس بعدازظهر یه کم واسه من وقت بذار
چیه؟ میخوای بریم سر قرار؟
یه همچین چیزی
خوش به حال من
من میرم بخوابم
هوم
خانم
سرت به کار خودت باشه
فقط تو منُ ندیدی
منم تو رو دیدم
!کیم موجین
!عاشقتونم
!کیم موجین
!کیم موجین
اون چیز واقعی، واقعی، واقعی، واقعی
تو اون چیز واقعی هستی
چیز واقعی اینجاست چیز واقعی
،اون چیز واقعی، واقعی، واقعی، واقعی
تو اون چیز واقعی هستی
No comments yet. Be the first to leave one.