نخستین 192 خط.
هنوزم داری با حقه باهام حرف میزنی
راستش
علیرغم توصیه شما
من به خودم فشار آوردم و بچه ام سقط شد
درسته
همين حالاشم میدونم تو نازایی
درسته
نمی تونستم بهتون بگم نازا شدم
که چی؟
ته یانگ چي؟
ته یانگ چی؟
به فرزندخوندگی گرفتتیمش
چقدر تو پستی
مادر
لطفا به بابا نگو
من اشتباه کردم مامان
بابات باید بدونه اون از خونش نیست
...به نظرت
نمی دونم طمعت رو با ته یانگ ارضا می کنی؟
متاسفم مادر
قصدم گول زدنت نبود
بابا خیلی دلش نوه می خواست، برا همین نمی تونستم حقیقتو بهش بگم
باورم نمیشد که نازا شدم
گفتم بعدا بهتون میگم
اما به خودم اومدم دیدم چند سال گذشته
این بهانته؟
من تو رو به دنیا نیاوردم
...اما چندشم میشه
دختری مثل تو دارم
مادر
لطفا یه فرصت بهم بده
بهت فرصت بدم؟
تویی که اینقدر پدر و مادرتو با این دروغا تحقیر میکنی؟
چطور تونستی در مورد همچین چیزی دروغ بگی؟
متاسفم، غلط کردم مادر
لطفا به بابا نگو
اگه بابات بفهمه در جا سکته میکنه
تو چیت راسته چیت دروغ ، هان؟
هیچ دروغ دیگه ای نگفتم به خدا راست میگم
تو ملاقات منو بیت نارو خراب کردی
فکر کردی نمیدونم خودتو جای من زدی و با گروهبان لی حرف زدی؟
...میدونی که
بابا در مورد من چطوری فکر میکنه
تا حالا هیچ وقت طرف من نبوده
از وقتی که حامله شدم بهم اهمیت داد
هنوزم
چطور تونستی به مادروغ بگی
فکر کردی تا کی میتونی قایمش کنی؟
من با بزرگ کردن ته یانگ اونو بچه خودم میدونستم
با اینکه اون درون من نبوده
اونو با قلبم به دنیا آوردم شماخودت میدونی اینو
میدونی که بابا چقدر ته یانگو دوستش داره
نه مادر بابا نباید بفهمه
لطفا همین یه بار منو ببخش
لطفا اینو به بابا نگو مادر
مادر
خدایا
چرا جو هه ران باید بفهمه؟
باید چکار کنم؟
درسته
مجبور نیستم عجله کنم تا به دکوک حقیقت رو بفهمونم
فعلا بزرگترین نقطه ضعف جه گیونگو گرفتم
پس فعلا صبر میکنم
دکوک بیچاره
همیشه دنبال هم خون بودی
بیا تو اشکالی نداره اوپا
- کسی خونه نیست؟ - آره فعلا هیچکس نیست
بیا اینجا بشین
یه چیزی برات گرفتم
اینو ببین
تادا
این عالیه
این باعث می شه مفاصل من حس خیلی بهتری داشته باشه
راستی اونی که دفعه قبل بهت دادم همه شو خوردی؟
البته ، تو بهم داده بودی
بخور
راستی
...در مورد وامی که گرفتی
هان...آره
بچه هام شلوغش کردن میگن نباید بدم
- چی؟ - گوش کن
میگن هر چقدرم که همو دوست داریم حساب حساب کاکا برادر
ازم خواستن ازت سفته بگیرم بهت پول بدم
چی؟ سفته؟
باشه
نمیدونستم تو فقط اینقدر منو دوست داری
وقت تمومه باید جمع بندی کنیم
- باشه - خسته نباشید، من می بررمش
- متشکرم - اونو بردار
خیلی خب
بر اساس نتایج
جه گیونگ و سانگ هیوک برنده شدن
رئیس یون، من کمی دیر اومدم
رفتم در موردش تحقیق
چی؟
یکی اینو توی شوفاژ خونه قایم کرده بود
چی؟
یعنی یکی به عمد قایمش کرده؟
گشتم تا پیداش کردم
جه گیونگ، احتمالا کارتو که نبوده، نه؟
شارون، چطور می تونی اینو بگی؟
دوباره میتونیم بشماریم و برنده رو تعیین کنیم
همینجوری به نظر میاد مال جه مین بیشتر باشه
آقای کیم، همه رو بشمار
- بفرمایید کل نتاج - اینطوره؟
جه مین و شارون تو هر دوش برنده شدن
حالا چرا اینقدر خوشحالی بچه؟
ممنون رئیس یون
من با روابط عمومی و تیم بازاریابی تماس می گیرم و در مورد جزئیات صحبت میکنم
باشه موفق باشید
ممنون
چرا هچی درست پیش نمیره
برای بسته نگه داشتن دهن هه ران باید چی کار کنم؟
بیچاره دکوک که همیشه دنبال هم خونش بوده
دلم برات میسوزه که فقط جه گیونگ هم خونته
هر چند اونم تضمینی نیست هم خونت باشه
خبر خوبی شنیدی؟ به نظر می رسه سر حالی
از چی قراره خوشحال باشم؟
پس میخوای حالت رو خوب کنم؟
بریم بیرون، حالمون خوب بشه؟
ما حتی یه نوه هم داریم دیگه برا اینکارا خیلی پیریم
من از دخترم یه نوه دارم
اگه از پسرمم یه نوه داشتم دیگه خیلی عالی میشد
- میدونم - درسته؟
جه گیونگ
بخاطر برنده شدن شارون اینجور اخم کردی؟
سانگ هیوک، تو هم؟
- نه فقط خسته ام - نه اینطور نیست
با مراقبت از خودت باعث میشه مدیر موفقی بشی
ولی اغلب میگی خسته ای
درسته فردا تعطیله
بهتره ته یانگو ببریم شهر بازی
وای عالیه من عاشق شهر بازیم
اینقدر دلت می خواد بری شهر بازی؟
آره دلم میخواد هر روز برم
ته یانگمون ، شهر بازی خیلی دوست داره
جه گیونگ ، ته یانگ می خواد بره شهر بازی
نمیشه همین فردا برین؟
فردا نمی تونیم بریم چون مامانم سرش شلوغه
میگه وقتی سرش خلوت شد میریم
مگه نه مامان؟
چی ...آره
حقا که بچه جه گیونگه ببین چطور داره ازش دفاع می کنه
ته یانگ ما دیگه بزرگ شده بایدم هوای مامانشو داشته باشه
ته یانگ خوشگل من
واقعاً باید دلت برای سه بیوک تنگ شده باشه
فردا میریم پیشش
بهش بگو قراره بریم پیشش
وقتی دیدم ته یانگ طرف مامانشو گرفت
یهویی یاد سه بیوک افتادم
به سختی تونستم جلوی اشکهامو بگیرم
درسته
بذار ببینم ، یه لیوان شراب می خوای؟
الان میرم میارم
خاله شارون
ای جان ته یانگ
پسر کوچولو
فردا با ما میای بریم شهر بازی؟
نه من دارم میرم یه جای خوب دیگه
ته یانگ
ته یانگ کجایی؟
من اینجام
مون ته یانگ، همین الان بیا بیرون
چرا؟ من خاله شارونو دوست دارم
نمیشه باهاش بازی کنم؟
عجله کن، بیا بیرون
...اگه سه بیوک زنده بود
الان هم سن اون بود
سه بیوک
واااو حالا شبیه سون هوای مورد علاقه من شدی
چیکار میکنی؟
جه مین قراره یه متر با من فاصله داشته باشی
ایوای درسته راست میگی
اگه کسی ببینه من با تو صمیمیم، متوجه می شه که
تو شارونی پس باید احتیاط کنیم؟
پس میدونی چرا
اوکی
به هر حال، بیا بدون اینکه گرفتار شیم، بریم سه بایوک ببینیم
همینطور بریم یه سرم به مادر زنم بزنیم
مادر زنت؟
خب ما الان عروسی کردیم
اینجوری صاحب نونوایی هانوک میشه مادرزنم دیگه
مگه نه ، خودتم میدونی
واقعا که
بیا بریم
من اشتباه نمی کنم
مطمئنم یه چیزی هست که ثابت کنه اون سون هواس
برای دانلود قسمتهای بعدی به کانال زیر @KoreanAngels مراجعه نمایید KoreanAngels_official اینستاگرام
واقعا خودتی
سون هوا؟
چرا رفتی اداره پلیس وقتی بهت زنگ نزدن؟
وقتی میرم حالم بهترمیشه
No comments yet. Be the first to leave one.