نخستین 200 خط.
ترجمه و زیرنویس ♥♥*ღ* F971*ღ* ♥♥
این همون خونه اس؟
ببخشید؟
دنبال کسی می گردید؟
ایش!
آقای ته مین یونگ؟
بله
من ته مین یونگم
ما همو ملاقات کردیم، مگه نه؟
من بازپرس دوکگو یونگ از منطقه گانگدونگ هستم
کارتون چیه؟
میخوام چند تا سوال ساده ازتون بپرسم
میشه با هم حرف بزنیم؟
اگه اجازه بدید بریم داخل
عذرخواهی میکنم، ولی من هنوز چیزی نخوردم
میتونین برام چیزی بخرید تا بخورم؟
بله؛ البته
خوبه؟
بیشترم میخوای؟
احتمالا شما
کیم هاک بوم، سو جون هی، کانگ این هو و او ته سوکو یادتون میاد؟
توی دوران راهنمایی با هم دوست بودید، درسته؟
دوست
نبودیم
شما دوست نبودید؟
شما این عکسو ازشون نگرفتید؟
بابت غذا ممنون
یه لحظه وایستا
ته مین یونگ
شما این عکسو تو هم روز تصادف بزن و در رو گرفتید؟ نه؟
من نبودم
دارم راستشو میگم، من نبودم
من حتی بلد نیستم رانندگی کنم، بهشون همه چیو گفتم! گفتم!
باشه، ته مین یونگ
حرفتو باور می کنم
همه پلیسا عین همن
ته مین یونگ، میگم حرفتو باور میکنم
بهت اعتماد دارم
بهم بگو اون روز چه اتفاقی افتاد؟
خوشم نمیاد
خوشم نمیاد با پلیسا حرف بزنم
هاک بوم! یادته بهت گفتم
چو جا هه مشکوکه؟
آره، گفتی
من چو جا هه واقعیو پیدا کردم
چو جا هه واقعی؟
پیداش کردم
آدرسشو برات میفرستم
فردا بریم اونجا
با کله اومدی
انگاری خیلی بی احتیاطی
شنیدم شما یک فرد جدید پذیرش کردید یک زن 40 ساله
میشه برام چک کنید؟
توی سه ماهه اخیر کسی رو پذیرش نکردیم
بخصوص اینکه 40 سالشم باشه
آدمایی که اینجان بیشتر از 40 سالشونه
عذر میخوام
اصلا، چیز خاصی نبود
اعصابم خورد شد
ارشد کیم چی شده؟
نمی فهمم چطور پلیس استان گیونگی بوکبو پیداش کرد
چرا اونا پرونده مارو میخوان؟
چی؟دیوونه کننده اس
عوضیای خبیث
ما سخت تلاش کردیم این اطلاعاتو جمع کنیم
هیچ چیزی نداریم علیشون شکایت کنیم
توی این قتل سریالی ماشین یونگ منفجر شد
و وقتی ما رسیدیم سرش آسیب دیده بود
حالا ارشد دوکگو کجاست؟
چهارم نوامبر 1999، حوالی ساعت 9 شب
در بزرگراه ساحلی ته این، جانگ می سو در تصادف بزن و در رو کشته شد
توی ماشینی که ته مین یونگ رانندگی میکرد
که کانگ این هو، او ته سوک،کیم هاک بوم و سو جون هی هم داخلش بودند
چهارم نوامبر 1990
99. 114.
عذر میخوام
شما اخیرا یک چراغ شکسته رو تعمیر نکردید؟
نه
اخیرا کسی نیومده تا یک چراغ شکسته رو تعمیر کنه؟
نه، ما ماشینای اونجوری رو قبول نمی کنیم
بینگو!
آیگو! خونه ساحلیشون اینقدر بزرگه
خانواده باید کاملا بهشون خوش گذشته باشه
میخواین جمعشون کنین تا اونجا بسوزونینشون؟ درسته؟
ولش کن
بزار منم یه دستی بزنم
یکم استراحت کن! فکر سنّتو بکن!
شرکت میونگ سونگ صاحب اینجاست
میونگ سونگو می شناسم
اخیرا یه ماشینو تعمیر کردی. درسته؟
شما از کجا میدونین؟
نزار دوباره شروع کنم
اون بچه هاشون ماشینو بردن بیرون و باهاش تصادف کردن
پنج تاشون؟
دنبال اجاره هستید؟
میخوام یه چیزی ازتون بپرسم
احیاناً مادر سو می رو یادتون میاد؟
معلومه
هنوزم اینجا زندگی می کنه؟
نه
بعد اینکه بچه اش تو اون تصادف بزن و در رو کشته شد
مدتی طول نکشید که خونه اش تو آتیش خاکستر شد
ازون به بعد ندیدمش
نمی دونم مرده اس یا زنده؟
اما شایعه عحیبی اون موقع پیچید
شایعه؟
شایعه اینکه
مادرش اون خونه و همه زمینهای اطرافشو فروخت
میتونم شماره ثبت اون زمینو ببینم؟
شما میخواین در مورد یک پرونده با من مشورت کنید؟
اومو، اومو! از تلویزیون قشنگتر به نظر میرسید، خانم قاضی
متشکرم
از دیدنتون خوشحالم
بله
پسر من یه کمی کناره گیره
آب خنک که گرم نیست؟
البته که نیست
پسرتون خوش قیافس
نمره آزمون ورودی دانشگاهش جز 1% برتر بوده
خیلی خوبه
میخوام بفرستمش به دانشکده حقوق و بکنمش یه قاضی
بعدا به عنوان دانشجوم می بینمت
بله همینطوره
به این دلیل اینجا اومدیم
اون میخواد یه چهره مشهور بشه
ما نمیخوایم هیچ عیبی تو پرونده اش باشه
معلومه
چیزی نیست ولی این بچه ها یه خرابکاری کوچولو کردن
خرابکاری؟
مثلا
اون بچه ها نمیتونن با هم دوست باشن
توی دوستیشون فقط یه چند بار کتکشون زده
دوستی
همه بچه ها تو این سن اینجوری هستن
حالا قضیه سوختگی چی بوده؟
قربانی دچار سوختگی درجه سه روی رانش شده
اون عوضی داره بزرگش میکنه
بخاطر همین اومدم پیش شما
نمیتونم بزارم اون نیم وجبی بخاطر یه شوخی باعث سرافکندگیمون بشه
پسر من میخواد یه مرد بزرگ بشه
درسته
میدونستم درک میکنید از اون جاییکه تحصیل کرده هستید
شوخی بود؟
- بله - این چیه؟
- داغه - دیوونه شدی؟
این یه سوختگی درجه یکه
تو بدترین حالتش فقط یه تاول میزنه
فکر میکنی که سوختگی درجه سه ی بچه یکی دیگه
چیزی نیست
اما حالا از دست من اینقدر ناراحت میشی؟
مامان، این آجوما چیه دیگه!
وحشیه
خنده داره؟ سرگرم شدی؟
هنوزم برات جالبه؟ وقتی قربانی خودت باشی؟
برای تو چه اهمیتی داره؟ اجازه نمیدم اینکارا رو بکنی
ازتون شکایت قانونی میکنم
قانون با این بچه های متخلف اونقدر هم نرم نیست
رفتار اینا همیشه بخشیده میشه
والدین بهشون اجازه میدن تا اشتباهشونو تکرار کن
والدینم گناهکارند
اگه میخوای اون قاضی بشه
اول برو پیش قربانی
جلوشون زانو بزن
ازشون معذرت بخواه بخاطر گندی که پسرت بالا آورده
بعدش بیا دیدن من
بعد من مقابلت زانو میزنم و معذرت میخوام
اگه مغز پری داری، ازش خوب استفاده کن! فهمیدی؟
خانم کانگ
اونها از قربانی معذرت خواهی می کنن بجای اینکه بکشوننشون به دادگاه
-آه، فهمیدم - خوب درس بخون
امیدوارم یه حقوقدان بزرگ بشی
ممنون که تصمیم عاقلانه ای گرفتید
آینده پسرتون براتون مهمه
کاملا حس می کنم
بریم، بیا
بهشون آسون گرفتی
دمای آب سرد خوب بود
شنیدم از وقتی تو حبس افتادی یه وعده غذا نخوردی
به ملاقات من نیا
اما هنوزم
خوب نیست مردم مارو با هم ببینن که داریم صحبت می کنیم
متاسفم، هیونگ
باید جلوتو میگرفتم، تقصیر منه
من
معتقدم که مردم باید تاوان مجازاتشونو پس بدن
کاملا به این پایبندم
بیدار شدی
چه احساسی داری؟
ترسیدی؟
از حالا ترس تمام وجودتو میگیره
یادت باشه که
ترسی که داری حالا تجربه اش می کنی
مثل همون ترسیه که
یه دختر 9 ساله نوزده سال قبل تجربه اش کرد
من اینکارو نکردم
من هیچ اشتباهی نکردم
بخاطر حرفهای مزخرف تو
نه تنها یه بچه مُرد
بلکه یه زن
همه چیزشو از دست داد
No comments yet. Be the first to leave one.