نخستین 200 خط.
سلام 01800
اینجا رو خونه خودت بدون، پسر
©.:: ارائه ای دیگر از مرجان .::©
©.:: قتل از نوع درجه اول .::© ©.:: فصل دوم - قسمت پنجم .::©
بفرما
مثل صبحونه های مسابقه نیست
تو عاشق اینها بودی
وقتی بچه بودم، من الان تقریبا نوجوون هستم، مامان
تو 11 سالته
داشتم فکر می کردم وجترین بشم
آره؟ خب، ببینیم
وای خدای من
راست می گی. این آشغاله
می تونم این هفته خونه مایا بمونم؟
تولد ماکنا هست و اون مهمونی خواب گرفته
مایا اونی که با برادرهاشه؟
نه. می دونی که در مورد اون چه حسی دارم
تو اصلا اون رو نمی شناسی
با من این کار رو نکن
لوئیز، تو چت شده؟
هیچی
خداحافظ
خبر فوری
ما الان به صورت زنده در سانفرانسیسکو
در خدمت رئیس پلیس توماس هراندز هستیم
که ایشون اولیه بیانیه خودشون رو منتشر کنن
برای روشن شدن کشتار اتوبوس مدرسه
و تیراندازی دیوانه وار در شهر
... توسط دو بیمار
دیر کردی - آره. چیزی نیست -
همه چی خوبه؟
دوره نوجوونی، ... خیلی بده
این متهمان رو شناسایی کردیم و قانون رو برای جرم اونها اجرا می کنیم
این .. هرگز دوباره اتفاق نمیوفته
تری
گوش کن، ما تا کی باید حقیقت رو اینجا نگه داریم؟
این ماموریت توصیه نشده
اگه رئیس می فهمید می رفت رو ضبط
با داستان اشتباه، اون ادعا بعدا ما رو برای نافرمانی سرزنش می کنه
اطلاعات در مورد پلیس برابر پلیس
.. و جفنگیات در مورد اتوبوس
اتوبوس مدرسه
نمی فهمم. چرا نباید به کوتو بگیم
که کالب والت رو کشته و پرپر شده؟
این یه تعریف غیرمنصفانه برای خودکشیه، درسته؟
اون راجع به این می پرسه
من به کوتو می گم، باشه؟
من فردا با مادر کالب صحبت می کنم
ببینم اون راجع به این خودکشی چه فکری می کنه
قبل از اینکه اون بفهمه که پسرش همکار خودش رو کشته
خیلی خب؟
بعد به ستوان می گیم
بله - خیلی خب؟ -
تری، ما .. ما باید بریم
داره برای این کارا دیر میشه
تا بعد
زمان تلاش سخته
.. خانواده های والت مارتین و قربانی ها
من باید خودمون رو از این وضعیت در بیارم
اوکی
اولین شب
تونستی بخوابی؟
نه
تمام شب داشتم یخ می زدم
... همش هم صدا بود
.. صدای پا، صدای در منظورم اینه که می تونی همه چی رو بشنوی
ولی هیچ کدوم رو نمی تونی ببینی
نمی تونی هیچی ببینی
باید پتو داشته باشی. من بهتون قول می دم پتو بگیرم
داستین، اشکالی نداره در مورد دوران بچگیت ازت بپرسم؟
اهمیتی نمی دم
یادت میاد که وقتی کوچیک بودی صدمه دیده باشی؟
... من
من ... وقتی شش سالم بود بازوم شکست
من مدارک پزشکیت رو دیدم
به نظر خیلی بد بوده
... آره، این فقط
یه تصادف تو مغازه ماشین عموم بود
دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
من .. من یادم نمیاد
هیچی؟
... هیچی
... یعنی، یادم نمیاد
... اتفاقی که افتاد و یا اینکه چطوری رفتم بیمارستان
یا هیچی از اون رو
میشه این کار رو نکنیم؟
من حس خوبی ندارم که به این سئوالها جواب بدم
چیزی می خوای بپرسی؟ - آره -
اونها مجازات مرگ بهم می دن؟
ممکنه، بله
خیلی خب، خوبه، منم می خوام مجازات بشم
یه لحظه صبر کن. این .. راهش نیست
ایالت بررسی هایی رو ضمیمه می کنه
تو تاوان پس نمیدی
چرا نه؟
دادگاه تمایل نداشت
که بهت اجازه بده که تصمیم احساسی بگیری
بدون اینکه اول حقایق امر رو بررسی نکنه
یه محاکمه به همه کمک می کنه
که بفهمن که چرا و چه اتفاقی افتاده
اگه به این آسونی هر کسی مجازات میشد من این کار رو نداشتم
من ازتون نمیخوام که زندگیم رو نجات بدین
اما زندگی تو ارزش حفظ کردن داره، داستین
مزخرفه
.. اوکی .. این
یعنی، ببین، این پرونده بهترین سناریو .. رو داره، من
برای مدت 50 سال به دیوارها زل بزنم
چطور ارزش داره؟
برای اینکه هر انسانی برای زندگیش یه ارزشی داره
من نمی دونم تو هنوز این رو متوجه نیستی
اما می دونم که تو خیلی بیشتر از اون کاری که تو اتوبوس کردی، ارزش داری
... کاری که من تو اتوبوس کردم
درست ترین کاری بود که تو کل زندگیم کرده بودم
زندگی تو تازه شروع شده، مرد جوون
من فکر می کردم تو خیابون گرین می میرم
فکر می کردم تموم میشه
اما تموم نشد
و به این زودی ها هم تموم نمیشه
حتی اگه ما تو دادگاه ببازیم و برای تو حکم مرگ صادر بشه
تو باید 20 سال رو
تو صف استیناف مرگ منتظر بمونی
چه بخوای و چه نخوای
باید بدونی که تو یه آینده ای داری
تو مجبور نیستی زمانت رو با زل زدن به دیوار بگذرونی
می تونی درست رو ادامه بدی
من نمی خوام درسم رو ادامه بدم
تنها راهی که می تونی از حبس نجات پیدا کنی
اینه که از چیزهایی که تو مغزت داری درست استفاده کنی
من می خوام همه چی رو از مغزم بریزم بیرون
می خوام از این دنیا برم
چرا نمی تونین این رو تموم کنید؟
من دادگاه نمی خوام
راز روی راز
من وقتی بچه بودم این رو دوست داشتم
حالا این داره منو می خوره
می دونم، خب؟
خیلی خب، ما هر چی تو سرمون هست رو بیرون می ریزیم
با این راز دوم ... کی کالب رو کشته؟
فکر می کنی شانسی باشه
یه احتمال، که اون یه پلیس نبوده؟
نه ورود اجباری، نه نشونه ای از کشمکش
می تونه عضوی از خانواده باشه، درسته؟
یه عضو خانواده؟ یه دوست؟
کدوم خری از لوله تفنگی که
روی گلوله استفاده کنه برای اینکه صحنه رو خودکشی جا بزنه؟
این طبقه بندی مزخرف ولی واقعیه
این باید یه پلیس باشه
تو فکر می کنی که قاتل کالب ربطی به قاتل والت داره؟
... یعنی، دو تا همکار
کشته شدن، می دونی، با چند روز فاصله از هم
من میگم، آره، اگه اینطوری نباشه یه تصادف احمقانه اس
ما حتی نمی دونیم که قاتل والت کیه، درسته؟
یعنی، اون می تونست خیلی آسون یه شلیک اشتباهی بوده باشه
و اون در این مورد دروغ گفت که گناهکاره
یا ممکنه حتی متوجه نشده باشه
که گلوله از اسلحه اون شلیک شده باشه
نه، اون .. اون خیلی نزدیک بوده
میتونه یه نکته انحرافی باشه
می دونی؟
تو دیدی تو تونل چه اتفاقی افتاد
خب، اگه این مربوط بوده
فکر می کنی که این یه جور دسیسه پلیس در برابر پلیس باشه؟
خیلی خب، می بینیم
یکی باید به کالب رشوه داده باشه که والت رو بکشه
کالب موقعیت پیدا کنه که اون کارش رو بکنه
و بعد وقتی گزارش برگشته، به جای پول
اون یه گلوله نصیبش شده
کالب از اسلحه خودش برای کشتن والت استفاده کرده
این خیلی نمیتونه نقشه باشه
تو اینطوری فکر نمی کنی؟ - نه -
ببین، هیچ کس ندیده که کالب ماشه رو بکشه
پس می تونه اشتباهی باشه، می تونه عمدی باشه
... و همه پلیس هایی که اونجا بودن
هیچ کس اسمی رو لو نمیده
هیچ کس اسم کالب رو تو اون بازجویی ها نگفته
پس اگه اون می خواست با کشتن والت فرار کنه، می تونست
اگه والت نمرده بود
خب
ما همه چی رو تو اتاقمون بررسی می کنیم
و بعد از اونجا می ریم
تو به من اعتماد داری؟
تو به من اعتماد داری؟
آره، بهت اعتماد دارم
خیلی خوشگله
بعضی وقتها یادم میره که دارم اینجا زندگی می کنم
خونه
خیلی سخته تو این اتاق پا بذاری و کالب و والت رو نبینی
ما دو برادر رو از دست دادیم
بیایید کار شایسته ای رو انجام بدیم برای اینکه به خانواده هاشون سر بزنیم
مطمئن شیم همه چی روبراهه، باشه؟
ناوارو .. ناوارو کجاست؟
استدیو رقص بیگزبی
.. اون
اون یه کلاس رقص والس برداشته
برای ... یکشنبه دخترش کوینیکا
فهمیدم. خیلی خب، مولک
من بهت اجازه می دم که به ناوارو سرعت بدی
کسی می دونه گلوله ای که والت رو
کشته، چقدر باهاش فاصله داشته؟
من نمی دونم ولی ... از ولسی می پرسم
No comments yet. Be the first to leave one.