هماهنگ با نسخه‌های زیر

Master God of Noodles E09 www sunflowermag com
ناشر Rahasam_86
مترجمین: رها، مری ، مینا www.sunflowermag.com

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2016-05-28
تعداد دانلود: 72
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

وقتي مادرم اون درُ باز کرد

اميدوار بودم که به یه جای خیلی دور فرار کنه

تا هیچ کس نتونه پیداش کنه

شاگرد

اينجا چيکار ميکني؟

سه

وقتي از اون در رفتم بيرون

واقعاً يه هيولا بودم

نااميدانه نميخواستم

به صاحب اون در صدمه بزنم

پشت ِ اين در من ِ واقعيم وجود داره

من ِ واقعي

فقط تو اين اتاق وجود داره

خداي نودل = قسمت 9 =

اين غير ممکنه

اين چويي سون سوک ِ

بهشون بگو تو چويي سون سوکي

در مورد ِ چي حرف ميزني؟

بگيريدش

متاسفم، سو تفاهم شده

اشکالي نداره

به هر حال، چويي سون سوک کي هستش؟

چيزي نيست

متاسفم

:ترجمه و زيرنويس رها، مری، مینا

کيم گيل دو؟

کيم گيل دو

اين اسمُ فقط من و مادرم ميدونستيم

از کجا اين اسمُ ميدوني؟

لطفاً دوباره سعي کن آ، ب، پ

پدربزرگ، صدامُ ميشنويد؟

پدربزرگ

باشه، ميرم

خوب اونجا رو بگرديد- باشه-

اونجا نيست- بريم-

اين همه سرو صدا براي چيه؟ نميتونم با اين صداها بخوابم

خانوم

بله داهي؟

چرا اونا اينقد سرو صدا ميکنن؟

خانوم

چيه؟

آقاي کو

چشماشونُ باز کردن

چي شد؟- گمش کرديم-

مهم نيست چي ميشه، پيداش کنيد

فهمیدیم

بذار برم داخل

دونگ بائه

اگه به اين کار ادامه بدي ميکُشمت

بهت گفتم برو کنار

بايد عقلتُ از دست داده باشي

پس دوباره چشمهاشُ بسته؟

بله

مطمئن شو کسي از اين موضوع خبردار نشه

متوجه ام

دا هي

يه کم ديگه بايد صبر کنيم

بايد تا وقتي که بتونه حرف بزنه، صبر کنيم

بله خانوم

....شايد

تو کسي هستي که باعث بيدار شدنش شده

ممنونم، يکي بهت بدهکارم

تو نميتوني با اون پاي لنگ خيلي دور بري

سوار شو

پيداش کنيد

الان ديگه هيچ کس بهت کمک نميکنه

يه جا براي مخفي شدن؟

وجود نداره

حداقل تو کُره وجود نداره

همش تقصير ِ خودته

بخاطر ِ توئه

من الان زندگيتُ نجات دادم

هيچ مدرکي وجود نداره که بگه من چويي سون سوک هستم

هيچ کس به حرفات اعتماد نميکنه

الان هيچ فايده اي براي من نداره

دهنتُ ببند حرومزاده

اگه جاي تو بودم

کُره رو ترک ميکردم

بايد بهت بگم چطوري؟

خطرناکترين چيزي که داريُ بفروش

به کسي که بيشترين قيمتُ ميده

به تو چي ميرسه؟

چرا بهم کمک ميکني؟

تَوهم نزن

من بهت کمک نميکنم

دارم از شرت خلاص ميشم

پياده شو

ديگه هرگز سر راهم سبز نشو

آقاي " ها"

منم- اتفاقي افتاده-

به گونگ ناکوون بيا

چه خبره؟

شخصاً بهت ميگم

من سگ ِ خونگيت نيستم که زنگ زدي بپرم بيام

ميخوام بدونم چرا

الو؟

هِي تو

چرا

از زندگيم متنفرم

تو

منتظرم بمون

اگه رفتم و يه کوچولو گاز زدي ميکُشمت

باشه

نمیخورمش، ایش

اين غير ممکنه

اون چويي سون سوک ِ

بهشون بگو تو چويي سون سوک هستي

چرا اينقد ديروقت گفتي بيام؟

مردم فکر ميکنن ما قرار ميذاريم

چه خبره؟

يه نفرُ پيدا کن

خداي من چرا اينکارُ ميکني؟

من شريک ِ تجاریتم نه نوکرت

اگه فکر ميکني ميتوني منُ مجبور کني کاري انجام بدم

اشتباه فکر میکنی

متوجه ای؟

دا هي ، تو خطره

اون، نقطه ضعفهاي زيادي از من ميدونه

اون ميدونه دا هي بزرگترين نقطه ضعفه منه

بايد پيداش کنيم

مطمئني

تو از اون براي مجبور کردنم به اين کار استفاده نميکني؟

اين چيزيه که تو فکر ميکني؟

ته ها رو استخدام کن و يه نفر ديگه رو هم پيدا کن

اگه يه نفر دستش به دا هي بخوره ساکت نميشينم

من ته ها رو استخدام ميکنم به زودي به گروه ما ملحق ميشه

دنبال کي بايد بگردم؟

هوانگ سونگ روک

هوانگ سونگ روک؟

بهم بگو کجا ممکنه رفته باشه؟

فقط میتونه سراغ ِ یه نفر رفته باشه

از دست شماها

اگه ميخوام تو رو ببينم بايد بيام اینجا؟

حالت چطوره؟

خوبم

نميدونم حال ِ ميونگ چطوره؟

من حتی از جنازه هایی که هیچ وقت شکایت نمیکردن هم تحقیق کردم

اسمش مو ميونگ ِ

بايد به جان دو مشهور باشه

هر وقت يه نفرُ پيدا ميکنم

يه حس ِ خستگي دروني بهم دست ميده

باهات تماس نگرفته؟

اگه تماس گرفته بود نگران نميشدم

ما هيچ پول يا پارتي و رابطه اي نداريم

يا حتي خانواده

ما چهارتا فقط همديگرُ داريم

حتي اگه قبلاً فقط ول ميگشتيم

از الان به بعد بايد يوکيونگُ ببيني

دوستا نبايد همديگرُ ناديده بگيرن

اينُ بگير

خوب بخور

خدافظ

عرضش 11 متر

طولش 17 متر

از ديدنتون خوشوقتم مو ميونگ هستم

اما

اتاقي که من بودم از اين خيلي کوچکتر بود

طولش 7-8 متر ميشد

پشت ِ يه ديوار

يه جايي براي مخفي کردن، هستش

يه جاي خيلي محرمانه

خانوم سول

سلام

ميتونم داخل بيام؟

فکر نميکردم از پس ِ اداره آشپزخونه بر بياي

تو هيچ وقت دست از سورپرايز کردن ِ من برنميداري

اولين روزت موفقيت آميز بود

ديگه وقت ِ جانشين شدنته

خيلي زود، سرآشپز نودل ميشم

اولين هدفت سرآشپز شدنه؟

اول

شکستش ميدم بعد ميپذيرمش

نميتونم آشپزخونه رو بدون ِ کمک ِ اون بگردونم

من وفاداريشُ بدست ميارم

بقيه آشپزا چي؟

بقيه آشپزا به آقاي کو وفادارن

و آشپز مسئول ِ گوشت، طرف ِ هيچ کس نيست

من درباره ي مسئول ِ آبگوشت نگرانم

با توجه به سن و تجربه ش اولين نفريه که شايسته ترفيع گرفتن ِ

اما اون زيادي ساکته

تصميم بگير اول سراغ ِ کي ميري؟

ازت حمايت ميکنم

اوه، تو سرزنش ميشي

بهت ميگن خوش آمدگويي ِ اما در واقع بهونه ميارن تا اذيتت کنن

برام اهميتي نداره

اينُ ببین

اين چيه؟

يه اتاق ِ مخفي تو دفتر ِ آقاي ها

مطمئني؟

اينُ ببين

ابعاد با نقشه نميخونه

متوجه ام

يه مرد با اسرار ِ زیاد

یه جايي براي پنهون کردنشون لازم داره

اين اتاق ِ مخفي بايد مهمترين رازهاي آقاي "ها" رو تو خودش نگه داشته باشه

مو ميونگ

شبيه يه مراسم ِ

من نام ِ هر کارمندُ به سينه ش ميچسبونم

منم درش ميارم

اميدوارم که

More Farsi Persian subtitles for Master: God of Noodles

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left