نخستین 200 خط.
شخصیت ها، سازمان ها، اسامی) (و موقعیت ها همگی ساختگی هستند
من باور دارم
باور دارم كه تو اين ساختمون دو نوع آدم وجود داره
جنايتكارا و نگهبانان لباس دادستاني و لباس زنداني
مهم نيست شرايط چي باشه
باور دارم كه ما با اونايي كه بايد مجازات كنيم فرق داريم
آقاي هانگ
مردي به اسم وو بيونگ جون ديروز كشور رو ترك كرده
رفته تايپه تايوان
به اينترپل خبر بده و ازشون بخواه وضعيت قرمز اعلام كنن
و به ماموران كره اي در تايپه هم اطلاع بده
اونجا بازرس مي فرستيم- باشه، فهميدم-
تو بعد اينكه يون جه رو مجبور كردي كشور رو ترك كنه پولشو منتقل كردي
بعدشم جرات كردي و آقاي سونگ رو احضار كردي و ميخواستي سود منم بدزدي
فكر كردي متوجه نميشم؟؟
البته متوجه مي شدين
تو چه مرگته؟؟
...كشتن اون سو كار شما بود، نه؟؟
چنين مزخرفاتي نگو داري مسخره بازي در مياري
به آقاي وو گفتين اين كارو بكنه
و بعدش فرستادينش خارج از كشور، درسته؟؟
خيلي فضول تر از چيزي كه فكر مي كردم هستي، چانگ جون
نقشه تو بود؟؟
داري ميگي كه من مرتكب قتل شدم كه تهديدم كني
تا بتوني پول بيشتري ازم بگيري؟؟
قاتل دستگير شده
من هيچ وقت اون مرد رو نديدم
يونگ اون سو رو اون نكشته
مدركي هست؟؟
خودم مدرك هستم
منظورت چيه؟؟
پارك مو سونگ و كيم گايونگ
من بودم
يارويي كه دستگير شده فقط تيغه است
من كسيم كه دسته چاقو رو نگهداشتم
چرا؟؟
به زودي متوجه ميشين
خيله خب، همه چي رو بهتون گفتم
حالا وقتشه شما روراست باشين پدر جان
هيچي نمي دونم
چانگ جون
ما مدتهاست يه خانواده بوديم
چرا اينطوري شديم؟؟
دادستان هانگ شي موك
بايد برم
مراقب باشين
پايان تماس با پدر جان
تماس با موفقيت ضبط شده است
تمام حسابهاي به اسم چانگ جون رو مسدود كن
و بهشون بگو بلافاصله همه برداشت را متوقف كنند
صحبت از شيطان بود
درباره من صحبت مي كردين؟
داشتم بهت فكر مي كردم
ميتونين دست از فكر كردن بردارين بياين همو ببينيم قربان
صبر كن، كدوم بازرس ها رو بفرستيم تايوان؟؟
ستوان هان و كاراگاه جانگ- باشه-
وو بيونگ جون ديروز رفته تايوان
از دولتشون خواستيم همكاري كنن
با كاراگاه جانگ بايد بري اونجا و دستگيرش كني
و لي چانگ جون همدست آقاي يون بوده
الان دارم ميرم ديدنش آدرس رو برات ميفرستم
هونگ جه دونگ
لطفا مكان دبير كل لي چانگ جون رو رديابي كن
اگر كسي از گروه هانجو اومد نزارين هيچ كدوم از اونا وارد دفترم بشن
اطاعت قربان
واقعا معذرت ميخوام
درست مقابل خونه آقاي هانگ بهش برخوردم
...انتظار نداشتم دختر آقاي يونگ رو ببينم
!!الاغ، فورا كشور رو ترك كن
تا بهت نگفتم چيكار كني برنگرد
ممنونم قربان- اينم ببر-
از شرش خلاص شو هيچ ردپايي نزار
بيا تو
فهميدم آقاي لي يه صندوق امانت شخصي در بانك هانيل داره
بايد چيكار كنيم؟؟
به مدير عامل بانك بگو ميخوام برم ملاقاتش
و چانگ جونم فورا بيار اينجا
اين نشون ميده كه لي چانگ جون الان داره ميره به سمت ماكجه
پس داره ميره هونگ جه دونگ
كجا هستي الان؟؟
من...فعلا قطع ميكنم مكانم رو برات ميفرستم
مكان فعلي رو براي كاراگاه جانگ بفرست
مكان فعلي رو براي كاراگاه جانگ بفرست
كاراگاه جانگ، پيام جديد رد يابي مكان من
آدرس: هونگ جه دونگ، سئودامون، سئول
ما فهميديم كه اون همدسته
چرا ميزاره مكانشو رديابي كنيم؟؟
به چي فكر ميكنه؟؟؟
چي شد؟؟؟
ما خانه آبي هستيم اما نمي تونيم بريم داخل
...بهشون اسم شما رو گفتيم، اما
ماشينشو پيدا كن، مهم نيست ميخواي چيكار كنين،فورا بيارش پيش من
سريعتر از چيزي كه فكرشو مي كردم رسيدي اينجا
هنوز راه طولاني اي براي رفتن داري
حتما يه عالمه سوال داري
شما آقاي يون رو وادار كردين
تا پارك مو سونگ رو بكشه؟؟
آره
شما باعث شدين كه كيم گايونگ هم آسيب شديد ببينه؟؟
بله
يونگ اون سو چي؟؟
اينجا نيستي كه بفهمي كي اينكارو كرده؟؟
چرا اينكارو كردين؟؟
خودت گفتي
كه حتما آقاي پارك منو تهديد كرده
و من سعي كردم دهن اون دختر رو ببندم
حالا مي دونم كه اين اتفاق نيافتاده
بايد مي گفتم نه
آقاي پارك التماسم كرد كه كمكش كنم كه يه قرارداد ببنده
اما بايد ردش مي كردم
به گروه توزيع هانجو
خودتون معرفيش كردين؟؟
سخت تلاش داشت كه كسب و كار نابود شده اشو زنده كنه
و منم هيچ دليلي براي سرد شدن باهاش نداشتم
توزیع هانجو
بین همه شرکت های تابعه کمترین توجه بهش شده بود
فکر نمی کردم پیشنهاد دادن کار با اونا روی چیزی بخواد تاثیری بزاره
نمی دونستین که به زودی قراره برای انتقال سرمایه های غیر قانونی ازش استفاده بشه
نمي دونستم
این برای این نبود که میخواستن به دور از توجه عموم باشن
پشیمونم ازش این تنها کاری که ازش پشیمونم
یکی از اشتباهاتی که انجام دادم
...براي همين
ميخواي
كاري كني كه بعدا ازش پشيمون بشي؟؟
چرا ميخواستين منو اينجا ملاقات كنين؟؟
روز زيباييه، نه؟؟
من دستگیر میشم
بعدش با لباس زندان و با شماره روی سینه ام
منو همه جا می برن
دادستانهای زیر دست و پایین تر از من ازم بازجویی می کنن
بارها اینو دیدم
عجيب نيست؟؟
همه اونایی که مقابل من ازشون بازجویی شده
یه عالمه از موهای سرشون رو از دست دادن
چرا این الان باید به ذهنم خطور کنه؟؟
لطفا باهام بياين
باید متهم بشم
و به عنوان زندانی برم هر جایی؟؟
یا باید انتخاب کنم که در میدان نبرد
ناپدید بشم؟؟؟
ارشد
ارشد؟؟
خوشم مياد اينجوري صدام ميزني
آروم بيا
شي موك گفته كه آقاي لي قاتله؟؟
حواستو جمع كن يكي بالاست
ميرم بررسي كنم لطفا همين جا باهاش بمون
مي توني اين كارو بكني، نه؟؟
منطقه بازسازی در هونگ جه دونگ
پشت مدرسه ابتدايي اينوانگ هستش فورا يه آمبولانس بفرستين
يه نفر افتاده
قربان، دبير كل
!!!قربان، قربان
آقاي هانگ؟؟
دبير كل
دبير كل...دبير كل !!!خواهشا بهوش باشين قربان
تو هنوز
يه فرصت داري
دونگ جه
راه منو
دنبال نكن
...قربان
...دبير كل
هر دو دستتو بيار بالا
آروم برگرد
تو هلش دادي؟؟
خبرنگارا خیلی زود می رسن اینجا قبل اونا همه چی رو سر و سامون بدین
بله قربان- بيا بريم-
شنيدم قبل اينكه اقاي هانگ بتونه مانعش بشه پريده پايين
قبلش، اعتراف کرده که همدستش بوده
مطمئني خودكشي هستش؟؟
اگه دعوایی بوده باشه چی؟؟
ستوان هان ديده پريده پايين
حتما از اين پايين ديده
اونا فقط اينجا نبودن؟؟
نميگم كه دادستان هانگ عمدي هلش داده پايين
ميتونسته وقتي داشته مانعش مي شده اشتباهي اين كارو كرده باشه
دادستان سو هم گفته كه ديده
به نظر خودكشي كرده
الان كي اينجاست؟؟
تیم تشریفات داره برای تشییع جنازه آماده میشه
تیم برنامه ریزی و تیم روابط عمومی هر دو در حالت اماده باش هستن
باید با مدیران تماس بگیرم؟
اول حواست به رسانه ها باشه
چانگ جون چون یه دادستان بوده مرتکب اقدامات فاسد زیادی انجام داده
برای دفن همه کارهای اشتباهش دستیارشو در دادستانی نگه داشته
و با استفاده از اون مردک
پارک مو سونگ رو که به دادستانهای سئول غربی رشوه داده رو کشته
چي؟؟- بار گناه باعث شد به زندگیش خاتمه بده-
یه کنفرانس مطبوعاتی بزار
قبل اینکه خبرنگارا داستانای تخیلی برا خودشون بسازن
متوجه شدم قربان
چه احمقي نفهمي
ميگن يه سگ زنده بهتر از يه شير مرده است
انگار سرنوشتش همين بوده
چيكار ميتونم بكنم؟؟
به عنوان يه دادستان ...ميخوام اين كارو بكنم، اما
شي موك
نمي خوام اين موقعيت رو از دست بدم
No comments yet. Be the first to leave one.