Percy Jackson and the Olympians

Percy Jackson and the Olympians

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Percy Jackson and the Olympians S02E04 1080p WEB h264-ETHEL
ناشر amirluminox
SANDS Movie :ارائه از

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-12-24
تعداد دانلود: 60
مخصوص ناشنوایان: No
FPS: 23.976

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫سه نفر از شما باید برای پیدا کردن

‫پشم زرین افسانه‌ای به مأموریت برید.

‫به سمت جزیره پلی‌فموس. این گنجینه قدرتمند رو بدزدید

‫و مرزهای ما رو دوباره به قدرت کاملشون برگردونید.

‫من، کلاریس، دختر آرس، کمپ رو نجات می‌دم.

‫اینم وسیله مأموریتتون.

‫زره‌پوش.

‫از یه قبر زیر آب کشیدمش بیرون و تقویتش کردم.

‫اینا کی هستن؟

‫این بازنده‌ها؟ اونا افسران خط مقدمت هستن.

‫اونا رو هم از قبر کشیدم بیرون.

‫وقتی به دنیای زیرین برگردید،

‫دیگه به آسفودل نمی‌رید.

‫دیگه به دشت‌های مجازات نمی‌رید.

‫توی دشت‌های الیزیوم به مقام بالایی می‌رسید.

‫کی با منه؟

‫بله، کاپیتان!

‫لوک مسمومش کرده.

‫- اون درخت یه دختره؟ ‫- بود.

‫تالیا یه قهرمان بود

‫که آخرین ایستادگیش رو درست همین‌جا انجام داد.

‫لوک اینجاست.

‫اون فقط اینجا نیست. این کشتی اونه.

‫اونا قرار نیست بجنگن. باهوش‌تر از این حرفان.

‫پیشگویی بزرگ

‫از بچه‌ای از سه خدای ارشد می‌گه

‫که یا عصر خدایان رو نجات می‌ده...

‫یا نابودش می‌کنه.

‫کایرون فکر می‌کنه ممکنه من المپ رو نابود کنم؟

‫تو چی فکر می‌کنی؟

« پــرســی جــکــســون و الــمــپ‌نــشــیــنــان »

SANDS Movie :زیرنویس پارسی اختصاصی

✦ @ amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

‫هنوز اینجاست.

‫آنابث وایسا!

‫رسیدیم.

‫حالمون خوبه. حالمون خوبه.

‫فقط... فقط بذار اول من برم. باشه؟

‫مطمئنیم حالش خوب می‌شه؟

‫خوب می‌شه.

‫اما اونا سه نفرن.

‫اونا سیکلوپس هستن.

‫طبق چیزایی که شنیدم، اون‌قدرها باهوش نیستن.

‫فقط بدون که اینجا جومون امنه، باشه؟

‫من و تالیا قبلاً از این مخفیگاه استفاده کردیم.

‫امیدوارم کسی ذخیره‌مون رو برنداشته باشه.

‫آره.

‫همه‌اش هنوز اینجاست.

‫هی.

‫تا حالا ناامیدمون کرده؟

‫بیا...

‫اینو بپوش.

‫این چیه؟

‫یه طلسم محافظتیه.

‫جادوییه.

‫مثل دستبند تالیا؟

‫آره، مثل ایجیس.

‫اما این مال...

‫کلوگیاست...

‫...الهه مخفی‌کاری.

‫اگه موقعی که اینو پوشیدی قایم بشی،

‫هیولاها نمی‌تونن پیدات کنن.

‫لوک، پیدامون کردن. سر جاها، همین حالا!

‫- تو کی هستی؟ ‫- تالیا، وایسا!

‫اسم منو از کجا می‌دونی؟

‫اسم من گروور آندرووده و من محافظ توام.

‫- کی تو رو فرستاده؟ ‫- کایرون.

‫اون مدیر فعالیت‌های کمپ دورگه‌هاست.

‫قرار بود تو رو ببرم اونجا.

‫اگه با من بیای، می‌تونم مراقبت باشم.

‫نمی‌تونیم اینجا بمونیم. باید حرکت کنیم.

‫هی. وضعیت موتور چطوره؟

‫- درستش کردم. ‫- به همین زودی؟

‫رفیق، تو فوق‌العاده‌ای.

‫آنابث داره آذوقه پیدا می‌کنه، پس باید آماده رفتن باشیم.

‫آنابث گفت تو خطرناکی.

‫اینکه به همه آسیب می‌زنی.

‫خوشم نمی‌آد اون این‌طوری درباره تو حرف بزنه.

‫می‌دونی...

‫حدوداً همین موقع‌ها در سال گذشته،

‫یه پیشگویی بهم رسید که باعث شد بترسم

‫که قراره کسی رو که برام از همه مهم‌تره از دست بدم.

‫سالی؟

‫اما اون‌طوری پیش نرفت.

‫چون...

‫گاهی اوقات پیشگویی‌ها همیشه اون معنایی که فکر می‌کنی رو نمی‌دن.

‫یه چیز دیگه هم یاد گرفتم که...

‫حتی مهم‌تره.

‫می‌خوای بدونی چیه؟

‫مختصات دریای هیولاها رو بهم بده. همین حالا.

‫کلاریس؟ ‫دوستات کی هستن؟

‫و چطوری پیدامون کردی؟

‫فکر می‌کنی بابای تو تنها کسیه که قدرت دریایی داره؟

‫پدرم نمی‌تونه منو به خط پایان برسونه،

‫اما می‌تونه منو به سمت دشمنام راهنمایی کنه.

‫و حتی سعی نکن در مورد قوانین برام منبر بری، دختر باهوش.

‫تانتالوس تو رو به خاطر فرار از کمپ

‫برای دزدیدن مأموریت من، اخراج کرد.

‫صبر کن.

‫اگه ما رو با خودت ببری، مختصات رو بهت می‌دیم.

‫- چی؟ ‫- چی؟

‫دریای هیولاها شوخی‌بردار نیست.

‫به تمام کمکی که می‌تونی بگیری نیاز داری.

‫من تمام افسانه‌های مربوط به آزمون‌هایی که

‫قراره اونجا باهاشون روبرو بشی رو حفظ کردم.

‫تایسون می‌تونه با هر موتوری که توی اون کشتی داری کار کنه.

‫و پرسی؟

‫خب، اون پسر پوزیدونه.

‫اگه می‌خوای توی اقیانوس ‫ناوبری کنی،

‫هیچ‌کس بهتر از اون نیست.

‫این پی‌یره، ‫ناوبر دریایی ناپلئون.

‫بوریس مهندس فوق‌العاده‌ی منه،

‫که ناوشکنش توی نبرد تسوشیما غرق شد.

‫و کانتوس یه آرگوناتِ ‫واقعیه

‫با دانش دست‌اول از دریای هیولاها.

‫پس آره، فکر کنم این کارها رو ردیف کردیم، مگه نه؟

‫بله، کاپیتان!

‫حالا...

‫قراره مختصات رو دو دستی تقدیم کنی؟

‫یا مجبوریم به زور ازت بگیریمشون؟

‫به زور.

‫به یک شرط.

‫نبرد تن‌به‌تن.

‫همون‌طوری که بابات رو زدم.

‫اگه من بردم، کشتی‌ت رو می‌دی به ما و خودت و آدمات همین‌جا می‌مونید.

‫- پرسی. ‫- عقب وایسا. خودم حلش می‌کنم.

‫تو... اونا رو کشتی؟

‫اونا همین الانش هم مرده بودن، پس نه واقعاً.

‫می‌خوای روی پیشنهادم دوباره فکر کنی؟

‫صبر کن!

‫کس دیگه‌ای اینجا هست که بتونه ‫موتورها رو راه بندازه؟

‫کارینگتون؟

‫میچ؟

‫من فقط آمار موجودی رو می‌گیرم.

‫کلاریس، ‫ما همه‌مون اینجا یه چیز رو می‌خوایم.

‫نجات کمپ، نجات گروور.

‫من به اون ساتیر اهمیتی نمی‌دم. این مأموریت منه.

‫و ما فقط می‌خوایم ‫کمکت کنیم تمومش کنی.

‫درسته؟

‫بله بله، کاپیتان.

‫- این خیلی احمقانه‌ست. ‫- تو خیلی احمقی.

‫آنابث، تو بگو ‫کی احمق‌تره؟

‫چرا اون باید تصمیم بگیره؟

‫- این مأموریت... ‫- مأموریت توئه. می‌دونیم.

‫من بهش نشون دادم کجا داریم می‌ریم، اما اون مدام می‌گه

‫که ما یا باید با اسکیلا بجنگیم یا...

‫- ک... ‫- کاریبدیس.

‫- می‌دونم چطور تلفظش کنم. ‫- حق با کلاریسه.

‫برای وارد شدن به ‫دریای هیولاها،

‫باید انتخاب کنی.

‫که یا با چنگال‌های اسکیلا روبرو بشی

‫یا با گرداب کاریبدیس.

‫دیدی جکسون؟ (خوردی؟)

‫باشه، اما یه لحظه به حرفم گوش کن.

‫چرا فقط دورِ اسکیلا و...

‫اون چیزی که می‌دونم چطور تلفظش کنم، دور نمی‌زنیم؟

‫دریای هیولاها ‫این‌طوری کار نمی‌کنه.

‫اگه بخوای دورشون بزنی،

‫اونا دوباره سر راهت ظاهر می‌شن.

‫دریای هیولاها این‌طوری کار نمی‌کنه.

‫نقشه‌ات چیه، کلاریس؟

‫توپ‌های من با مهمات هیولاکُش پر شدن،

‫برنز آسمانی.

‫اسکیلا اون بالا روی یه صخره نشسته، پس از تیررس خارجه،

‫اما کاریبدیس مثل یه هدفِ ثابتِ بی‌دفاعه که باعث می‌شه بشه شکارِ من.

‫و اگه اون جواب نده، این کشتی له می‌شه،

‫و ما هم خورده می‌شیم.

‫ایده بهتری داری؟

‫اسکیلا.

‫این همون چیزی بود که اودیسئوس انتخاب کرد و تونست رد بشه.

‫هرچند شش نفر از خدمه‌اش نتونستن.

‫هر کدوم توسط یکی از ‫شش تا بازوی اختاپوسی‌ش گرفته می‌شن،

‫این‌طوری سرش گرم می‌شه ‫و اجازه می‌ده اون رد بشه.

‫- شش تا. ‫- معرکه‌ست.

‫چی معرکه‌ست؟

‫تو می‌تونی شش نفر رو فدا کنی. ‫خدمه‌ات که همین الانشم مُردن.

‫نه، من این کارو باهاشون نمی‌کنم.

‫چرا که نه؟ منظورم اینه که ‫حتی اگه مأموریتت موفقیت‌آمیز باشه،

‫اونا برمی‌گردن به دنیای زیرین، ‫مگه نه؟

‫تو فقط داری یه ذره زودتر ‫می‌فرستی‌شون خونه.

‫من بهشون قول الیزیوم دادم.

‫چی؟

‫اگه مأموریت موفق بشه، بهشون گفتم

‫وقتی برگردن به دنیای زیرین،

‫می‌رن به دشت‌های الیزیوم.

‫فقط خدایان می‌تونن در این باره تصمیم بگیرن.

‫قصد داشتم از آرس بخوام.

‫- وقتی برنده شدیم. ‫- کلاریس...

‫این آزمون درباره ‫گرفتن تصمیم‌های سخته.

‫انتخاب اینکه کی رو فدا کنی تا توی نبرد پیروز بشی،

‫نباید برای دختر آرس مشکلی باشه.

‫هیچ‌وقت نگفتم مشکله. فقط نقشه‌ی خودم رو دوست دارم.

‫اما اگه نقشه‌ات جواب نده،

‫مأموریتت، کشتی‌ت و همه‌ی آدمات رو از دست می‌دی.

‫تصمیمم رو بهتون خبر می‌دم.

‫این انتخاب درسته. ‫اون اینو می‌فهمه.

‫تو از کجا می‌دونی؟

‫از کجا می‌دونی که این انتخاب درسته؟

‫راستش رو بگم؟

‫چون انتخاب توئه.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left