نخستین 200 خط.
ظرف یک دقیقه می تونی تمام تصاویر رو به یاد بیاری
طی لحظه ای زودگذر یا تا ابد
وقتی که حادثه ای خوب اتفاق بیفته یا برعکس ، چیز بدی پیش بیاد
در این حالت ، گذر زمان متفاوت تر از حالت معموله
فرد ، به آسمون پر می کشه
یا شایدم درست جاییه که باید باشه
به نظر میاد ، پایانی در کار نیست
تنها راه چاره ای که آدم از تغییرش امتناع می کنه ؛ بازگشت وارونه ست
A MOMENT OF SILENCE دَمی در سکوت
کارگردان تورستن اشمیت
نام دیگر فیلم Schweigeminute سکوتی یک دقیقه ای
" آُ لعنتی ! گیر کرده " - بذار کمکت کنم
هنریک این گیر کرده . کار نمی کنه
استیلز ! می تونی کمک کنی ؟
هِرت شافتن . دریای سیاه
دوربین دوچشمی رو می تونم بگیرم ؟
- دارن چی کار می کنن ؟ - الان برمی گردم
بادبان سه گوش جلویی رو بکش پایین اگرنه دیگه فایده نداره
استلا
استلا
استیلز ! برو قسمت جلوی قایق تو نگه داشتن طناب محاظ بادبان کمکشون کن
" من می تونم .. هی استلا برگرد اینجا
بادبون سه گوش جلوی کشتی رو بدین پایین
نمی تونم خیلی نزدیک بشم
سرعت تون خیلی زیاده
مراقب باش
کتاب مزرعة حیوانات
حدود سه هفته ی پیش
باربل ؟ نظرت راجع به دسته گل چیه ؟
پانچ آماده ست ؟ آره درستش کردم . اونم با یه عالمه الکل
کمکم می کنی ؟
- من سر راهم ؟ - آره . یه خُرده
ببخشید . زمان از دستم در رفت
فکر می کردم تو شهری به بزرگی لندن ، بدون حضور من هم برای دنبال کردن رویاهای بزرگ آمادگی داری؟
ولی حالا که اینجام می خوام معلّم بشم
فکر می کردم می خوای دامپزشک بشی ؟
می شه بیای هتل با ما بمونی ؟
فردا درباره ش حرف می زنیم نمی تونم بابامو تنها بذارم
گفتم ، کنار لنگرگاه
- مشروب سبک ، راحت می ره پایین - بذارش به عهدة من
ممنون
برای یه هتل درست و حسابی برنامه ریزی کردی ؟
پدر و مادرت بهت افتخار می کنن
به لنگرگاه منتقلش کنید
اینجوری یه عمر طول می کشه
خودت چی ؟ کند نیستی ؟ تازه باباتم از همه سریعتره
باشه دیگه . ساکت باشید
مراقب باش ! عجب کارگر بدی
فقط به درد آشپزی می خوری
هی هی هی ! چی کار می کنی ؟
چی کار می کنی ؟ این ولگرد اصلاً جربزة کار تو قایقو نداره
بس کن دیگه حالا . فهمیدی ؟
آقایون نمی خوان کمی رفع خستگی کنن ؟
توی لنگرگاه بود که برای بار اول دیدمت
نمی دونم متوجّه شدی یا نه ؟ اما نمی تونستم چشم ازت بردارم
- شما کی هستین ؟ - معلّم جدید زبان انگلیسی
- جوون ترین فرزند پیترسونی ؟ - به هر حال الان دیگه بزرگم
که اینطور . بد معامله ای نبوده
کی فکرشو می کرد که تو انگلیس بزرگ بشی به این خوشگلی از آب در بیای ؟
از تعریفت ممنونم
تو با همه ی معلم ها فرق داشتی . می دونی ؟
- اشاره به فردریش ویلهلم فویت دغلکار آلمانی ] ویلهلم فویت ] - صیّاد سنگها
انگاری که هیچ کس هرگز قادر نبود لمسم کنه ، حتّی با یه شاخه گل
وقتی 8 سالم بود به این موضوع پی بُردم و تصمیم گرفتم بزنم به دریا
برای اینکه با صخره های کنار دریا کلنجار بری سنّت خیلی کم بوده
برای همین دوس دارم دوباره اینکارو انجام بدم اگه با من قرار بذاری چه خوب می شه
شاید بهار که برسه ... واسه امسال دیگه بسمه
خیلی بد شد
ایّام قدیم فقط با ماهیگیری از روی همین صخره ها ، اموراتم می گذشت
الانم که دیگه فقط با جابجایی توریست ها زندگی رو می گذرونیم
- اینم پسرمه . کریستیان از دیدنتون خوشحالم
سال آخر دبیرستانه
آها ... من کتاب مزرعه حیوانات رو دوست دارم
آدم می تونه یه داستان استثنایی درباره ش بنویسه . مگه نه ؟
ممنونم. امیدوارم که تمام تلاشت رو بکنی
خواهیم دید
تماس تلفنی از لندن دارید
خب دیگه .. تو مراسم جشن بندرگاه می بینمتون بله . حتما
ماهیگیرا افتادن جلو . آره خوبه . آره
حالا دیگه ماهیگیرا واقعاً جلو افتاده ن
و حالا ... حسابی تشویقشون کنید
- هی کریستیان - بابا
به افتخار خودت . سلامتی
خب ، آقایون ! تبریک می گم کارتون حرف نداشت
بیا اینجا ببینم پسره ی شیطون موفق باشی
خانوم پیترسن
بیا . بیا بشینیم
دوست عزیزم ! ممنونم که اومدی
- عصر شما به خیر آقای بلاک - می تونم به مشروبی مهمونت کنم ؟ - حتماً
- مردم گرامی که اینجا حضور دارند - و اعضای گروه چهار نفره ی کورت اِنزمآن
به لنگرگاه من خوش آمدین
خانوما ! همه چی آماده ست
شریک رقصتون رو انتخاب کنید
خانومها دعوتن
یالا دیگه کریستین خودت گفتی که میای
با هم برقصیم ؟ خب آدم باید به قولش عمل کنه
آقای کوگلر کجاست ؟ فکر می کردم شما با همین ؟
- مدّتی هست که دیگه یورگن رو نمی بینم - گمونم جای این حرفها
وقتیه که بچه ها خوابن
تا حالا استین و مارک رو دیدی ؟
- بله - عالیه
کنار اومدن با فوت همسرش آسون نیست
حالا که شما اینجائید
تموم سال تلاشش اینه که ما رو از طوفان ها ، دور نگه داره
فقط یک بار ، اونم آخرای تابستون
سر و کلّه ش از اعماق دریا پیداش می شه
اونم فقط برای انتخاب پری دریایی اینم از آقای قایم باشک
پری من کجاست ؟
کجاست ؟
اگه خواست منو ببره ، نجاتم می دی ؟
به خاطر تلاشش ، بهش پاداش بدین
پری من کجاست ؟
- عصر به خیر آقای کوگلر - عصر به خیر کریستیان
نزدیک بود « خلسة سایرن » رو از دست بدم
پری من کجاست ؟
آها همینجاست
- دمتون گرم . انتخاب درستیه - ترجیح می دم قاطی این قضیه نشم
خانوم پیترسِن مردمو ناامید نکن
بریم تو دِل دریا
همین الان بذارم زمین. دارم بهت می گم منو ول کن
به نظرت خیلی آدم شایسته ای هستی ؟
فقط انگلیسی ها اجاره دارند لمست کنن ؟
- دیگه بسه - ولم کن
همه تون شنیدین خانوم چی فرمودن ؟
خانوم کیه ؟ من که یه دختر پسرنما می بینم
- بیا با هم بریم تو دریا - ولم کن
ممنون کریستیان
بس کن دیگه . یه کم مشروب بزن و آروم باش
- و تو ! می تونی بری خونه - چرا باید برم ؟
موسیقی
کریستیان. من باشم بی خیال می شم
متاُسفم
می خوای برقصی ؟ یا ترجیح می دی قدم بزنی ؟
ازت ممنونم. دختر پسر نما نیاز داره که بره کمی پودر به بینی ش بزنه
برای چی دلخوری ؟ تقصیر من نیست که ؟
چی شده ؟
حسّ و حال مردمو خراب کردی
باید تا آخرش با یه مرد مست همراهی می کردم ؟
برای تو مثل اینه که چیزی باشه مهمونات بهش بخندن ؟
سال پیش گیر داد به من . منم دیگه باهاش کلنجار نرفتم . می گیری؟
گمون نکنم
ما که اینجا ، مثل اهالی لندن نیستیم باید با بازی همراهی کنی
خودم تصمیم می گیرم که با کی بازی کنم می ذاریش به حساب اتاقم ؟
اگه فقط یه دوستته بگو اسمش چیه ؟
کالین به من نگو که واکنش بیش از حد نشون می دم . نمی خوام ...
من ؟
- داری چی کار می کنی اونجا ؟ - شناور ها رو می برم داخل آب
زودتر تمومش کن. از اینجا برو
تقصیر من نیست که تو پنجره ت رو باز گذاشتی
منو ببخش . انگار سر آدمایی که نباید ، داد می زنم
ممنون
اگه می خوای همراهم تا صخره های ماهیگیری بیای ، بپر پایین
ظرف یک یا دو هفته پاییز می شه
آب ، تیره و کدر می شه و ته دریا هم آدما نمی تونن همدیگرو ببینن
برای صبحانه برمی گردی
یه لحظه کریستین . گیج کننده ست
مراقب باش . اینجوری ممکنه طناب گوشت تنت رو پاره کنه
من اندازة ی تمام عُمرت تو این دنیا تو کار ِ گذاشتن شناور توی آب بودم
میام کمکت
چرا توی هتل زندگی می کنی ؟
برا چند روز از خونه زدم بیرون
زندگی با پدرم آسون نیست
برای با هم بودن تو خونه آدم باید توان درونی ش رو زیاد کنه
اصلاً اینجا تو آلمان چی کار می کنی ؟
حال پدرم هیچ وقت خوب نیست به حضور من نیاز داره
قدیما ( در گذشته ) عادتم بود که ساعت های متمادی می رفتم روی آب
گاهی از خیالم می گذشت که چی می شد اگه دیگه برنمی گشتم ؟
- این آخریش بود - بریم سمت صخره ها
آخریش رو باید بذاریم انتهای جزیره ی پرنده ها
امیدوارم آب و هوا باهامون راه بیاد
البته ( تو دلم ) می دونستم که وضع هوا خوب نیست
اما تمایل شدید به تنها بودن با اون. روی ذهنم سایه انداخته بود
نگرانم . طوفان قراره شروع بشه باید برگردیم به خشکی
از اینجا دیگه باید شنا کنیم
نمی تونم بیشتر از این به ساحل نزدیک بشم. ارتفاع امواج زیاده
فاصله م تقریباً 50 متره
تقریباً . اما بدک هم نیست خیلی زود می تونی دوباره رو پات وایستی
هی
- کارت درسته - بعله
- فقط کمی خیس شدیم - من که حس طراوت دارم
- همین الان فوری آتیشو روشن می کنم - کی اینجازندگی می کنه ؟
پیر مرده از اون پرنده بازهاست هنوز این دور و برا ، پرنده زیاد هست
اسمش ماتیسنه . ماهیگیره. هوای خودشو داره
بیا . خودتو خشک کن سرما نخوری
- چیه ؟ دلت برای لندن تنگ شده ؟ - خب .. 14 سال زمان زیادیه
اون اول هاش تو شهر لیدز پرستار بچه بودم. بعدش رفتم لندن درس بخونم
- بعد از دبیرستان می خوای چی کار کنی ؟ - حتّی بهش فکر هم نکردم
هم تو کشور خودمون و هم خارج می تونی ادامه بدی هرت شافتن که، ناف دنیا نیست
نمی تونم برم. پدرم به من احتیاج داره
شما پسرا تو این سن و سال زیادی خودتونو جدی می گیرید
تو ایّام تعطیلات ، متون قدیمی مربوط به امتحاناتمون رو که می خونی نه ؟
آره کریستیان . خوندم
چای برای دو نفر
مراقب باش
استلا
صدامو می شنوی ؟
استلا ! صدامو می شنوی ؟ باید نفس بکشی
عجله کنید . زود باشید
- اینجا ناهار خوبی براتون آماده ست - کدوم یکی شون رو می خواید ؟
این یکی رو . می دونی ؟ اینو
No comments yet. Be the first to leave one.