What We Do in the Shadows

What We Do in the Shadows

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 6

هماهنگ با نسخه‌های زیر

What We Do In The Shadows S06E10 AMZN DSNP WEB-DL-SuccessfulCrab+FLUX+NTb+PSA
ناشر K o o R o s H
©️ هومن صمدی 𝑅𝒶𝓎𝓁𝒶𝓃 𝒢𝒾𝓋𝑒𝓃𝓈 ✌ تلگرام ↪️ RaylanGivensSubs ↩️

برچسب‌ها

webdl
amazon_prime_video_synced
disney+_synced
تاریخ انتشار: 2024-12-11
تعداد دانلود: 81
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

به گزارش سه‌ماهه خوش ...اومدید؛ با ارادتمند شما

من

...خیلی‌خب. پس سرمایه‌گذاری‌ها طبق بخش

اوضاع سر کار واقعاً عالی داره پیش می‌ره

احساس می‌کنم آخرش کاری که باید توی زندگی انجام بدم رو پیدا کردم

« گی‌یرمو، تحلیل‌گر دون‌پایه »

جیمی

تابه‌حال کسی تو رو «بیگ رِد» (قرمز بزرگ) صدا کرده؟ - نه -

و حس واقعاً عالی‌ای داره که بالأخره، می‌دونی، قدرـت دونسته بشه

بزن بریم

بیرون - بیرون -

!اوه - !گُه بگیرن -

بالأخره احساس می‌کنم به جایی تعلق دارم

همه‌چیز بر وفق گی‌یرموئه

همه‌چیز بر وفق میلهوْس‌ـه: جملۀ معروف شخصیت ] [ «بدشانس «میلهوْس» در مجموعۀ «سیمپسون‌ها

کون لق تو هم کرده

خیلی‌خب. سلام من رو به پاتریس برسون. خدافظ

داداش، اون حرکتی که سر «سالازار» زدی - هوم -

تو روح‌ش. از کجا می‌دونستی باید اون رو خالی‌فروشی کنیم؟

فروش استقراضی یا خالی‌فروشی: یک راهبرد سرمایه‌گذاری که ] [ در مورد کاهش قیمت سهام یا سایر اوراق بهادار گمانه‌زنی می‌کند

اون‌جا آشنا داری؟

.فقط تحقیقات‌م رو انجام دادم در همین حد بگم

می‌دونی که من چی می‌گم؛ هر کاری که می‌تونی از زیرش قسر در بری رو انجام بده، درسته؟

و از اون استفاده نکنید

این از اون گُه‌بازی‌هاییه که توی تحلیل‌گر تمام‌وقت‌مون دنبال‌ش‌ایم

آقای نلسون داشت می‌گفت خیلی از کارـت راضیه - چی؟ -

می‌تونی خیلی سریع پله‌های ترقیِ این‌جا رو بالا بری، جی

اوه - ،درواقع -

بهتره فرداشب این‌جا یه بزن‌وْبکوب ریز داشته باشیم

و سلامتیِ خود خفن‌ت بنوشیم

به فکر آماده‌سازی یه سخنرانی باش

چون یه چیز ویژه برات برنامه‌ریزی کرده‌ام که عاشق‌ش می‌شی

چندتا دوست‌وْرفیق هم دعوت کن، هان؟

آره - دوست‌وْرفیق که داری، مگه نه؟ -

آره. باشه. من یه‌عالمه دوست‌وْرفیق دارم - !رواله، می‌خوام باهاشون آشنا بشم -

« منزل خون‌آشام‌ها »

پس من یه سخنرانی می‌کنم

و شما همه به‌عنوان دوست‌های من حضور پیدا می‌کنید

خب، دوست یعنی دوستِ تو یا دوستِ یه نفر دیگه؟

دوستِ یه نفر دیگه باشه، حس بهتری داره

«اه، من به‌عنوان یک کارمندِ ارزشمندِ «کَنِن کپیتال حضور پیدا می‌کنم، نه به‌عنوان دوستِ تو

.باشه، می‌دونید چیه؟ فراموش‌ش کنید اصلاً فراموش کنید که ازتون خواستم

یاوه نگو. من هم حضور پیدا می‌کنم؛ به‌عنوان یک کارمند سابق

و نگران نباش، از برگشتن به راهروهایی که

زمانی به‌عنوان سرمستخدم عالی، بسیار تروْتمیز نگه‌شون می‌داشتم، «فشاری» نخواهم شد

فکر کنم تو فقط یه مستخدم عادی بودی

من نیز حضور پیدا خواهم کرد، چراکه شب‌نشینیِ تو، اولین حضور بی‌عیب‌وْنقص

برای «هیولای کرِیوِنزوُرث» تکمیل‌شدۀ من خواهد بود - اوه -

راهِ ناهمواری بوده، ولی همون‌طور که می‌تونید ببینید، اون جوانکِ بسیار خوش‌تیپیه

و بسیار باهوش‌تر از نندور

چه وضع‌شه؟ - آره -

نمی‌دونم، لَزلو. منظورم اینه، آخرین‌باری ،که بردیم‌ش دوروْبر آدم‌های دیگه

کلّۀ جری رو مثل یه کنۀ بادکرده ترکوند

جری کمابیش حق‌ش بود

و قول داده دیگه اون کار رو تکرار نکنه

پا شو وایسا. بیا این‌جا

،اگه اصرار به آوردن‌ش داری

واقعاً باید شلوار بپوشه

امشب نه، جوزفین

جملۀ مفروض ناپلئون بناپارت به ژوزفین بوآرنه ] [ در پاسخ به درخواست نزدیکی جنسی با وی

خیلی‌خب، رسمی شد

تو تهِ خوش‌تیپ‌هائی

لَزلو خوش آمد؟ - تو خوش‌ت میاد؟ -

لَزلو ارباب. لَزلو از چه خوش آمد؟

خیلی‌خب. می‌دونی، من وْ تو مجبور نیستیم به این مهمونی بریم، هیولا

منظورم اینه، می‌تونیم بمونیم خونه و یه فصل از «یواِس‌اُتی» رو پشتِ‌سرهم تماشا کنیم

(یونایتد اِستِیت آو تارا» (ایالات متحدۀ تارا»

درام کمدی :United States of Tara ] [ شبکۀ «شوتایم» با هنرنمایی تونی کولِت

نه. لَزلو گفت ما رفت مهمانی

ولی خودت همین رو می‌خوای؟

من خواست لَزلو سربلند

نمی‌خوای من رو سربلند کنی؟

لَزلو ارباب

آره، خیلی‌خب

هی، بچه‌ها - !اوه -

امروز همه دارن دربارۀ مرد محفل حرف می‌زنن

.هرچی که شنیدید، باور نکنید هیچ‌کدوم‌ش حقیقت نداره

بی‌خیال! شنیدیم خالی‌فروشی سالازار» همه‌ش کار تو بود»

.آ... آره، اون بخش‌ش حقیقت داره می‌تونید باور کنید

من باور می‌کنم. من باورمندم - !اوه، آهان -

!اوه. یه لحظه من رو ببخشید. اومدید

!اوه، این‌جا رو باش! دوست‌هان - آره -

واقعی‌ان. من رو نیشگون بگیر - نیشگون -

وایسا، وایسا، وایسا، وایسا

ببخشید - به دوربین‌های این‌جا توجه نکنید -

داریم یه مستند تبلیغاتی کوچولو ،دربارۀ «کَنِن کپیتال» می‌سازیم

جوری که دوست داریم کَنِن»طور خطاب‌ش کنیم»

پس به‌شون عادت می‌کنید - جردن -

اه. بله، ننـ... ننسی؟

آره - اون رو بسپر به من -

می‌گم، دوست کاملاً عادی من که این‌جاست، شاش داره

اه - کجا کارش رو بکنه؟ -

توالت، الآن

آ... همین پایین راهرو دست چپ - با تشکر از شما. بیا -

یالّا. دست چپه

،شاید توهم زدم

ولی اون همون یارویی نیست که زد لت‌وْپارت کرد؟ یارو کچله؟

چی؟ فکر نکنم - شبیه‌شه -

هوم. اوهوم - و... هی، تو -

تو این‌جا مستخدم نبودی؟

.هاه. اون رو زیاد می‌شنوم ...نه، اون، آم... آ

،برادرِ کندذهن‌م بود که خیلی شبیه منه

ولی اون کلاً یه نفر دیگه‌ست

خب، دنیای کوچکیه، هان؟ - آره -

ولی، گوش کن. شرمنده که مجبور شدیم عذر برادرت رو بخوایم

آخه تناسب فرهنگی خوبی نبود، می‌دونی؟

البته، البته

...به‌گمون‌م فقط نمرۀ قبولی رو نگرفت، پس

من خوش‌حال‌ام که اون یارو نیستم

آخ گفتی. پس، کار تو چیه؟

من قبلاً توی خاورمیانه ارتش‌ها رو فرماندهی می‌کردم

کارهای فوق‌سرّی - البته. آره -

مثل «موساد»؟

«گزوندهایت» - گی‌یرمو، گیلاس! یالّا -

اوه، نه - تو دو تا گیلاس می‌ری بالا -

!گیلاس می‌ره بالا - بسازش، جیمی -

.خیلی‌خب. ولی زود برمی‌گردم زود برمی‌گردم ولی

پس گی‌یرمو رو از کجا می‌شناسی؟

اوه، اون قبلاً چندین سال دست‌راست من بود

پسر، کاش چهار تا گی‌یرمو داشتم، نه؟

خیلی کارم رو سبک کرده این‌جا

کاش من دو تا گی‌یرمو داشتم

اون‌وقت تو می‌تونستی یه‌دونه داشته باشی. من هم یه‌دونه می‌داشتم

و بعد دو تا گی‌یرمو می‌تونستن با هم دوست بشن... یا حتی عاشق‌وْمعشوق

:و مثلاً من می‌تونستم بگم «هی، گی‌یرمو، برو درِ خودت بذار»

و بعد می‌تونست اون کار رو بکنه

...باشه، خب

اون رو حذف کنید - خوش‌وقت شدم -

ایناهاش - اوه، آره -

نه. من بی‌صبرانه منتظرم که با شما کار کنم

خیلی‌خب. مراقب خودت باش

نه، تو مراقب خودت باش

چطوره جفت‌مون مراقب خودمون باشیم؟ بس کن. باشه. خدافظ

چیه؟ چیه؟

الآن یه شغل جدید باورنکردنی به‌م پیشنهاد شد

ولی مشکلی برای گی‌یرمو پیش نمیاد که تو مدام حواس‌ت به‌ش نباشه؟

چی‌کار؟ - یادته؟ -

دلیلی که در همون وهلۀ اول در این‌جا شروع‌به‌کار کردی؟

اوه، درسته! به‌گمون‌م به‌کل اون رو فراموش کرده بودم

اوه، خب. کون لق‌ش

اون که اوضاع‌ش بد نیست، مگه نه؟

قطعاً من که اوضاع‌م بد نیست

باید اعتراف کنم، از رفتن از «کَنِن کپیتال» غمگین‌ام

می‌دونی، من هیچ‌وقت کامل نفهمیدم کارمون این‌جا واقعاً چیه

« ناجا »

آباژور؟

ساختن و یا فروختن آباژورهای خیلی گنده؟

ولی... هنوز کُلی کار واسه انجام‌دادن هست

قبل از این‌که واقعاً بتونم جشن بگیرم

متأسفانه، وقتی توی دنیای انسان‌ها ،از شغل‌ت استعفا می‌کنی

باید تمام پل‌های پشتِ‌سرت توی محل کارـت رو خراب کنی

یه رسم انسانی خیلی اسرارآمیزه

فکر کنم به‌خاطر این اون کار رو می‌کنن تا همکارهایی که پشتِ‌سرشون می‌ذارن، زیاد دل‌تنگ‌شون نشن

یه‌جورایی شیرینه

،این رسم رو به‌طور کامل متوجه نمی‌شم، ولی

...همون‌طور که در «کالی‌پرکسوس باستان» می‌گن

«که یعنی: «تا می‌تونی به‌گایی به بار بیار

آره، جامعۀ واقعاً ویرانگری بودن

چی داره می‌گه؟

لاتین»ـه، پفیوزها» - اون رو می‌دونستم -

هی، چطوره یه استراحتی بکنیم

و ببینیم چندتا رول پیتزا می‌تونیم توی دهن‌ت جا بدیم

لَزلو راضی؟

نه. عدد «پی» رو تا پنجاه رقم اعشار از بر بگو

سه، ممیز، یک، چهار، یک، شش؟

!پنج! پنج

چی‌کار داری می‌کنی؟ به‌ش خوش نمی‌گذره

.البته که به‌ش خوش می‌گذره داره عشق دنیا رو می‌کنه

شوروْنشاطِ مهمانیه

نه، نیست. و خوش‌م نمیاد مثل یه خرس رقصان باهاش جلب‌توجه می‌کنی

خب، به فلان‌جای من هم نیست که تو از چی خوش‌ت میاد

اون مثل اسب خوش‌حاله

توصیه می‌کنم تو بری یه کوکتل برای خودت بگیری

تو برو یه کوکتل برای خودت بگیر

هفت - موفق شد؟ -

آره - معلومه که شد -

اون بهترینه، دلیل‌ش همینه. بیاید این بیرون

.جمع بشید، همگی می‌خوام این رو تماشا کنید

.همینه. بیاید بیرون با نهایت سرعت

موسیقی رو بذارید

از این‌یکی خوش‌ش میاد

منظورم اینه، «پاتریک سوئِزِی» نیست، ولی می‌تونه برقصه

خیلی خوبه، درسته؟ همینه

دست نگه داشت حالا؟

نه، نه. هر موقع من به‌ت می‌گم دست نگه می‌داری

اصلاً خسته نمی‌شه. می‌تونه کُل شب اون کار رو انجام بده

،اوه، کثی. می‌خواستم به‌ت بگم

صفحات گسترده‌ت خودِ عنِ گرازن، دخترجون

آخه از لحاظ عددی زوالِ‌عقلی چیزی داری؟

،و براک

نامزدت یه‌عمره داره با برادرت به‌ت خیانت می‌کنه

دل‌م برای جفت‌تون خیلی تنگ می‌شه

تُف

اوه، سلام. جردن رو ندیدی؟

یه نفر شیشۀ توی اتاق کنفرانس ۲ رو شکسته

لیسا، سوگلی من - اوه، بی‌خیال -

...صدات به‌شدت کلفته - بله -

و تودماغی و گوش‌خراش...

،و کُل فازت

جوریه که انگار له‌له می‌زنی برای محبت ،چون توی بچگی رنگِ محبت رو ندیدی

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left