The House of the Seven Gables

The House of the Seven Gables

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Houseofthesevengables1940
ناشر mortaj

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2024-01-19
تعداد دانلود: 47
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

خانه هفت شیروانی

باشرکت:جورج ساندرز--مارگارت لیندسی وینسنت پرایس---دیک فوران

فیلمنامه: لسترکول

کارگردان : جو می

پیشگفتار:درمیانه قرن هفدهم درنیوانگلند سرهنگ جفری پینچون مردی بانفوذ دردولت استعماری

برای غصب قطعه ای زمین باارزش مالک آن که نجاری ساده بنام (ماتیومال) بودرابه جادوگری متهم کرد

مردبیگناه بسادگی محکوم وبدارآویخته شد درپای دار(ماتیومال) این نفرین راکرد:خداونداباشدکه اوخون خودش رابنوشد

سرهنگ عمارت خودراباخون برروی زمین غصبی بناکرد وهمان روزتکمیل عمارت درکتابخانه خودش مرد درحالیکه دهانش پرازخون ودرحال بلعیدن آن بود

یکصدوشصت سال بعد دریکشب ماه سپتامبردرسال1828

ترجمه وزیرنویس-م.تاج الدینی آذرماه1400

دارم میام

باشه اومدم

اوه چه شبی .. چه شبی.

فوق العاده نیست؟

اگه 80 مایل تواین جاده طی کرده بودی این حرفونمیزدی

بله.

خوش اومدی پسر عمو جفری. - متشکرم. پدرم کجاست؟

از بعد از ظهر رفته به روستا

شام را برایش گرم نگه داشتم. اوه. هپزیبه ..

تواین سه سال که اینجائی هنوزیاد نگرفتی بگی شام

نه .. یه کم برات آماده کنم؟ - نه ممنون

من الان چای می خورم ، هپزیبه ..

بله جفری؟ - این همه رازورمزبرای چیه؟

چه رازی؟

دختر عموی عزیز ، این چهره بیگناه که بخودت گرفتی خیلی حرف داره

چرا ناگهانی به اینجااحضارشدم؟ مثل یک دانش آموز مدرسه؟

مطمئنم که پدرت بزودی واردمیشه جفری

بله ، مطمئنم که به سوال من پاسخ میده: چرا؟

من در جریان اولین پرونده مهمم بودم.

مشتری برای وکلای جوان دربوستون ازروی درخت که سبزنمیشه

حتی اگه اوناشهرت خوبی کسب کرده باشن

پس کلیفورد هنوز درحال نعره کشیدنه؟

توحالا به برادرت افتخار میکنی

اگه از سر و صدا در امان باشم غرور را میذارم کنار

چای رو بیار بالا، هپزیبه. - بله ، پسر عموجفری

خوب ،چه افتخاری..جناب پینچون به خانه خوش آمدی.

عصر بخیر.

همان جوانک قدیمی

دو سال دوربودی و تنها چیزی که میتونی بگی عصر بخیره

خوب ،مگه الان عصرنیست؟

میدونی جفری! تودیگه تنها عضوموفق خانواده نیستی

من یه قطعه آهنگ فروختم

یه قطعه موسیقی کاملاً قابل توجه.

برات اجرا بکنم؟

ترجیح میدم بدونم چراپدردنبال من فرستاده خودش همه چی روبهت میگه

فقط فکر کن جف

کمپانی پوند ، بزرگترین خانه موسیقی دنیا آهنگ منومنتشرمیکنه

عالیه

همکاران حقوقی من بیشتر تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.

برادرم ،یه نوازنده .. یه کولی ..

تکان دهنده است ، اینطور نیست؟ - بوستون شاید اینطور فکر کنه.

بوستون ، این پایگاه دورافتاده

اوناسالهامنونخواهنددید .. نه.

برای من نیویورک مهمه ، رفیق قدیمی

و بعد اروپا بیاتو

پدرت برگشت.

حالا شاید ،من مفتخربشم به بعضی اطلاعات

خیلی باهاش مهربون نبودی .کلیفورد

مهربانی کمی در قلب کوچک من وجودداره همشو بایدبرای تونگه دارم

میدونی، فکرکنم خوب نیست آن دو آقا روتنهابذاریم

بیشتر از زمانی که لازمه

سعی کن مودب باشی حتماعزیزم

برای همه چیزای زیبا... برای تو ..

بیا داخل .. آه ..

عصر بخیر پدر. - عصر بخیر پسرم

منومیبخشی امیدوارم این احضار ناگهانی .. بشین

هوای ناخوشایند برای سفر

اگه ضرورت بازگشتم را میدونستم کمتر تلاش می کردم.

شاید. احساس کردم ممکنه بانامه نشه توضیح داد

جفری ، من باید تصمیم بگیرم. به مشاوره تو نیاز دارم.

برای چی؟

تصمیم قبلاً گرفته شده

لطفاً یه نفربگه اینهابرای چیه؟

خوشبختانه .. فردا این خانه را می فروشیم.

فروش هفت شیروانی؟ آره

اما این غیرممکنه .. عاقلانه نیست!

بدون رضایت من انجام نمیشه - چرا که نه؟

در دو سال گذشته شما و پدرتان ثروت خانواده را سرمایه گذاری کردید

بدون رضایت من.

و موفق شدید ما رو ورشکسته کنید. این پول مال من و شما بود.

اما هیچ کس زحمت جلب رضایت منوبخودش نداد.

جفری ، این سال سخت ترین سال بود.

عملا همه چی ازدست رفته به جز خانه.

من بشدت تلاش کردم تا این امر به گوش طلبکارهانرسه

اگه فروخته هم نشه به هر حال اونو از دست می دیم.

رسم وسنت پینچون فروختنی نیست

جفری به عنوان دانشجوی حقوق...

میدونی که دادگاه ورشکستگی سنت خانواده را به عنوان هزینه قانونی قبول نمی کنه.

ما میتونیم راهی برای برون رفت از این مشکل پیداکنیم

انسان سرزنده! آیا به اسمی که داری احترام نمیذاری؟

احترام دیرهنگام شما بسیار تأثیرگذاره

توجه؟

غرور؟

برای کی؟

شاید به افتخار پدربزرگ ما؟

سرهنگ محترم جفری پینچون.

دویست سال پیش اون به قتل موفقیت آمیز ماتیو ماول افتخار کرد.

تا این سرزمین را از او بدزده. درود بر تو ای روح هدایت گر!

شاید باید سر خود را به احترام ایتان پینچون روح بزرگوار خم کنیم.

وی دارای رتبه بالایی در ارتش واشنگتن بود.

و وطن پرستی خود را با فروش اطلاعات نظامی به انگلیسی ها ثابت کرد.

با یادآوری سهم جاناتان در سنت پینچون ، از غرور ترکیدم.

او ثروت زیادی را برای خود به ارمغان آورد ..

پس از اخراج سربازان از ارتش انقلاب.

وبا فریب آنها در معاملات سرزمین سایه دار.

و در اینجا ، پدربزرگ مرحوم وبرجسته ما

چه کسی قبل از جنگ1812با جان هنری نقشه کشید.

برای جدائی ماساچوست از ایالات متحده.

و پیوستن اون به کانادا.

زیرا این کشور سرمایه گذاری های غیرقانونی اونو نپذیرفت.

به هر حال ، بذار خود را قربانی چنین سنت هایی کنیم.

بس کن! خودتوگم کردی

این توهستی که فراموش میکنی .. خیلی راحت.

خیلی داری تندمیری آقا -من تندترازاین هم میرم

من تا آنجا پیش میرم که قیمت فروش این مقبره منو تحمل می کنه.

دور از دیوارهای فرسوده و خاطرات پوسیده اش.

این خانه هرگز قربانی نمیشه موضوع را به دادگاه خواهم برد.

دنیا از این امر مطلع میشه دنیاقبلا هم خیلی چیزامیدونه

خصومت کلیفورد ، اصرارش برای فروش خانه به یک رسوایی تبدیل شده

جفری ، تودیگه اضافه اش نکن

فردا وقتی وکیل ما اومد خانه فروخته میشه.

افسوس که فرزندان به جای خرد. نادانی از نیاکان خود به ارث می برند.

جفری .. چای

پسر عمو جرالد شماچطور؟

شب بخیر!

شب بخیر پسرم

هپزیبه؟

فرزندم.

من ازذکرش دریغ می کنم ، اما نمیتونی کلیفورد را متقاعد کنی...

تا ببینه چقدربه خانواده اش سخت میگذره

بنظرمیرسه خیلی ازخودش مطمئنه پسرعموجرالد

درسته ، اما اون همچنین از عشق و ارادت شماهم مطمئنه

شاید اطمینان کمتر دراین مورد ممکنه اطمینان کمتری ایجاد کنه؟

هپزیبه .. تومیتونی بماکمک کنی

البته اگه از دستورات وجدانم پیروی کنم.

بله .. بله .. متشکرم ، هپزیبه.

" یادم نمیاد چگونه با شما آشنا شدم "

" اما ستاره ها بر سر شما می درخشیدند "

" و گرچه به من خیلی شیرین لبخند زدی "

" امانمیتونم به یاد بیاورم کی و کجا "

" صحنه ، عشق من ، نمیتوانم آن را به یاد بیاورم "

" به خاطر همه اینها ، من فقط تو را به یاد می آورم "

" و وقتی زیر آسمان پر نور خواب می بینم."

" رنگ چشم های شما را به یاد می آورم "

هپزیبه.

امیدوارم ناراحتت نکرده باشم.

اون پایین چی شد ..

خوب ، میبینی مجبور بودم حقیقتوبگم

چرا اجازه میدیم چنین نفرتی در زیر سطح خود باقی بمونه؟

یه زخم تمیز خیلی زود ترمیم میشه - راست میگفتی کلیفورد.

اما خب؟

پدرت ازم خواست با تو صحبت کنم. - چی؟

اون نباید از لباس زنانه به عنوان سلاح استفاده کنه. - کلیفورد.

ترجیح میدم انرژی های تند خودتو برای احساساتی که شایسته تر هستن حفظ کنی.

اوه منو ببخش عزیزم

اجازه دارم الان صحبت کنم؟ - آره.

من بیشترین توجه بهش داشتم و فقط یک لطف درخواست کردم.

اینکه به وجدان من واگذارکنه

قبول کرد؟ آره

من به وجدان خودم رجوع کردم خوب..؟

پیداش کردم

من هرگزنمیتونم کورکورانه دوستت داشته باشم کلیفورد.

به طوری که هر عمل و فکر شما عادلانه و شجاعانه به نظر برسه.

به خاطر شجاعت و احساس عدالت شماست که .. دوستت دارم.

من فقط میتونم .. امیدوارم ثابت کنم که شایسته چنین عشقی هستم ، هپزیبه.

حتماعزیزم .. و حالا میدونم خانه باید فروخته بشه

باید فروخته بشه .. ما تو نیویورک زندگی خواهیم کرد

مردم آنجا بانشاط هستن. اونا به جلو نگاه می کنن نه عقب.

میدونی ، اونا در حال ساختن ساختمان هایی پنج طبقه هستند! آسمانخراش!

مردان به جای حفاری در بایگانی های خاکی ، به سمت آسمان می روند.

ما فتنه ها را پشت سر میذاریم موسیقی همه جاموج خواهدزد ، هپزیبه.

افراد خنده رو ، سختکوش ، کارگر. یعنی موسیقی زنده!

حق با توئه، کلیفورد .. این از قبل درون تووجودداشته

شکار گنج؟

آره. بله ، اگه دوست داری میتونی اینطوری حساب کنی

پس ، این دلیل دفاع وارسته شما از اجدادمون هست

نه افسانه اصالتشون بلکه افسانه ثروت پنهان آنها.

این احمقانه نیست ،تواحمقی

یک میلیون هکتار از ایالت مین ..مال ما

من آرشیوهای قدیمی در بوستون را کاوش کردم.

جدا از این نقشه ، من در واقع اسنادی را مشاهده کردم که به اعطای زمین اشاره می کنن.

جایی پنهان در این دیوارهای به قول شماپوسیده ..

همراه با سایر اوراق ، یک سند به نام سرهنگ جفری پینچون وجودداره

امضا شده توسط پادشاه چارلز دوم.

اگه اوناروپیداکنی میدونی چقدرارزش دارن؟

این مربوط به جفری 180 سال پیش بوده. اونجاالان یه شهر شده باهزاران نفرجمعیت

میخوای همه روازشهراخراج کنی؟ - اما کلیفورد ، نمی بینی؟

با سند اصلی که در اختیار داریم دولت باید به ما غرامت بده.

میلیون هاپوند برای ما میفهمی کلیفورد؟ میلیون ها!

کمکم کن .. با من کار کن

خونه رومیگردیم وجب به وجب تاپیداش کنیم

چیزی پیدا نمیشه احمق

هیچ راه پله مخفی ، هیچ اتاق مخفی وجود نداره.

اینها افسانه هایی بودن که مادربزرگها اختراع کردن ، بعد از ظهرهای بارانی برای سرگرمی ما.

تو همچنین ممکنه باورت بشه که نیم میلیون طلا با این سند مخفی شده

اون همچنین در موردش صحبت می کرد.

هنوز خلافش ثابت نشده

و نفرین مول؟

شاید تو باور داشته باشی که روح قدیمی ماتیو مول...

هنوز بر فراز پینچونها معلقه وداره انتقام میگیره؟

The House of the Seven Gables subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left