نخستین 200 خط.
.مثل یه معجزه بود
،بله. در تاریخ مریخ هم حک شده "معجزهی دقیقهی هفتم"
.این روایت افسانهی دو دختری ست که آغازگر آن حرکت بودند
...بعد از اینهمه زحمتی که من واسه بزرگ کردنت کشیدم
!حتی خودت رو نمیشناسی؟
آنجلا سان؟
حالت خوبه، آنجلا سان؟
آنجلا! نظرت درباره دستگیریِ تائو چیه؟
درباره پرونده ش چیا گفتن؟
.ببخشید، بذارید رد بشیم
!هل ندید! لطفاً هل ندید
.چه وحشتناک. افتادن دنبال آنجلای بیچاره
...بیچاره
.شما که نباید نگران اون باشید
.آنجلا اهل تسلیم شدن نیست
.مطمئنم هر جور شده خودش رو نشون میده و یه اجرای خفن انجام میده
.آره، راست میگی
.ما هم باید سعیِ خودمون رو بکنیم
پس حالا جلسه مربوط به برنامه مون .درباره مراسم گرامی رو شروع میکنیم
واسه گرامی، هیچی بهتر از این نیست .که با یه ستاره بزرگ همخونی کنید
!فکرت عالیه
!همینکارو بکنیم
خب، با کی همکاری کنیم؟
...خب
.حله، اونش رو بسپرید به من
ها؟
.یه ستاره خفن واستون جور میکنم
.حس بدی بهم دست داد
ما رو با یه پیرمردی که نمیشناسیم تیم میکنه؟
.شما هم مشغول آلبوم بشید و چیزی تحویل بدید که دنیا رو به زانو در بیاره
حله؟
...چه فشاری
!خیلی خب، بزن بریم
!خیلی خب، بزن بریم
!خیلی خب، بزن بریم
!خیلی خب، بزن بریم
.درست نیست
.آلبوم به یه قطعه نهایی نیاز داره
.قرار نیست فقط آهنگ آخرتون باشه
.بلکه آهنگیه که احساس یک پایان رو به آلبومتون میده
.باید آهنگی باشه که آلبوم بدون اون کامل نیست
.وقتی به اون برسید آلبوم تمومه
.آهنگ آخرتون رو آهنگ نهاییِ آلبوم کنید
!وقتی تمومش کردین هم بمیرین
!و بعد دوباره به زندگی برگردین
.خب، موفق باشید
چیکار کنیم؟
...نمیدونم
.اوه، من کم کم باید برم
آها، میری دیدن عامر؟
.آره. همین روزا به زمین دیپورتش میکنن
.میخوام قبل از رفتنش باهاش حرف بزنم
.رودی
بله؟
باهام تا یه جایی میای؟
!هــه؟
روز برگزاری مراسمِ گرامی که کریسمسه .روز تولدِ کارول هم هست
آه، جدی؟
.میخوام چیزی واسش بخرم
میشه تو خریدش بهم کمک کنی؟
.البته
چطوره به این فکر کنی که چه کادوهایی تو رو خوشحال کرده؟
...کادوی کریسمسی که منو خوشحال کرده باشه
آره، چیز خاصی به ذهنت میرسه؟
.گمونم گیتار گیبسونم
.داداشمم هم وقتی ماشین خرید غرق خوشحالی بود
.اون یکم غیرممکن میزنه
!چه نازه
درخت نمیخری؟
.آخه، واقعیش خیلی گرونه و ما اونقده پول نداریم
.واسه اینه که تو مریخ درخت کمیابه
...شاید بتونیم از این مصنوعیها بخریم
...ولی هیچی واقعیش نمیشه
.اوهوم
.پس من بهعنوان هدیه واست میگیرم
هوـه؟ واقعا؟
.هدیهی کریسمس از طرف من به شما دوتا
!ممنووووون
خوبی؟
!مـ.. معلومه
...گاس.. تو هم دیگه
کی میخوای یاد بگیری قرار ملاقات هماهنگ کنی؟
!هماهنگ کردم
آخه «دو دیقه دیگه میام پیشت» کجاش هماهنگ کردنه؟
!پنج دقیقه بیشتر بهت وقت نمیدم، یالا
.اومدم پیشت ترتیب ملاقات مستقیم یه سلبریتی ازت بگیرم
حااان؟
اگه خواسته باشم از راه آژانس .برم سمتش صد درصدی ردم میکنه
.باید مستقیم ببینمش تا باش یه مذاکراتی کنم
.حقیقتش اینه که کارول و تیوزدی قراره توی گرامی اجرا داشته باشن
.واس همین میخوام ازش درخواست همکاری کنم
،آدم یه بار تو زندگی شانس در خونه ـشو میزنه .باسّی کاری کنم که برندهی مسابقهی بهترین تازه کارا بشن
.هرطور که شده میخوام به رویاشون برسونمشون
!جون ننت، هفنر
مذاکرهی مستقیم گفتی؟
عتیقه، از عهد تیرکمون اومدی؟
خب، کی رو میخوای ببینی؟
نگو..؟ کتکت زدن؟
.چیز خاصی نی
...نکنه کار پلیسا بوده
چرا اومدی؟ مگه نگفتم دیگه بهتره تو روی هم آفتابی نشیم؟
...آخه
.کسی که واسه گرامی نامزد شده نباس بیاد دیدن یه زندونی
نه که خودم خونواده ندارم. بچههای اون موقهی .کمپ رو مثل خونوادهی خودم میدونم
.از این گذشته تو یکی رو صمیمیترین رفیق خودم میدونم
تازشم، اون موقع یادته به هم قول دادیم؟
.وقتی یکی ـمون تو دردسر افتاد اون یکی بیاد کمکش
.معنی واقعی رفیق همینه دیگه
.اون آهنگتو شنیدم. عالی بود
.کلی ازش الهام گرفتم
.ولی با اون چیزی که از عامر انتظار داشتم یکم فرق داشت
!من ازکیل ام
.با این ماسکی که گذاشتم قوی شدم و زنده موندم
.این روش زندگی منه
...میدونم... ولی
.دوس دارم یه روزی صدای عامر واقعی رو بشنوم
.وقت تمومه
...آنجلا کارپنتر
.نشانهای از به دنیا آمدن او باقی نمانده
یعنی چی؟
...اگه من بچهی مامان نیستم
پس کی هستم؟
!من برگشتـــــم
!عه؟! این چیسته؟
!خوش آمدی
!هدیهی کریسمس از طرف من
!نگووو
.بیا با هم تزئینش کنیم
میگم.. تا کی به بابانوئل اعتقاد داشتین؟
،خونوادهی من خیلی جدی نقششو بازی میکردن .واسه همین تا مدتهای پیرسالی هم بهش معتقد بودم
.من تو جورابم هر سال کارت اعتباری میذاشتن
.ووهاااا
!بابانوئلِ مرفه بیدرد
کارول تو چی؟
من نه که توی کمپ پناهندگان بودم اون اوایل .اصلا نمیدونستم بابانوئل چی چی هست
موقعی هم که بچه بودم یهبار بالای .بالشتم جوراب گذاشتم که.. غیب شد
یه دفه هم که یه یاروی قلدر بهم گفت .واسه یتیما که بابانوئل نمیآد
.جاتون خالی یه مشت نثارش کردم
شرمنده کارول!
عه؟ چرا؟
...نباید همچین بحثی رو میکشیدم وسط
!حالا انگار چی شده
!شرمندتم
!غلط کردم
!بابا.. میگم چیزی نیست
.پذیرش والری به پنجاهویک درصد رسیده
.دیگه از هامیلتون جلو زدیم
.اوضاع به نفعمون برگشت
الان چه حسی دارین، رئیسجمهور آتی؟
واقعا برای تنظیم فرهنگ به اون لایحه نیاز هست؟
.دیگه کسی توان ایستادن جلوی این جریان بزرگو نداره
.شما رئیسجمهور خواهی شد
!اسپنسر
!اینجا برای غیر از پرسنل ورود ممنوعه
.اشتباه کردم
.میخوام برگردم اینجا
.فهمیدم که کنار مادر بودن بهترین چیز واسه منه
ناهار خوردی؟
!نه هنوز
.واقعا که.. زودی ترتیبشو میدم برات
باید به دانشگاهت هم برگردی. فهمیدی؟
میگم... واسه آخرین آهنگ چیکار کنیم؟
.ولی خدا رو شکر که تونستی خونه ـتو پس بگیری
.بعد اینکه گذاشتنش واسه فروش، خودم خریدمش
!آرتیگان کاملا احیا شد
.عاره
...واسه مارس گرامی هم دعوتم کردن
هه؟ نکنه نامزد شدی؟
.برای جایزه دادن به بهترین تازهکار
.هااا، پس اون
.ولی خب... اون تازهکار بیچاره توی درخشش من محو میشه
راستی میگم... شنیدی صبح تائو آزاد شد؟
هه؟ مگه گرفته بودنش؟
از اونجا؟
مگه چیکار کرده بود؟
.ظاهراً موقعی که تو آیامتی بوده رو آدما آزمایشی چیزی کرده
.مردم خواستار توقف فعالیت موزیکی ـش شدن
!اوضاع بد قاراشمیش شدهها
آزاد شده؟ مرتیکه چرا بهم زنگ نمیزنه خو؟
خب.. اوضاع؟
.کارای جری رو زیر بررسی میکنم
.تا ببینم تماسی یا ایمیلی مربوط به اون حداثه پیدا میکنم یا نه
همم.. با اینکه نمیشه از مدارکی که غیرقانونی جمع شدن توی دادگاه استفاده کرد
.ولی میتونیم تو انظار عمومی یقه ـشو بگیریم
خودت چی؟
.منم در مورد شرکتهایی که به جری وابسته هستن تحقیق میکنم
.اگر عجله نکنیم واقعا والری رئیسجمهور میشه
.آره.. میدونم
!یکی ازم فیلم بگیره
.به آزمایشگاه آرتینس خوشآمدید
!تائو! کجایی تائو؟
.تائو برنمیگرده
.از قرار معلوم دیگه به تو نیازی نداره
.من به جات میخونم
.مردم آنجلای کاملو میخوان
.خودم توی مارس گرامی یه آواز کامل اجرا میکنم
!خفه
از من عصبانی بشی یکم چطور نیست؟
.آخه من خود تو ام
!خفه خون
No comments yet. Be the first to leave one.