نخستین 200 خط.
فرانسه Nimes در شهر Les Arenes مکان سال 2005
Dr.XJ تبديل مجدد توسط عقرب هاي ايران ارتش
ساخت و تنظيم زيرنويس: ارتش عقرب هاي ايران
سفر سفر آلبوم: سفر سفر
حتي روي موجها هم جنگ وجود دارد
جايي که ماهي ها و جسم هايشان به دريا گره خورده اند
يکي در ارتش نيزه مي زند
ديگري آن را به اقيانوس پرتاب مي کند
آهاي
حرکت, حرکت, ملوان حرکت
هر کس اين کار را به شيوه خود انجام مي دهد
يکي نيزه را در آدمي فرو مي کند
و ديگري در ماهي
حرکت, حرکت, ملوان حرکت
و موجها به آرامي مي گريند
در خونِ آنها نيزه اي لانه کرده
خونشان به آرامي به اقيانوس مي ريزد
نيزه بايد در گوشت غرق شود
ماهي و آدم به اعماق فرو مي روند
جايي که روحِ سياه ساکن است
نوري در افق وجود ندارد
آهاي
حرکت, حرکت, ملوان حرکت
هر کس اين کار را به شيوه خود انجام مي دهد
يکي نيزه را در آدمي فرو مي کند
و ديگري در ماهي
حرکت, حرکت, ملوان حرکت
و موجها به آرامي مي گريند
در خونِ آنها نيزه اي لانه کرده
خونشان به آرامي به اقيانوس مي ريزد
حرکت, حرکت, ملوان حرکت
و موجها به آرامي مي گريند
در قلبِ آنها نيزه اي لانه کرده
آنها رويِ ساحل خشک خونريزي مي کنند
آنها رويِ ساحل خشک خونريزي مي کنند
ارتش عقرب هاي ايران
چپ 2 3 4 آلبوم: مادر
آيا قلبها مي توانند شکسته شوند
آيا قلبها مي توانند حرف بزنند
آيا قلبها مي توانند درد بگيرند
آيا قلبها مي توانند دزديده شوند
آنها قلبم را در سمت راست مي خواهند
اما اگر به خودم نگاهي بيندازم
مي بينم که به چپ مي تپد
چپ
آيا قلبها مي توانند بخوانند
آيا قلبي مي تواند بترکد
آيا قلبها مي توانند خالص باشند
آيا قلبي مي تواند از سنگ باشد
آنها قلبم را در سمت راست مي خواهند
اما اگر به خودم نگاهي بيندازم
مي بينم که به چپ مي تپد
چپ
چپ
چپ
4 3 2 چپ
2 چپ
2 چپ
4 3 2 چپ
چپ
2 چپ
2 چپ
2 3 4 چپ
2 چپ
2 3 4 چپ
آيا مي تواني از قلبها بپرسي
آيا مي تواني کودکي را حمل کني
آيا مي تواني آشکارش کني
آيا مي تواني با قلبت فکر کني
آنها قلبم را در سمت راست مي خواهند
اما اگر به خودم نگاهي بيندازم
آنجا در سينه چپ مي تپد
حسودان آن را خوب نشناخته اند
چپ
چپ
چپ
چپ
چپ
چپ
چپ
چپ
4 3 2 چپ
2 چپ
2 چپ
4 3 2 چپ
چپ
2 چپ
2 چپ
4 3 2 چپ
چپ
2 چپ
2 چپ
4 3 2 چپ
2 چپ
2 چپ
4 3 2 چپ
2 چپ
2 چپ
4 3 2 چپ
2 چپ
2 چپ
4 3 2 چپ
چپ
ارتش عقرب هاي ايران
بي حســ آلبوم: سفر سفر
حسش رو ندارم
حسش رو ندارم
حسش رو ندارم
حسش رو ندارم
حس اينو ندارم که از خودم متنفر نباشم
حسشو ندارم که خودمو لمس کنم
حس خود ارضايي رو خواهم داشت
حس امتحان کردنش رو ندارم
حس لخت شدن رو خواهم داشت
حس اينو ندارم که خودم رو لخت ببينم
حسش رو با حيوانات بزرگ خواهم داشت
حس ريسک کردنش رو ندارم
حس رفتن از برف رو ندارم
حس يخ زدن رو ندارم
حسش رو ندارم
حسش رو ندارم
حسش رو ندارم
نه حسش رو ندارم
حس جويدن چيزي رو ندارم
به اين خاطر که حس هضم کردنش رو ندارم
حس وزن کردن خودمو ندارم
حس خوابيدن در چربي رو ندارم
حسش رو با حيوانات بزرگ خواهم داشت
حس ريسک کردنش رو ندارم
حس رفتن از برف رو ندارم
حس يخ زدن رو ندارم
همينجا دراز کشيده ميمونم
و دوباره مگس ها رو ميشمارم
بي حال خودمو لمس مي کنم
و توجه داشته باش که من خيلي وقته يخ زدم
خيلي يخ
سردمه
خيلي يخ
سردمه
سردمه
خيلي يخ
سردمه
خيلي يخ
سردمه
خيلي يخ
سردمه
حسش رو ندارم
آتش آزاد آلبوم: مادر
هر کسي که درد را ميداند مورد انتقاد قرار مي گيرد
از آتشي که پوست را مي سوزاند
نوري پرتاب مي کنم
در صورتم
گريه اي داغ
آتش آزاد!
بنگ - بنگ
بنگ - بنگ
هر کسي که درد را ميداند مطرح مي شود
از آتشي که با ميل ميسوزد
اعتمادي خود نما
در رحم او
گريه اي داغ
آتش آزاد
بنگ - بنگ
بنگ - بنگ
آتش آزاد
بنگ - بنگ
بنگ - بنگ
آتش آزاد
هر کسي که درد را ميداند خطرناک است
از آتشي که روح را مي سوزاند
بنگ - بنگ
کودک سوخته خطرناک است
با آتشي که از زندگي جدا مي کند
گريه اي داغ
بنگ - بنگ
آتش آزاد!
ارتش عقرب هاي ايران
بنگ - بنگ
بنگ - بنگ
آتش آزاد
بنگ - بنگ
بنگ - بنگ
آتش آزاد!
بنگ - بنگ
بنگ - بنگ
آتش
آتش
آتش آزاد!
بنگ - بنگ
خاکستر به خاکستر آلبوم: قلب درد
بدني گرم
سليبي داغ
قضاوتي نادرست
قبري سرد
حالا من روي سليب دراز کشيده ام
آنها به من ميخ مي کوبند
آتش روح را پاک مي کند
و چيزي که باقي مي ماند لقمه اي است از
خاکستر
خاکستر
No comments yet. Be the first to leave one.