نخستین 200 خط.
سلام؟
سلام؟
زيرنويس : Om:D BlueParadise Team
ديدن اين فيلم براي سن و تفکر کمتر از 21 سال ممنوع ميباشد
با شرکت :آيا سوگيموتو
بر اساس رماني از اونوريکو دان
بله؟
سلام؟
تو کي هستي؟
نه!نه
کمک
کمک
کمک
گل و مار 2 زيرنويس : Om:D
ببخشيد اگر اين نگاه خيلي شبيه همسر شماست
اين يه سورپرايز بزرگي بود
طرحي مثل اون
شما به اين فکر ميکنيد
چرا اينقدر شلوغ کاري شده
اما براي من
اون فقط يه طرح اوليه روي کامپيوتره
اون چيزي نيست که من فکر ميکنم
اما اونها خيلي واقعي هستن
من ميخواستم که اون واقعي بشه
اما همينطوري هم خوبه
نظرت در مورد اين چيه؟
اوه،خوبه
من هيچوقت اينقدر واقعي نديده بودم
اون در برابر شما چيزي نيست
تعارف نکن
اونکار رو شما هر شب انجام ميدين؟
خب...
توي سن من، اين سخته
دارو هاي هست که به شما کمک ميکنه
اونها رو امتحان کنيد
من فکر نميکنم
من فکر نميکنم شيزيکو پا بده اما
اون در مورد اين چيزي نميدونه
اون در مورد اسليو و مستر چيزي نميدونه
من فکر ميکنم اين شماييد که زياد اطلاع نداريد
من ميدونم که مردم چه چيزي درونشون پنهان کردن
شيزيکو واقعا عاليه
يه مدل واقعا جذاب
من ميخوام ازش بخوام يه بار مدل بشه
لطفا بکن
عقل و زيبايي
معجون خطرناکيه
من اينجوري فکر نميکنم
شيزيکو
واقعا چنين صورتي داره؟
اون داره...شما کوري؟
من از اون عکس گرفتم
تو چندين حالت مختلف و تو
براي چند تا عکس ريسک کن
تو شايد
نميخواي بهش فکر کني
تو اينها رو منتشر ميکني؟
به کارشناس ميخواد که اون روز رو ببينه
اونها پول خوبي براش ميدن توي مارکت سياه پاريس
سکس اختصاصي بوسيله کيوترو اويکاوا
مثل مستر (ارباب)هاي معروف پشت يه مافيا؟
نه مثل کارهاي دزديده شده
اونها به دنبال شاهکارهاي جنسي مسترها هستن
مال يه دوره اي مثل تو؟
يه عضو کلاب
عرب هاي پولدار سالهاي که براي عضويت منتظرن
من نبايد...
من ميدونم اين رو
تو يه رمز احتياج داري که بري درسته؟
وقتي من مردم،کارهام فروخته ميشه
معامله با شيطان
و کارهاي تو آخريشه براي هميشه
من مثل يه روح برميگردم
که ببينم ارزش واقعي من چقدر بوده
تو هنوز خيلي وقت داري
خيلي کارها توي زندگيم دارم که هنوز انجام ندادم
آروم نميشم اگر انجامشون ندم
منظورت اينه
شيزيکو؟
تو هم مال همون دوره هستي
کارشناس و صاحب گالري هنري
خوش شانسي که تونستي يه زن داشته باشي نصف سن خودت
اما چيزي هنوز هست که انجام نداده باشي؟
چي؟
ميدوني
براي بعضي ها که هنرهاي جنسي رو ميخونن
تو از واقعيت خيلي دوري
فراموش نکن که حتي مردم
مثل خودت
بايد بذاري آزاد باشن ، اين زندگي
رو فقط براي زندگي کردن داري
آزادانه رفتار کنم؟
تموم شد
همسرش ازت تشکر کرد
اون کار خوبي بود که کرديم
به هيچکسي نگفت که دوستم داشته باش
اما خيلي ها عاشقش بودن
بله
همسرش اينو داد
اون از چيزهاي شخصيش بود
اوه
يه مرد آشغال
ميتونه
بعضي موقع بهترين زيبايي باشه
يه مرد آشغال
ميتونه
بهترين زيبايي باشه
همينه ، توياما
من ميدونم که
تو يه رمز عبور لازم داري که داخل بشي درسته؟
وقتي من مردم کارهاي من فروخته ميشه
من هيچي در مورد اسليو و مستري نميدونم
من يه حموم گرفتم
اون چي بود که برات گذاشت؟
يه کتاب تاريخي.
به نظر خسته مياي
اين حروف ريز چشمام رو خسته ميکنه
ميتونم من انجام بدم؟
افسانه عجيب و شگفت انگير؟
اون يه کار کميابه براي 1950
نويسندش ناشناسه
چي هست..
اين نمايش تنبيه هات قرون وسطي اي ه
دوران سخت؟
نگارش ژاپني
قسمت به صليب کشيدن
صليب کشيدن؟
زن به چوبها به صليب کشيده شد
اون قرن 19 هست؟
ميشه متن رو برام بخوني؟
باشه
قتل از يک ارباب
اين معناي اينه همسر يا خانم خود ممکنه باشه
اجرا شده در جاي عمومي
اين همه چيز هست
بيرون کشيدن، به سيخ کشيدن
يک زنداني
اون به اين شکل بوده که
که يک زن، بسته شده بود
و به صليب کشيده شده
اما بطور معمول
براي اون زن که
محکم بسته بشه
دست و پاها از هم باز بشه
و کسش نمايش داده بشه
براي به سيخ کشيدن
جمعيتي که در حال تماشاي داربست و ميبينن
همه چيزهاي
اون زن و
کل بدنش رو
ناظرين
ميخوان ببنن زماني رو که
خدمات به
به خودشان بيشتر و بيشتر
مقام بالاي زن ميرسه
تنبه سخت
بييننده هاي خوب
اعلام ميکنن
که شروع کنه
جلاد براشون
زماني رو که به سيخ کشيده ميشه
بر صليب و بريده ميشه
با چوب زبر
دروغ ها شسته ميشن
در باران شديد
و زن بسته
که دست هاش و پاهاش به ستون بسته شده
بطور افقي
تصويري
ضبط ميکنه از درد و ناله و هيجان
اونها لباسهاي زن رو در ميارن
اشکهاش
بر روي لباسهاش جارييست
زن پوشيده شده با يک پارچه کتاني
دور کمرش
و سپس
مردان به جلو مي آيند
که اسيرشان را ببينند
پاهاي زن از هم باز ميشه
بر صليب گره ميخوره
پارچه کتاني جر داده ميشه
اونها ظالمانه نگاه ميکنن بهش
در مورد چيزي که ازش ميخوان
از...
دکتر اويکاوا؟
ماساژ ميخوايد؟
بخواب زمين
اينجا يه هنرمندي هست که دنبال بود که بتونه موفق باشه
من شنيدم در موردش اسمش ايکگامي ه؟
يادت مياد؟
ريوسوکه ايکه گامي
وقتي توي مدرسه هنر بودم
اون بهم زد با اويکاوا و فرار کرد
به پاريس
تو فقط نميتوني اون رو
يه اسم بدوني توي دنياي هنر
خوب؟
درد داره
اما خوبه
اويکاوا در موردش فکر ميکرد
No comments yet. Be the first to leave one.