An Unquiet Spring

An Unquiet Spring (Беспокойная весна)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

An Unquiet Spring 1956 Persian
ناشر Bardia13
ترجمه از من نیست. من فقط سفارشش دادم. دانلود فایل فیلم از کانالم @Bedownload

برچسب‌ها

TS
تاریخ انتشار: 2023-06-11
تعداد دانلود: 46
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

بهار ناآرام

مترجم

lunika

،اگه بخوام صادق باشم

.من به سرزمین‌های بکری رفتم، مثل یه پیک‌نیک

مادرم و پدرخوانده‌ام، زندگی رو برای من .آسون و بی‌دغدغه کرده بودن

و بعد .منو به پرت‌ترین جای دنیا آوردن

.اینم از «مای بالیک» ما

!اینجا زندگی می‌کنیم، اینجا روزی ـمون رو بدست میاریم

منو به پرت‌ترین جای دنیا آوردن تا ازم یه .کشاورز بسازن

.من قبلا نون رو فقط توی فروشگاه‌ها دیده بودم

،ولی قاطعانه تصمیم گرفتم که راننده‌ی تراکتور بشم

.و یه قهرمان

!ژنیا امگا

چکمه‌هات رو کجا گذاشتی؟

راستش میدونی، من فکر کردم اینجا خشکه و با یه گیتار .عوضشون کردم

.دیوونه

شما دو تا با هم بزرگ شدید و با هم درس خوندین؟

چیه؟ گلوت پیشش گیره؟

.به کسی نگو

فامیلی؟

.امگا یوگنی. غلط کردم دیگه اون کارو نمیکنم

میخوای راننده تراکتور بشی؟

.یه تراکتور بهم بدید و ببینید چی تو چنته دارم

چطور تراکتور رو بسپرم دست تو؟

.باشه. آره خب راست میگی

.ناستیا، ناستیا کوچولو، قربونت برم من

بگو ببینم، کدوم گوشت زنگ میزنه؟

.چپی

.میدونستم

خودت چی فکر می‌کردی کوستیا؟

.تو قسمت منی

!بچه‌ها، دوستان

.ما قهرمانان این زمین‌های بکر و بایر هستیم !جوانان شکست‌ناپذیر

،همگی متحد میشیم و اینجا می‌مونیم !محکم و استوار میشیم دوستان

فیلیا چرا همه جا سخنرانی میکنی؟

سکوت کن. میخوای من این کارو واست بکنم؟

.چه جور هم میخوام رایا

.فقط هیس - .نمیتونم -

.می‌فهمی؟ نمی‌تونم ساکت باشم

.هر چی نباشه، این یه لحظه‌ی تاریخیه دوستان

.شهری جدید زاده می‌شود ...و ما همگی، متحد

.گزارش میدم

شهر مای بیلک

.زاده شد

!تبریک میگم

.ممنون

برامون نمک و تبر و آرد فرستادین؟

.نه هنوز

.خب اینطوری ما بدون نمک می‌مونیم که

.درک کنید جناب پانوف

بدون نمک

.کارگرات حتی داخل هم نیومدن

.فقط ماشین رو با ودکا پر کردن و رفتن

کارگرای ما؟

اون خر کجاست؟

.من اینجام پاول ایلیچ

.تو مسئولی. حتی مرگ هم برات کمه

.اختیار دارید

.اشتباهم رو می‌پذیرم. اشکالی نداره

.اختیار دارید

.جناب پانوف ما الان یه ماشین برای نمک می‌فرستیم

اگه کارگرای ما پیش‌داوری کردن و ،با ودکا پرش کردن

.همه رو بفرستید گوشه‌ی تیمارستان

.اختیار دارید - تو دیگه کی هستی؟ -

.لو نیکولایویچ

.باراداوکا

باراداوکا به معنای زگیل هم هست

.تا صبح نمک اینجا باشه - .اختیار دارید -

طوفان‌های شرور بالای سر ما چرخ می‌زدند

و با اطمینان زوزه می‌کشیدند

و بادهای کوچک

...در برابر فاتحان جدید سرزمین، تسلیم شدند

!بچه‌ها، دوستان

.ما قهرمانان این زمین‌های بکر و بایر هستیم ،ما همگی و متحد با هم

...اینجا می‌مانیم، محکم و استوار

.باز این فیلیای سرخوش شروع کرد

.باز رفت بالای منبر

...لطفا بفرمایید که از خود مسکو تا اینجا

.چرا تو باید روحیه‌ی ما رو برانگیخته کنی؟ بس کن، بس کن

.لعنت بهتون. دیگه نمیگم

.فقط چایی بدید بهم

!کامسامول ما مثل یه دیوار ایستاده

کامسامول: انجمن مردم‌گرایان (کمونیست) جوان

!خفه شو

!ما جوانان شکست‌ناپذیر هستیم

.خفه شو دیگه. نون بخور

.نمیشه بدون یه ارکستر (سازهای بادی برنجی) بمونیم

.هیچ جوره نمیشه

.من موسیقیدانم

.سه تا ساز دارم

.شیپور و وایولا و کلارینت. البته طبل هم دارم

.و همه چیزمون خوب و تر و تمیز و در آرامش باشه

.یه زمین زراعی بی‌نقص بسازیم

.بدون از دست دادن محصولی، کشت کنیم

.کل دنیا رو بذر بپاشیم

،خونه‌ها رو خوشگل کنیم

.با باغچه‌های جلوی خونه

.و جلوی در هر خونه شکوفه‌های اقاقیا باشه

.و یه نیمکت دو نفره

.اونم درست کنار خوابگاه دخترا

.ممنون عمو واسیا

.توی پاییز خیلی خوشمزه‌تره

.نون وقتی خوشمزست که خودت درستش کرده باشی

.و بخاطر همین هم که شده، تا اون سر دنیا میری

عمو واسیا، راست میگن که شما بهترین سرآشپز کی‌یف هستید؟

چرا خونه‌ی اونجا رو ترک کردید؟

.شغلتون رو

.و یه خانم پیر رو

.و یه خانم پیر رو

.منو ببخش، افروسینیا پالیکارپوونا

دنبال مرد حرف‌گوش‌نکن ـت می‌گردی؟

.خبرای خوب

.فردا دسته‌ی خاواش آتابایف میرسه

.بهترین گروه منطقه ـست

چرا کل مدتو می‌چرخی؟ .یولا

.کوفتت بشه

.کل شبو نمیخوابم

.ژنیا، قسم میخورم من همه کار واست می‌کنم

.رایسا ازش در برابر بقیه‌ی مردا محافظت کن - .باشه -

.چقدر هم که زیادن. وحشتناکه

.هر جا سر میچرخونی پسر می‌بینی

خیلی خوبه که با هم اومدیم اینجا، نه؟

.خیلی خوبه

.من کاری نکردم

.تا به خودم اومدم دیدم بغلم کردی

.الان بهم میخندی .خب بخند، نیازش دارم

.نه، نمیخندم

فقط از من نترس، خب؟

.باشه

فراموش کن که تو خواب بغلت کردم، خب؟

.سعی می‌کنم

.دار و دسته‌ی آتابایف - !اینم از تشکیلات -

.یه کتاب هم دربارشون نوشتن

.خود خاباش آتابایف - کدوم آتابایف؟ -

.دومین مقام کشوری - اونا کیان؟ -

.آتابایف اونا رو از اولین سرزمین بکر جمع کرده

.سال قبل زمین اونا هم مثل مال ما «سرسبز» بوده

.و حالا راجع بهشون کتاب نوشتن

یعنی باید باهاشون مسابقه بدیم؟ - .منم بهش فکر کردم -

.بچه‌ها، دوستان - .بفرما -

میدونی دیوبا، بهشون گفتن که از ما صنعت‌گر

.بسازن - !دارن میان -

.درسته

.بذارید به ما آموزش بدن

.چرا ما بدتریم؟ صداشون کنین بیان

.رتبه ـشون بالاست

خب که چی؟

.ما جوانان شکست ناپذیریم - .تو فقط یه سرخوش شکست‌ناپذیری -

.بهتره بری امگا رو بیدار کنی .اون اول از همه وجهه‌ی ما رو خراب میکنه

.ژنیا، عزیزدلم پاشو

.ژنیا

.دوره‌ها شروع شدن ژنیا .میندازنت بیرونا

.نگاه کنید، آدمای بیشتری اومدن

.بجنبید دخترا، بجنبید .مشتری ما انتظار رو دوست نداره

!عمو واسیا بیا همین امروز رستوران رو برپا کنیم

.«اسمشو میذاریم «قهرمانان سرزمین بکر

.اون جسورتره

.دوستان، رفقا، این لحظه‌ی به یاد موندنی‌ایه

.زودباش، بدو - چیکار میکنی پس؟ -

.جناب آتابایف، اینو بسپرید به یکی دیگه .من می‌شینم

چیه، ترسیدی؟

نگرانی؟

.ها؟ خیلی هم خوبه

راننده تراکتور همیشه اولین قدمش رو .تو کل زندگیش یادش میمونه

.بیا

بیا بالا

.اول روشن کن

.آفرین. آفرین

.سلام جناب سرکار

.علیک سلام جناب امگا

.بذارید یه چیزی بگم

.بفرما

حتما با خودتون فکر می‌کنید که چرا اومدم سر این زمین، نه؟

.ای کاش می‌دونستم

.فقط یه تراکتور بهم بدید و نشونتون میدم چی تو چنته دارم

.نمیخوام

.از دوره‌ها پرتت میکنم بیرون

.می‌کشونمت دادگاه

.عالی شد

!اولین ناهار رو اعلام کنید

.بشقاب و قاشق پخش کنید

!جناب سرکارگر مزرعه‌ی مای بالیک

.اولین رستوران باز شده. غذا حاضره

...چی بگم

.مردم دلشون برای گرما تنگ میشه

در مورد راحت نبودنش هم بگم که

رابینسون هم اولین بار سوپش رو .بدون میز و سفره خورد

و کی بود که بهش حسودی نکنه؟

و چه چیزی میتونه باارزش‌تر از اجاقی باشه که به

،دستای دخترامون ساخته شده

و به همین خاطر خیلی دل‌فریبه؟

.ولی من اشتهایی ندارم

.از من کارگر در نمیاد

.از دوره‌ها پرتم کردن بیرون

.و میخوان ببرنم دادگاه

.ولی من هنوزم میخوام یه راننده تراکتور بشم

.حالا می‌بینید

از این مزرعه گم شو برو، حالیته؟

!بندازیدش بیرون - !بذارید بره، بذارید بره -

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left