نخستین 170 خط.
! یوشیکا میافوجی ، آمادم
! حالا برو ، میافوجی سان
! خوبه ، دارم پرواز میکنم
! خیلی خوبه ادامه بده ، میافوجی سان
. نمیدونم چرا نمیتونم انجامش بدم
. باید بیشتر تمرکز بکنی
ولی ساکاموتو سان من همه تلاشما میکنم ولی نمیدونم مشکل از کجاس که نمیتونم برم
! میرم بدوم
! منم میام
: قسمت 5 " ملکه ندرلند "
چرا نمیتونم جادوما قعال کنم ؟
. این اصلا خوب نیستم من این وضعیتا دوس ندارم
! خیلی داغه
چی شده میافوجی سان ؟
خودتا مسخره کردی ؟
! منظورت چیه ، پرین سان
! منظورما خوب میفهمی
خودتا داری سرزنش میکنی ! برای اینکه نمیتونی جادوتا کنترل کنی
! دنبالم بیا
هی پرین سان ، کجا داریم میریم ؟
! ندرلند
! گمان میکنم که گلای سیکلامن و کلاماتیس شکوفا شدن
یادداشت مترجم : ( گل سیکلامن ) گل سیکلامن، گیاهی با برگ های کروی و قلبی شکل به رنگ سبز تیره و گل های رنگی و جذاب است که فصل گلدهی آن از اواخر پاییز تا اواسط بهار می باشد و از معدود گیاهانی است که در زمستان هم گل دارد و به همین علت در زمستان طرفداران زیادی دارد
! میتونم از کلماتیس برای داروهام استفاده کنم
. افسر کلاترمن
میخواین برین و گلا را تماشا کنین ؟
. این بخشی از اونه
ولی دلیل اصلی اینکه ! میخوام ملکه ندرلندا ببینم
!مـ _ ملکه ؟
. آمده سازی برای عملیات جنوب غربی هنوز درحال اجراس
. من نگرانم
. رسیدن به خطوط مقدم خیلی طول میکشه
. پس میخوام یه کاری بکنی
من انجام بدم ؟
. این عملیات بیشتر از هرچیزی به ملت اروپا نیاز داره
. باید از ملت اروپا کمک بگیریم
، برای همین
. میخوام به ندرلند بری و اینا به خانواده سلطنتی بگی
من باید بهشون بگم ؟
. خانواده سلطنتی فقط از یه جادوگر کمک خواسته
خانواده سلطنتی ؟
کمکم میکنی ؟
میتونم با میافوجی برم
کاخ توی دن هاگه ؟
. اونا برای کمک به حفظ روحیه به مرز نزدیک شدن
. خب دیگه ، رسیدیم
. اینجا ده هاره
! خیلی خوشگله
! آره خیلی
میتونم باهاشون چای و دارو درست کنم؟
. چنتا پرنده بزرگ
. نه ، اونا جادوگرن
... پس میتونیم اونا را شکوفا کنیم
! اون لوسترا
... این یه قصر
لاله های آبی ؟
چقدر چشمگیره ؟
. لاله های آبی قرار نبود باشن
شاید لاله های افسانه ای هستن ؟
. این نماد کشور ماست . ملکه ندرلند
! اعلیحضرت
. خوش اومدین
. ملکه ندرلند
، این افتخار و شادی ما بود . همه شهروندان بهش علاقه داشتن
همون لاله آبی ؟
. آره
. اونا اولین بار 20 سال پیش در این کاخ شکوفا شدن
. به تدریج تعدادشون بیشتر شد
. اما نوروی ها تموم گلخانه ها را نابود کردن
. لاله هایی که ما موفق به بیرون آوردن اونا شدیم هرگز شکوفا نشدن
. ما خانه هامونا بازسازی کردیم
. ولی مردم امیدشونا از دست دادن
و اونا پس بگیرند ، اینجوری دیگه . نیازی به ملکه ندرلند نیست
! بیا انجامش بدیم ، پرین سان
... میافوجی سان
ولی چرا ما جادوگرا ؟
. اولین باری که این گل شکوفا شد برای کمک به جادوگرا بود
. لطفا ، بهمون کمک کنین
! همچین حرفی نزنین
! ما حتما کمکتون میکنیم
! ما هرکاری بتونیم میکنیم
. ما منتظرتون بودیم
. ملکه همه چیزا بهمون گفت
. حالا ، جادوتا روی ملکه بنداز
... جادوما بندازم روی ملکه
میخوای از جادو من استفاده کنی ؟
ولی جادوی تو مشکل ایجاد نمیکنه ؟
چیکار میکنین ؟
. فهـ_فهمیدم
. من این کارا میکنم
تو این کارا میکنی ؟
. تمام تلاشتا بکن ، پرین سان
. لطفا
. شکوفه
. خراب شد
چـ...چی شد ؟
. بیفایدس ، جادوگرا نمیتونن این کارا بکنن
جادو کار نکرد ، درسته ؟
. چه خاکی تو سرمون کنیم
شما دخترا نباید فکر کنین چون جادگر هستید میتونید . هر کاری بکنید
. برید بابا
، ما یه ماموریت مهم داریم . پاک سازی برلین از نوروی
. ما اصلا نباید اینجا باشیم
... ساکت
. ولی به خاطر ملکه این کارا انجام میدیم
. و اون گل ها را شکوفا میکنیم
. ما حتما موفق میشیم
. چطوری میخوای این کارا بکنی دیدی که نشد
. یه آماتور نمیتونه کاری انجام بده
. خودتا خسته نکن ، برو خونتون
. پس شما دوس ندارید اونا شکوفا بشن
چی گفتی ؟
منظورت چیه ، چی میگی ؟
من منظورم چیه ؟
من اینا باید بگم
بازم نشد ، کجای کار اشتباه بود ؟
آخرین جادوگر چیکار کرد ؟
نباید دوباره این کارا بکنیم ؟
. دیر وقته
. فردا شروع میکنیم
! صبح بخیر
چی میخوای ؟
اینجا چیکار میکنی ؟
شما به این زودی دارین چیکار میکنین ؟
. ما باید قبل از رسیدن سرما برای سال بعد آماده بشیم
! منم کمک میکنم
. کارش خوبه ها
. ما عادت داشتیم دام ها را برگردونیم خونه
... اون داره چیکار میکنه
. از این چیزا خوشش میاد
. منم میرم کمک
... ما نباید این کارا بکنیم
! منم کمک میکنم
! هی تو ! بیا کمک
. الکی اونجا واینسا بیا یکم مفید باش
! منم کمک میکنم
تو چیکار میکنی ؟
! جادوگرا دوس ندارن توی این کارا کمک کنن
حواسما پرت نکن ! جادوگرا هم میتونن انجامش بدن
! خب ، داری بزرگتر از دهنت حرف میزنی
. هنوز بزرگ نشدی
! برو خودتا مسخره کن
. ما ماشین آلات سنگین داریم
اینه ؟
. این ماشین آلات ، میتونم ، ولی
. قبلا مال ارتش بود
. ولی کسی نمیتونه درستش کنه و به حرکت درشبیاره
... فهمیدم
! حرکت میکنه
من دارم چیکار میکنم ؟
! خودشه ، شیزوکا چان
! منم میرم کمک کنم
ما وقت زیادی نداریم ، درسته ؟
. امروز خیلی خوب کارمون پیش رفت
. ازتون خیلی ممنونیم
. واقعا زحمت کشیدین
. باشه ، امروز خوب بود
! بریم یه چیزی بخوریم
! چشم
! خیلی خوبه
سوپ میوسو ، درسته؟
... واقعا خوشمزس
. توی این 50 سال زندگیم چیزی به این خوشمزگی نخوردم
. خوبه
... خب حالا
کجا میرین ؟
. میرم گلخانه
. هوا سرد شده باید بخاری روشن کنیم
. سخته که درجه حرارتا برای ملکه نگه داریم
توی این موقع از سال . باید تا دمای 20 درجه نگهشون داری وگرنه پژمرده میشن
No comments yet. Be the first to leave one.