نخستین 45 خط.
برای سینمادوستان همزبان
«ضربدر اسرارآمیز» (نام انگلیسی: «فرمان نظامی ممهور») کمپانی فیلمسازی بیوگراف‑دانمارک، سال ۱۹۱۳
کارگردان: بنیامین کریستِنسِن نویسندگان: بنیامین کریستنسن و لائوریتس اسکِنتس فیلمبردار: امیل دینِسِن
بازیگران و نقشهایشان: بنیامین کریستنسن ..... ناوبان فانهاوِن کارْن ساندبرگ ..... همسر ناوبان
هرمان اِسپیرو ..... کُنت اسپینِلّی فریتس لامپرِشت ..... دریابان فانهاوِن آماندا لونْد ..... جِین، پرستار بچه
جنگ در شرف وقوع است. ناوبان فانهاوِن، وصیتنامهای از خود به جا میگذارد.
«پرچم کشورمون برای این کارها نیست!»
ناوبان فانهاون، وصیتنامهاش را به دست همسرش میدهد.
کُنت اسپینلی به خانم فانهاون علاقهمند است.
شتابزده و بدون فکر، قول دادم عکسی از خود برایتان بفرستم؛ بیش از این اما نباید از من چیزی بخواهید. من عاشق شوهر و فرزندانم هستم.
نیمهشب منتظر «ضربدر» باش!
...و عشق من به تو شاید برایت به قیمت بسیار چیزها تمام شود. – با احترام، کنت اسپینلی
ابلاغیهای نظامی برای ناوبان فانهاون: بدون فوت وقت، سکان رزمناو «گِلدِرلند» را به دست گیرید. – از طرف دریابان فانهاوِن
ناوگانِ سرزمینِ اجدادیمان
نیمهشب، دو فرد ناشناس به سمتِ ساختمان قدیمیِ آسیای بادی میروند.
«خونۀ کُنت اونجاست!»
نیمهشب منتظر «ضربدر» باش!
اطلاعاتی که پیش از این فرستادید، بسیار ارزشمند بود. ۱۰٬۰۰۰ کرون ضمیمۀ نامه است. تمامی اطلاعات مهم را با کبوتر نامهرسان از محلِ X برایمان بفرستید.
...تا تصور عشق را در دلت تازه کند، تصور آن اوقات خوشی که میشد با هم بگذرانیم. اگر به مهمانی نیایی، ممکن است همسرت مشکوک شود. بابت عکسی که فرستادی متشکرم؛ هر لحظه آن را میبوسم. – اسپینلی
کنت اسپینلی به مهمانانش خیر مقدم میگوید.
به هنگام عصر، در ملک شخصی کنت اسپینلی
«کی میشه تنهایی باهات حرف بزنم؟»
دریابان فانهاون، پدر ناوبان فانهاون.
«جنگ آغاز شده است!»
آخرین تلاش
«کشورمون درگیر جنگه. زنده باد سرزمین اجدادیمون!»
نامه!!
«میشه برام فیل کاغذی درست کنی؟»
فرمان نظامی ممهور
«امید این مرز و بوم به ماست که مجری تکتک وظایفمون باشیم!»
«برا بابایی دعا بخونیم؟»
«این فرمان ویژۀ نظامیه.»
فرمان به ناوگان دوم: به هنگام سپیدهدم حمله کنید – جنوب ‑ جنوب غربی. – دریابان فانهاون
تا تصور عشق را در دل ، تصور آن اوقات خوشی که میش . اگر به مهمانی نیایی، ممک همسرت مشکو ابت عکسی که فرستادی متش ظه آن را میبوسم. – اسپین
«باید زود سوار کشتی شیم!»
کُت!
ناوگان دوم به هنگام سپیدهدم حمله میکند – جنوب ‑ جنوب غربی!
ناوگان دوم به هنگام سپیدهدم حمله میکند – جنوب ‑ جنوب غربی!
«پسرم... اون خائنه!»
«این فرمان رو بازبینی کن!»
صبح روز بعد
تفتیش خانه
«داره میگه بابام رو دستگیر کردهن!»
ناگهان علت حقیقی عشقورزیهای اسپینلی، بر او آشکار میشود. کنت اسپینلی فردی دروغگو و شیاد است. همچنین به یادش میآید که کتِ اسپینلی پیش او جا مانده است.
گزارش جلسۀ دادرسی پس از چند روز به دستشان میرسد.
No comments yet. Be the first to leave one.