نخستین 200 خط.
فشارِ همتا... ميتونه آدم رو به انجام .کارهاي احمقانه بکشونه
بعضي وقتا سيگار ميکشي،بعضي وقتا با ...سرعت زياد رانندگي ميکني و
بعضي وقتا هم گير چسبودن گل به يه ماشين ...استيشن قديمي
...و زنگ زده ميوفتي که تمام روز قصد فروش اين
.ماشين استيشن رو داشتي
.فرانکي، عالي شده
خيلي ممنون که داري براي آماده کردن اون .بهمون کمک ميکني
.اوه هي، ما همسايه هستيم
اينطور نيست که من بتونم تماس هاي تلفنيتون رو شنود کنم، نه؟
.تو منو جلوي خونهم ميبيني
خب... براي جمعه آماده اي؟
.اوه، من هميشه براي جمعه آمادهام
.معمولا حدود ساعت 9 صبح .صبح دوشنبه
درست ميگم؟
در مورد چي، اکسل؟
اون براي امتحان استرس داره؟
امتحان؟
.اوه نميدونم
.به نظر نميرسيد که استرس داشته باشه
.پسر من داغون شده
.امتحان شايستگي بورسيه تحصيلي خيلي مهمه
صبر کن، چي؟
امتحان شايستگي بورسيه تحصيلي؟
.دارن" چند ماهه که داره خودش آماده ميکنه"
.اوه، شان هم همينطور
.ما تمام کتاب هاي کمکي رو خريديم
،خيلي خب، 57 تا پيام در مورد تزئين ماشين اومده ...اما يدونه هم در مورد امتحان شايستگي نيست
.فقط خواستم گفته باشم
.بيخيال، اينطوري فرانکي رو ميترسونيم
منظورم اينه که، امتحان شايستگي تنها راه براي .کمک کردن به يه بچه براي ورود به دانشگاه نيست
بخاطر همين بود که "گِرگ" تابستون پيش ...داوطلب شد که
.روغن روي بچه پليکان ها رو تميز کنه
.اوه
.و "شان" هم توي پايتخت رفت کارآموزي
.خيلي خب، بيخيال بچه ها
.اونا هنوز بچهن
اين کارا يه ذره ديوونه وار نيست؟
منظورم اينه که، ما وقتي بچه بوديم هيچ کدوم از اين کارا رو نکرديم، نه؟
.اوه، الان خيلي فرق ميکنه
شنيديد که چه اتفاقي براي "داگ هورنبرگ" افتاد؟
،اون همه چي رو درست انجام داد، نمره هاي عالي .کارهاي خيريه، امتحان شايستگي هم عالي داد
اون توي 10 تا مدرسه اسم نويسي کرد و نتونست .به يکيشون هم وارد بشه
حالا اون توي خونه زندگي ميکنه و براي شهرداري .کار ميکنه. که بايد حيوون هاي مرده رو جمع کنه
.خيلي حيفه
...من شنيدم که مادرش - .افتضاحه -
.ببينيد، من نگران اکسل نيستم
.مشکلي پيش نمياد
تا اونجايي که من ميدونم اون چند ماهه .که داره خودشو آماده ميکنه
.مطمئنم که از پسش بر مياد
توي من چي ديدي که فکر ميکني من از پسش بر ميام؟
توي من چي ديدي که فکر ميکني من از پسش بر ميام؟
.تو خيلي عقبي اکسل، خيلي عقبي
.همهي دوستات کاملا آماده شدن
خب که چي؟
تو هميشه ميگفتي که اگه دوستام بخوان خودشون .رو بندازن تو چاه، من نبايد اونکارو بکنم
.اين موضوع مثل قضيهي چاه نيست
اين دفعه تو بايد دقيقا همون کاري رو .ميکردي که دوستات ميکنن
!اين تقصيره توئه
.تو بايد در مورد چيزاي مهمي مثل اين سرم غر بزني
.من به اين روش عادت کردم
...ميدونستي که مدرسهتون شنبه صبح ميخواد امتحان
آزمايشي برگزار کنه؟
...نانسي دوناهيو بهم گفت که اينگار اين مسئله رو
.چندين بار سر صف بهتون گفتن
.من به حرفاي سر صف گوش نميدم
.اون موقع وقت اس دادن منه
ميدوني چيه؟
.تو لياقت نداري بري دانشگاه
!باشه
!نميرم
!اوه، تو ميري دانشگاه
...و به محض اينکه بفهميم نمايندهي مجلسمون کيه
!بايد بري به ديدنش
.زودباش سو
.چيزي که توي ماشين بهم گفتي رو به مادرت بگو
خب، بعد از در نظر گرفتن تمام تيم هايي ...که توي دبيرستان ميتونم بهشون ملحق بشم
.تصميم گرفتم براي چيرليدري تست بدم
!ااه
.من ميدونم تو چه فکري ميکني
.من يه دوندهم
.من با اون رشته شناخته شدم
،اما دوندگي تنها ورزش توي دنيا نيست ...و تمام خوبيه
.دبيرستان به اين که از نو شروع ميکني
.کسي بر اساس گذشتهام در موردم قضاوت نميکنه
همه فقط بر اساس استعدادم توي .چيرليدري در موردم قضاوت ميکنن
.اون همش اينو تکرار ميکنه، حالا اينگار چيز خوبيه
فکر کنم منظور بابات اينه که، رشته هاي .زيادي هستن که ميتوني براشون تست بدي
اگه تو فقط براي چيرليدري بري جلو، ممکنه ...خيلي چيزاي ديگه رو از دست بدي
.ميدوني، کارهاي شدني
.من ميخوام برم سراغش مامان
نا سلامتي تو هميشه بهم ميگي که !هدف هاي بزرگ رو انتخاب کنم
تو اينو بهش گفتي؟
به نظرت اين چيزيه که من ميگم؟
الو؟
.اوه بله
.خب، البته
همه چي مرتبه؟
.نه، البته .ما همين الان ميايم اونجا
.خب، از مدرسه بود
بريک توي دفتر مديره و ازمون ميخوان .که براي يه جلسه بريم اونجا
اون چيکار کرده؟
نميدونم، اما اون فقط گفت که .ميخواد با ما حرف بزنه
خب، اگه بريک هم هدف بزرگي رو انتخاب .کرده باشه، ميدونيم که مقصرش کيه
من مطمئنم که شما از وضعيت پيش اومده ...مطلع هستين، و ميخواستم که بهتون بگم
.که يه تعليق در کاره
!بريک
.اوه، نه .بريک نه
.اون يکي پسر
.اوه خوبه
.صبر کن
کدوم پسر ديگه؟
.اون پسره
يه پسر ديگه در کاره؟ - کسي برات گردن کلفتي کرده؟ -
.آره
خب، من فکر کنم هر دوتون ...خوشحال ميشيد که بدونيد
،بريک با تمام قلدري هايي که باهاش مواجه بوده .اصلا مقاومت نکرده و جوابي نداده
.خدا رو شکر - .همم -
.اونقدرا هم بد نبود
.يه قلدريه کاملا استاندارد بود
صبر کن. ايني که گفتي يعني چي؟ چي شده؟
اون تو رو انداخته توي زباله ها؟
.اشکالي نداره
.من ميدونم که چطوري خودمو بيارم بيرون
.اونقدر برام مهم نيست
بعضي وقتا که توي زباله ها هستم يکمي ...سرم گيج ميره
.اما امروز يه نصف موز اونجا پيدا کردم
!بريک
چند دفعه بهت گفتم که چيزي از توي زباله نبايد بخوري؟
من يه بار ديدم که تو يه کيک رو از توي .زباله خوردي
.من بهت يه دلار دادم که در موردش حرف نزني
.خب، فکر کنم خيلي خوب پيش رفت
بايد بهت اينو بگم، با روشي که ...مدرسه اين موضوع رو حل کرد
.خيلي حال کردم
جدي؟
.خب، من فکر ميکنم که اين خيلي مسخرهست
تو توي کدوم جلسه بودي؟
.منظورم اينه که، ما همش 20 دقيقه اونجا بوديم
.اونا همه چي رو حل کردن
.اون حتي گفت که خوشحال شده که با ما حرف زده
.خوشحال شده، مايک
.ما باعث خوشحالي هستيم
تو الان چطور ميتوني که خيلي خوشحال نباشي؟
.پسرم 2 هفتهست که داره توي زباله ها زندگي ميکنه
.يه ذره بهم جا بده
.من برات ملغ ميزنم
.مايک، اون قرباني يه گردن کلفتي بوده
،بلاخره ما يه بار هم خانوادهي قرباني شديم .نه مجرم
.اين روز خوبيه
.نميدونم
.من فکر ميکنم که بريک بايد سرسخت بشه
...توي دنيا کلي سطل زباله هست، اما توي همشون
.نصف موز پيدا نميشه
.ما بايد بهش ياد بديم که از خودش دفاع کنه
.خيلي خب، تو ديگه دنبال کار اضافي هستي
،تازه، اگه بخوايم نگران آيندهي کسي باشيم .اون بايد اکسل باشه
.من نگران نيستم
.شان دوناهيو موفق ميشه
.اون يه روزي يه کار پيدا ميکنه
...راستش مشخص شد اون کسي که
.بايد نگرانش باشيم، سو ـه
.بده بالا، بده پايين، کامل بچرخون
!ايول تيم مرغ هاي رعد آسا
!هووو
گرفتي؟
.خيلي خب، ما مرحله به مرحله ميريم جلو
.تو همونطوري که بهت ياد داده شده تشويق ميکني
،ما در مقابل خودت، تو رو ارزيابي نميکنيم ...چون اينطوري خيلي
ضايع ميشه. اما اگه تو تونسته باشي که ...وارد تيم بشي
.ساعت 6 امشب باهات تماس گرفته ميشه
...و اگه باهات تماس گرفته نشد، خيلي ازت ممنونيم
.و اميدواريم سال بعد شانس بهتري داشته باشي
.موفق باشي
.هي، هي، هي، هي
.بيا اينجا، بيا اينجا
من فکر ميکنم که در مورد قضيهي دانشگاه ...يکمي زياده روي کردم
،پس ما واقعا نياز داريم که موضوع رو بررسي کنيم ...و اين فقط براي
.امتحان شايستگي نيست
.پس زودباش
.بزار حرف بزنيم
باشه؟
خب... هدفهات چي هستن؟
.نميدونم
هدف هاي تو چي بودن؟
من ميخواستم که توي يه خونهي کوچيک .زندگي کنم و ماشين بفروشم
.قرار نيست در مورد من حرف بزنيم
.اي خدا، مامان. آروم باش
.من بعدا ميتونم تصميم بگيرم که ميخوام کجا برم
اکسل، تو نميتوني همينطوري تصميم بگيري .که ميخواي کجا به دانشگاه بري
بقيه برات تصميم ميگيرن که بزارن ...بري اونجا يا نه. و اگه
...آماده نباشي، بهت اجازهي ثبت نام نميدن، پس .اين يه راهنماي آمادگي براي امتحان شايستگيه
.من ازت ميخوام که واقعا بشيني اينو بخوني
.واو
.زياد تند نرو
.اون امتحان جمعهست
.من پنج شنبه بهش يه نگاه ميندازم
.نه اکسل. منم دارم همينو ميگم
.تو بايد اين رفتارت رو عوض کني
ميخواي که تمام زندگيت بشه مثل ...اون خوابي که ميري
سر جلسه امنحان و ميفهمي که يادت رفته بخوني؟
کدوم خواب؟
No comments yet. Be the first to leave one.