Miracle Workers

Miracle Workers

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Miracle Workers S03E05 480p WEB-DL 30nama
Miracle Workers S03E05 720p WEB-DL 30nama
Miracle Workers S03E05 1080p WEB-DL 30nama
ناشر NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
480p
480
1080
720p
720
تاریخ انتشار: 2021-08-12
تعداد دانلود: 51
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫-صبح به خیر عسلم! ‫-اوه تاد ببند چادرو!

‫-باعث شدی نور بیاد تو! ‫-چه خبر... پرودنس!

‫چندین روزه ک این تو موندی!

‫لطفا بهم نگو که داری دیوونه میشی

‫من جوونتر از اونم که مجبور باشم

‫زنم رو تو زیرشیروونی قایم کنم.

‫نه، اینطور نیست.

‫من و زیک یه بحث خیلی ناجور تو برنچ‌واتر کردیم

‫و یه جورایی سعی داشتم ‫باهاش چشم تو چشم نشم.

‫هی... تا زمانی که مشکل ربطی به من نداره...

‫برام مهم نیست.

‫یادم نمیاد این عکسو گرفته باشم

‫اوه نیاز نیست به اون نگاه کنی

‫-بیا بریم صبحونه بخوریم ‫-نه، این چیه

‫انگار یه سوراخ سیاه کوچیکه

‫با دوتا برآمدگی سفید بزرگ دو طرفش...

‫تاد! این کونته؟

‫ببخشید، باشه؟

‫تو علفا رفته بودم دستشوئی

‫و نگران بودم کنه رو کونم باشه

‫این تنها راهی بود که میتونستم اون پشتو ببینم

‫-چی... چیکار داری میکنی؟ ‫-چندش

‫پرودنس متاسفم

‫نمیخواستم... اوه پسر

‫آره! شهر کنه‌ها! اونم رو کونم!

‫جمعیت: زیاد!

‫سلام پرودنس، کم پیدایی!

‫اوه من؟ فقط استراحت میکردم...

‫احمق

‫سلام پرودنس

‫سلام! سلام...

‫-سلام زیک! ‫-استراحت میکردم!

‫-چی؟ ‫-هیچی.

‫خب بگذریم... من...

‫خیلی ممنونم که

‫تو برنچ‌واتر احساساتت رو باهام درمیون گذاشتی.

‫واقعا ممنونم، ولی هیچوقت ‫نمیتونیم با هم باشیم.

‫اینجوری نیست که بتونم طلاق بگیرم

‫تا ابد تبدیل به ننگ جامعه میشم

‫تو هم نمیخوای همه به عنوان ‫کشیش خونه خراب کن بشناسنت.

‫پس فکر میکنم به نفع هردومونه که

‫بیخیال من بشی.

‫آره، نه البته که درست میگی.

‫مشخصا به نفع همه‌ست.

‫پس میتونیم مثل قبل دوست باشیم

‫-بدون حاشیه؟ ‫-بدون حاشیه.

‫هیچکس جم نخوره! این یه سرقت مسلحانه‌ست!

‫زودباش!

‫خودم ردیفش میکنم.

‫قبل از خوردن قهوه‌ی ‫صبحم خیلی بی اعصابم.

‫تبریک میگم

‫شما همگی خفت شدین توسط...

‫-گنگ تریگ! ‫-تریگ!

‫سلام عزیزم! منم، بنی!

‫-بابا؟ ‫-پشمام.

‫واقعا چه تفاهمیه که

‫اینجوری اینجا همو دیدیم...

‫بیا، پدر پیرت رو بغل کن!

‫من فکر کردم مردی

‫آره، خب، سورپرایز!

‫بچه‌ها! بنیه!

‫بنی!

‫سلام بچه‌ها

‫-خیلی خوبه که میبینمت ‫-سلام

‫عجب! گنگ قدیمی دوباره جمع شدن...

‫ببخشید، تو که ناراحت نیستی راجع به قضیه...

‫قضیه‌ی" شلیک به پشتم و پشت سر گذاشتنم تا بمیرم" ؟

‫نه... مشکلی نیست.

‫میفهمم چرا اینکارو کردی.

‫-میفهمی...؟ ‫-البته!

‫یعنی... یه آدم کمتر تا مجبور ‫نشی طلارو باهاش شریک شی.

‫به این میگن کسب و کار هوشمندانه.

‫میدونم از سر خصومت نبود.

‫-درسته، خصومتی نبود. ‫-هی بنی

‫پناهگاه جدیدمون ازینجا خیلی دور نیست

‫باید بیای یه سر بزنی

‫اوه، مطمئن نیستم بچه‌ها...

‫نه مطمئنم بنی خیلی ‫سرش شلوغه، پس...

‫راستش خوشحال میشم بیام!

‫خیلی دلم برات تنگ شده بود، ‫خوب میشه باز حرف بزنیم!

‫آره

‫-چرا باید مشکلی داشته باشم؟ ‫-آره

‫وقت گذروندن با پدری که سعی کردم بکشمش...

‫هی همگی، من میرم با دخترم وقت بگذرونم.

‫شماها مشکلی ندارین؟

‫داریم!

‫مشکلی ندارن...

‫چرا اصلا پرسید؟

‫الان چیکار کنیم؟ همه‌چیز رو بردن!

‫سلام رفقا!

‫سلام! عجب!

‫مثل اینکه شما رفقا

‫به یه مشکلی بر خوردین.

‫آره، راهزنا خفتمون کردن.

‫آه این خیلی بده برادران و خواهرانم...

‫بیاید به این بیچاره‌ها کمک کنیم.

‫چقدر برادر و خواهر!

‫ما نونان هستیم

‫من پیامبر، جدیدایا هستم.

‫خدا باهام صحبت کرد و ازم خواست

‫مردمانم رو به سمت غرب ببرم

‫تا از دشمنی‌های مذهبی فرار کنیم.

‫این ادعای بزرگیه

‫که خدا مستقیما باهات صحبت کرده...

‫ببخشید یه لحظه بمون، خدا زنگ میزنه...

‫بله؟ خدا؟ سلام؟

‫آره الان پیش یه سری آدمم...

‫الان داری با خدا حرف میزنی؟

‫میشه لطفا بهش بگی من از ‫طرفدارای پروپاقرصشم؟

‫بگو کشیش ایزیکیل براون سلام میرسونه!

‫خدایا، کشیش ایزیکیل براون سلام میرسونه!

‫-خدا میگه سلام. ‫-چه خوب!

‫اوکی خدا، بای بای.

‫خیلی متاسفم

‫-چه حرفیه ‫-هی شما رفقا مشکلی ندارین

‫که واگن‌هاتون رو درست کنیم ‫و ذخایرتون رو پر کنیم؟

‫مطمئنی...؟ آخه خیلی لطف بزرگیه.

‫شوخی میکنی؟ شماها به ما لطف میکنین!

‫نونان‌ها چیزی رو بیشتر از

‫کمک به دیگران دوست ندارن.

‫میشه لطفا؟

‫اوه یعنی... آره آره آره

‫-البته، بفرمایید ‫-شنیدین نونان‌ها؟

‫نشونشون بدین چطور تشکر میکنیم.

‫ممنونم!

‫باشه

‫من فدرا هستم.

‫فکر میکنم شما...

‫رهبر روحانی گروه باشین؟

‫خب مطمئن نیستم بتونم اسم خودم رو بزارم رهبر

‫چون اکثر اوقات مردم یا نادیده‌م ‫میگیرن یا مسخره‌م میکنن.

‫خب، به نظر من خیلی جذابید.

‫شاید امروز اونقدرم روز بدی نباشه.

‫خب، این لونه‌ی جدیدمونه...

‫ایول تریگ... این خیلی خفنه.

‫خب، زیر نظارت و رهبری من...

‫گنگ بهتر از همیشه‌ست.

‫تو هر آماری نفر اولیم...

‫دزدی، قتل، انفجار قطار...

‫چه خوب

‫ولی برای سلیقه‌ی من آفتابی که میاد تو

‫یه کمی زیادیه.

‫یعنی، مگه لونه‌ی راهزنا نباید

‫ترسناک‌تر از این باشه؟

‫خب تحقیقات نشون داده که راهزنا

‫در محیط‌های پرنور ‫بهتر نتیجه میگیرن.

‫در ضمن، مثل لونه‌ی قبلی دیگه

‫اشتباهی به هم شلیک نمیکنیم.

‫اوه خب خوبه فکر کنم.

‫اوه خدای من

‫-با گنجا چیکار کردی؟ ‫-مرتبشون کردم.

‫اینجوری پیدا کردن چیزی ‫که دنبالشی راحتتره!

‫نه نه نه نه نه

‫کلا هدف نگهداری گنج رو یادت رفته!

‫باید تو یه گوشه‌ی شلوغ روی هم ریخته باشن

‫ترجیحا با یه اسکلت بالاش

‫-با یاقوت به جای چشماش ‫-بابا

‫خوشحالم که میخوای باز ارتباط برقرار کنیم

‫ولی این گنگ دیگه مال منه

‫کارارو به روش من انجام میدیم.

‫و اگر نمیتونی بهش احترام ‫بزاری، میتونی که بری.

‫نه باشه میفهمم، تو رئیسی.

‫زیپ لبامو میکشم و کلیدش رو میندازم دور

‫-باشه ‫-و به کلیدش شلیک میکنم

‫و زیر زمین یه جای ناشناخته خاکش میکنم.

‫هی رفقا ببینین چی بیرون پیدا کردم

‫ سر و گوش آب میداد...

‫دینگوس! اینجا چیکار میکنی؟

‫دنبال تو بودم دیگه عوضی!

‫نمیدونستم داشتی میکشوندیم ‫سمت لونه‌ی راهزنا!

‫ببخشید، شما دوتا رفیقی چیزی هستین؟

‫ما؟

‫نه، دشمنای ابدی هستیم.

‫آره، همو درک میکنیم

‫ولی با اینحال خیلی ‫دوست داریم همو بکشیم.

‫حالا که حرفش شد... گنگ!

‫وقت اعدامه!

‫خیلی‌خب

‫همین الان چی گفتیم؟

‫فراموش کردم، تو رئیسی.

‫تو بگو

‫گنگ... وقت اعدامه!

‫-آره ‫-اوکی، بزن بریم.

‫چیه؟ خیلی خوب بود کدو حلوایی من!

‫من فکر کردم خوبه.

‫جدی میگم، این واقعا عالیه.

‫نمیتونیم به اندازه کافی ازتون تشکر کنیم.

‫اوه واقعا افتخار میدین

‫و امیدوارم ناراحت نشین ولی ‫خیلی لباستون رو دوست دارم.

‫اوه ممنونم، رنگ بهشته.

‫تقریبا وقت دعا کردنم رسیده...

‫ولی، بعد میبینمت؟

‫البته!

‫مرد، این نونان‌ها خل و چلن...

‫یکیشون واقعا هی سعی داره موهامو شونه کنه

‫راستش، من فکر میکنم واقعا آدمای خوبین.

‫و خوشحال میشی که بدونی ‫به نصیحتت گوش کردم

‫و بعدا قراره با یکیشون برم سر قرار.

‫عجب! صبرکن، این عالیه!

More Farsi Persian subtitles for Miracle Workers

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left