نخستین 40 خط.
Time & Trans : Monika & Myusa
بياين بيرون
دستاتو ببر بالا،اينور و اونور
همه بيايد اينجا و تکونش بدين
بيايد همه با هم برقصيم
همه چيزو همينجا بزاريد
بزار بره،عجله کن،بيا و منو دنبال کن
همه دستاشونو تکون بدن
از الان،تکون بده
بيا برقصيم
چطوره؟
اين چطوره؟
چطوره؟
بيا برقصيم
چطوره؟
اين چطوره؟
چطوره؟
بياين برقصيم !
من اينو دوست ندارم وقتي هيچ حسي نيست
وقتي که اون حسو دارم،اون يهوييه
من هيچي ندارم که قايم کنم
ديگه چيزي ندارم که ازش دوري کنم
درباره چيز ديگه ايي فکر نميکنم
لحظه ايي که الان داخلشم چيزيه که مهمه
لطفا بهم نگو چيکار کنم
من هميشه اينطوري بودم
سعي نکن منو داخل قضاوت بي فايده متناسب کني،اين بامزه نيست
منو توي استانداردهاي احمقانه ي خودت زنداني نکن
منو داخل استانداردهاي ناخالص خودت حبس نکن،اين جالب نيست
تو،تو،تو،تو بامزه نيستي
خودتو داخل محاسبات پيچيده متوقف نکن
من قراره اينو اينطوري انجامش بدم
دستاتوببربالا،اينورواونور
همه بيايداينجاوتکونش بدين
بيايدهمه باهم برقصيم
الان تو هم تکونش بده
همه چيزوهمينجابزاريد
بزاربره،عجله کن،بياومنودنبال کن
همه دستاشونوتکون بدن
ازالان،تکون بده
No comments yet. Be the first to leave one.