Seasons of Blossom (Cheongchun Beullasseom / 청춘 블라썸)

Seasons of Blossom (Cheongchun Beullasseom / 청춘 블라썸)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Seasons of Blossom E12 WEB-DL[@AirenTeam]
ناشر AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

برچسب‌ها

web-dl
web
تاریخ انتشار: 2022-10-20
تعداد دانلود: 19
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 154 خط.

::::::::: آيـــ(فصل های شکوفه)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

ترسوندیم! تو صدام کردی؟

لطفا تکون نخور، دارم شارژ میشم

خب باید چیکار کنم الان؟

دیگه نمیدونم بدون تو چجوری باید تحمل کنم

سلام

مگه تو با لی ها مین سر کلاس هنر نبودی؟

فکر کنم اشتباه دیدی. من...

دیدم شما داشتین هم بغل میکردین. درمورد چی حرف میزنی؟

چیشده، سونگ جه؟

به خودت نگاه کن، لی ها مین

تظاهر میکنی خیلی آدم خوبی هستی ولی درواقع هر مدل کثیف کاری کردی

نمیفهمم درمورد چی حرف میزنی، توهم زدی؟

آره، آره. حدس میزدم اینطوری رفتار کنی

دعوا کردن ما هیچ فایده‌ای نداره

میرم پیش بقیه و ذات واقعیتو بهشون نشون میدم

چرا تو اول نمیری؟ من باید باهاش حرف بزنم

عجله کن

فکر کردی کجا میری؟- هی، تو-

چطور میتونی همچین کاری با همکلاسیت بکنی؟

جدا از این، چیزی هست که باید چک کنم

گزارشی هست که درمورد یه قرار نامناسب تو کلاس هنر شهادت میده

اگه اون دانش آموزا از بین شما هستن، بهتره صادقانه الان بهم بگین

!قربان، بهتون گفتم من با چشمای خودم دیدم

!ساکت باش

سو مانگ، از اونجایی که تو هر روز زمان استراحت نهار کلید کلاس هنر میگیری، ازت میپرسم تا تاییدش کنم

درسته که من معمولا میرم‌ کلاس هنر...

درسته کسی که سونگ جه دید من بودم..

اما اون نه

ها مین

اون فقط هم کلاسیمه، همین. حتی درست حسابی هم نمیشناسمش

پس، تو چجوری رفتی تو کلاس هنر؟

کلید هارو کپی کردم

از اونجایی که هربار میخواستم برم گرفتنش سخت بود

بده به من

بچه هایی مثل شما هرچند وقت یه بار کارایی میکنن که یه فاجعه گنده میشه

میدونم اخیرا خیلی استرس داشتید

متاسفم، قربان

ها مین و سونگ جه، شما باید اینجا بمونید تا خانواده‌ هاتون بیان

و سو مانگ، تو الان میتونی بری

بله، قربان

حس میکنم فشار زیادی بهت تحمیل کردم

باعث شد حس کنم دارم از بین میبرمت

و همین بیشتر و بیشتر نگرانم کرد

بهتر نبود حقیقت در مورد کلاس هنر میگفتی؟

به نظر میرسید داره بدقضاوتت میکنه

همونجوری که هست ولش کن

ممکنه باعث بشه درمورد تو هم شایعات عجیبی پیش بیاد

پس اگه اتفاقی برات پیش اومد، سریع بهم بگو باشه؟

میگم

بیا برای یه مدت همدیگه رو نبینیم

وقتی همه چی فروکش کرد، دوباره همدیگه میینیم

باشه، فهمیدم

به هرحال، یه لطفی بهم میکنی؟

حتما. چیه؟

هان سو مانگ، یه دقیقه بیا اینجا

نمیتونم، مامان الان مشغولم

چرا بهم نگفتی نمراتت اومده؟

درسته...

هنوز از اون لحظه پشیمونم

چی؟

اگه من همون لحظه پیامتو میخوندم...

متاسفم. مامانم صدام کرد، پیامت چی بود؟

ما تغییر کردیم؟

الان که درموردش فکر میکنم، چیز زیادی باقی نمونده

از چی؟

از زمانی که قرار میذاریم

پس میخوای درموردش چیکار کنی، جین یونگ؟

میخوای چیکار کنی؟

وقتی احساساتت بزرگتر بشه، شجاعتت کمتر میشه

پس بیا تو همین هفته درموردش حرف بزنیم

باشه، همینکار بکنیم

تو مشکلی باهاش نداری؟

تو چی فکر میکنی، جین یونگ؟

من به هر حال مشکلی ندارم، فکر تو مهمه

کمک میکنه انتظاراتت مخفی کنی و خوب به نظر برسی

درموردش فکر میکنم

ممنون

وصل کردن دوتا آدم اینجوری خیلی سخته

جین یونگ، بریم‌ نهار

جین یونگ الان با ما نمیخوره

اوه، یادم رفته بود. الان با بو می نهار میخوره

بریم

امروز با بچه ها نهار میخورم

باشه، بعدا میبینمت

امروز چه اتفاقی داره میفته؟- میدونم-

!ازش میخوام امروز تو بازی بهم کمک کنه. بریم

منو نهار امروز چیه؟

فکرکنم کتلت خوک بود

گوشت تند نبود؟

چیزی ذهنت درگیر کرده؟

یه مدت آره، ولی الان دارم ازش بیخیالش میشم

بیخیال میشی؟

این واقعیت منه، نباید خیلی توقع داشته باشم، داشتم به همچین چیزی فکر میکردم

تو ذهنم همه چی رو میدونم ولی قبول کردنشون خیلی سخته

یه همچین وقتایی هست. وقتی همه چی میدونی ولی نمیتونی کاری که میخوای انجام بدی

!آره! آخرین تیکه رو گرفتم

اما جه مین. چرا بهم آرزوتو نمیگی؟

تو همیشه فقط بهم گوش میکنی

نگران نباش. به زودی بهت میگم

بریم راه پله- چی؟-

یهویی چرا؟

شما بچه ها اینجا چیکار میکنید؟

خب، نون میخوریم...

لعنتی. من یه متفاوت گرفتم چون اون یکی تموم شده بود، فکر کرنم شما همشو گرفتین

میخوای باهات عوضش کنم؟

ممنون

الان داری میدزدیش؟

نشنیدی اول اون پیشنهاد داد؟

اما تو چرا اینجایی؟

منو نهار امروز خوب نبود

باهام شوخی نکن. داری از بومی فرار میکنی

یون بوم رو زیاد تنها نزار

یون بوم خیلی فکر میکنه، از اونایی که هی تو خودش میریزه

نذار وقتشو با بهم ریختن خودش هدر بده

به هرحال، شنیدم اونا حسابی بوس و بغل داشتن

واو، لی ها مین دیوونه ست، چی باعث شد اینکارو تو کلاس هنر انجام بده؟

هی، نکنه فکر کردی فقط تو کلاس هنر انجام میده؟

مطمئنم انباری و باشگاه و حتی اتاق انجمن هم رفته

!نگاهش کن چندش آوره

همون پسر تو شایعاته، نه؟

!خودم دیدمش

هی، درموردش شنیدی؟- همونی که تو شایعه کلاس هنر بود؟-

زیاد طول نکشید که شایعه ها پخش بشن

اما جی سون، فکر کنم حس افتضاحی داشته باشی باهاش صمیمی بودی، نه؟

من کجا باهاش صمیمی بودم؟ خودش دنبالم میومد

هیچوقت فکر نکردم باهاش دوستم

ها مین، کسی که همه تحسینش میکردن،

زمین خوردنش اونقدر برای همه جالبه تا درموردش غیبت کنن

قربان- بله، ها مین-

این ارزیابی عملکرد همه است- بله، ممنون که آوردیشون-

باعث میشه متفاوت به نظر برسه

چرا برنمیگردی سر کارت؟

اما میدونی دختری که باهاش بود کی بود؟

اون دختره نیست؟

شنیدم با لی ها مین و چوی سونگ جه بود وقتی داشتن تنبیه میشدن

واقعا؟

با این حال، لی ها مین سطح خودش داره چرا باید با همچین بازنده‌ای باشه؟

آره؟ شرط میبندم چیزی که جی سون گفت راسته

بریم سِلف- اوکی-

همونقدر که مردم ها مین رو دوست دارن

یا حتی بیشتر از اون، مردم شروع کردن ازش متنفر بشن

میدونی نهار امروز چیه؟- ایده‌ای ندارم-

بچه ها، چرا شما زودتر نمیرید؟ من یه چیزی تو کلاس جا گذاشتم

دوباره لی ها مین چش شده؟

نمیدونم، جدیدا عجیب شده

بچه ها شما درمورد لی ها مین شنیدین؟

چندش آور نیست؟ فکر نمیکردم همچین آدمی باشه

خب...

مگه تو با لی ها مین صمیمی نیستی، سو مانگ؟

"...اگه یکم ازت فاصله داشتم"

انقدر بهش نزدیک نیستم

"فکرمیکردم به زودی همه چیز درست میشه"

"فکرمیکردم به زودی میتونستیم باهم باشیم"

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left