نخستین 200 خط.
.:: ارائه شده توسط وبسايتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..
.:. RainyDay زیرنویس از مـــانـــی .:.
!هی، هی، هی
درد میکنه؟ چرا درد میکنه؟
ویلیام؟
...تمام این
تمام اینا به خاطر توئه؟
نه
...به خاطر
!به خاطر برنامهنویسیه- تو اونجایی -
برنامهنویسی چی شده؟ - نورونها -
...باید یه شاعر میبود - ...دیتای جدید تولید میکنن، ولی -
نمیتونم، نمیتونم تحمل کنم
...نمیتونم ...نمیتونم...نمیتونم پردازشش کنم
وقتی سفینه رو اداره میکنم نمیتونم پردازشش کنم
لخت مادرزاد - وای -
لخت مادرزاد - ماده تاریکِ بیرون داره میاد داخل -
.داره آروم آروم به سپر محافظتی سفینه نفوذ میکنه سالواره دوام نمیاره
نمیتونم دوام بیارم - چرا، میتونی -
ما میتونیم من میتونم کمکت کنم
خواهش میکنم. خواهش میکنم کمک کن
خواهش میکنم
خواهش میکنم
«پنج ساعت قبل»
بیست و پنج ثانیه مونده تا وارد میدانِ ماده تاریک بشیم
مگه نگفتی نیم ساعت وقت داریم؟
آره، تخمین زدم - آره، تخمینِ گندی بود -
هی - حالت خوبه؟ -
...آره. آره من فقط عصبیام. به خاطر کار زیاد
خوبم
باشه
یا خدا
این محشره
پانزده ثانیه
...همه اون
اون عدم
بدون نور. اونقدر بیوزن ولی سنگین
.فرضی اما واقعی فقدان عجیب و غریب
هر آنچه که وجود داره
این چیزیه که نگرانم میکنه
پنج ثانیه - خیلیخب همه آماده باشید -
،چهار، سه
دو
یک
و وارد شدیم
خب؟
همه چیز پایداره
مشکلی نداریم
خیلی خب
شیفت اول
هیجان زدهام - گوش به زنگ باش -
.سیستم جهت یابی نداریم امشب تو هم خلبانی، هم نگهبان
با اینکه میدونم هیچی اون بیرون نیست خیلی احساس تنگناهراسی دارم
مثل رانندگی توی هوای مهآلود یا کولاکِ ناجور میمونه
آره، ولی داخل یه فضاپیمای 13هزار تنی
میخوای مراقب بیچمپ باشم؟ - نه اون خلبان کارآزمودهایه. مشکلی واسش پیش نمیاد -
هی، هی، هی تبلت روی میز ممنوعه
مربوط به کاره - بازم تبلت روی میزه -
آخه دارم علایم حیاتیِ گروه، که از فضای عادی وارد ماده تاریک میشن رو پیگیری میکنم
جالبه که ببینیم چی باعث برانگیخته شدنت میشه - هی بِرن، یکی دیگه جا داری؟ -
آره رفیق، دمت گرم چیه؟ بهش سس زدی؟
آره. سُس سیبی بهش زدم که قدیما مادربزرگم درست میکرد
«میگفت این سس رو خانواده «هریسن با کشتی «میفلاور» آوردن کشتی معروف انگلیسی که نخستین مهاجرت] [انگلیسیها را در 1620میلادی ممکن ساخت
ایول. حالا ما بیسر و پاها هم ازش لذت میبریم
وای برنی، چقدر غذا آوردی
.بله کربوهیدرات، چربی، پروتئین
همه چیز برای روزه گرفتنِ ادواری - ما داریم جیرهبندی میکنیم -
،قبل از اینکه از اون طرف خارج بشیم ماهها سفر با سرعتِ تکانه در پیش داریم
خب، پس بزنیم بر بدن که قراره پوست و استخون بشیم
آره
بیزحمت اون سالاد رو میدی؟
اونو لطف میکنی؟ - واقعاً خوشمزه به نظر میاد -
یه خرده سیبزمینی هم هست - سیبزمینیها عالی به نظر میان -
باشه. سیبزمینی
بفرما - این خیلی خوبه -
ممکنه اونا رو بدین بیاد؟ - جوجه رو بده -
نه، خانواده هریسن میاد - خیلی خب -
حقیقت داره
آره، بفرما - آره، آره -
همگی لذت ببرید - سس؟ -
آره، بده بیاد
نه، مرسی - خیلی خب. نوش -
!یکی کمکم کنه! کمک - این طرف -
سازه" یهجور پالس مثل موج ضربهای" از خودش ساطع کرد
.میدونیم. پرده گوش رو پاره میکنه، از بینی خون میاد همه همین آسیب رو دیدن
عزیزم اسمت چیه؟ - جانا -
اسمش جاناست
دارم از اون میپرسم - میدونم، ولی اون نمیتونه بگه، مگه نه؟ -
اینجا چی شده؟ این همه کبودی چیه؟
.داخل موج انفجار افتاد منم آوردمش اینجا. همین
جانا، میخوام به شکمت دست بزنم اگه درد گرفت به من بگو، باشه؟
ببرش به اتاق آزمایش یک
لازمه آزمایشهای بیشتری انجام بدم - هی، اینجا چه خبره؟ -
هیچگونه شرایط پزشکیِ نهفتهای داره؟ - دندونقروچه میکنه -
غیر از اون، کاملاً سالمه - تو چطور؟ زنت؟ -
ما حالمون کاملاً خوبه
...هیچ سابقهای از - از چی؟ -
به محض اینکه بتونم بر میگردم
بیچمپ حالش چطوره؟
یکم چشماش چهارتا شده، ولی خوب میشه
سپر محافظتی هنوز توی بعضی جاها نامطمئنه
باحال بود که همه اینطوری با هم معاشرت میکردن
کل خدمه واسه خودشون کسی رو جور کردن؟
چند مورد لاس زدن دیدم
زین و برنی رو دیدم
البته که آگست و الیور
فکر میکردم آگست با خاویر باشه
میدونی چیه؟ اهمیتی نداره تا وقتی که انرژیشون رو تخلیه کنن
...این الان ما داریم غیبت میکنیم؟
نه
شب بخیر اریک
ویلیام
شب بخیر ویلیام
خدایا، باید بخوابم
ای وای، شرمنده. خواب بودی؟
الان دیگه نه
خدای من، زن
اگه همین حالا نری داخل سرما میخوری
نیکو
میخوام صحبت کنم
حالا
چرا اینطوری منو دور زدی؟ هان؟
چرا؟
کون لقت - کَس، اینجا چه خبره؟ -
،از بین این همه آدم توی بخش بیهوشی بیچمپ رو بیدار کردی
میخواستی منو اذیت کنی؟ یهجور آزمایش بود؟ - بیچمپ نفر بعدی لیست بود -
نه، این واسه تنبیه کردنم بود درسته؟
باشه حله، خب؟ تنبیه شدم، ولی میخوام کارم رو بهم برگردونی نیکو
هی؟ شما آگست رو ندیدین؟ - الیور -
نه - نه، من تو اتاقم بودم -
بیا بریم به کابین من
میتونیم در موردش حرف بزنیم - نه. با من روراست باش -
تو ترجیح میدی بیچمپ جانشینت باشه ببین، من میدونم که اون باثباتتره
،و شاید سر و کله زدن باهاش راحتتره ولی این کار منه نیکو
این کار منه - کَس، من اینکارو به خاطر تو کردم -
و خودت هم میدونی، خب؟
این فقط یه فاز زودگذره
حالت خوب میشه و قویتر از همیشه بر میگردی، خب؟
آگست و الیور کدوم گوری هستن؟
شرمنده، شرمنده ...میدونم، میدونم
خیلی ناجوره
...فقط میخوام
...تو رو لمس کنم
...ولی
پس بهم اعتماد کن، خب؟
بهم اعتماد کن
حالا من
اونو دیدی؟ - آره -
میخوای یه چیز جالب ببینی؟ ،میزان تپش قلب کل گروه بالاست
همینطور سطحِ اندورفین، اکسی توسین، سروتنین، دوپامین
میدونی علتش چیه؟ - گمون کنم ماده تاریک -
،سردمدارِ تمام تقویت کنندههای سروتنینـه و من کشفش کردم
آره - من میتونم افسردگی، اختلال کمتوجهی-بیشفعالی، اضطراب رو درمان کنم -
من میتونم جایزه نوبل پزشکی رو ببرم باید به نیکو بگم
به من اعتماد نداری؟ - معلومه که دارم -
،تو گفتی که اگه من رئیس باقی میموندم همه میمردن
این حرفی بود که زدی - اون حرف مال اونموقع بود، نه الان. هیسسس -
مگه نگفتی همه خوشحالن؟ - کی خوشحاله؟ -
طبقِ تبلت زین همه ما
میشه اینطوری فهمید آگست و الیور کجان؟
مواظب باش. اون قراره زندگی همه مردم روی زمین رو عوض کنه
اکسی توسین چیه، و چرا سطحش اینقدر بالاست؟
هورمون جنسیِ انسانـه - !نیکو -
...داری چیکار - صبر کنین -
ولم کن - همه بس کنن! بهمون حمله شده -
چی؟ - نور لیزر دیدیم -
از اتاقکِ فشار دیدیم که لیزر شلیک میشد - لعنتی -
به خدا لیزر بود - منم دیدمشون -
قرمز بودن و سفینه رو هدف قرار داده بودن موجودات فضایی میخوان ما رو بکشن
نه
نه، نه، نه خدای من
اریک؟
لباس پرواز میخوام
نیکو، چی میبینی؟ - نمیتونه نفس بکشه. داره میمیره -
کی؟ - اریک. اونجاست. لباس میخوام -
نه نیکو، نمیخوای
...ولی اون اون داره میمیره
اریک بیرون نیست
درست جلوی چشامه
وای خدا
تنها کاری که میکنم نا امید کردن اون و جاناست
اریک چطوری رفت بیرون؟
اهمیتی داره؟ - چرا اریک؟ چرا جانا نرفت؟ -
چرا رئیس جمهور یا بابانوئل نرفت؟
چون من داشتم درباره اریک فکر میکردم
،اینکه چقدر دوستش دارم ،و چقدر لیاقتشو ندارم
،اینکه چقدر از من سَر تره و اینکه میمیره، چون من ترکش کردم
.نیکو، تو مثل خودت رفتار نمیکنی هیچکدومتون درست رفتار نمیکنین
پس فقط فکر کنین
احساساتتون رو بذارین کنار و فکر کنین
...با سطح غیر منتظره اندورفین، که زین متوجه شد
ممکنه دچار توهم شده باشین؟
تاحالا همچین حسی داشتین؟
هیچکس به چیزی دست نمیزنه
هیچکس روی چیزی کار نمیکنه
بیچمپ؟
بله، نیکو؟
کل خدمه نشئهاند
بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه تو فکر کردی آویشنـه؟
من برای سالاد سس درست میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.