نخستین 200 خط.
: آنچه گذشت
داون گیلبان رو یادتـه؟
.داون. متفاوت به نظر میرسی
بخش عملیات میخواد ملادزه رو به عنوان
یه جاسوس برگردونه بین اوباش روسیه در بلاروس
مطمئنی که باید کار رو اینطوری انجام بدیم؟
اگه اون درباره ما بهش گفته باشه - اونوقت بهش رسیدگی میکنیم -
مکس وقتی وارد شهر شد، یه .کسب و کار کوچیک درست کرد
اما با اون پول حد خودش رو رد کرد - کی باب نیست؟ -
اون یه اسطوره توی آژانسـه، - من اسم بابنه رو تازه از طرف کسی که- نامهخاکستری رو فرستاد بود گرفتم
دروغ میگی - .نمیگم -
سلام بچهها، ببین من واقعا میتونم از کمکـتـون استفاده کنم - اُوِن نیاز داره که پرونده نامهخاکستری رو به فدرال منتقل کنه -
این فرصت ماست تا .کسی رو به اون نزدیک کنیم
من فقط نگرانم که سیآیاِی بدترین .غرایزت رو تشدید کنه
من 24 سالمـه، از منم انتظار میره که اشتباه کنم یا کارای ریسکی انجام بدم
!برو
التماسـت کردم که کاری نکن و تو یه قاتل رو استخدام کردی
.متاسفم که بهت اعتماد نکردم - .نه! ما کارمون با هم تمومـه -
جاسوس امشب آزاد میشه
ما دو گزینه رو برنامه ریزی میکنیم
یا اون رو به کشورش برگردونیم، یا اون رو توی خاک بذاریم
A_R_Z_110 : ترجمه و تنظیم @ARZ_110_SUB
سوار شو
تصادف قبلی که در نزدیکی... میدان نمایشگاه اتفاق افتاد،
پلیس مجبور شد یه جرثقیل بیاره تا اون کامیون بزرگ رو جابهجا کنه
و الان ترافیک در همه جهات هدایت میشه
در جاده مکداول، خیابان گرند و خیابان نوزدهم
اگر به سمت میدان نمایشگاه یا یادبود کهنه سربازان میروید،
پیشنهاد میکنم خیابان پانزدهم به بلوار انکانتو رو امتحان کنید
یا بزرگراه ویکنبورگ رو ... - ممنون که رسوندینم -
.نه، ما هم باهات میاییم داخل
پلیس واقعاً صدمه زیادی به خونت وارد کردن موقع تفتیش وسایلت
.باید بخوابم
چیه؟
سلام. کجا...؟
لعنتی
من کجام؟
.ایالت واشینگتن
هواپیما بعدش کجا میره؟ - .برمیگرده به فینیکس -
.اون اصلا بهتر نیست میشه بره جای دیگه، لطفا؟
آقا، باید از هواپیما پیاده بشی
.باشه
.سلام
.سلام
.انگار که توی دستگاه خشک کن لباس چرخیدی
.متشکرم
حالت خوبه؟ - اوهوم -
.آره، فقط خستهام. یه پرواز شبانه داشتم
.من در مورد پروازت صحبت نمی کنم، اُوِن
واقعاً بعد از اون تماس تلفنی میخوایی وانمود کنی که همه چیز خوبـه؟
.همه چیز خوبـه
.اونا برای صفحه کامپیوترت هستن
ببین، من واقعا از اون صحبتهای .دلسوزانه دیشبـت قدردانی میکنم
اما حتی اگر بتونم بهت بگم چه خبره، بازم فایدهای .نداره چون بهم میگی که باید استعفا بدم
.نه، اون رو نمیگم
.اما باید استعفا بدی
.نمیدونم چرا خودم رو توی زحمت انداختم
چون آدم خوبی هستی. و علاقه خاصی برای کمک به آدمهای گمشده داری
اما راستش دیشب یکی از لحظات بد زندگی من بود
و این رو میدونم چون چیزی .که باعثـش شده بود، دیگه تموم شده
.هیچوقت تموم نمیشه، اُوِن
.کارهایی مثل کار تو سختتر میشن، نه آسونتر
درسته. اما این پرونده، موردی که باعث شد من احساس گمشدگی داشته باشم،
دیگه تموم شده
من قراره خیلی بیشتر خونه باشم .پس خیلی احساس گمشدگی نمیکنم
.اون میتونه خوب باشه
چی، من خیلی گم نمیشم یا خیلی بیشتر توی خونه باشم؟
.هر دو
".برای آمیلیا گل بفرست- " .آره درسته. اون رو فراموش کردم -
الان برای زنا گل میفرستی
نه، اولین بارمـه. اما فهمیدم .که کار بزرگسالانهایه
.من حتی نمیدونم از کجا گل بگیرم
یه گل فروشی
اوه، یکی رو میشناسی؟
میخوای کمکت کنم تا برای دوست دخترت گل بخری؟
.اون دوست دخترم نیست .بیخیال. خودم یه کاریش میکنم
اُوِن هندریکس؟ - اوه، آره، شما کی هستید؟ -
.سرویس مخفی باید باهامون بیایین
تموم شده، ها؟
.مطمئنام که این ربطی به اون پرونده ندارد
...این مربوط به چه - .نمیتونم اون رو بهتون بگم آقا. حالا بیا بریم -
...باشه. اوه
.روز خوبی داشته باشی
.امروز بهترین روزه
آره. بعد از شما
لستر؟
.این پایینـم
کمرم داره اذیتم میکنه
باید به خاطر تمام اون سالها سوار ماشینهای زنگ زده .و روی تشکهای ارزان قیمت خوابیدن، باشه
خب، خودت رو جمع و جور کن، چون .ما یه بحران داریم که باید حل کنیم
.نایلند خوشحالـه
واضحـه که به خاطر ما نیست، .وگرنه چهرَت اینطور نمیبود
.نه، بهخاطر اُوِن هندریکس جوان خوشحاله
موفق شد که اتهامات پرونده نامهخاکستری رو از دادگاه کنار بذاره
شایعات حاکی از اینه که اون یه حرکت هوشمندانه انجام داده
و الان نایلند فکر میکنه که اون یه کار غیر ممکن رو انجام داده
.اگه اینقدر اذیت نمیشدم، منم تحت تأثیر قرار میگرفتم
.ما باید تکنیکهامون رو تغییر بدیم - نه -
وایولت، در موردش فکر کن. اگه اون توجه نایلند رو جلب کرده
یعنی اون میتونه حالـمون رو بگیره همونطور که ما حال اون رو میگرفتیم
.آٰره، اما همین الانشم حال من رو گرفته
اون قضیه هوش مصنوعی رو انداخت گردن من
و میدونی که کینه به دل گرفتم، باور کن، ممکنـه این بچه الان یه ستارهدنبالهدار باشه
اما قراره سقوط کنه و بسوزه. فقط باید به این قضیه یکم زمان بدیم
باشه. اما حالا که منتظریم، .طرفـمون رو عوض میکنیم تا بریم سمت خوبـش
آرنجت رو بزار اینجای شونم. بیا دیگه
.خیلی خب
"اوه، آره، این دسته گل مدل "بهار اینجاست
به علاوه هزینههای تحویل و .کارت نوشته شده
باشه، آره، ممنون دنیز، خیلی کمک کننده بودی
...گل برای .اون واقعا دوست دختر من نیست
.او بیش از یه همکاره
به نظر من کل عبارت "دوستی .با مزایای دوطرفه" یه جور زننده است
صبر کن. من رو به دیدن کی میبرین؟
آقای هندریکس، من کوین میلز هستم، .رئیس دفتر رئیس جمهور
بابنه
.اینجا نه - درستـه. یعنی "اینجا" که کاخ سفیده؟ -
.ما توی یه ساختمان اجرایی قدیمی هستیم
تو رو توی قرار اول به کاخ سفید نمیارم
مخصوصاً زمانی که نیاز به انکار داره
چرا منو اوردین اینجا، قربان؟ - من هنوز داخل سیآیاِی گوش دارم، -
و تو اسمی رو که همین الان گفتی اونجا همش به زبون میاری. چرا؟
چون کسی که به ما نامهخاکستری فرستاد .گفت که شما یکی از مسئول پروندههای اون بودین
کی؟ - .مکسین ملادزه -
.دروغ میگه
من در مورد اون شنیدم، اما یکی از جاسوسهای من نبود
زمانی که اون به یه جاسوس تبدیل شد، .من توی یکی از بالاترین مقامهای سیآیاِی بودم
اما حتی اگر من افسر پرونده اون بودم، او فقط اسم پوششی من رو میدونست
.چون من یه احمق نیستم
...اوه
پس شما میگید، قربان، که یه نفر داره وانمود میکنه که شماست
نه بابنه؟
.نمیدونم
اما یکی توی آژانس به اون .اسم مستعار داخلی من رو داده
و اگر اونا اون رو فاش کردن، مطمئناً .میتونن اسرار دیگهای رو هم فاش کنن
.ازت میخوام که بفهمی چه کسی اسم من رو لو داده
.قربان، شما رئیس ایستگاه مسکو بودید
نمیتونید با کسایی که اون رو میشناسن تماس بگیرید و این کار رو با اونا انجام بدین؟
نه با یه جاسوس مخفی
و تنها مسئول پروندهای که میدونستم .ریتا استیونز بود. و اون مرده
مکس اون رو...؟ - .نه. ریتا به شدت مشروبات الکی مینوشید -
سرطان کبد گرفت
حتی در بدترین حالتـش هم، اون .هیچوقت چنین اشتباهی نمیکرده
...قربان، موضوع اینه که
خب، از دیشب، من در واقع .از پرونده مکس خارج شدم
.پسر، من محافظ رئیس جمهور هستم
من یه مدال خدمات اطلاعاتی ممتاز .توی کشوی دفتر سیآیاِی دارم
جنگجوهای دشمن توی قبرهای بینشان دراز کشیدن
توی مکانهای که حتی اسمـشون رو نشنیدی، بهخاطر من
واقعا فکر میکنی میتونی نه بگی؟
من تازه عضو دفتر مشاور کل شدم .و این پرونده واقعاً اذیت کننده بوده
بنابراین من از لحاظ احساسی یکم نگران درگیر شدن دوباره با خانم ملادزه هستم
.برام مهم نیست - .منصفانه است -
ببینم چی میتونم پیدا کنم. با این حال شما سرنخی چیزی برام ندارید که ازش استفاده کنم؟
چون همونطور که گفتید، .او یه جاسوسی مخفیـه
پیدا کردن مدرک .خیلی دشوار بوده
به نظر میرسه که کار زیادی برای انجام دادن داری
وقتی چیزی پیدا کردی باهام تماس بگیر
و سریع پیدا کن
.من از کارهای بلاتکلیف خوشم نمیاد
.بله، قربان
.آمیلیا سالازار هستم
افسر وترز هستم از در جلویی ساختمون. یه محموله دارین
احضاریه؟ - گل -
اوه
.باشه. یه دقیقه دیگه میام پایین
داره میاد
چی آوردی؟ - .اوه، گل لاله -
یه انتخاب عاشقانه نسبتا خنثی هست، موافقی؟
.خب، گل رز که نفرستاده - !تفنگ -
چی؟
ما گزارشی از استفاده از یه شوکر توسط یکی از کارمندا داریم
اون چه حرکتی بود، رفیق؟
قانون فدرال داشتن سلاح گرم در این مرکز رو ممنوع کرده
مگه اینکه به طور خاص مجوز داشته باشی
حداقل نمیتونستی اول گلها رو ایمن کنی؟
ببخشید، خانم سالازار
.اوه، ما یه مشکل داریم
بهتره زنگ بزنی
من زنگ نمیزنم
ما حداقل به دو تیم نیاز داریم تا مسیر رو .برای بازگشت ملادزه به بلاروس هموار کنیم
.ببینید کیا در دسترس هستن
چیه؟
نه، هیچ غلطی نکنین
.خودم اوضاع رو کنترل میکنم
مشکل پیش اومده؟ - .ملادزه از دست محلیها فرار کرده -
.به احتمال زیاد یه بازی قدرتیـه
.داره نشون میده که ما اون رو کنترل نمیکنیم - اگر بیشتر از اون باشه چی؟ -
.باشه
یه نفر خوشحالـه
.من یه پرونده رو بستم .همه چیز داره بهتر میشه، یا داشت بهتر میشد
.مکس فرار کرده - وای. به نظر مشکل توئه -
آخرین چیزی که مکس بهت گفت چی بود؟ - ".خداحافظ"-
میدونی کجا رفته؟ - نه -
باید کم کم این موضوع رو جدیتر بگیری
.ملادزه مسئولیت توئه
.نه، مسيولیت توئه. من کارم رو انجام دادم .پس انداخت شکستهات رو به گردن من تموم کن
.نمیدونم اون کجاست. نمیخوام بدونم و برای اینکه واضحتر بگم،
.برام مهم نیست
پس روز خوبی داشته باشی
No comments yet. Be the first to leave one.