نخستین 200 خط.
وای... وایسا
بسه دیگه! اوه
چی شده؟ اه، هیچی
خیلی وقت بود اینطوری نخندیده بودی
نه، خیلی... خیلی خوبه. دلم براش تنگ شده بود
منم همینطور
همه چی رو درست میکنیم، مگه نه؟
آره. آره
ترور
امیدوارم همونطوری بشه که دلت میخواد
همینطور میشه. حتماً میشه
اوه، لعنتی
داره
تند میره پایین. نمیتونم
من
اوه! ترور، من
ترور
کمکم کنید! یکی به دادم برسه
نه
نه
نه
خوشحالم که دوباره میبینمت
چیزی نیست ترور، آروم باش
الان دیگه جات امنه
کرستی کجاست؟
زنم کجاست؟
این کمک میکنه آروم شی
فقط آروم باش
باشه؟
ترور
ترور
ترور. ترور
بیدار شو، ترور
خیلی مهمه که خونسردیت رو حفظ کنی
همونطور که میبینید، نازکترین لایهی قشر مغز
بخشی از مغز که لذت رو حس میکنه
از بخشی که درد رو حس میکنه جدا میکنه
در طول این عمل
من خاطرات رو تحریک میکنم
و ضمیر ناخودآگاه رو بر هم میزنم
بنابراین ممکنه بیمار دچار مقداری پریشانی بشه
شماها دارید با من چیکار میکنید؟
حالا آروم باش ترور. داریم بهت کمک میکنیم
کمکت میکنیم به یاد بیاری
خوش برگشتی
سردردات چطوره؟
تغییری در شدتش ایجاد شده؟
اوه، لعنتی. چی شده؟
اسم من آلیسونه
تو هم یه خوابی، آلیسون؟
هنوز داری توهم میزنی، نه؟
اوه، اون چی بود قبلاً؟
منظورم اینه که
شبیه خواب بود ولی خیلی حس
واقعی داشت؟
آره
ترور، احتمالاً اثر مورفینه
باید چندتا آزمایش دیگه هم انجام بدیم
تا ببینیم میتونیم علت دقیق سردردات رو پیدا کنیم یا نه
ولی با اون ضربهای که به سرت خورده
خیلی شانس آوردی که اصلاً زندهای
من تا آخرش باهات هستم
به حرفت اعتماد میکنم
سلام ترور. دوباره برگشتی، نه؟
اینبار مشکل چیه؟
از بخش اورژانس اومده، از سردرد شکایت داره
بیهوشیهای موقت و توهم
و فراموشی حاد
پیشنهاد میکنم تا انجام بقیهی آزمایشها، بستریش کنیم
خب، من مورد غیرطبیعیای نمیبینم
ولی وقتشه مصرف مسکنها رو برات قطع کنیم
نمیخوام بهشون اعتیاد پیدا کنی و هی بیای بیمارستان
فقط برای اینکه موادت رو بگیری
نمیتونیم بذاریم این اتفاق بیفته
مرخصت میکنم تا این تخت به کسی برسه که واقعاً بهش نیاز داره
هی، دکتر
کرستی کجاست؟ زنم کجاست؟
این دقیقاً همون چیزیه که منم میخوام بدونم
در زدم
منظورت چیه که اون مفقود شده؟
خب، آقای گودن، قرار نیست دست از گشتن برداریم
من به این راحتیا تسلیم نمیشم
خب، چطوره ببرمت اونجا و صحنه رو با هم مرور کنیم؟
قبلاً این کار رو کردیم
بیشتر از یک ماه پیش. چی؟
مطمئنی حالت برای رانندگی خوبه؟
ببین، معلومه که بد موقعی مزاحمت شدم
برو خونه و یکم استراحت کن
ریختت مثل میت شده
ممنون
اوه، یه چیز دیگه
گفتی سعی کردی اون رو از سمت شاگرد بکشی بیرون
ولی در قفل بود، درسته؟ آره
خب، عجیبه
چون توی گزارش اومده که
درها باز بودن
وقتی ماشین رو از رودخونه کشیدن بیرون
اممم
شاید خودش قفلها رو باز کرده و شنا کرده بیرون
شاید
دوباره چک میکنم. شاید اشتباه اونا بوده
به هر حال
باید برم
بزودی با هم حرف میزنیم
مطمئنی نمیخوای برسونمت؟
هر جور راحتی
هی، میشه صدای اون رو کم کنی؟
من، اه
صدای موسیقی رو... میشه کمش کنی؟
چرا نمیای بخوابی؟ باشه
هی، چراغ رو خاموش کن
دوستت دارم
منم دوستت دارم
خودشه
همینه. خودشه
ببین، خودشه
به به، ببین کی امروز تصمیم گرفته بیاد سر کار
سلام
ساعت کاری بانکی خوش میگذره، نه؟
هی، ام، دیروز چت شده بود؟
بعد از اینکه رفتی رئیس اومد سراغت. اصلاً خوشحال به نظر نمیرسید
هی، من توی
رفتی دنبال عشق و حال، نه؟
واسه همین بود که بعد ناهار برنگشتی
خیالت راحت، رازت پیش من امانته رفیق. میگیم مرخصی شخصی بوده، باشه؟
درسته. ببین، هر چی گفتم رو فراموش کن، باشه؟
فقط یکم آمار و ارقام ردیف کن. هر عددی باشه فرقی نمیکنه
دیوارا موش دارن، یادت نره
ترو، همهمون هوات رو داریم
من میتونم توی روحت رو ببینم
هی
شصت و پنج درصد سردردها به خاطر افت قند خونه، ترو
آره
یه کلوچه بردار بخور
بیا دیگه
اوه، حالا دیگه چی؟
چیزی میبینی که خوشت بیاد؟
خب، میبینی؟
زود باش، حرف بزن. دارم اینجا کاسبی میکنم
درسته. اه، ببخشید. من فقط... میدونی، یه لحظه رفتم توی فکر
هوم. خب دیگه نذار تکرار شه
خیلی خب
وگرنه ممکنه مجبور شم باهات خشن رفتار کنم. چی؟
میدونم چی دوست داری. هوم؟
بیخیال ترور. منم، گوین
هی، این داره خیلی تند پیش میره
نگو که جناب ماریو آندریتی داره برام جریمه سرعت غیرمجاز مینویسه
هی، وایسا. زنم تازه فوت کرده، میدونی که
بیخیال. داری... داری چیکار میکنی؟ میدونم
عالیه
اوه، آره
خودشه، ترور
داریم چه غلطی میکنیم؟
کاری که قبلاً نکردیم رو انجام نمیدیم
بقیهاش بمونه واسه بعد
حالا برو به اون کار کوفتیت برس
ما داریم میپاییمت
اوه، خدای من
اوه آره، خودشه ترور
اوه آره، خودشه ترور
اوه آره، خودشه ترور
این چه کوفتی بود؟
اوه آره، خودشه ترور
اوه آره، خودشه ترور
اوه آره، خودشه ترور
سـ... سلام؟
ترور، کارآگاه لانگ هستم
در مورد همسرته
ترور، اونجایی؟
الـو؟
ترور
ممنون که اومدی ترور
آره. کلهات در چه حاله؟
امم، بهتره. ممنون
ما هنوز نتونستیم همسرت رو پیدا کنیم
هرچند بخش مفقودین شواهدی پیدا کرده
که نشون میده ممکنه جنایتی در کار بوده باشه
جنایت؟ چی؟
اولاً که هیچ رد لاستیکی روی پل نبود
لاستیکها کاملاً سالم بودن و تا جایی که فهمیدیم
ماشین از لحاظ فنی هم مشکلی نداشت
انگار ماشین عمداً از روی پل به پایین هدایت شده
من فقط... کنترلم رو از دست دادم، میدونی و
منحرف شدم
از پل افتادیم پایین. سعی کردم بیارمش بیرون ولی نتونستم
اتفاق دیگهای نیفتاده
درست قبل از اون تصادف، که بهم نگفته باشی؟
ببینید، من هر چی یادم بود رو گفتم. من... متأسفم
اوه، اوه، اوه، صبر کن. منظور بدی نداشتم
من فقط دارم وظیفهام رو انجام میدم، باشه؟
منظورم اینه که، با توجه به ضربهای که به سرت خورده و
و اینکه هنوز داری مسکنهای خیلی قوی مصرف میکنی
ممکنه چیزی رو در مورد تصادف فراموش کرده باشی
که بتونه بهمون کمک کنه، و شاید تمام چیزایی که گفتی
فقط اثرات داروها باشه
همین. خب
ما اینجا قراره خیلی چیزا رو دوباره بررسی کنیم
ترور
ترور، هنوز اونجایی؟
اه، اون داخل گیر کرده بود، و
No comments yet. Be the first to leave one.