نخستین 161 خط.
هوی، میدونی چه بلایی قراره سرمون بیاد؟
.خوراک شیاطین میشیم
!نه... تمومش کنین
!نه! من نمیخوام بمیرم! یکی نجاتم بده
!کشنده هزار خدا
،هفت گناه کبیره گناه اژدها، خشم، ملیوداس
،هفت گناه کبیره گناه روباه، طمع، بن
.اینا کارشون ساخته شد
رئیس، مهارتات بیشتر نشدن؟
.تو هم همینطور
خب، شماها رو داشتن از کجا میآوردن؟
.توی تله یکی از دهکدهها افتادیم
...توی اون دهکده، مسافرها رو
.خب
.بعد از اینکه از شرشون خلاص شدیم، صحبت میکنیم
این داستان کهن، مربوط به زمانی میشه که انسانها و غیرانسانها
.هنوز باهم توی یک دنیا زندگی میکردن
،نیروهای برتر خاندان شیطان، ده فرمان
.از مهر و موم سه هزار سالشون برخواستند
تمام بریتانیا زیر سلطشونه
.و دوره تاریکی فرا رسیده
با اینحال، افرادی هستن که اونها رو به چالش میکشن و .مقابل نیروی تاریکی میجنگن
اونها، گروه پرافتخار و دلیرانه
.پادشاهی لیونس هستن
:اسمشون هست .هفت گناه کبیره
.مبارزه بسیار پرتلاطمی بود
هفت گناه کبیره در مبارزه با ده فرمان ،شکست خوردن
.و ملیوداس مرد
.که باعث شد عصر تاریکی بر بریتانیا حکمفرما شه
.پادشاهی لیونس تقربیاً به چنگ ده فرمان افتاده بود
ولی چون هفت گناه کبیره در مقابلشون ایستادند و ،ملیوداس احیا شد
،گریرود و فرادرین شکست خوردند
.و پادشاهی لیونس نجات پیدا کرد
هفت گناه کبیره
هفت گناه کبیره
خشم خدایان
با سر توی زمینی پر از خطر فرود میام
و توی انتظاراتی که منتظرشون بودم
افکارم به سرعت به گذشته برمیگردن
و ذهنم توی اون روزهای دلسردکننده غرق میشه
ممکنه که این افق جدید رو به دورترین خط مقدم ببرم
ممکن هم هست که مناظر کسلکننده و صداهای دودآلود رو بیخیال شم
!این رو نگاه! مفهوم دقیقی از واقعیت
راهی که تا مرز هست رو بین صفر و یک تقسیم کن
خاطرات و احساسات پراکندهام رو بهم وصل میکنم
دیگه شکّی ندارم. افزایش ضربانم من رو به سمت مرز هدایت میکنه
پیشرو هیچ بنبستی وجود نداره و سرود باشکوه تا ابد انعکاس داره
چه زخمی باشیم یا نه، زندگی جریان داره. پس به سمت مرز حرکت میکنیم
برو و این لحظات باارزش رو گرد هم بیار
همینطور که به سمت مرز حرکت میکنیم، سکه زمان میچرخه
پیشرو هیچ بنبستی وجود نداره و سرود باشکوه تا ابد انعکاس داره
:قسمت اول «نوری که تاریکی را دور میکند»
شمال بریتانیا پادشاهی لیونس
مراسم سوگند شوالیه مقدس اعظم جدید؟
.آره، شنیدم به زودی برگذار میشه
که یعنی
یا هندریکسن یا دوریفس-ساما بالأخره تبدیل به شوالیه مقدس اعظم میشن؟
!مشتاق دیدنشم، گریمور
!عجله کنین، بیشتر بکشینش بالا. بالاتر، بالاتر
.جناب، میذارمشون اینجا
!خیلی خب، مواظب باشید
شرمنده که شوالیههای مقدسی مثل شما رو مجبور میکنیم .که یه همچین کارایی برامون انجام بدین
.کار خاصی نیست
وظیفه شوالیههای مقدس اینه که به مشکلات روزمره .مردم برسن
،ولی به لطف مرلین-دونو
پادشاهی نیمه خرابمون، دوباره به وضعیت .عادیش برگشت
.نه، هنوز نه
منظورت چیه؟
،درسته که ساختمونهایی که تو جنگ تخریب شده بودن
.به وضعیت عادیشون برگشتن
،ولی
.زندگی مردم به وضعیت عادیشون برنگشته
شیاطین باعث شدن که تجارت مردم با دهکدههای ،اطراف قطع بشه
.و درحال حاضر، کشور با کمبود غذا مواجه هست
بااینکه هفت گناه کبیره
،و ما، شوالیههای مقدس، تونستیم پسشون بگیریم
.ولی هنوز خیلی از دهکدهها تحت کنترل شیاطیناند
جناب، کاره دیگهای هست که بتونم انجام بدم؟ !هرکاری هست بگین
...راستش
.خیلی خوشمزس
ارزششو داشت که به زندگی برگردم و .دوباره از دستپختت لذت ببرم
،منم خوشحالم که دوباره میتونم پابهپات بجنگم .دوست من
.آره، منم همینطور
،ولی
،با اینکه مثل همیشه قوی هستی
ولی اون موقع قدرتت در اون حد خوب نبود، مگه نه؟
.حس خیلی خوبی داشتم وقتی فرادرین رو کشتم
.میترسم که به خود قدیمیم برگردم
.ولی اگه به خود قبلیم برنگردم، نمیتونم نجاتت بدم
.مشکلی نیست، ملیوداس
،هر اتفاقی که بیوفته
مهم نیست کی رو دشمن خودم کنم، من همیشه .کنارت خواهم موند
.تا ابد پیشت خواهم موند
.رئیس
.مهم نیست چه باری روی دوشت باشه، تو هنوزم دوستمی
.تو رئیس هفت گناه کبیرهای
.گناه اژدها، ملیوداس
.ممنون
خب، رئیس، هدف بعدی چیه؟
کاری که بارتا ازمون خواست رو انجام دادیم
و مسافرایی که شیاطین گرفته بودن رو هم .آزاد کردیم
مأموریت بعدیمون، پسگرفتن قلعه کملوتـه
...یا البته این چیزی بود که میخواستم بگم
ولی کاری هست که باید انجام بدیم، مگه نه؟
دهکده اوردان
!اوه، پلیو
امروزم اومدی به پدرت کمک کنی؟
.سخت داری کار میکنی
!بهت گفتم که، من گناه اژدها، پلیوداسم
!تازه، اینم کمک نیست، تمرینه
.اینطوره؟ چقدر خوب، چقدر خوب
پدر؟
پادشاهی کملوت
بهشون حمله شد؟
،ده فرمان تقوا, زلدریس
.همرزهامون همگی کشته شدن
.همه قربانیهایی که داشتن منتقل میکردن، گرفته شدن
فکری به ذهنت میرسه که ممکنه کار کی باشه؟
.کافیه. برو بیرون
،ده فرمان عشق، استاروسا
،برادرم تو جنگ قبلی مجروح شد
.و هنوز هوشیاریش رو بدست نیاورده
گالاند. گریفورد و فرادرین
،توسط هفت گناه کبیره شکست خوردن
.و مونسپیت و دریری هم هنوز پیدا نشدن
.همشون بدردنخورن
...ملیوداس
!تمومش کن، پدر
انقدر با تقدیم مسافرها !به عنوان قربانی، به شیاطین لطف نکن
،خواهش میکنم درک کن. پلیو
.اینکار رو برای محافظت از تو انجام میدم
چرا؟ میتونیم باهم بجنگیم تا از شر اون آشغالا !خلاص شیم
اگه الآن صدامون رو میشنید چیکار میکردی؟
.متأسفم، پلیو
.متأسفم
!پدر، شماها همتون یه مشت بزدلید
!اگه اینطوره، خودم شیاطین رو میکشم
.اینا هم پیشکشهای این هفته
.خب دیگه من رفع زحمت میکنم
...هفت، هشت، نه
.یکی کمه
!خواهش میکنم منو عفو کنید
.شایعش پیچیده و کمتر مسافری به دهکدهمون میاد
.پس خودت قربانی میشی
...خواهش میکنم اینکارو نکن! من خانواده دارم و بچههام
!تمومش کن
!آشغال! میکشمت
!خفهشو
.حتّی قربانیت هم نمیکنم. همینجا میکشمت
...نمیذارم
الآن میذارم همتون متوجه شین که اگه از من .سرپیچی کنین چه اتفاقی میوفته
چی شده؟ چرا تو هم حمله نمیکنی؟
مارو میکشی، مگه نه؟
!پلیو - !پلیو -
!نباید برید
چرا؟
.چارهای نداریم
...پلیو
...پدرم، دوستام
...و اهالی دهکده
.شماها باعث اندوهشون شدید
No comments yet. Be the first to leave one.