نخستین 200 خط.
.:: hamilton ::. با افتخار تقديم ميکنيد
تقويت مثبت ثابت شده که خوب جواب ميده
من تقويت منفي رو ترجيح ميدم
درمان بي سروصدا بي تفاوتي
ميدوني,تو با اين کارت مردم رو عصباني ميکني
اينهم يه فرم قابل قبول از رفتار انسانه
من کاري به اين کارها ندارم
*
هرچي
اين هنوزم بهترين گزارش عملياتهاست که تا حالا ديدي
چه قبول کني چه قبول نکني
بذار ببينمش
واو
خوبه
جدولها رو رنگ بندي کردي
امتياز تيراندازيها رو پررنگ کردي
يه دقيقه صبر کن
مامانت توي درست کردن اين کمکت کرده؟
بهت هشدار داده بودم که با مامانم کاري نداشته باشي
خيلي خوبه
مطمئنم که هتي بهت نشان طلا ميده
نميتونم منتظر باشم ببينم تو با اين پروژه خوب علميت چيکار ميکني
هي, شايد مجبور بشيم يه آتشفشان بسازيم
...شايد فقط من بايد منو بندازي توي يکي از اونها؟
من نميخواستم همچين چيزي بگم
خب, خوشحالم که ميبينم شما دوتا از هميشه بهم نزديکتر هستيد
مايک رنکو,از سرزمين مرده ها برگشته
هي. تعطيلات چطور بود؟
آه. خيلي بامزه بود
اينو جواب بده
چطور ميشه که من لابلاي شاخ و برگها چمباتمه بزنم ...حشرات رو مزه مزه کنم
درحاليکه شما بچه ها توي ساحل داريد حال ميکنيد؟
خب, فکر ميکنم تو پوشش داشتي
شما آدم بدها رو بيرون ميکنيد؟
من داشتم اين گروه شبه نظامي رو تعقيب ميکردم
ELE اونها رو خطاب کنيد
"بهبود اجراي قانون"
همم
آره, اون يکي از کارهاي سخت بود
اما سرانجام يه منبع خبري پيدا کردم
...اميدوارم اون بتونه ما رو
به دوتا سلاح گم شده از کمپ پندلتون برسونه
بنظر ميرسه هم اتاقيت برگشته, جي
کشتي عشق دوباره به حرکت درمياد
اما نه بدون من
...نه,من ميخوام پيش يه,آه
دوست بمونم
همينه
صبرکن ببينم
...کمتر از 24 ساعته که برگشتي به شهر
و داري ميگي که ميخواي پيش يه "دوست"بموني؟
...اون حيرت انگيزه
...حيرت آوره که آدمي
...با چنين ظاهر فروتن و جذابي
...با بهداشت شخصي مشکوک
is, you know, wracking up tail like... Oh...
هتي
سراغ شماها رو ميگيره. طبقه بالا
اوه,اون گفت هرکي اول برسه يه امتياز داره
ما رو دست ميندازي؟
به نفعته که اينکار رو نکرده باشي
نه, قربان. من اينکار رو نميکنم
پس,اون کجاست؟
من همه جا هستم, آقاي رنکو
يا اينکه فراموش کرده ايد که توي ماموريت هستيد؟
اون توي واشينگتونه
عذرخواهي ميکنم که پيشتون نيستم
اما, آه,اشارات جهان سياسي
البته,با وجوديکه توي واشينگتون هستم کارمون متوقف نميشه
خب, بياييد شروع کنيم
آه, آقاي بيل,لطفا فيلم رو پخش کن
مردي که صورتش به شيشه چسبيده,يه افسر ذخيره نيروي درياييه
که توي اسلحه خونه ي کمپ پندلتون کار ميکرد
کس ديگه اي هم فکر ميکنه که اين عجيبه؟
اوه, آره
هممون فکر ميکنيم که اين عجيب غريبه فقط داشتم چک ميکردم
حرفت رو شنيدم, آقاي کالن
سرجوخه نيروي دريايي-ادوارد مک کي
مک کي توي آکواريوم کابريلو خفه شده
...تمام حادثه توسط دوربين مستقر در آکواريوم
...که بصورت 24 ساعته توي اينترنت پخش ميشه
گرفته شده
...حالا, اين مک کي,اون که يه افسر ذخيره بوده
اين قضيه نميتونست توسط پليس محلي پيگيري بشه؟
توضيح اين قضيه رو به آقاي رنکو واگذار ميکنم
اين قضيه مال شماست, آقاي کالن
مک کي فقط يه کارت حضور و غياب نبود
...اون منبع خبري من در ارتباط با
سلاحهايي که دنبالشون بودم بود
همشون اينجاست
...توي يک دوره زماني 3 ماهه
شش تا از موشکهاي ضدتانک دراگون ناپديد ميشن
...يه جايي بين کارخونه ي سازنده
و افغانستان
کلاهکهاش قابل تعويض هستن
...کوچيک, قابل حمل
ترسناک
ما اونو به يک اسلحه خونه در پندلتون محدود کرديم
اولين مضنون ما اسکات رايلي هستش
رايلي خيلي باهوشه
ما نتونستيم هيچ وصله اي رو به اين پسر بچسبونيم
...نتونستيم بفهميم چطور تونسته
موشکهاي دراگون رو از پايگاه خارج کنه
اريک, هرچيزي که درباره مک کي داريم رو نشون بده
باشه
اين مال زمانيه که سرجوخه مک کي رو پيدا کرديم
يه تفنگدار دريايي خوب
يه بچه با استقامت
اون همراه با رايلي توي اسلحه خونه کار ميکرده
...به مک کي گفته شد که چشم و گوشش رو باز کنه
تا اگه رايلي به چيزي مشکوک شد رو به ما خبر بده
اين قضيه چطوري به گروه شبه نظامي مرتبط ميشه؟
ما ميدونستيم که اي ال اي بازاري براي سلاحهاي سنگين بوده
...من چندين ماه بود که دنبال
پايگاه عملياتي اونها بودم
اما اين بچه ها فقط اون دورو برا ميپلکيدن
بيشتر هم توي نواحي مرزي
درست مثل گرگ صحرايي
دقيقا
...وقتي پاي مسايل غير قانوني به وسط مياد
اي ال اي اونجا منتظرشونه
ما تماسهاي تلفني 10 سال گذشته رو بيرون کشيديم
...مشخص شده که رايلي
با دوتا از رهبران مظنون اي ال اي در تماس بوده
اين مالکوم نالريج هستش
موسس کاريزماتيک
فرد شماره 2,جان بورديناي
يه فرد رواني پارانوئيد
مغز متفکر و بازوي اجرايي
ما فکر ميکنم بورديناي پشت قضيه اسلحه مخفي شده
اين فيلم توي اينترنت منتشر شده بود
...تابستان گذشته,اين افراد
بيست نفر رو توي صحرا دنبال ميکنن
همه اونها از جمله 3 تا بچه,در اثر تشنگي مردن
حتي ککشون هم نگزيد
:اين مرگها يه چيزي رو براشون ثابت کرد
وضعيت از کنترل خارج شده و اونها نياز به يه جنگ دارن
اونها ادعا ميکنن دارن از آزادي ما حمايت ميکنن
...ما اميدوار بوديم قبل از اينکه يه ديوونه بازي واقعي دربيارن
جلوشون گرفته بشه
مثل مسلح شدن اونها به موشکهاي دارگون؟
شايدم الان در اختيارشون باشه
به واشنگتون خوش اومدي,هنريتا
جناب مدير ونس
سرويس خانه به خانه
چه شخصيتي
خب, آدما ميتونن تغيير کنن
و من يکي به شما بدهکارم
...همينطوره,مخصوصا که منو مجبور کردين
که اون بچه ها رو تنها بذارم
مگه چقدر اونها ممکنه در اين 8 ساعت توي دردسر بيوفتن؟
بسته به اين داره که من چقدر اينجا بمونم
مم-همم
جناب آقاي مهربان
...تو به من گفتي که اونها چندتا سوال مختصر
درباره امنيت بودجه شما ميپرسن
...فکر ميکنم بيشترش
...يه گپ دوستانه
...درباره تاثير فرايند پرداخت بودجه
براي ايجاد يک سيستم عملياتي مشترک باشه
چرا اونا منو نميندازن هوا ببينن آيا شناور ميشم يا نه؟
اين يه شکار افسانه اي نيست,هتي
...اوه, من يه همچين چيزي رو بخاطر ميارم
...که به جد من گفته ميشد
قبل از اينکه اون ناپديد بشه
...آخرين چيزي که از ميسي شنيدم اين بود,که اون داشت
روي يه خونه پيش ساخته در جيبوتي کار ميکرد
...مک کي نميتونسته به آکواريوم رفته باشه
تا کسي رو ببينه
اونم نه در زمان تميز کردن اونجا
من فکر ميکنم يه نفر دنبالش بوده
بهمين خاطر,اون وارد آکواريوم ميشه تا قايم بشه
...آدم بده ميره دنبالش و
مک کي ميخواسته چهره ميهمونش توي دوربين ديده بشه
پس,رايلي مياد به ساحل
چشم و گوش" ما اونو دنبال ميکنه"
چشمها و گوشها ساخته ميشن
آدم بده سرکش ميشه ميترسه, خدمتش ميرسه
چرا آدم بده بايد ميومده اينجا؟
منظورم اينه که,هيچ هدفي براي حمله وجود نداشته
جمعيت اينجا زياد بودن و خيلي در معرض ديد بوده
and it's lousy with law enforcement
thanks to the port across the way.
سم؟ همم؟
تو ميتوني يه موشک دراگون رو توي کيسه بادي جا بدي؟
اونم توي باربند
...با تخته موج سواري رايلي
چه شانسي داشتن؟
فيلم امنيتي از پندلتون
...خب, رايلي با تجهيزات موج سواري
...که روي باربندش بوده
پايگاه رو ترک ميکنه
...جلو و عقب ماشين رو ميگردن
اما اونها کيف دريانوردي رو باز نميکنن
بعدش, رايلي ميره به ساحل و ردپاهاش رو ميپوشونه
شايدهم اونجا جايي بوده که سلاحها رو تحويل داده
اونها کيف اونو ميگيرن,اونم کيف اونا رو ميگيره
برميگرده به پايگاه و دوباره از اول
شيش بار, شايدم بهمين دليل بوده که رينکو جايي نميرفته
صدام رو ميشنوي,کنزي؟
No comments yet. Be the first to leave one.