Transit Love 2 (EXchange 2 / Romance Transfer 2 / 환승연애2)

Transit Love 2 (EXchange 2 / Romance Transfer 2 / 환승연애2)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Transit Love Exchange S02E07 WEB-DL[@AirenTeam]
ناشر AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
تاریخ انتشار: 2022-08-13
تعداد دانلود: 4
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(اکسچنج: گذرگاه عشق 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

عضو دیگه ای هم هست؟

چرا میپرسی؟

آره، یه پسر دیگه هم هست

...نه، ما- منظورم مین گی ئه-

رفتش- درسته-

قرار نیست برگرده؟- چرا مین گی خونه نیست؟-

برای همیشه رفتش- رفت-

برای همیشه؟- چی؟-

اون رفت- برای همیشه رفت؟-

آره- چی؟-

ولی چیزی نگفت که میخواد بره

نه، واقعا رفت- از کجا میدونی؟-

چی؟- فقط گفت میخواد بره خونه-

صبر کن. چی گفتی؟- ...خب-

...وقتی که گفت میخواد یکم برای خودش وقت بگذاره

منظورش ترک کردن اینجا بود؟- آره-

یک دفعه ای؟

واقعا؟- آره-

خیلی اتفاقا اینجا افتاده- دقیقا-

جدی میگی؟- حتما دوره ی سختی رو میگذرونه-

داوطلبانه اینجارو ترک کرد؟- واقعا نمیتونم متوجه شم-

جدا؟

گفتش که براش سخته

از اینجا رفت چون براش خیلی سخته؟- همه دارن اشک میریزن-

برای همینم نمیخواست که یه نامه برای همه بزاره

بهم گفت که میخواد یکم استراحت کنه- فکر کرد که ممکنه بهتر بشه-

...و- که اینطور-

پس واقعا نمیخواد دیگه برگرده؟- واقعا؟-

جدا واضح نبود؟

یکم بهش فکر کن- منم موافقم-

...ولی، بخوام راستشو بگم- جدا داری گریه میکنی؟-

چی؟ واقعا داره گریه میکنه

...ولی یکم قبلتر- گریه نکن-

،وقتی بهتون درباره این خبرا گفتم

فکر کردم همتون میدونین- یکم دستمال کاغذی بهم بده-

فکر کردم برای یکم میره بیرون

یهویی، یکی از بچه ها کلاه هودیشو سرش کرد

و شروع به گریه کرد

فقط گریه نمیکرد، شدید هق هق کنان درحال گریه بود

،بعد دیدنش

فکر کردم دارن سر به سرم میذارن

برای همینم یکم پیش حس بدی داشتم- بیا، اشکاتو پاک کن-

چشماتو باز کن، گریه نکن- خیلی خب، اینم از دستمال کاغذی-

میخوای یکم هوای تازه بخوری؟

ولی همینطور که زمان گذشت کم کم فکر کردم که یه شوخی نبود

خدایا، نمیتونم به این وضعیت عادت کنم

شرط میبندم خیلی الان سردرگم شدن

مین گی مدتی بعد از رفتن یی هیون رفت

دقیقا، خیلی چیزا اتفاق افتاده

اتفاقای بدی همش میفته- درسته-

حتی خداحافظی هم نکردن- دقیقا-

...اگه حداقل خداحافظی میکردن

جیسو، حتما توام احساس افتضاحی داری

،من نمیشناختمش

برای همینم حتی نفهمیدم درباره ی چی صحبت میکنن

فقط سعی داشتم شرایطو درک کنم

وای، نه، تازه بهمون ملحق شدی- این اولین روزت اینجاست-

همینطوره- ...فقط نمیدونم-

که قضیه چیه

چرا همتون دارین گریه میکنین؟

فکر نمیکنی تقصیر توئه؟

بینیم گرفته

آها، پس دماغت کیپ شده- کی بود الان زار میزد پس؟-

کی بود؟- خدایا-

ببخشید بابت گریه تو اولین روزت- مشکلی نیست-

خیلی یهویی اتفاق افتاد- جدا-

به ندرت جلوی بقیه گریه میکنم

جدی میگم، خیلی کم پیش میاد گریه کنم- تصمیم گرفته بودم که باورش نکنم-

قبلنم گفته بود که خواب سبکی داره- همینطوره-

من واقعا به ندرت گریه میکنم

الان دیگه میدونیم- حتی مامانمم گریه کردن منو ندیده-

انگار نه انگار گریه کردی

دماغم گرفته، کی کولرو روشن کرده؟

خاموشش کنم؟

نه، یه جورایی گرمم شده

خدایا، واقعا نمیدونم، اصلا نمیدونم چه اتفاقی داره میفته

وقتی یکی بره دیگه برای اون همه چی تمومه

ولی ماییم که نبودشو توی خونه حس میکنیم

...تازشم

مین گی، گیو مین و من تنها افراد سیگاریه این خونه بودیم

دلم برای مین گی تنگ میشه- منم همینطور-

برای تو چه حسی داره؟- نمیتونم بهش عادت کنم-

منم همینطور

...کاش میشد الان مین گی

پیشمون نشسته بود

خیلی سخته

راستشو بخوای اصلا نمیتونم درک کنم

وقتی باهاش بودم، گرما اطرافشو فراگرفته بود

به ندرت صحبت میکرد

ولی وقتی تو یه اتاق بودیم اتاق حس گرمی داشت

ولی خیلی یهویی

متوجه شدم که رفته

چمدونامو باز کنم- آره-

باید کیفشو باز کنه- میرم کمکش کنم-

باشه

کمکش میکنم- پس یعنی اتاق خالیه؟-

آره فکر کنم، احتمالا بتونه از اتاق طبقه ی اول استفاده کنه

بذار اینو از دید هی دو ببینیم

تازه رسیده اونجا

حتی یک ساعتم نشده- درسته-

ولی به این زودی دارن گریه میکنن

همینطوره- فکر میکردم این یه شوخیه-

یکی رفته، ولی ته یی داشت گریه میکرد- دقیقا-

عجیب میدونتش- درسته-

قرار بود که ازش استقبال کنن- دقیقا-

بیا ما همس امروز از مهمونمون استقبال کنیم

جی یو- سلام، خوشبختم-

...فعلا برای الان، وسایلتو

بذار اینجا، آره- میزارمشون اینجا-

میتونی همینجا بذاریشون بمونن

...و لباسات

لباساتم بده به من- باشه-

به هرحال، وقتی که وقت داشتیم بهت میگم چه اتفاقی افتاده

فکر میکنم تو روز بدی اومدم

ولی هنوزم، از الان به بعد با ما زندگی میکنی

خب، میتونی اول لباساتو عوض کنی

...ولی وسایلش- ،وسایلش

وسایلش تو اتاقن

ولی میدونی چرا رفته؟

...خب، این

بعدا که وقت شد بهت میگم

بعدا- درسته، بعدا بهت میگم

میتونی بری طبقه ی بالا منم افکارمو جمع و جور میکنم

اگه چیزی احتیاج داشتی خبرم کن- ممنونم-

میتونم در رابطه با هر موضوعی بهت کمک کنم

اگه احتیاجم داشتی لطفا خبرمون کن- باشه-

...هر جوری که

از دستم بربیاد کمکت میکنم- ممنون-

نمیتونم بفهمم چرا انقدر سخته- ...ولی مین گی-

ولی سخت بودنش مشخص نبود از اول>

در رابطه با مین گی؟ یه مثال بزن- درسته-

ولی اونا که نمیدونن- چرا؟-

فکر نمیکنم بقیه متوجهش شدن

واضح نیستش؟- که اون اِکسش بود؟-

منم نمیدونم

نه- اون اِکسش بود؟-

فکر میکنم اِکس همدیگن

همینطوره- واقعا واضح نیست؟-

حتی تصورشم نمیکردم- چطور؟ حتی منم نفهمیدم

...مین گی- اگه اینطور نیست، چرا باید میرفت؟-

درسته، اون موقع باید میدونستم- قبل رفتنش-

قبل رفتنش هیج ایده ای نداشتم

دارم درباره ی قبل رفتنش صحبت میکنم

خدایا، حتی نمیتونم بخوابم

حتما آشفته ای، هی، موز میخوری؟

آره

نمیدونم اینجا چیکار کنم

خوابت نمیاد؟

خیلی خوابم میاد، میرم که بخوابم

که اینطور، برای همین بود که گفتی خیلی اتفاقا افتاده

یه زن همین الانشم رفته- میدونستی؟-

میدونستم که یکیشون رفته

ولی نمیدونستم کس دیگه ای هم امروز اینجارو ترک کرده

و نمیدونم توام واسه همینه اینجایی یا نه

آها، ممکنه اینجوری دیده بشه

ممکنه

من و تو توی یه قایقیم

...دیشب، همشون فکر میکردن

من بخاطر اینکه اون دختره رفته اینجام

برای همینم منم مثل تو واکنش نشون دادم- که اینطور-

خدایا

...خب، این

تو روز بدی اومدم

درسته؟

ولی بخوام روراست باشم، فکر نمیکنم الان روز خوبی باشه

صد در صد مطمئنم که نایونه

باید خودش باشه- حتما همونه-

از این بابت مطمئنم

اکه اشتباه کنم، میذارم میرم- ...فکر میکنم-

چی گفتی؟- اگه اشتباه کنم، برنامه رو ترک میکنم-

برنامه رو ترک میکنی؟- آره-

یونگ جین، تو اسم دومی نداری

صد در صد مطمئنم، وگرنه از این برنامه میرم

باید خودش باشه- ،اگه اون نباشه-

فورا میذارم میرم

وقتی که برنامه رو میدیدم، اسمش کی سوک شد

صورتش تار شده بود- کپشن میگفت اسم من کی سوک ئه-

کی سوک- کی سوک-

اونا اسمت رو باید تو وبسایت برنامه هم تغییر بدن

باید جونگ کی سوک باشه، نه سایمون دومینیک

اسمشو تغییر دادی؟- واقعا؟-

درسته، اونا عوضش کردن- جدا؟-

!تو صفحه ی رسمی؟ واقعا عوضش کردی؟

...درسته، باید مسئول

چیزی که گفتی باشی- درسته-

از الان باید بهش بگیم کی سوک

از الان به بعد بهم بگید کی سوک- کی سوک صداش بزنین-

بعدا منم انجامش میدم- کی سوک-

با اسم واقعیم صدام کنین- کی سوک سونبه نیم-

از الان به بعد باید اینجوری صداش کنیم

خنده داره- کی سوک-

حالت خوب بوده؟

آها درست گفتی- دیدی؟ نایون بود-

خوشبختانه، آره

چرا انقدر وزنت کمتر شده؟

خیلی وزن کم کردم

سخت ورزش کردم

الان خیلی خوب بنظر میای- چی؟-

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left