نخستین 200 خط.
همگي امروز خيلي زحمت کشيديد
خسته نباشيد - خسته نباشيد -
خسته نباشيد - خسته نباشيد -
چند لحظه
چيه؟
چون سرآشپز جديد داريم قراره امروز شام ببرينمون بيرون؟
!آره - !مهموني -
...از فردا مام شروع ميکنيم به فروش
...جاجانگميون، جامپونگ و نودل وانتون
به عنوان غذاهاي مجزا
...دفعه ي قبل که به خاطر مسابقه
استاد وانگ يهو تصميم گرفت جاجانگميون درست کنه
همه باهاش مخالفت کردن و از ايده ـش خوششون نيومد
ولي حالا شما ميخواين جاجانگميون بفروشين؟
موقع ناهار
مام اونا رو به قيمت رستوراناي همسايه ميفروشيم
...فروششون به عنوان غذاهاي مجزا يعني
...اگه يه مشتري يه ميزُ بگيره و
...فقط جاجانگميون، جامپونگ و نودل وانتون
سفارش بده ما قبول ميکنيم؟
با عقل جور درنمياد
مشترياي ويژه ـمون بابت هر ميز 200 هزار ون ميدن
اگه کاري که شما ميگين بکنيم ...از هر ميز با 4 نفر
فقط 24 هزار ون درمياريم
يعني يک دهم چيزي که درمياورديم
...نه آخه چرا اين همه آدم
...بايد واسه درآوردن 24 هزار ون از يه ميز
مثل نادونا جاجانگميون و جامپونگ بپزن؟
...پولي که
موقع شام درمياريم کافيه
...چون موقع شام مشترياي ويژه و
مشتريايي که کُرس سفارش ميدن زيادن
ميتونيم طعم واقعي غذاي چيني رو تو هواريونگ جومجونگ نشونشون بديم
و مثل الان پولم دربياريم
نه يعني شما فکر کردين ما واسه ...درست کردن جاجانگميون و جامپونگ
اين همه سختي کشيديم تا وارد هتل شيم؟
چرا ما بايد يه دفعه مثل آشپزاي رستوران چيني هاي همسايه شيم؟
چرا وقتي ميشه از يه ميز بيشتر ...از 200 هزار ون درآورد
فقط ازش 24 هزار ون دربياريم؟
واسه همينه که الان موقع ناهار تالار هميشه خاليه
...حرف من اينه که بياين با غذاهاي
ارزون و خوشمزه تالارُ پر از مشتري کنيم
...حتي اگه 9 تا ميز خالي باشه
،و فقط يه ميز مشتري داشته باشه
من ترجيح ميدم غذاي با کيفيت بپزم و 200 هزار ون بگيرم
...اگه مشترياي ويژه ي هتل
موقع ناهار بيان و ببينن اينجا پر از ...آدماي کوچه و بازاره
موقع شام پاشونُ اينجا نميذارن
...اگه شايعه بشه که اونجا جاجانگميون و
جامپونگ درست ميکنن و شده ،مثل کوچه و بازار
همه ي مشترياي ويژه ي شامُ از دست ميديم
هتل، بايد مثل يه هتل شيک و مجلل باشه
وگرنه کسي واسه خوش گذروندن مياد هتل؟
...رک و پوست کنده بگم منم
دلم نميخواد جاجانگميون و جامپونگ و ...نودل وانتون ارزون
درست کنم
...آره. درسته
...هستن
هستن هتل هايي که جاجانگميون سِرو ميکنن
فقطم 30 هزار ون ميگيرن
آتيش کاراي اينجا حداقل 10 سال تجربه دارن
...چرا پرسنل کيفيت بالايي مثل ما
بايد واسه آدماي کوچه و بازار جاجانگميون و جامپونگ درست کنن؟
وقتي حرف از غذا ميشه طبقه بندي اي بين آدما وجود نداره
چون تو هتل کار ميکنيد آشپزاي ،با کيفيتي هستين
ولي آشپزايي که تو رستوراناي همسايه کار ميکنن آشپزاي بي کيفيتي ان؟
اگه 200 هزار ونم بدن
ولي بشقاباشون پر بمونه يعني آشپز کيفيت نداره
...ولي اگه 10 هزار ون بدن و
بشقاباشون خالي بشه به اون ميگن يه آشپز واقعي
اون يه آشپزِ با کيفيتِ واقعيه
...چون اينجا هتله به مشتري فشار بياريم
کيفيت آشپز ميره بالا؟
...حرف من اينه که از مشترياي بيشتري
...پذيرايي کنيم و بشقاباي خالي بيشتري
بياريم به اين آشپزخونه
من اصلا توانايي شماها رو زير سوال نميبرم
من موافقم
!دهنتُ ببند بچه
بيا با هم حرف بزنيم
منُ واسه پختن جاجانگميون و جامپونگ نگه داشتي؟
هي - از وقتي برگشتي عجيب شدي -
اگه فروشمون افت کنه تو مسئوليتشُ گردن ميگيري؟
اگه غذاهاي مجزا بفروشيم درآمدمون دو سه برابر ميشه
بعد ميدوني چقدر فروشمون ميره بالا؟
چون غذاهاي چيني چربن مشترياشون دارن کمتر و کمتر ميشن
چون هتل گرونه خيليا حتي خوابشم نميبينن بتونن بيان اينجا
بيا اون آدما رو ول نکنيم و اونا رو مشتري خودمون کنيم
تو تو يه چشم به هم زدن ما رو ارزون ميکني
اونم مايي که ميتونيم غذاي 600 هزار وني و 6 ميليون وني بپزيم
ببينم چرا پختن غذاي 6 هزار وني شماها رو آشپزاي ارزوني ميکنه؟
بيا از فردا يه بار امتحانش کنيم - ...نه آخه واسه چي -
من بايد مثل کسايي که تو رستوران چيني هاي همسايه کار ميکنن اينجا کار کنم؟
پونگ
از من نشنيده بگير
حيف از آتيش کاراي ماست که ...مهارتشونُ اينجا
!عوضي
اشتهامُ کور کرد
...تکيه بده به اون پايه
و از خدا بخواه رئيس ساخت و ساز ...اولترا اسمتُ لو نده
بلکه نيفتي گوشه ي حلفدوني عوضي
اگه بي ارزش به دنيا اومدي
بي ارزشم زندگي کن و بمير
به چه جراتي به فکر پولدار شدن افتادي؟
انگار اومدي واسه ـمون گردن کلفتي کني
اون دهنُ ببند - مِنگ دال -
نزنش
حيف از مشت توئه
چشم هيونگ نيم
چرا شماها با من اينجوري ميکنين؟
...تو شيادُ اجير کردي که
مشترياي منُ تهديد کنه و ازشون باج بگيره و پول منُ بِبُره
و وقتي ساختمون چيل سونگِ من ...به حراج گذاشته شد
تو بتوني مشکل ماليتُ باهاش حل کني
فکر کردي نميدونم؟
منم تو جوابت همون کاري رو کردم که خودت کردي
چيه؟
چيزاي ديگرانُ ميدزدي خوشحالي؟
چه ساختمون چه زن يکي ديگه رو عوضيِ دزد
واسه اين خودتُ به آب و آتيش زدي ...تا حق اعتراضُ بخري
و مثل احمقا اون کارُ جلو هتل کردي؟
...حالا ديگه هتلُ حراج ميکني عوضيِ
اشتهاي من که کور شد هيونگ نيم
...مسابقه ي آشپزي تو هواريونگ جومجونگ
به خاطر پونگ بود نه؟
آره
چون برادر کوچيکترمُ يه عمر عذاب دادي ...و زندگيشُ از هم پاشيدي
...اون کارُ کردم تا تو رستوران چيني هتلت
به عنوان سرآشپز جديد معرفيش کنم
...همه ـش به خاطر اون پونگ عوضي
تو چرا نميذاري آدمايي که وضعشون ...به خوبي تو نيست
زندگيشونُ بکنن؟ اين چه طمعيه که تو داري؟
خيلي مثل خدا حرف ميزني
تو فقط يه جوجه نزول خوري
من ديگه نزول نميدم
...دست از گانگستر بودنم
برداشتم
چرا؟
...چون مادرم خيلي خيلي
نگرانمه
از همينجا زنگ ميزني؟ - باحاله -
خوبي؟
ميدونستم يه باره نميشه از همه اوکي گرفت
چون من تنها آشپز اينجا نيستم
بايد فردام امتحان کنم
...ببخشيد که هيچ قدرتي ندارم
...که حالا که داره اينقدر بهت سخت ميگذره
کمکت کنم
همونجا واستادن تو به من قدرت ميده
...همينکه اونجا وايسي و
سَمسون دعوات نکنه به من قدرت ميده
وقتي آتيش کارا دعوات ميکنن ديوونه ميشم
نه اينکه تو دعوا نشي
انگار منم دارم دعوا ميشم
نه اينکه تو رو دعوا نکنن انگار دارن منم دعوا ميکنن
عصباني ميشم
...کنار سَمسون
همه ي تلاشتُ بکن
چشم سرآشپز
.بريم خونه. ميرسونمت
به اين زودي؟ - به اين زودي کجا بود -
تو ديشبم خونه نرفتي
بابام الان خوابه
بابام زود ميخوابه
...چون زود ميخوابه
ديروز اين موقع اومده بود دنبال تو؟
وقتي فقط خودت درست ميگي دلت خنک ميشه؟
منُ دست ننداز
...راستش من هم ناراحتم
...هم ميترسم
هم استرس دارم
آخه چرا من بايد ناراحت باشم؟
چون پدر و مادرت هردو از من بدشون مياد
واسه همين، هم فکر ميکنم به اندازه ي کافي خوب نيستم
هم اينکه معلوم نيست تو تا کِي با من اينجوري باشي
واسه همين استرس دارم
و دلم اينجوريه
احمق جون به خاطر اين نيست که تو خوب !نيستي يا چيزي کم داري
به خاطر اينه که من خوب نيستم و يه چيزايي کم دارم
که مامان و بابام وسواس به خرج ميدن و شرط و شروط ميذارن
ميخوان يکي باشه کمبودامُ جبران کنه
!تو اصلا نبايد از اين فکرا بکني
چون يه بار شکست خوردم
آره، مامانم هنوز نتونسته خودشُ با اين موضوع وفق بده
ولي من خودمُ حسابي وفق دادم
...تو
فقط به من نگاه کن
نميتونم فقط به تو نگاه کنم
!فقط به من نگاه کن
!من فقط تو رو نگاه ميکنم تو چرا فقط منُ نگاه نميکني؟
...چه تو آشپزخونه چه بيرون از آشپزخونه
من نميتونم فقط تو رو ببينم
اگه بيرون از آشپزخونه فقط منُ ببيني اشکالي نداره
تو که قبلا گفتي نميذاري پدر و مادرت ازت نااميد بشن
فقط منُ نگاه ميکني خب؟
بهت هشدار ميدم
فقط منُ نگاه کن
آشپزان وک گرسنه آن طرف خيابان) (در هواريونگ جومجونگ در خدمت شما هستند
آشپزان وک گرسنه آن طرف خيابان) (در هواريونگ جومجونگ در خدمت شما هستند
ميتوانيد در ساعت ناهار جاجانگميون، جامپونگ) (...و نودل وانتون سرآشپزِ وک گرسنه را
No comments yet. Be the first to leave one.