نخستین 200 خط.
هی! خدای من!
سم! هی! منم دوستت دارم!
سم!
توی مسابقه یکشنبه میبینیمت
- خیلی لطف دارین - سم! سم
هی. رابطهتون با رازمیک مایر چطوره؟
ببخشید. قبلا در موردش حرف زدم
و بابام میگه زیادی پیری تا از گریشاف ببری
امیدوارم بابات سر خونهش شرط نبسته باشه
وگرنه باید چادر خواب بشین!
از کجا اینقدر مطمئنی؟
فقط یه کلمه، دوست من. تمرین
با دکتر کار میکنین؟
- میدونی دیگه باهاش کار میکنه؟ - از همگی ممنونم!
- سم! هی! هی! - هی! ممنون!
میدونی کی دیگه باهاش کار میکنه؟
سم!
میدونه. اون خبرنگار
نمیدونم چطوری، اما میدونه
یعنی طولی نمیکشه همه ازش باخبر بشن
مصر اما بیاهمیته...
چیزی که مهمه تویی...
و اهدافی که چیزی نمونده بهشون برسی
- یه خبرنگاره! - فقط یه خبرنگاره
بقیه فکر میکنن مثل یه شراب خوب سنت داره میره بالا
بالا رفتن سن برای شراب خوبه...
اما وقتی تنیس حرفهای بازی کنی، برای همه سوال ایجاد میشه
بذار بپرسن. هیچوقت در آزمایش دوپینگ رد نشدی...
و با من هیچوقت نمیشی
در موردش حرف زدیم. میدونی که چقدر از این وضع ناراحتم
از همهش
به علاوه، حس خوبی دارم. دارم میبرم
میخوام بازم ببری
ببین، بابام الانه که برسه، پس نباید اینجا باشی
مطمئنم کن خوشحال میشه که به مسابقه نهایی رسیدی
وقتی برنده بشی خوشحالتر هم میشه
بیا. کلی کار داریم
خوبه
حالا چشمهاتو ببند
مسابقه رو تصویرسازی کن...
کاری رو بکن که برای بردن لازمه
بهترین خودت باش
بهترین چیزی که قراره بشی
سمی؟
سمی! بابام!
هی، سم!
زود باش، خوابالو. بلند شو ببینم
نه! سم!
پسرم
سم!
:فصل نهم، قسمت هشتم « دکتر رازمیک مایر؛ شمارۀ ۱۶۸ »
:تـــرجـــمـــه « Highbury و AbG ســــروش »
این چیه؟
مدرکی که ثابت میکنه بیگناهم. آزمایش خون دادم
آزمایشگاه در نتایج اشتباه کرده بود
نمیخواستم با یه آزمایش دیگه توجه جلب کنم...
اما تا همین الان نتونستم تاییدش کنم
با جیاچبی مسموم شدی
خب، این توضیح میده چرا یادت نمیاد
دارویی بینقص برای کسی که...
میخوای واسه یه قتل بینقص براش پاپوش بدوزی
آره. کارآگاه جنایی، هیبر
اینو هم دیده؟
- نشونش ندادم. نمیتونم - چرا؟
خودت گفتی بیگناهیتـو ثابت میکنه
یادته بهم گفتی یه حقه کوچولو سوار کردی...
تا به نظر بیاد از اسلحه سازمانی من...
برای کشتن داگ استفاده نشده؟
گزارش اسلحهشناسی رو گرفتیم. حقیقت رو میدونیم
اما اونا نمیدونن و هرگز نمیفهمن
ما رو زیرنظر داشتن
کوپ، باید به هیبر بگی
هر کی داگ رو کشته میدونه مدارک رو دستکاری کردی...
و میدونم میدونه چون بهم زنگ زد
بهت زنگ زد. چی میخواست؟
نمیدونم. اما یه چیزی میخواد
چون تو و شارلین رو درگیر سرپوش گذاشتن کردم...
فکر میکنه اهرم نفوذ لازم برای تاثیر روی من رو داره
میدونی طرف کیه؟
نه
تنها راه بیرون اومدن از چالهای که برای خودمون کندن...
پیدا کردن طرف و ثابت کردن کاریه که کرده
وقتی این کار رو بکنیم، میتونیم بریم پیش پلیس
از کجا شروع کنیم؟
همه چی مرتبه؟ منتظر تماسی؟
این مال مردی بود که به الیزابت شلیک کرد
چرا دست توئه؟
اون شب، وقتی همه چیز داشت از هم میپاشید...
فکر کنم حافظه فیزیکی یا غریزه بهم گفت...
به یکی که توی سردخونهس بگم برش داره
چون ممکنه کار ناتمومی وجود داشته باشه
- متوجهم - بله میدونم که هستی
متوجهم چه کار میکنی. اما دلیلشو رو نمیدونم
حالا میدونم دمبه قبل از اینکه الیزابت بمیره یه نامه بهش داده...
اما در دو سال گذشته اصلا نپرسیدم...
اون شب چه اتفاقی افتاد
و حالا داری میپرسی
دوست جوانم تاداشی تا یه ساعت دیگه میرسه اینجا
و میخوام اینو بهش بدی
ازش خواستم اینو هک کنه و اطلاعات جیپیاس...
گوشی از اون روز و شب رو پیدا کنه
وقتی بفهمم قاتل کجا رفته...
میدونم که داستان یه جنبه دیگه هم داره
اگه خوب بگردی، متوجه میشی...
هر داستانی یه جنبه دیگه هم داره
اما معناش این نیست که باید بگردی
باید به زمان حال توجه کنی، نه گذشتهت
راست میگی، «میِرسا»
اما لطفا بازم بهش بده
هارولد؟
نتونستم تماست رو جواب بدم. ببخشید که قبلا جوابت رو ندادم
به خاطر همین قبلا زنگ زدم
از تنیس حرفهای چی میدونی؟
سم رود. نفر هشتم دنیا
در 36 سالگی، داشته بهترین تنیس دوران حرفهایشو بازی میکرده
- حالا مرده - خب، شایعه شده بود دوپینگ میکنه
- فکر کنم حالا مطمئن شدیم - اینطور که ردینگتون میگه نه
پزشکی قانونی گفته رود از یه ماده آزمایشگاهی برای افزایش اکسیژن خون اوردُز کرده...
که برای افزایش قدرت بدنی طراحی شده...
اما به جاش باعث شده سکته قلبی کنه
پزشک قانونی روی چگونگی مرگ رود تمرکز کرده، نه علتش
ردینگتون میگه دلیلش به این مرد ربط داره...
دکتر رازمیک مایر
یه داروساز آلمان که شایعه شده مسئول...
دو نسل از بهترین ورزشکارهای دنیا رو...
دور از چشم کمیته دوپینگ نگه داشته
در طول جنگ سرد به آلمانیهای شرقی هورمون استرویید میداده...
به دوچرخهسواران آمریکایی در دهه نود اییپیاو میداده...
و در ۲۰۱۴ به ورزشکاران روس...
هموگلوبین حاوی اکسیژن تزریق میکرده
اگه مایر هدف کاریش رو گذاشته روی کمک به ورزشکارها...
و اگه اونا مشتریش بودن...
چرا باید بخواد یهو یکی رو بکشه؟
چون بزرگترین مشتریش ازش خواسته این کار رو بکنه
کی از بازیکن هشتم دنیا بزرگتره؟
سندیکای بازول، یه مرکز شرطبندی ورزشی که یه خونواده ادارهش میکنه...
هوای مجرمان خاصی رو داره...
که نمیخوان یا نمیتونن شرطی رو که سالنهای شرطبندی...
وگاس، ماکائو یا موناکو باختن رو بدن
و مایر باهاشون کار میکنه؟
شایعه شده که بازولها، یعنی جیمز و جونیور...
پول قابل توجهی به دکتر مایر میدن...
تا بهشون اطلاعات محرمانه بده...
که دوپینگ میکنه و در چه قسمتی از چرخهشون هستن
دادن اطلاعات محرمانه یه چیزه، کشتن یه آدم یه چیز دیگه
یه نسل قبل، بازولها...
تمام شرطبندیهای ورزشی این کشور رو کنترل میکردن
اما از اون موقع به بعد شرط بستن روی ورزش خیلی محبوب شده...
چه در کازینو و چه اینترنتی
سه سال قبل، دادگاه عالی قوانینی رو وضع کرد...
تا شرطبندی ورزشی در ایالتها رو ممنوع اعلام کنن
در نتیجه، سود هنگفت بازولها...
به کلی از بین رفت
برای نگه داشتن این تجارت، هزینهها رو کم کردن...
اما تواناییشون برای زنده موندن در این شرایط...
باعث شد کلی ضرر کنن و در خطر قرار بگیرن
پس به جای اینکه نتایج رو به نفع خودشون تغییر بدن...
بهم گفتن دوست آلمانیشونو اوردن...
تا از تمام دونستههاش استفاده کامل کنن
فرض کنیم دکتر مایر هنوزم...
اطلاعات محرمانه به بازولها میده
اما ردینگتون میگه در چندین مورد خاص...
تصادفی باعث اوردُز یه بازیکن میشه...
که عملکردشون ممکنه باعث نابودی بازولها بشه
بازیکنانی مثل سم رود که از قبل با مایر کار میکردن...
راحت میشه کاری کرد که قتل تصادفی به نظر برسه
آرام، نظریه ردینگتون رو با پزشک قانونی در میون بذار...
ببین منطقی هست یا نه
رسلر، پارک، با پدر و مادر رود حرف بزنین
ببینین از دکتر مایر چیزی میدونن
ردینگتون دنبال سرنخ بازولها میره...
و ازش خواسته بری پیشش
- دلیلش رو گفت؟ - نه، نگفت
شاید میخواد از روزهای خوب گذشته حرف بزنه؟
خب، رفتی دیدن لیز. چطور بود؟
خوب بود. خیلی وقت بود نرفته بودم
منظورم اینه که میدونم هنوز در کشمکش هستی...
و امیدوارم رفتن به گورستان...
- کمک کرده باشه - میدونی چیه؟ کمک کرد
فکر میکردم تاثیر برعکس داره، اما...
خوبم. من...
خب، بخوام قلنبه سلنبه بگم، عیارش دستم اومده
دارم وابستگیمو کم میکنم
سخته، اما میشه گفت دارم...
نور انتهای تونل فرضی رو میبینم
و قیافهت داره داد میزنه
خوشحالم اصلاح کردی
با این نشونه فرض میکنم چیزی برای قایم کردن نداری
آنی، یه لحظه وقت داری؟
نه، ندارم. برای تو که اصلا
نظری در مورد سم رود داری؟
جدی میگم. گفتم اینقدر پیگیر من نشی!
قبل اینکه یکی دیگه تصادفی بمیره، هر چی میدونی رو بگو
دوباره تکرار نمیکنم
دست از سرم بردار. وگرنه به پلیس زنگ میزنم
بردن تا این حد برات مهمه؟
که هوای مایر رو داشته باشی؟
دیگه تکرار نمیکنم
آنی! آنی، بیخیال!
زیادی سوال میپرسی
No comments yet. Be the first to leave one.