نخستین 134 خط.
هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع ، ممنوع و غير مجاز است
میدونی الان استخدام شدم
پولی که به لطف تو بدست آوردم تامورا-چان خیلی به درد بخور بود
ولی میدونی
واقعا ایده حیله گرانانه ای به ذهنت رسید
قبلا وقتی مست بودم باعث یه تصادف کوچولو شدم
اون موقع با چند تا آدم معتاد به الکل آشنا شدم
میدونستم اونا هدف های راحتی میشن
خب دیگه وقتشه بیدارش کنیم
درد میکنه خوبی؟ خودتو جمع و جور کن -
چرا این اتفاق واسم افتاد؟ خوبی؟ -
درد میکنه خودتو جمع و جور کن -
خوبی؟
چی؟
وایسا،توی مغازه نه
هی مچمونو که نگرفت نه؟
مترجم : مُنا : ارائه ای از ╰☆╮ MixNonaz2 ╰☆╮
اوه خیلی چندشه
هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع ، ممنوع و غير مجاز است
فهمیدی تامورا چجور آدمیه نه؟
پس لطفا کمکم کن
توی انتقامم کمکم کن
پس همگی رو جلسه بعد میبینم
خیلی خسته کننده بود
آه توموکی-کون
ببخشید
بابت اون روز متاسفم،نیمه دوم شب رو یادم نمیاد
آه،خب نگران بودم
خیلی خجالت آوره با اینکه قول دادم دیگه ننوشم
اشکال نداره بیا دوباره با هم تلاش کنیم
ممنونم،اوه راستی
آخرشم شما صورتحسابمو دادی پس بفرمایین
تولد دخترتون یکشنبه ست نه؟
آره
اوه این همونه که بچه ـم میخواست
لحظات سختی رو میگذروندیم چون نمیتونستیم یه دونه گیر بیاریم
ممنونم
لطفا اینو به عنوان کادو بدین بهش
تولدشو توی خونه جشن میگیرین؟
نه ما هر سال تولد دخترم میریم بیرون
خانوادمون توی هتل میمونن
امسال یه سوییت توی هتل بزرگ خلیج توکیو رزرو کردم
یه برنامه واسه جشن تولد داریم
همین الان از هم جدا شدم
خب؟ازش پرسیدی؟
به لطف عروسک پارچه ای خیلی راحت تونستم ازش بپرسم
تومورا آخر هفته رو با خانوادش توی هتل میگذرونه
در مورد هتل ازش پرسیدم
انگار اون چندتا درس داره،واسه همین زنش و دخترش بعدا میبیننش
تومورا آماده سازی جشنو انجام میده
فهمیدم ممنون
آیکا واقعا میخوای اینکارو بکنی؟
ببخشید قطع میکنم
تو کی هستی؟
منظورت چیه کی ام؟منم دیگه، امروز پلیس خارج وظیفه ـم
آه بدون یونیفورم نشناختمت
اینقدر ظاهری نگام میکردی؟
که اینطور، همچین چیزایی هم اتفاق می افته
بیا اینم اطلاعات در مورد مجرم اون تصادف
موریناگا دایسوکه ، سی ساله
انگار توی یه رستورا محلی کار میکنه
یه عکس جدید هم ازش توی پاکت هست
مترجم : مُنا @mixnonaz2
چی؟
دایسوکه بله -
فردا بیکاری نه؟ آره -
هر از گاهی والدینتو ببر یه رستوران خوب آه،نه -
اشکالی نداره بگیرش
ممنونم
دیگه میرم باشه -
اوه دختر اون روزی،خوشحالم برگشتی
میخواستم باقی پولتو پس بدم
توی پاکت یه جایی این اطراف گذاشته بودمش،یه دقیقه صبر کن
موریناگا دایسوکه
مترجم : مُنا @mixnonaz2
این آدمیه که جون پسرتونو گرفت
چرا همچین آدمیُ استخدام کردین؟
بعد از تصادف پسرم،پلیس و وکیل چیزای زیادی در مورد دایسوکه بهم گفتن
والدینش مشکل سلامتی داشتن و اون توی شرایط سختی تربیت شده
حتی توی مدرسه هم اذیتش میکردن
و بعدش اون توی راه اشتباهی افتاد
مهم نبود چی بهم گفتن نمیتونستم براش دلسوزی کنم
فقط عصبانی بودم که پسرمو ازم گرفته بود
میخواستم بکشمش
شنیده بودم یه تصادف دیگه هم بدون گواهینامه داشته
فکر میکردم گذشته از همه اینا اصلا پشیمون نیست
بدون فکر اینو برداشتم
فقط یه شاخه بود،یه شاخه
فقط یه شاخه بود که به جیبم گیر کرده بود
اما این حسو میداد که پسرم جلومو گرفته
و بعدش
وقتی فکرم مشغول اون بود
یه دختر کوچولو جلوش زمین خورد
نمیتونم حلقه رو پیدا کنم حلقه؟ -
چشمش توی تصادف با پسرم آسیب دیده بود
و شنوایی یه گوششو از دست داده بود
حلقه رو پیدا کردم
خودشه
حتی یکی مثل اونم اگه شانسشو داشته باشه میتونه یه روزی یه آدم درست باشه
اینجوری فکر میکردم
بعد از مدتی متوجه این موضوع شدم
توی تصادف دوم اون رانندگی نمیکرد
اون فقط روی صندلی جلو نشسته بود
راننده یه دوست دوران بچگیش بود که تازه کار فروشندگی رو گرفته بود
اون فقط گردن گرفته بود
گفته بود دیگه چیزی واسه از دست دادن نداره
عجب پسر احمقی
مترجم : مُنا @mixnonaz2
اون کادو تولد سیرو عه؟
خودت شخصا بده بهش
ممکنه دیگه برنگردم
داری از انجیا استعفا میدی؟
یعنی دیگه خانوادت نخواهیم بود؟
از اولم همیشه یه خانواده الکی بودیم که به خاطر کار با هم در ارتباط بودیم
به هر حال سیرو فکر میکنه خانواده واقعیشیم
حتی اگه من برم مشکلی پیش نمیاد
مترجم : مُنا @mixnonaz2
کارای پذیرش هتل رو انجام دادم پس وقتی رسیدین فقط بیایین به سوییت
شماره هزار و هشتصد و هشت ، آره
آیکا صدامو میشنوی نه؟
میدونی در مورد یه چیزی باید ازت عذرخواهی کنم
بهت قول دادم یه راز نگهش دارم ولی در موردش به اونا گفتم
به همه توی انجیا گفتم قراره چیکار کنی
رین-چان باقیشو میسپرم به تو اوه خانم دارین میرین؟ -
خیلی خلوت میشه نخندون منو -
رین چان کاملا بهش علاقه مند شدی نه؟
منم کاملا به این آقا علاقه مند شدم خب،خب،انگار مزاحمتونم،پس میرم دیگه -
خب پس اینجا رو به تو میسپرم رین-چان باشه -
آقا به شما هم خوش بگذره
مراقب خودت باش
مترجم : مُنا @mixnonaz2
شروع کن باشه -
میشه اون صندلی رو انتخاب کنیم؟ راحت باشین -
توی اون بار دوربین کار گذاشتیم
No comments yet. Be the first to leave one.