Spawn

Spawn

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

spawn 1997 directors cut 2160p uhd bluray x265-4kdvs
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian Spawn 1997 زیرنویس فارسی فیلم

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-11-26
تعداد دانلود: 18
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

نبرد بین بهشت و جهنم از ازل جریان داشته،

و ارتش‌هاشون از ارواحی که روی زمین جمع شدن، تغذیه می‌شن.

شیطان، مالیبولژیا، یک ستوان رو به زمین فرستاده

تا مردانی رو استخدام کنه که دنیا رو به مکانی از مرگ تبدیل کنن،

در ازای ثروت و قدرت.

مکانی که ارواح کافی برای تکمیل ارتشش رو فراهم کنه

و اجازه بده آرماگدون شروع بشه.

حالا تنها چیزی که ارباب تاریکی بهش نیاز داره، یک سرباز بزرگه،

کسی که انبوه یارانش رو به دروازه‌های بهشت هدایت کنه،

و اون‌ها رو به آتش بکشه.

مثل اون، من هم به نام خوبی کُشتم.

اما خشونت زندگیم روحم رو به سمت تاریکی کشوند.

اما من جنگیدم و روحم رو آزاد کردم.

حالا مراقب بقیه مثل خودم هستم.

این مردمان هستن که شرارت رو روی زمین ایجاد می‌کنن.

این انتخاب‌های اون‌هاست که روحشون رو به جهنم می‌کشونه.

این آزمایشه...

رهبر جبهه انقلابی الجزایر،

دیروز، به همراه ۲۶ غیرنظامی بی‌گناه، کشته شد،

در یک حمله موشکی بی‌رحمانه در فرودگاهی در هنگ‌کنگ.

موجی از احساسات ضد آمریکایی

در سراسر جهان در حال گسترشه.

معترضان در لیبی، بوسنی، فرانسه، مسکو و ایالات متحده،

دارن با هم متحد می‌شن تا این عمل وقیح رو محکوم کنن...

سیمونز بهترینه.

سیمونز مشکل نیست.

اون اون‌ور دنیا داره آدم‌بدا رو می‌کشه، مثل همون قهرمانی که فکر می‌کنه هست.

ما یه معامله کردیم، وین.

اون سلاح نهایی که بهمون قول دادی کجاست لعنتی؟

این بازی نیست که ما داریم می‌کنیم.

طراحی یک سلاح بیولوژیکی یک علم دقیق و حساب شده‌ست.

اگه می‌خوای درست انجام بشه، باید راه من رو بری.

اما این برنامه پنج ساله تو داره اعصابم رو خورد می‌کنه.

من بهت تضمین می‌دم.

تنها کاری که باید بکنی اینه که بعضی از سازمان‌ها رو از سر من باز کنی،

و مطمئن بشی که هر چی بهم قول داده شده، می‌گیرم.

داری با من حرف می‌زنی! اگه من بگم تو اون مردی، تو اون مردی.

تو برای من کار کن، و خیلی زود، این‌جا رو می‌گردونی.

و وقتی گنج بزرگ لو بره، همه رو به دست میاری.

فقط مطمئن شو که به قول خودت عمل می‌کنی. ها ها ها!

یه مورد دیگه تو لیست کارهامون داریم.

که نیاز به توجه شخصی تو داره.

ازت می‌خوایم بهمون کمک کنی یه سرباز خیلی خاص رو استخدام کنیم.

قاتل همیشه محبوبت، ال سیمونز.

سیمونز؟

اون جایی که هست کارش رو عالی انجام می‌ده. چرا اونو می‌خوای؟

چرا شماها همیشه سوال می‌کنین؟

چرا "چرا" رو بپرسین، وقتی "چطور" اینقدر هیجان‌انگیزتره؟

وای، دوباره نه؟

هی، واندا، یه لطفی در حقم می‌کنی؟ آره؟

برای مردت یه ساعت بخر.

داره می‌ره بیرون. حالا تو یه لطفی در حقم بکن. چی؟

مطمئن شو فردا برای شام برمی‌گرده. تمام تلاشم رو می‌کنم.

مطمئن شو فردا شب برای شام برگشته، تری.

بله، خانم.

هی، اسپز.

همون روال همیشگی، باشه؟ از خونه نگهبانی کن، از واندا نگهبانی کن.

سگ نگهبان عالی.

بفرما.

هی، ال، دیشب چی شد؟ به این نگاه کن.

چه افتضاحی شده لعنتی.

قرار بود آدم‌بدا رو از بین ببریم، نه عابرهای بی‌گناه رو.

یه مورد خاص دیگه از جیسون وین. منظورت چیه؟

انگار خیلی از عملیات‌های وین اخیراً خراب شده.

نگران نباش، ال، آروم باش. من هواتو دارم.

همیشه وفادار. آماده‌ایم بریم.

باشه.

حواسم به وین هست.

«وسیله نقلیه امن شد.»

منطقه کشتار فرودگاه قرار بود از غیرنظامیان پاک باشه.

یک قربانی ناگوار اما لازم.

اگه می‌خوای کسی کیسه جسد پر کنه، پریست رو بفرست.

اگه تو نمی‌تونی از پسش بربیای، من این کار رو می‌کنم.

من هر کسی رو هر جایی که انتخاب کنم می‌فرستم.

تو از دستورات پیروی می‌کنی و کارت رو انجام می‌دی. مشکلی با این داری، سرباز؟

بله، قربان. و من می‌خوام برم.

همیشه می‌دونستم که جا می‌زنی.

تو ما رو ترک نمی‌کنی، پسر.

اینجا اداره پست نیست که دلت خواست بیای، دلت خواست بری.

اخیراً پرونده‌ات رو خوندی؟

تو یه سایکوپات مرزی هستی. عالی برای خدمت دولتی.

نه گناهی، نه ترسی. تو یه ماشین کُشتاری.

در مورد من اشتباه می‌کنی، وین. واقعاً؟

تا حالا به این فکر کردی که با انجام هیچ کار دیگه‌ای خوشحال نخواهی بود؟

تصمیمم رو گرفتم.

هیچی نیست که بگم تا نظرت رو عوض کنی؟

هیچی.

باشه، بعد از اینکه این آخرین عملیات رو انجام دادیم، ترتیبات انتقالت رو می‌دم.

پالایشگاه کره شمالی که مخفیانه سلاح‌های بیولوژیکی تولید می‌کنه.

وظیفه ماست که این تأسیسات رو از بین ببریم،

و تمام ویروس‌های بیوشیمیایی رو با دقت نابود کنیم.

بیا دیگه، پسر. این اولویت اوله.

تمومش کنیم.

اینجا چه خبره لعنتی؟

وین، اولویت‌ها عوض شده، ال.

کمتر از یک مایل از اینجا یه شهر هست.

اگه ویروس رو آزاد کنی، همه‌شون می‌میرن.

شهری با تقریباً ۸۰۰۰ میزبان آزمایشی.

دیوونه شدی لعنتی؟ نمی‌ذارم این کار رو بکنی.

مثل اینکه من قراره ترفیع بگیرم.

باسن‌ش رو هم می‌شوری؟

حرومزاده. از همون اول می‌دونستی چی به چیه.

فکر کنم داره دوزاریش می‌افته.

از بازنشستگی‌ت لذت ببر، رفیق قدیمی.

آه، راستی، نگران واندا نباش.

حسابی مواظبش خواهم بود.

اگه بهش دست بزنی، مرده‌ای.

تو مرده‌ای.

تو جهنم می‌بینمت، اَل.

واندا!

اوه، ببین کی رو زیادی تو تنور جا گذاشتن.

بهشون گفتم مغزپخت باشه، نه سوخته! ها!

قراره کلی باهات حال کنم.

ها ها ها! ها ها ها!

بو!

ها؟

هی آقا، قیافه‌ت خوب نیست.

هی آقا، تشنه‌ای؟

هی آقا، تشنه‌ای؟

گمشو!

گم شو، بچه.

چی رو داری نگاه می‌کنی، پیرمرد؟

خودت بگو.

خیلی وقت بود پیدات نبود، رفیق.

چی داری میگی؟ من کجام؟

شهر موش‌ها. یه گوشه از همین کوچه. من اونجا می‌خوابم.

اینجا یه جای مقدسه. همه اینجا خوش‌آمدن.

بیا، زک، بیا. این برای تو.

آره، حتماً.

بفهم! اوضاع اینقدر تیره‌وتاره!

معطل نکنید! بریم! بریم!

اگه بخوای، می‌تونی به جمع ما ملحق بشی.

من خونه دارم.

یک زاده جهنمی جدید از تاریکی سر برآورده است.

در زمین دوباره متولد شده،

به وسیله نیرویی ناشناخته به این کوچه کشیده شده،

بدن نکروپلاسمیک او از درد در هم پیچیده،

خاطراتش تکه‌تکه شده.

برای او، کره شمالی انگار همین چند لحظه پیش بود.

اما مالیبولجیا او را به مدت پنج سال طولانی در تاریکی منزوی نگه داشته بود.

در حالی که اوضاع روی زمین تغییر کرده بود

به گونه‌ای که فقط خشم و عطش انتقامش را شعله‌ورتر می‌کرد.

او عزم خود را جزم می‌کند تا انسانیتش را پس بگیرد.

باید دید چقدر از آن باقی مانده است.

خب، بفرمایید جلو!

هوکوس پوکوس، آبراکادابرا و از این مزخرفات پر زرق و برق.

بیا اینجا، دختر کوچولو. تو دستیار من میشی. ها ها ها!

حالا حلقه‌های جادویی...

یک، دو، سه.

واندا.

«چاره‌ای ندارم.»

«همیشه دوستت خواهم داشت. تا ابد.»

این اینجا چیکار می‌کنه؟ نمی‌دونم. من برای بقیه لیموناد میارم.

منم می‌خوام.

خل.

خب، بچه‌ها، من از فاحشه سر محل شما هم بیشتر حقه بلدم! بیا اینم!

میگن کلکه، ولی آشغاله!

هی دختر کوچولو، کجا میری؟

آب‌نبات می‌خوای؟

سایان!

خوبی عزیزم، ها؟ آره.

تری! تری!

من بچه‌های سرخ‌شده دوست دارم.

تری!

واندا! چی شده؟

اومدم بیرون، این مرد کنار سایان افتاده بود.

حالت خوبه عزیزم؟ آره.

اینجا چی کار می‌کنی دوباره، ها؟

وان... چی شده؟

گمشو قبل از اینکه زنگ بزنم پلیس، ها؟ یالا، برو بیرون.

بالاخره پیدات کردم! همه‌جا دنبالت گشتم.

کریسپای بد! کریسپای بد!

دلقک دوست نداره. هه هه هه!

بابت آشفتگی معذرت می‌خوام، رفقا. اون بی‌خطره.

مثل شیر امنه. فقط یه اتفاق عجیب با یه جی پاپ بود.

بسه‌ دیگه، وسایلتو بردار، از اینجا برو، اونو هم با خودت ببر.

آه، چه دختر کوچولوی دوست‌داشتنی‌ای.

اوه، نگاش کن! می‌تونم نگهش دارم؟ هی!

اوه، معلومه که نه. حیوان خونگی ممنوعه.

یه چیز کوچولو برای لولیتا اینجا.

جن‌گیرِ فسقلی! هه هه!

خیلی خب، بیا، رفیقِ کباب‌شدم.

نمی‌خوایم سالاد سیب‌زمینیِ کناری‌مون منتظر بمونه، مگه نه؟

تری.

اون اسم منو می‌دونست. مطمئنی؟

یالا، بچه‌ها رو ببریم تو.

نمی‌تونی ازدواج کنی.

واندا بهترین چیزیه که تا حالا تو زندگی من پیش اومده.

من پات هستم، رفیق. این آخرین مأموریت منه.

منتظرم باش.

فقط نمی‌خوام از دستت بدم، عزیزم. هیچ‌وقت منو از دست نمیدی، قول میدم.

اوه، بله، همینطوره. من و ارباب قراره با هم اتمام حجت کنیم.

اون می‌دونه که من از دلقکا متنفرم. خدایا، ازشون متنفرم. از همه‌شون متنفرم.

از بوزو، رونالد، چاکلز متنفرم،

با اون دماغای احمقانه و مزخرفشون و کلاه‌های درب و داغونشون، آااااه!

ایرادی نداره که کوتاه، چاق و زشتم، اما حقوقش مزخرفه.

چیه؟ آهای، اون ریختو جمع کن، دارم می‌خورم.

این چی رو یادت میاره، هان؟ آها، پسر بد!

ای وای! خیس شد.

ایشالا لباس زیرم لک نشده باشه.

More Farsi Persian subtitles for Spawn

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left