نخستین 200 خط.
« دربارهی چمنهای خشک »
تـرجـمـه: حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
بیا
مال توئه
ممنون. چیه؟
روغن زیتونی که دوست داشتی
- از مزرعهست؟ - آره، روغن پرس سرده
ممنون
تعطیلات جایی رفتی؟
نه. چطور میتونستم برم؟
یه عالمه مشکل توی روستا دارم
پدرم باز حالش بدتر شد
همهش درگیر بیمارستان و دارو بودم...
مادرمم خودش یه بحث دیگهست بدجوری ناراحته
بابت چی؟
چون هنوز ازدواج نکردم
همون داستان همیشگی
ولی الان دیگه کاملاً قاطی کرده
بدخلق و عبوسه. حتی مریض هم شد
خدایی؟
بهخاطر همین تعطیلات توی تخت بود
انگاری یک دختر درستوحسابی بوده
و من ازش خوشم نیومده!
حواست باشه، میخوان از مجردها مالیات بگیرن
بس کن
باور کن، تعطیلاتم خیلی خستهکننده بود
Aren Zohrabi :هماهنگی زیرنویس از
- خوش اومدین، آقا - ممنون
- خوش اومدین - ممنون، ممنون
بس کن، پسر!
- صبح بهخیر - آره، صبح بهخیر
خب، خب، خب!
معلم معلمها، خوش اومدی!
سلام نائل، اوضاع احوالت چطوره؟
خوبم. خوبم
به جمعمون برگشتی، ها؟
آره دیگه، چه میشه کرد؟
- همه اینجان؟ - آره
- میگما، صمد؟ - بله؟
مرغهای جدید گرفتم
از این به بعد میتونی از خودم تخممرغ بگیری
باشه، ببینیم چی میشه
به بقیه هم بگو، باشه؟
باشه
سلام
خوش اومدی
کلمون همین تعدادیم؟
ما برات کافی نیستیم، صمد؟
وقتی تو اینجایی، چطور ممکنه کافی نباشه؟
فردوس کبیر!
آره والا!
فقط نمیخوام اون اسکلی باشم که بهموقع اومده
نه، همه اومدن
امروز بهزحمت تونستم از تخت بیام بیرون
خیلی زود به تنبلی عادت میکنیم، مگه نه؟
- آره - "بکیر" نیومده؟
توی دفترشه. صبحونه خوردی؟
نخوردم و احتمالاً هم نخورم
اگر فردوس نمیخوره، منم نمیخورم
خودش میدونه چرا
اینقدر سربهسرم نذار نائل اون یکی رو بده من
- عسل رو امتحان کن - عسل شهرتونه؟
عسل کندوهای برادرمه
- صبح همگی بهخیر. نوش جان - صبح بهخیر
ته سیگار توی لیوانمه این دیگه چه وضعشه، نائل؟
حتماً لولهکشها توی تعطیلات انداختن
اگر دیده بودم، جلوشون رو میگرفتم
واقعاً خجالتآوره
حتی شیرهای خراب رو هم با خودشون بردن!
واقعاً که
بیا بشین. غذا داره تمام میشه
- اون چایی مال توئه - ممنون
نائل میگه تخممرغ داره به شما هم گفته؟
قضیه چیه، صمد؟ قراره به تو پورسانت بده؟
حقوق این شغل کافی نیست دیگه چیکار میتونم بکنم؟
بچهش رفته دبیرستان کمک لازم داره
شرمنده، ولی دیگه نمیتونم
این محصولات محلی رو بخورم
تو که عطرهات رو از دستفروشها میخری چرا تخممرغ نخری؟
منظورت چیه؟
عطرها اصل بودن
بهخدا. اصل بودن
توی اینترنت گشتم هرگز جنس تقلبی نمیخرم
منم گشتم
چیزهایی که توی فرودگاهها جا میمونه رو میفروشن
پس جنسش اصله
کی این قضایا رو فهمیدی، کنان؟
فروشندهه دروغ نمیگفت
آخه واسه چی با عطر اصل باید بیاد اینجا وسط ناکجاآباد؟
- بهنظر من یهجای کارش میلنگه - چرا نیاد؟
شلوار و گرمکنهاش تقلبی بودن
ولی خودش گفت اونا تقلبی هستن
فقط وقتی فهمید من معلم ورزش هستم گفت
چطور میتونسته بفهمه تو معلم ورزشی؟
چون دید شلوار و گرمکن تنمه
چرا باید مخفیش کنه؟ میتونه شلوار و گرمکن هم بفروشه
طرف یکم صداقت نشون داد
تا قانعتون کنه یک دروغ بزرگتر رو باور کنین
شلوار گرمکن هم حساب میشه
- از کجا میدونی؟ - خب، تو از کجا میدونی؟
باشه بابا، اصله
اصل بود. وگرنه حساسیت میگیرم
صبح بهخیر. عجب سفرهای
کی اینا رو آورده؟
کوثر آورده. خدا خیرش بده
برنامهی کلاسی چی؟
بکیر داره آمادهشون میکنه
یکم دیگه میاد
امروز برید کلاسهای قبلیتون
دفترها اینجان
بعدش ببینیم چی میشه
بامزه بود. ولی نترسیدم
دروغ میگین. دیدم جا خوردین
من، جا بخورم؟
پریدین عقب
این ترس نیست
واکنش غیرارادیه
با هم فرقی نمیکنن، آقا
باشه، هرچی تو بگی
بیا، این برای توئه
سنگینه. نزدیک بود بندازمش دور
اوه، چقدر خوشگله
- دوسش داری؟ - آینهست!
وقتی رفتی خونه ببینش
خیلی ممنون
نگران نباشین، به کسی نشونش نمیدم
آقا
آقا
گفتین یک تخت اضافی دارین
که میخواین بدین بره
- هنوزم دارینش؟ - آره
یکی رو میشناسم که تخت لازم داره
کی؟
امیرهان که کلاس هشتمه
توی زیرزمینه
ولی بذار اول یه نگاهی بندازم. باشه؟
حالا برو کلاس. بدو برو
معلم اومد
زود باشین، بشینید
خیلیخب، بسه دیگه همه بشینید
ماژیکها رو نندازین روی زمین برشون دار
مدام گم میشن سرشون رو ببندین
بشینید
تعطیلات تمام شد
آره، آقا، تمام شد
چطور بود؟
خوب بود
مال من نبود
دلتون برای مدرسه تنگ شده بود؟
هی، این چه وضعشه؟
تعطیلات تمام شد
ترم جدید شروع شده
- آره - من بازم معلم کلاس شمام
باشه
اگر مشکلی داشتین، بیاین به خودم بگین
باشه
ولی بهدلایل مسخره نیاین مثلاً "دوستم منو زد"، باشه؟
ولی آخه آقا... مدام بهم لگد میزنه
دیگه نمیزنه
ولی میزنه
خوش برگشتی
بیا، دارم میرم دیدن وحید
توی تعطیلات بهت زنگ زدم
بهخاطر قبض تلفنم رو قطع کردن
دیگه بهش نیازی ندارم
فعلاً حتی نمیتونم پول تو رو پس بدم ولی بهزودی پس میدم
بیخیال، مهم نیست
شغل نگهبانیه چی شد؟
همهش دروغ بود
ترجیح میدن سگ بگیرن ولی منو استخدام نکنن
احمق بودم که امیدوار شدم
حق داشتن چرا باید تروریستی مثل تو رو استخدام کنن؟
آره والا
خوش برگشتی، جناب معلم
بیا، توی پایگاه آب گذاشتیم برای چایی
ولی درهرحال بهزودی میرم
شاید یک شغلی توی یک کلوپ شبانه پیدا کرده باشم
کجا؟
توی "وارتو"
توی وارتو کلوپ شبونه هست؟
- پولش خوبه؟ - هرچقدر بدن کافیه
خوب شد سیگار کشیدن رو ترک کردم
وگرنه الان توی خیابون ته سیگار جمع میکردم
پس هنوزم اوضاعت سر و سامون نگرفته
باشه، برو
منم هرازگاهی میام قیافهی نحستو ببینم
کدوم گوری بودی، حرومی؟
چرا باید بیام اینجا وقتی پر از آدمهای آشغاله؟
اون دو ساعت قبل بود
عوضی
اعصابمو بهم نریزا
شریف، سه تا چایی بیار
بیخیال چایی. از اون چیزایی که پشت جعبهها گذاشتی بیار
با مشت میزنم توی صورتتا
ولی جلوی آقا معلم بیادبیه
درضمن، خوش اومدی
ممنون
بهش میگم
"بهت پول میدم. اون جعبهها رو بیار"
پس وقتی کسی نیست اینو بگو
No comments yet. Be the first to leave one.