نخستین 149 خط.
Thomas
AnimWorld Presents
Thomas
لمس کن و بــــــــرو
خورشیدُ بگیــــــــر
می خوام بدونم چرا همدیگه رو دیدیم
با اینکه اتفاق ممکنی به نظر نمیرسید
یک اکتشاف اسرار آمیز بود
که تاریخ رو به شرم نشوند
صدای خدا این دروازه رو باز کرد
یک ارتباط بهشتی و الهی
می تونی حس زندگی این دنیا رو به چشم ببینــی؟
در آسمان می سوزد
بیا دنیای بی نقصُ با هم بسازیم
با راه راهی زرد به سمت آسمان های جنگ
رویاهای نیمه خام خودمونُ بهمراه می بریم
هر جور که عشقت میکشه، پرواز کـــــــــن
لمس کن و بــــــــرو
خورشیدُ بگیــــــــر
از حرکت رو به جلو دست برندار
به شمردن ستاره های آسمون ادامه بده
رابطه ناگسستنی ما همچنان درخشانه
همینطور که به پیش میریم، رویاهامون ما رو هدایت می کنند
این دنیا رو با رویاهای خودمون رنگین می کنیم
احساساتی که می خوام داشته باشمشون
بهم شجاعت محکم ایستادنُ میدن
چون می خوام اونا رو به تو انتقال بدم
...من می خونم
...بذار بهت برسه
هرگز نوری که به دستم دادی رو فراموش نمی کنم
هنوزم تو قلبم می درخشه
...با هم دیگه
...دعا می کنیم
دست محکمت خیلی گرمه
هرگز رهاش نمی کنـــــم
...صبح بخیر، ریزل
.صبح شما هم بخیر، هیمه ساما
.امروزم هوای دلچسبی داریم
.یه آسمون صاف و آبی واسه این روز مهم
.راست میگی
،در قسمت جنوبی قاره فلون یارد
...امروز روز مهمی برای
،سه کشور متحد، جمهوری بیسکوتی
.گالت و پاستیاج ـه
،امروز، سه فرد فوق العاده ای که .لبخند رو به لب همه می نشونند
.سه قهرمان به اینجا برمی گردند
یک بار دیگه، قهرمان برمی گرده
،مبارزه اصلی مسابقات زیر 18 سال امسال .عبور از میان موج هاست
.دو فینالیست مثل سال قبل با همدیگه مبارزه می کنند
مدافع قهرمانی که از ژاپن اومده، نانامی تاکاتسوکی .و نفر دوم مسابقات پارسال، شینکو ایزومی
،مساوی میشن! هر دو زنگ همزمان فشرده میشن .فوق العاده بود. تا بحال چنین اتفاقی نیافته بوده
!ایول
!ایندفعه مساوی کردم
!دفعه بعد میبرم
چی گفتی؟
!عمراً اگه بذارم
زمین ؛ توکینوچو، شهر کینوکاوا، ژاپن
مساوی کردن؟
.هردوتاشون عالی ان
!باید عجله کنم
جمهوری بیسکوتی قلعه فیلیانو
.گاردت اشتباهه
!بیشتر به حرکاتت فکر کن
!چشم
!بعدی
.کاپیتان اکلیر امروز خیلی گرم گرفته
...معلومه دیگه. آخه
.آهان، راست میگی
!بعدی
!چشم
...می خوام ایندفعه هم
!کلــی با قهرمان بازی کنـم
!منتظرتـــــم
.ایندفعه هر سه قهرمانُ به صورت همزمان احضار می کنیم
قلمرو شیرهای گالت قلعه وندتا
...شینکو و نانامی سان بخاطر تورنمنت
.به انگلیس رفتن
.از اونجا مستقیماً به بیسکوتی و گالت میرن
قلمرو پاستیاج تپه پادشاه قهرمانان
...قهرمان پاستیاج، ربکا سانه
.و از شهر کینوکاوا به پاستیاج میره
!از دیدنت خوشحالم، شیزو
زمین ؛ انگلیس : شهر لندن
!تاتسوماکی! شنی
!ممنون که واسه بردن ما اومدین
.انگار می خواد بارون بباره
.بهتره زودتر بریم
!باشـــه
!کو ساما
!ربکــا
!خوش اومـــدی
!آره! من اومدم، کو ساما
چرا هنوز با همیم؟
مگه قرار نبود واسه رفتن به گالت و بیسکوتی از هم جدا شیم؟
.نمی دونم ولی انگار مشکلی پیش اومده
!وسایلم
...نـ .. نجات پیدا کردیم
.آره انگار
...ولی
اینجا کجاست؟
درست قبل از احضارمون یه رعد زده شد، نه؟
.شاید همون ما رو از مسیر منحرف کرد
.منم همه چیزامُ انداختم
.نگران تاتسوماکی و شنی ام
.حالا فعلاً بیا بریم پایین
.باشه
حالت خوبه؟
.آره
!نانامــــی
.ممنون، شینکو
.آهان
.نزدیک بودا
خب، حالا چیکار کنیم؟
وقتی سقوط می کردیم، یه جایی شبیه بیسکوتی رو دیدیم، نه؟
.آره
،معلومه که اینجا فلون یارده
.پس بیا فعلاً دنبال وسایلمون بگردیم
.فکر خوبیه
.اگه پیداشون کنیم، می تونیم به بقیه خبر بدیم
...راستی
.دیگه می تونی منو بذاری زمین
یعنی کجا افتادن؟
!اونجارو
.اونا رو تو دایره المعارف گالت دیدم. خوردنی ان
.شبیه دایناسور می مونن
.آره
یعنی کجاییم؟
،طبق موقعیت ستاره ها
.احتمالاً گالت اونوریه
.اگه اوضاع خیلی بد بشه، مجبوریم خودمون پیاده به اونجا بریم
حیوونای این دور و ورا یه ذره زیادی وحشی نیستن؟
ببینم، چطوره فعلاً بپریم تو اون رودخونه؟
.بهتر از حال الانمونه
!باید لباس شنامُ می آوردم
.شانس آوردیم
.واقعاً الان وقت غواصی نبود
.آره والا
.من نگران تاتسوماکی و شنی ام
.نمی دونم بکی به پاستیاج رسیده یا نه
،انگار مشکل ما بخاطر صاعقه پیش اومد
.پس مطمئنم بکی حالش خوبه
.آره
...باید زودتر وسایلمونُ پیدا کنیم
.و به بقیه خبر بدیم
دیگه چه خبره؟
چرا داره اینجوری میشه؟
...خب
...اینجوری شد، و اینجوری و بعدشم این
...و احتمالاً جریان این بوده
No comments yet. Be the first to leave one.