نخستین 200 خط.
...پيش ازين در هنيبال
ديشب کجا بودين؟
جک، من همه ي شبو با هنيبال بودم
ميريام لس هستم و براي اف.بي.آي کار ميکنم - بيا تو -
دوسال پيش سلاخ چسپيک ميريام لس رو دزديد
جک، خيلي اشتباه ميکردم
خودت گفتي، نه کس ديگه
ميريام لس مرده
يه چيز گول زنک ديگه پيدا کرديم
تنه درخت
ويل قاتل نيست
يه خونه متروکه کوچيک توي ويرجينيا
جک، ميريامم
نميدونم کجام هيچي نميبينم
خيلي اشتباه ميکردم خيلي اشتباه ميکردم
کمکم کن جک نميخوام اينجوري بميرم
جک، ميريامم
نميدونم کجام هيچي نميبينم
خيلي اشتباه ميکردم خيلي اشتباه ميکردم
ممنون
ميدونستم از پيدا کردنم دست نميکشي
ميشه ببينمش؟
هنوز قاتل رو نگرفتيم
...اون... هنوز
بايد به ما کمک کني ميريام تو ميدوني قاتل کيه
نميدونم کيه
ولي پيداش کردي
يادم نمياد که پيداش کرده باشم
با روانم بازي کرده
يادم مياد خوب ميديدم که غرق شدم
بعدش بيدار ميشدم
ولي بيدار نبودم
خودم بودم و نبودم
،با بوي گل تازه
و سوز سوزن بيدار ميشدم
نميترسيدم
...ترس و درد خيلي برام گنگ بود
واسه جونت ارزش قائل نبودم
خودمم ارزشي قائل نبودم - از وقتي -
ديدمت فهمديم بهت احتياج دارم و ازت استفاده کردم
اجاز دادم قانونهاي خودمو زيرپا بزاري درحالي که ميدونستم،ولي خودمو گول ميزدم
مامور کرافورد،خواهش ميکنم به خاطر اشتباهات من عذرخواهي نکنيد
،خيلي خوب باهام رفتار کرد
،تا آخرش تا موقعي که منو توي زيرزمين گذاشت
...حتي وقتي دستمو بريد
بهم ميگفت که قراره چيکار بکنه
،خوابيدم، بيدار شدم ديگه دست نداشتم
گفت که ميخواد دست منو به تو بده
ميتوني شناساييش کني؟
،صداش رو به ياد دارم ولي صورتش رو نه
...تمام چيزي که ميديدم
روشنايي بود...
چرا تورو نکشت ميريام؟
چرا بهت امان داد؟
بهم امان داده نشد
من رو واسه آخر داستان نگه داشته بود
يه شاهد پيدا کردن
،يه نجات يافته تنها قرباني
که از دست چسپيک فرار کرده و ميخواد همچيزو بگه
اين شاهد الان داره منو ميبينه؟
بله
بنظر ميرسه که من مظنون هميشگي شمام
جروبحث کردنهاي خصمانه ـم رو با جک کرافورد ادامه ميدم
کاش ميشد بهت بگم که اينکارا واسه چيه
شاهد نميتونه قاتل رو از دور شناسايي کنه
جک خواسته که شاهد صداي منو بشنو
پس فکر کنم خودم تنها کافي باشم
درسته؟
...با اينحال
ممنون از مهمون نوازيت
اين قاتل نيست
مطمئني؟ - بله -
اون سلاخ نيست
برگردان: فربد the.farbod@gmail - @yahoo
غيرمنتظره ـست
دادگاه تمام اتهامهارو لغو کرده
ازونجايي که مجرم به قتل کسي شناخته نشدي
محکوم کردنت تو
پوچ و بي معنيه
سلاخ چسپيک آزادت کرده
!بهش تبريک ميگم
خيلي مشتاقم که
جاتو با دکتر لکتر عوض کنم
هيچ دليل قانع کننده اي واسه پايان دادن به منوش ندارم
پس اعتراف کن فردريک
ميتونه تنها چيزي باشه که جونتو نجات ميده
اعتراف به چي؟
اعتراف به روش هاي درمان مشترکي
که هردوي شما روي ما انجام دادين
دکتر لکتر روي من و شما روي ايبل گيدن
گيدن راه خودشو ميرفت
تا اينکه سلاخ چسپيک توي بيمارستان سلاخيش کرد
جالبه بدونم چه راز نهاني بينشون بوده
با ابليس که راز شريک نميشن
گيدن مرده ديگه
بعدي هم تويي
اگر اعتراف کنم چي؟
اعتراف براي سبکي روح خوبه
رابطتتو با دکتر لکتر شفاف سازي کن
توي تاريکي دنبالش بگرد
نديد بگيرش
همچيزو به جک کرافورد بگو
منظورت اينه قبل ازينکه هنيبال منو بکشه به شغلم خاطمه بدم؟
دارم پيشنهاد ميکنم که هرجور شده جک کرافورد رو متقاعد کني
جوري که انگار جونت بهش وابسته ـست
چرا هنيبال تورو نميکشه؟
چون ميخواد با من دوست باشه
راننده ميخواستي؟
ميخواستم به تاکسي زنگ بزنم
ميريام لس رو پيدا کرديم
زنده
قاتل رو گرفتيد؟
حال ميريام چطوره؟
آشفته
ميريام بعد از اينکه
پيداش کرديم ازم تشکر کرد
تشکر کرد چون واسه پيدا کردنش عقب نکشيدم
ولي کشيدم
از تو هم دست کشيدم
فکر ميکردم مرده
فکر ميکردم ديوونه شدي
از دريافتن هردوتون دست کشيدم
نيازي به دريافتن من نبود جک
فقط بايد بهم گوش ميکري
هنيبال و ميريام رو توي يک اتاق گذاشتم
کاملا متقاعد شده که
که هنيبال سلاخ چسپيک نيست
تو هم متقاعد شدي؟
نه
نشدم
کجا ميريام رو پيدا کردي،جک؟
خونه چند سال پيش رها شده
گويا سلاخ چسپيک از اونموقع داره ازش استفاده ميکنه
ويل
اينور رو
خون بورلي کيتزه
قبل از اينکه منجمدش کنه خونشو خشک کرده بعد تيکه تيکه ش کرده
آخرين قرباني چسپيک سلاخ
توي يک چاه پيدا شد
آب توي ششهاش مارو به اينجا کشوند
ميريام رو اينجا پيدا کرديم
فکر ميکنه قاتل اونو اينجا اورده که بکشدش
اونو نگه داشته چون ميخواسته آخرين قربانيش باشه
ميدونسته داريم بهش نزديک ميشيم
ما قبلا هم اونو گرفتيم
وقتي ماهي ميگيري ...و از دستت در ميره
...گرفتنش دفعه دوم سختر ميشه
...دانه هارو بهش ميپاشم
و ميمونم تا ريشه بزنن
...خيلي کشت و کار کردم
تا تونستم همه ي اينارو دور هم جمع کنم
...همه ي اينا
...طرح من بودند
تئاطر شده
هردفعه که سلاخ چسپيک
يکي رو ميکشه تئاتره
قاتل ميريام رو اينجا نياورده که بکشش
اينجا اوردتش تا تو بتوني پيداش کني
ولي قاتل خود مخرب نيست
نميخواسته گير بيوفته - ميخواسته که تو يکي رو گير بندازي -
همنجور که کاري کرد منو دستگير کني
،يه جايي ،توي يکي از اين مدرکها
يه چيزي پيدا ميکني
که به مارو به دکتر لکتر ربط ميده
ميريام لس قبلا اينکارو کرده
دو سال
زماني زياديه که بخواي هنيبال رو توي مغزت جا بدي
نميشه بهش اعتماد کرد جک
اينچيزا اينجوري که نشون ميدن نيستند
!سلام
سلام
به خونه خوش اومدي
ممنون
مرسي که مواظبشون بودي
خوشحال بنظر ميرسن
خوشحالم ميبينمت
اين کيه؟
ـه Applesauce اسمش مال منه
از سس سيب خوشش مياد
نجاتش دادم
از اخلاقاي بدم بهت سرايت کرده؟
نه، از اخلاقاي خوبت
تو چارچوب فکريمو به چالش کشيدي
--
فکرمو نسبت به خودت عوض کردي - خب، ديد تو نسبت به من -
کمک شاياني به شکل گيري شخصيتم نميکنه
راجبت اشتباه فکر ميکردم
چونکه باورم نداشتي؟ يا منو در اون حد نميديدي؟
چونکه تو
منطق و هوش و حواسم رو زير سوال بردي
چونکه ميخواستي هنيبال رو بکشي
راجب اون اشتباه فکر ميکني ويل
نه تو اشتباه ميکني آلانا فقط وجه ها مثبتشو ميبيني
من... نميبينم
هرکاري هم که کرده باشه -
دليل موجهي واسه کار تو نميشه
ميخواي دوباره به هنيبال آسيب برسوني؟
جونش در امانه؟
از من، يا از تو؟
اون آدم خطرناکيه آلانا
No comments yet. Be the first to leave one.