How To with John Wilson

How To with John Wilson

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

How To with John Wilson S02E06 WEB-DL Dream Per
ناشر CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • حامی مغیثی 🟦

برچسب‌ها

webdl
cinema_dreaming
persian_cc
تاریخ انتشار: 2024-07-14
تعداد دانلود: 66
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫قوی‌تر از همیشه باشید ‫به امید ایرانی آزاد

‫سلام نیویورک‌نشین‌ها.

‫خوبه که آدم تو محیط زندگیش ‫بتونه کلی فعالیت باحال داشته باشه.

‫ولی تو شهری که تا حد زیادی ‫انتخاب‌های گوناگون وجود داره،

‫برنامه‌ریختن می‌تونه ‫تجربه استرس‌آوری باشه.

‫اول باید تصمیم بگیرین ‫که چه فعالیتی می‌خواین انجام بدین.

‫بعد تصمیم بگیرین که با چه کسی ‫این فعالیت رو انجام بدین.

‫بعدش باید ساعت و تاریخ، عه...

‫انجام اون فعالیت رو مشخص کنید.

‫شاید به نظر کار ساده‌ای باشه، ‫ولی بعد از اینکه برنامه ریخته می‌شه،

‫ممکنه احساس اسارت کنید،

‫و آینده‌تون رو با تمام جزئیات...

‫پیش‌پاافتاده و قابل پیش‌بینیش می‌بینید...

‫که دست در دست فروپاشی قرار می‌دن.

‫در همین دوران، ‫ممکنه پیش خودتون در مورد...

‫روش‌های فرار از این برنامه، ‫خیال‌بافی کنید.

‫می‌تونین بگین مریض شدین.

‫یا دعا کنین که آب‌وهوا ‫برای اون فعالیت نامساعد بشه.

‫حتی می‌تونید بگید ‫که کار دیگه‌ای پیش اومده،

‫ولی قطعا با این حرف ‫دوستتون می‌فهمه جریان چی بوده.

‫از این جهت، ‫وقتی روز موعود رسید،

‫تصمیم می‌گیرین همچنان ‫پای برنامه‌تون وایستین.

‫دقیقا هم همونطور پیش می‌ره ‫که شما تصورش رو می‌کردین.

‫وقتی زندگی آدم ‫پر از احساس مسئولیت باشه،

‫گاهی وقت‌ها باعث می‌شه حس کنه ‫که سرنوشتش ثابته و انعطاف‌پذیر نیست.

‫ولی اگه هیچ برنامه‌ای ‫برای زندگیتون نریزید،

‫می‌تونین تو دنیایی ‫سراسر پرهیجان زندگی کنید...

‫و بذارید سرنوشت ‫مسیر زندگیتون رو به دست بگیره.

‫از این طریق می‌تونین ‫یه رستوران بامزه و جالب پیدا کنین،

‫عشق زندگیتون رو اتفاقی پیدا کنید،

‫یا کلی لحظه جالب و خفن ببینید...

‫که در حالت دیگه ‫امکان نداشت ببینید.

‫پس تو این قسمت همراهم باشید...

‫تا نشونتون بدم چطور در دنیایی ‫با احتمالا بی‌انتها می‌شه زندگی کرد و...

‫حتی متوجه نشد که کدوم تجربه ‫کی به اتمام رسیده و...

‫کی تجربه بعدیمون شروع شده.

‫اون موقع می‌تونین ‫به طور کامل و جامع مفهوم...

‫خودجوش بودن رو درک کنید.

‫خب، اگه مطمئن نیستین که معنی...

‫رفتار خودجوش رو بلدین یا نه...

‫اگه جای مناسبش رو بلد باشین...

‫توی نیویورک کلی مثال براش وجود داره.

‫مثلا این آدم به صورت خودجوش تصمیم گرفت...

‫که ترافیک ایجاد کنه.

‫ظاهرا یه نفر به صورت خودجوش...

‫اینجا منفجر شده.

‫این آدم به صورت خودجوش...

‫با دوچرخه‌اش تو مترو اومد.

‫بعد همه برچسب‌ها رو در آورد و...

‫روی تمام پنـ... دیوارها چسبوند...

‫و بعد از اینکه کارش تموم شد...

‫به صورت خودجوش به خواب رفت.

‫متاسفانه،

‫اکثر مسائلی که ما ‫اون‌ها رو خودجوش می‌دونیم،

‫در واقع بخشی از برنامه‌ای بودن ‫که دقیق و منظم پیش نرفتن.

‫ممکنه از نظری...

‫رقص محلی مخصوصی دیده بشه...

‫ولی همچنان برنامه‌ایه ‫که بی‌دقت انجام شده.

‫برنامه‌ریزی سنگینی ‫واسه چنین اجرایی انجام شده،

‫کل این نمایش که می‌بینید،

‫جزوی از فرآیندیه که با ظرافت ‫طراحی حرکات شده.

‫ممکنه برای رسیدن به اینجا ‫مسافت طولانی‌ای طی کرده باشن،

‫پرستار بچه استخدام کردن ‫یا برنامه‌هاشون رو عقب انداختن،

‫که الان بتونن اینجا باشن.

‫بعد اگه یه نفر تصمیم بگیره ‫که شرکت نکنه،

‫ممکنه چند نفر دیگه ‫مجبور بشن شرکت نکنن و...

‫کل حال و هوای نمایش خراب می‌شه.

‫برای خودجوش بودن، ‫باید از هر چیزی که مستلزم...

‫رزرو کردن یا خرید بلیتیه که باید...

‫از قبل تهیه کنید، اجتناب کنید.

‫یعنی هر چیزی که توی ‫تقویمتون وجود داشه باشه،

‫باری روی دوش شما می‌ذاره که باید...

‫تا روز موعود با خودتون حملش کنید.

‫یا احتمالا با دونستن اینکه...

‫حتی نمی‌تونید لحظه آخری، ‫در صورت لزوم، برنامه رو لغو کنید،

‫بهتون احساس... اضطراب بده.

‫اصلا هم مهم نیست که آدم ‫چقدر از رزرو خودش مطمئن باشه،

‫دنیا همیشه روش‌های جدیدی ‫برای ناامید کردنش پیدا می‌کنه.

‫جیسون دسامبر سال ۲۰۱۹ ‫تو مرکز راکفلر...

‫ازم خواستگاری کرد.

‫و تا ژانـ... ‫انتهای ماه ژانویه...

‫تمام مقدمات عروسی، ‫سالن، خدمتکارها،

‫لباس خودم و لباس جیسون،

‫کاملا رزرو شده بود.

‫اصلا این خود قرراردادیه...

‫که با الیت پالاس امضا کرده بودیم.

‫- جدی؟ ‫- همونطور که می‌بینید...

‫قطعا سالن شیک و خوشگلی بوده.

‫آم، درست بعد از سال نو،

‫از طرف سالن تماس گرفتن،

‫و اونجا بود که متوجه شدیم ‫کل سالن رو فروختن،

‫و نه به ما، ‫نه به هیچ زوج دیگه‌ای،

‫در این باره هشدار نداده بودن.

‫فعلا که پولمون رو گرفتن،

‫و هیچ خبری هم ازشون نشده.

‫مبلغ پرداختیتون واسه ‫رزرو اون سالن چقدر بود؟

‫تا ماه اوت که...

‫بیست و دو هزار دلار ‫پرداخت کرده بودم.

‫انگار بهمون دستبرد زدن. ‫اگه دارن این برنامه رو می‌بینن،

‫باید بگم ما فقط می‌خوام ‫پولمون رو پس بگیریم،

‫و امیدوارم راهی پیدا کنیم که بشه...

‫این مسئله رو به شکل ‫مسالمت‌آمیزی حل کرد.

‫نه اینکه ازش فرار کنیم. ‫آخه انگار اون‌ها دارن فرار می‌کنن.

‫پس اگه نمی‌خواید شما ‫درگیر چنین عاقبتی بشید،

‫یه سفر خودجوش به لب دریا ‫می‌تونه ایده فوق‌العاده‌ای باشه،

‫چون واسه قدم زدن تو ساحل ‫کسی نیاز به رزرو قبلی نداره.

‫درست لحظه‌ای که آماده می‌شید،

‫احساس سرزندگی می‌کنید.

‫من حتی تا تا فروشگاه هم رفتم ‫و واسه خودم کرم ضدآفتاب خریدم.

‫بعد که بیشتر گشتم...

‫چند تا وسیله باحال دیگه هم دیدم ‫که می‌تونستم با خریدشون...

‫به کف حداقلی خرید ‫ده دلاری کارتم برسم.

‫وقتی سوار ماشین می‌شید،

‫و قراره مستقیما عازم ساحل بشید،

‫سعی کنید چیزی گوش بدید ‫که در حالت عادی بهش گوش نمی‌دید.

‫ممکنه وقتی دارید رانندگی می‌کنید،

‫از جلوی فروشگاهی رد بشید ‫که چشمتون رو می‌گیره،

‫واسه همین پیاده می‌شید ‫تا یه نگاهی به داخلش بندازید.

‫از اینجا که پایین‌تر میاد پهن می‌شه،

‫آستین بلندتر، آستین پهن‌تر.

‫همه اندازه‌هاش جوری گرفته شده ‫که به تن مردهای کوتاه‌قد بیاد.

‫من رو یه‌خرده یاد...

‫فیلم «یو-۵۷۱» رو دیدی؟ ‫در مورد زیردریاییه.

‫واسه کسی که قدش بلندتره ‫باید درز داخلی ۳۲ یا ۳۴ داشته باشه،

‫چون باید کل بدن رو بپوشونه،

‫در غیر این صورت توی تن ‫این شکلی وایمیسته.

‫- راست می‌گی. ‫- بله که راست می‌گم.

‫ضمنا صاحب سایت اوور۵۱۰ هم هستیم،

‫بعد از اینکه بازار قد کوتاه رو تصاحب کردیم، ‫قراره هدف بعدیمون باشه.

‫- سایت اوور۵۱۰ مال شماست؟ ‫- بله.

‫چه باحال.

‫بعد از اینکه کارتون تموم شد،

‫یادتون باشه که دوباره ‫به سمت کنار دریا برید.

‫ولی متاسفانه یهو... ‫بارون شدید می‌گیره.

‫بعد از اینکه یه مدت تو ترافیک می‌شینید،

‫متوجه می‌شید که بدجور ‫نیاز به مستراح دارید.

‫پس بهتره وارد اولین خروجی بشید،

‫و از مسئول مسافرخونه اجازه بگیرید ‫که از مستراحشون استفاده کنید.

‫احتمالا بهتون بگن که سرویس بهداشتی ‫جزو خدمات مشتریانه،

‫ولی خوشبختانه کرایه اتاقشون ‫ساعتی پونزده دلاره.

‫هنوز سلفون پلاستیکی دور ‫چراغ خواب اتاق بود و...

‫و چند تا رد سوختگی ‫روی سینک دستشویی بود.

‫اگر هم تو اینترنت ‫در موردش تحقیق کنید،

‫متوجه می‌شید که در واقع ممکنه،

‫اونجا ساس داشته باشه.

‫پس منطقیه که بخواید وسایلتون رو ‫روی میله حمام آویزون کنید،

‫و از اونجا که بعد از اتمام کارتون،

‫همچنان یک ساعت وقت دارین،

‫می‌تونین به دوستتون که همون ‫نزدیکیه پیام بدید و بپرسید...

‫دوست داره با هم وقت بگذرونید یا نه.

‫به این ترتیب تا وقتی ‫که جوابتون رو می‌دن،

‫می‌رین اتاق رو با وسایلی...

‫که از فروشگاه خریدین، ‫تزئین می‌کنین.

‫متاسفانه اینطور که به نظر میاد...

‫دوستتون وسط کار بوده ‫و نمی‌تونه وقت بذاره.

‫خلاصه تصمیم می‌گیرین ‫باقی وقتتون رو اونجا سپری کنید،

‫تلویزیون تماشا کنید،

‫و از پنجره بیرون رو نگاه کنید و کسایی...

‫که مثل شما خواستن...

‫خودجوش باشن رو رصد کنید.

‫دوست‌دخترتون احتمالا ‫خوب بلده برنامه بریزه،

‫ولی اخیرا زیاد با هم ‫بحث و جدل داشتین،

‫چون بهتون می‌گه که نمی‌تونین...

‫به برنامه‌ای واسه زندگی پایبند باشین.

‫به همین ترتیب شما ‫برنامه نیمه‌دقیقی می‌ریزید...

‫تا آخر همون هفته ‫که وقت خالی دارین...

‫به سالن استراحت برین ‫تا ماساژتون بدن.

‫وقتی وارد می‌شید از مسئول پذیرش می‌پرسید...

‫که احیانا واسه بعدازظهر ‫جایگاه خالی دارن یا نه.

‫ولی متاسفانه،

‫کاشف به عمل میاد که تا ‫چند ماه آتی وقت خالی ندارن.

‫می‌خواین شما رو تو فهرست انتظار بذارم ‫که اگه کنسلی داشتیم جاش رو به شما بدیم؟

‫آم... نه. لزومی نداره.

‫- فعلا لزومی نداره. ولی مرسی. ‫- خوش اومدین.

‫خلاصه اطرافتون رو می‌گردین ‫تا ببینین چی دیگه کنارتونه.

‫بعد متوجه می‌شین ‫که در نزدیکیتون...

‫بزرگترین مجسمه باغبونی دنیا وجود داره.

‫دوست‌دخترتون می‌گه ‫از مجسمه خوشش اومده،

‫ولی حتی شما هم می‌دونین،

‫که ترجیح می‌داد الان ‫تو سالن ماساژ باشه،

‫به جای اینکه روی چمن یخ‌زده وایسته،

‫و مشغول تماشای یه مجسمه گنده...

‫از یه آدم کوچولو باشه.

‫وقتی آدم به اندازه کافی ‫خودجوش رفتار می‌کنه،

‫عادت می‌کنه که به نسخه ‫نه‌چندان عالی چیزی که...

‫دنبالش بوده، بسنده کنه و راضی باشه.

‫در نهایت صندلی ردیف جلوی...

‫سینما رو می‌تونه گیر بیاره.

‫فقط می‌تونه اجراهای رایگان کمدی ببینه.

‫بعد از اینکه مدتی می‌گذره، ‫آرزو می‌کنه که ای کاش...

‫می‌تونست با عزیزان زندگیش، ‫برنامه تفریحی بریزه.

‫ولی نباید یادش بره که به دلیل خوبی...

‫هیچ‌وقت اون موارد رو امتحان نمی‌کنه.

‫احتمالا شما هم وقتی بزرگ شدین،

‫باباتون شما رو جاهای مختلف می‌برد،

‫ولی همین که می‌رسیدین، ‫متوجه می‌شدین تعطیل کردن.

‫این اتفاق انقدر به کرات افتاد...

More Farsi Persian subtitles for How To with John Wilson

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left