نخستین 200 خط.
بلیط، لطفاً
فقط یدونه، لطفاً
دوتا، لطفاً
از فیلم لذت ببرید
بفرمایید، آقا؟
یدونه ردیف بزرگسال
قوی، بیصدا، معقول و جدید
شورلت ایمپالای 1960
سلام، تونی
عصر بخیر، آقای کیمل با دوستدخترم آشنا شدید؟
جای بیشتر برای پا
جادار بودن دلیل ارزش شورلت نسبت به قیمت آن است
در سرتاسر آمریکا
شورلت بهترین راه برای شروع دههی شصتام است
« یک جور قتل »
« ترجمه از مــعــیــن » .:.:. MoieN .:.:.
در شهر ساراتوگا اسپرینگز
جسد یک زن
در حالی که بیرحمانه چاقو خورده بود چند یارد آنطرفتر
از رستوران رینبو گریلِ هری پیدا شد
جلوی یکی ایستگاههای اتوبوس پیدا شده
شوهر مقتول تقاضا دارد هرکس که شاهد ماجرا بوده است
خود را معرفی کند
!کلارا
راستشو بگو. چرا همیشه واسه دیدنم پافشاری میکنی
اگه قراره دیر کنی؟
پس شنیدی که مادرم دوباره داره میمیره
یه خبر خوب دارم
خب، گمونم خبر خوبی باشه
!داستانم این ماه چاپ شده
خبر خوبت همین بود؟
چرا رو کاری اصلیات تمرکز نمیکنی؟
صبر کن تا بخونیش
صبر میکنم کلی کار ریخته سرم
کلی کاغذ بازی واسه فروش خونهی کارتر مونده
مردم چقدر کسلکنندهان
کاش میتونستم برسونمت
میتونیم سر راه توقف کنیم درست مثل قدیما
از اتوبوس خوشم میاد بهم فرصت فکر کردن میده
خب، میشه به مهمونیمون فکر کنی، لطفاً؟
گمونم باید فکر کنم
ولی جان رو دعوت نکن - میدونی که جان باید باشه -
اگه ازش نخوایم، دوباره نمیاد درست مثل جک
و چقدر هم اون حیف بود
بیا بحث نکنیم، عزیزم. باشه؟
!چند روز دیگه میبینمت !یه جشن توپ راه میندازیم
سلام منو به مادرت برسون
ممنون
!شرمنده، رفقا
توقف بعدیمون یه خرده جلوتر از بزرگراهه
رستوران رینبو گریلِ هری بستهست
یه جور تحقیقات پلیسی ـه
کاری از دستمون برنمیاد
جسد یک زن در ایستگاه استراحت گرینلاین پیدا شد
مراقب خودتون باشید
مراسم خوبی برای خانوم کیمل بود
آره. ممنون، تونی ...اون
اون واقعاً عزیز بود
خبر دیگهای ندارید، کاراگاه کوربی؟
نه، خبر جدیدی ندارم
ولی هیچوقت دست بردار نیستم
میتونی اینو به آقای کیمل بگی باید بهش دلگرمی بده
حتماً بهشون میگم، آقا
متأسفم - خیلی ممنون -
خیلی متأسفم - لطف دارید، ممنون -
وای خدا. امیدوارم برف نیارن تو خونه
راجعبه چی حرف میزنی؟
دارن رو مسیر راه میرن
هیچکدوم از اون زنا دلشون نمیخواد کفشهاشون خراب بشه. اخم نکن
بیا، عزیزم
!اوه، بیل
بتی
از دیدنتون خوشحالم - سلام بتی -
باورتون میشه؟ استاکهاوس مهمونی گرفته
خیلیخب
خیلی ممنون، والتر ،و من باید بگم که
زنت آدم خیلی فوقالعادهایه
خونهای وجود نداره که نتونه خرید و فروش کنه
به زودی میتونی خودتو بازنشسته کنی
تحمل کردن چهرهی زیباش هوشمندانهترین کاری بود که کردم
ببخشید، من باید برم
به وظیفهام برسم
مارتا
خوشحالم که خودتو رسوندی
امیدوام اشکال نداشته باشه که دوستم الی رو آوردم
اون روز کسلکنندهای داشته
شرمنده که نمیتونم قول آتیشبازی بدم
ولی نهایت سعیمون رو میکنیم
!مارتا
ببخشید
پس زندگیِ مرفه همینه؟
آره
بذار به نوشیدنی برات بیارم - آبجو هم دارید؟ -
آبجو؟ گمونم یکی داشته باشیم
از جات جم نخور
مارتا داستانی که نوشتید رو بهم داد
عاشقش شدم
خب، اونا یکی دیگه هم گرفتن
این خیلی خوبه
...منو بگو که فکر میکردم تو فقط
یه معمار مادرزادی
اوه، نه. هیچ چیز من مادرزادی نیست
...خب، تو کارت چیه؟ یا
شاید بهتره حدس بزنم
ممکنه بهم بر بخوره - نه، میخوام حدس بزنم -
یه شانس بهم بده
...یه جور
نوازندهای. شعر مینویسی توی دهکده زندگی میکنی
،از سه تا دوتاش درست بود بدک نبود
من شعر نمینویسم
اینجایی
.این جان کار ـه ما باهم کار میکنیم
مارتا با جفتمون کنار میاد جان با الی آشنا شو
الی برایس
میخواستم بپرسم میتونی دوشنبه بزنی بیرون؟
نمیدونم
...من و کلارا قراره که - این کارو نکن، والتر -
همون داستان همیشگی
یه استراحت بهم بده، پسر. باشه؟
اونا غذا میخوان. و زود باش تا از گرسنگی پس نیوفتادن
اون دختره که مارتا آورد کی بود؟
اسمش رو نمیدونم
من میدونم
اسمش الی برایس بود
اون کیه؟
اوه، نمیدونم
و برام مهم نیست
بیا
بیا، بیا، بیا
تو معتاد به سکس هستی
قبلاً این اعتیادم رو دوست داشتی
بیخیال، عزیزم بیا سعی کنیم یادمون بیاد
چرا با غسل تعمید دادن
کل اتاقهای این خونه شروع نکنیم؟
لطفاً، والتر
.امشب نه میشه فقط بگیری بخوابی؟
خدایا. کی میخواد تموم بشه، کلارا؟
چرا اینقدر ناراحتی؟
هوم؟ قول دادی پیش یه دکتر بری
فقط نمیخوام برم پیش دکتر
و این تقصیر من نیست نمیشه فقط تنهام بذاری؟
بهتون گفته بودم، کاراگاه
نمیدونم کی ممکن بود بخواد هلن رو بکشه
از همکاریتون ممنونم ولی زمان لازم دارم
وقت عذاداری رسیده
بله
متوجهام
من قاتل همسرتون رو پیدا میکنم، آقای کیمل
میخوام دوباره ازش خاطر جمع بشید
میخوام بدونید که هیچکس باهوشتر از من وجود نداره
هیچکس روی مردی حساب نمیکنه "
" که خودش رو دست کم میگیره
مارک توین
...در یک قرن بودن، آقای
کوربی، ولی درواقع این جمله از آنتونی ترولوپ بوده
من راحتتر میخوابم، کاراگاه
با دونستن این که مردی با هوش و ذکاوت شما مسئول پروندهست
میذارم به پیکنیکتون برسید آقای کیمل
من یه شغل دارم، محض رضای خدا
نمیتونم هروقت مریض شدی !همهی کارامو ول کنم بیام
دیگه نمیتونم این وضعو تحمل کنم، مادر
سعی کردم بهت بگم. ولی تو هیچوقت گوش نمیکنی. هیچوقت
نمیتونم قول بدم
والتر همین الان برگشت باید برم
باید برم. خدافظ
سلام، عزیزم. حالت خوبه؟
نذار اون عصبانیت کنه
الیِ دوست داشتنی چطوره؟
چرا بقیهی شب رو باهاش نمیگذرونی؟
درسته
برو پیشش
برو بیرون
فقط برو پیشش
یک رئیس پلیس امروز به مطبوعات گفت
که آنها هنوز به دنبال سرنخی از قتل بیرحمانهی
زنی که اکنون به اسم هلن کیمل شناخته میشود
در رستوران رینبو گریلِ هری هستند
تحقیقات همچنان ادامه دارد
کوربی
قتل هلن کیمل
قشنگ ساخته شده
میتونم مزهاش کنم
کیمل یه شاهد سرسخت داره
ما قبلاً اونو تحت نظر گرفتیم هیچی دستگیرمون نشد
اون بچه، تونی ریکو قسم میخوره که کیمل تو سینما بوده
اون دیگه مظنون نیست
سلام، آقای کیمل اوضاع چطوره؟
همه چی روبراهه، ممنون
اون کاراگاه دوباره اومد اینجا
همش همون سوالها رو ازم میپرسه
خب، تونی. تو هم همون جوابها رو تحویلش بده
امروز یه هدیهی مخصوص برات دارم
دارید لوسم میکنید، آقای کی
مسئله اینه که کیو میشناسی
و به کی اعتماد داری
سیبزمینی سرخکرده با پیاز فراوان
و یکی از اون سوسیسهات - به روی چشم -
یه خرده پنیر هم باهاش بده
حتماً، آقای کی
و یه تیکهی بزرگ از اون کیک موزی شکلاتی بذار
No comments yet. Be the first to leave one.