Carnival Row

Carnival Row

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Carnival Row S01E04 WEBRip x264-ION10
Carnival Row S01E04 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Carnival Row S01E04 iNTERNAL 1080p WEB H264-AMRAP
Carnival Row S01E04 720p WEBRip x264-SKGTV
Carnival Row S01E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Carnival Row S01E04 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Carnival Row S01E04 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Carnival Row S01E04 720p WEB-DL x264-MkvCage
Carnival Row S01E04 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Carnival Row S01E04 Unaccompanied Fae 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTG
ناشر Naser_69
💢 ناصر اسماعیلی 💢 DibaMoviez.com

برچسب‌ها

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
x265
HEVC
2CH
تاریخ انتشار: 2019-09-02
تعداد دانلود: 78
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

ترجمه از ناصر اسماعیلی

‫خواهش میکنم جناب، میتونم برم دستشویی؟

‫جیکوب. بازم؟

‫پس صاف برو دستشویی، بعد سریع ‫برگرد به تختت. هیچ صدایی هم در نیار

‫بله. ممنون جناب

‫خواهش میکنم!

‫- مدیر ثورن ‫- رایکرافت

‫از دیدنتون خوشحالم جناب

‫ایکاش در روز شادتری می‌دیدمتون

‫این رد سُم حیوونه

‫این یکی بیشتر شبیه «ترو» می‌مونه

‫با عقل جور در نمیاد

‫- اونجا رو یه نگاه بکن ‫- باشه

‫خوب اینو کِش رفتی،

‫درست از بیخ گوششون

‫فکر نمی‌کردم جربزه‌ش رو داشته باشی

‫خب، خیلی کارها بلدم که خبر نداری

‫اوه، لاف زیادی نزن

‫از تحویلی‌ها شروع میکنی و کم کم میای بالا،

‫درست مثل بقیه

‫میشی وردست «اونا»

‫- اون راه و چاه رو نشونت میده ‫- از دیدنت خوشحالم

‫ولی... اگه هر چیزی لازم داشتی، ‫هر چیزی،

‫فقط بهم بگو

‫میگم، باشه

‫- بنظر مرد متشخصی میاد ‫- آره

‫مراقب اون یکی باش

‫چرا؟

‫میخواد ترتیبت رو بده

‫چی؟

‫نه

‫از کجا میدونی؟

‫خودش بهم گفت

‫اوه

‫برادران و خواهران،

‫انتظار داشتم که امروز صبح ‫آورنده‌ی اخبار خوبی باشم

‫محموله‌ی اکسیر از جنگل‌های مگ‌مور

‫ولی بنظر توسط شهربانی،

‫توقیف شده

‫یه جیرجیرک در بینمون داریم

‫یکی جیر جیر کرده

‫میدونم که کار ما ‫خیلی با زندگی قبلی‌مون تفاوت داره

‫ما به زندگی در سایه عادت نداریم

‫ما یاغی به دنیا نیومدیم

‫انتخاب شدیم که خارج از قانون زندگی کنیم،

‫چرا که قانون این شهر برای ما نیست

‫از ما محافظت نمی‌کنه

‫حتی تو،

‫جیرجیرک کوچولوی من

‫هر چیزی که بهت گفتن، ‫یه دروغ بوده

‫ازت استفاده میکنن تا ‫برادران و خواهرانت رو نابود کنن،

‫و بعد تو رو نابود میکنن

‫دو تا حق انتخاب داری

‫بهم نشون بده که میخوای پاک بشی

‫بیا جلو، همین‌جا و همین الان، ‫و قسم می‌خورم،

‫به سینت تیتانیا قسم می‌خورم، ‫هیچ آسیبی بهت نمی‌رسونم

‫یا می‌تونی قایم بشی،

‫مجبورم کنی تا شکارت کنم،

‫و تو آسمون تیکه تیکه می‌کنمت،

‫و خوراک مارماهی‌ها می‌کنمت،

‫مثل زباله.

‫کدومش؟

‫خیلی‌خب

‫باشد که خدایان بهت رحم کنن ‫جیرجیرک کوچولو

‫من نمیکنم

‫و برنامه‌ی تو برا امروز چیه برادر؟

‫تو اداره با وکیلم جلسه دارم،

‫تا تصمیم بگیریم از کدوم بانک وام بگیریم

‫عجب

‫اصلاً مطمئن نیستم که چه برداشتی ‫از اعتراض نکردنت بکنم

‫من چی درباره‌ی این موضوعات می‌دونم؟

‫صحبتام جز "چی بپوشم" ‫یا "کی با کی بوده" نیست.

‫حرفم خیلی ناحق بود،

‫و بابتش عذر میخوام

‫اخم کردی. فکر نکن نمی‌فهمم

‫فقط میدونم که برادرتون ‫از دستتون ناراحت میشه،

‫وقتی بفهمه که یه جن کلاس‌بالا رو برا چای دعوت کردین

‫اگه ازرا باخبر بشه ‫شاخ‌هات رو میندازم تو دیگ

‫پس چرا ریسکش رو میکنی؟

‫چون چاره‌ای ندارم

‫اون سقف بالا سرمون رو از دست میده،

‫ولی منم که بی‌کفایتم

‫برادرم برام عزیزه،

‫ولی جنسش با پدرم فرق داره

‫این اولین باری نمیشه که توی کسب و کار ‫ازش سوءاستفاده میکنن

‫ولی آخرین باری هست که ‫خودم رو به ندیدن میزنم

‫اینو بده به جن

‫- چیه؟ ‫- یه یادداشت

‫که توضیح میده که ما وسط رنگ‌کاری هستیم،

‫و لطفاً از ورودی خدمتکارها وارد بشه

‫همسایه‌ها چه فکری میکنن اگه ببینن ‫یه جن از در اصلی‌مون وارد میشه؟

‫پس چرا اصلاً بذاریم بیاد اینجا؟

‫چون شدیداً دلش میخواد ‫تا جامعه‌ی متمدن بپذیرش

‫تصور کن چه تشکری ازمون کنه ‫وقتی به خونه‌ی یکی از،

‫مهم‌ترین خانواده‌های برگ دعوت شده

‫شاید این قدردانیش برامون منافعی داشته باشه

‫در ازای کیک میخواین ازش پول بگیرین؟

‫اصلاً

‫ولی شاید... دلبرانه بهش،

‫سرمایه‌گذاری‌های ریسک‌پذیر ‫زیرکانه‌ی برادرم رو یادآوری کنم

‫و شاید بخاطر اینکه دلش میخواد راضی‌مون کنه، ‫دم به تله بده

‫ازرا بهتره از یه جن کلاس‌بالا پول بگیره، ‫تا اون کرکس‌های استیت استریت

‫پسرا بهم میگن آدمی ‫که اینکارو کرد رو خوب دیدی

‫هر چی که بود، یه آدم نبود

‫ترو؟

‫- از ترو بزرگ‌تر بود ‫- امکان نداره

‫یه آدم یا یه ترو یا یه کوربولد لعنتی،

‫- اصلاً چرا باید یه مسئول یتیم‌خونه‌ی پیر رو بکشه؟ ‫- چرا باید یه سرگرم‌کننده‌ی پیکس رو بُکشه؟

‫- یه جنده‌ی مُرده چه ربطی به این قضیه داره؟ ‫- یه جنده نبود

‫دکتر مورانژ؟

‫کوفتگی‌های شدید

‫چندین پارگی

‫دلیل مرگ خونریزی شدید بوده

‫درست مثل اون خواننده‌ی پری

‫کی اون پیکس مُرده رو کالبدشکافی کرد؟

‫- یه دوستم بهم لطف کرد ‫- دوستت کریچ بود. مگه نه؟

‫یه جن. اگه فرقی داره

‫قاتل...

‫بنظر مشغول خوردن این بوده

‫کبد قربانی

‫ولی نمی‌تونم سر در بیارم ‫اون چاک‌های روش برا چیه

‫کبد؟ مطمئنین؟

‫بیماران من شاید اموات باشن کارآگاه،

‫ولی بهتون اطمینان میدم میتونم فرق ‫یه کبد رو با باقی اعضا تشخیص بدم

‫چرا یه قاتل باید کبد یکی رو در بیاره؟

‫تا بُکششون

‫فقط حدس میزنم

‫کارآگاه. دیر کردی

‫می‌دونستی من دارم میام؟

‫سلوک «معبد» میتونه برای مومنین واقعی ‫پنجره‌ای به آینده باز کنه

‫اون و عجله‌ت نشون میده که دیشب ‫سعی کردی یه گلوله به یه "موجود" بزنی

‫مردم چی بهش میگن؟

‫"نه انسانه نه پری؟"

‫حالا حرفم رو باور میکنی؟

‫کبد هر دو قربانی رو درآورده بودن. چرا؟

‫که چی بشه؟

‫من زن مقدسی هستم

‫این‌ها موضوعات غیرمقدسی هستن

‫متاسفانه فقط میتونم حدس بزنم ‫چجور موجود شروری بوده

‫بفرما، حدس بزن

‫شاید کبد جوری جایزه‌ست

‫شاید جایزه‌ای تاریک

‫چرا حس میکنم بیشتر از ‫چیزی که میگی میدونی؟

‫چون میدونم

‫ولی تا هرچقدر که باور میکنی بهت گفتم

‫امتحانم کن

‫داستانی در قدیمی‌ترین رسوم ما هست،

‫از موجودی به اسم دارک‌اَشر

‫دارک‌اَشر

‫گولمی از گوشت، که با اعضای مُرده‌ها درست شده

‫و به زندگی و هدفی جدید داده شده

‫منظورت چیه؟

‫یه وصله‌شده‌ی مُرده‌ها از مُرده‌ها برخاسته؟

‫همونطور که خود سینت‌تیتانیا گفته،

‫قدرت عجیبی در به هم پیوستن ‫چیزهای غیرعادی هست

‫هنوزم حرفم رو باور نمیکنی

‫بنظر خیلی بعید میاد

‫چند تا جسد دیگه باید ببینی ‫تا دیگه بعید بنظر نیاد؟

‫من مرد منطقی‌ای هستم میما

‫باید خودم این چیزها رو ببینم

‫من با هنرهای تاریک کاری ندارم

‫مدرک میخوای،

‫یه فالگیر تو میدان وکتیس مغازه داره

‫برو سراغ اون

‫شاید برم

‫مراقب باش کارآگاه

‫تردید شاید عاقل نگهت داره،

‫ولی دلیل نمیشه زنده هم نگهت داره

‫بعدازظهرتون بخیر

‫شرمنده که مجبور شدین از در پشتی بیاین،

‫ولی خانم ایموجن دارن ‫راهروی ورودی رو نقاشی میکنن

‫مطمئنم درک می‌کنین

‫کاملاً

‫چه هوای بدی شده

‫شانس بیاریم، تا رنزدی هوا صاف میشه

‫بهم گفتن اهل نیو‌فری‌هولد هستین

‫شهر قبلی بود که درش ساکن بودم، بله

‫ولی البته، من اهل اونجا نیستم

‫نه البته

‫خویشاوندانم نسل‌ها در پویان ‫زغال‌سنگ استخراج می‌کردن

‫و بعد جنگ شروع شد، و پکت ‫شروع کرد به سربازگیری هر کسی که می‌تونست

‫من سریع فهمیدم که زندگی یه جن،

‫ارزش بسیار کمی برای ‫دو ارتش در جال جنگ انسان‌ها داره،

‫و بعد اومدم به نیوفری‌هولد

‫که بالاخره در اون به زندگی خوبی رسیدین

‫راستش جای متعفنی هست

‫ولی درش فرصت دیدم، بله

‫قند دارین؟

‫بله

‫ممنونم

‫مطمئن باشم که فینیستره کراسینگ ‫انتظاراتتون رو برآورده میکنه؟

‫زرق و برقش نظیر نداره

‫ولی تنها ناامیدیم از اینه که، ‫هنوز ساکنینش رو ندیدم

‫می‌دونین که یکم خجالتی هستن

‫عین شما اینجا کمیابه

‫بعضیا میگن دیدنمون محاله

‫بالاخره بهتون نزدیک میشن. مطمئنم

‫خب، ممنون که اولین نفر بودین

‫بسیار لطف کردین و بسیار ممنونم

More Farsi Persian subtitles for Carnival Row

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left