نخستین 200 خط.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
ترجمه از ناصر اسماعیلی
خواهش میکنم جناب، میتونم برم دستشویی؟
جیکوب. بازم؟
پس صاف برو دستشویی، بعد سریع برگرد به تختت. هیچ صدایی هم در نیار
بله. ممنون جناب
خواهش میکنم!
- مدیر ثورن - رایکرافت
از دیدنتون خوشحالم جناب
ایکاش در روز شادتری میدیدمتون
این رد سُم حیوونه
این یکی بیشتر شبیه «ترو» میمونه
با عقل جور در نمیاد
- اونجا رو یه نگاه بکن - باشه
خوب اینو کِش رفتی،
درست از بیخ گوششون
فکر نمیکردم جربزهش رو داشته باشی
خب، خیلی کارها بلدم که خبر نداری
اوه، لاف زیادی نزن
از تحویلیها شروع میکنی و کم کم میای بالا،
درست مثل بقیه
میشی وردست «اونا»
- اون راه و چاه رو نشونت میده - از دیدنت خوشحالم
ولی... اگه هر چیزی لازم داشتی، هر چیزی،
فقط بهم بگو
میگم، باشه
- بنظر مرد متشخصی میاد - آره
مراقب اون یکی باش
چرا؟
میخواد ترتیبت رو بده
چی؟
نه
از کجا میدونی؟
خودش بهم گفت
اوه
برادران و خواهران،
انتظار داشتم که امروز صبح آورندهی اخبار خوبی باشم
محمولهی اکسیر از جنگلهای مگمور
ولی بنظر توسط شهربانی،
توقیف شده
یه جیرجیرک در بینمون داریم
یکی جیر جیر کرده
میدونم که کار ما خیلی با زندگی قبلیمون تفاوت داره
ما به زندگی در سایه عادت نداریم
ما یاغی به دنیا نیومدیم
انتخاب شدیم که خارج از قانون زندگی کنیم،
چرا که قانون این شهر برای ما نیست
از ما محافظت نمیکنه
حتی تو،
جیرجیرک کوچولوی من
هر چیزی که بهت گفتن، یه دروغ بوده
ازت استفاده میکنن تا برادران و خواهرانت رو نابود کنن،
و بعد تو رو نابود میکنن
دو تا حق انتخاب داری
بهم نشون بده که میخوای پاک بشی
بیا جلو، همینجا و همین الان، و قسم میخورم،
به سینت تیتانیا قسم میخورم، هیچ آسیبی بهت نمیرسونم
یا میتونی قایم بشی،
مجبورم کنی تا شکارت کنم،
و تو آسمون تیکه تیکه میکنمت،
و خوراک مارماهیها میکنمت،
مثل زباله.
کدومش؟
خیلیخب
باشد که خدایان بهت رحم کنن جیرجیرک کوچولو
من نمیکنم
و برنامهی تو برا امروز چیه برادر؟
تو اداره با وکیلم جلسه دارم،
تا تصمیم بگیریم از کدوم بانک وام بگیریم
عجب
اصلاً مطمئن نیستم که چه برداشتی از اعتراض نکردنت بکنم
من چی دربارهی این موضوعات میدونم؟
صحبتام جز "چی بپوشم" یا "کی با کی بوده" نیست.
حرفم خیلی ناحق بود،
و بابتش عذر میخوام
اخم کردی. فکر نکن نمیفهمم
فقط میدونم که برادرتون از دستتون ناراحت میشه،
وقتی بفهمه که یه جن کلاسبالا رو برا چای دعوت کردین
اگه ازرا باخبر بشه شاخهات رو میندازم تو دیگ
پس چرا ریسکش رو میکنی؟
چون چارهای ندارم
اون سقف بالا سرمون رو از دست میده،
ولی منم که بیکفایتم
برادرم برام عزیزه،
ولی جنسش با پدرم فرق داره
این اولین باری نمیشه که توی کسب و کار ازش سوءاستفاده میکنن
ولی آخرین باری هست که خودم رو به ندیدن میزنم
اینو بده به جن
- چیه؟ - یه یادداشت
که توضیح میده که ما وسط رنگکاری هستیم،
و لطفاً از ورودی خدمتکارها وارد بشه
همسایهها چه فکری میکنن اگه ببینن یه جن از در اصلیمون وارد میشه؟
پس چرا اصلاً بذاریم بیاد اینجا؟
چون شدیداً دلش میخواد تا جامعهی متمدن بپذیرش
تصور کن چه تشکری ازمون کنه وقتی به خونهی یکی از،
مهمترین خانوادههای برگ دعوت شده
شاید این قدردانیش برامون منافعی داشته باشه
در ازای کیک میخواین ازش پول بگیرین؟
اصلاً
ولی شاید... دلبرانه بهش،
سرمایهگذاریهای ریسکپذیر زیرکانهی برادرم رو یادآوری کنم
و شاید بخاطر اینکه دلش میخواد راضیمون کنه، دم به تله بده
ازرا بهتره از یه جن کلاسبالا پول بگیره، تا اون کرکسهای استیت استریت
پسرا بهم میگن آدمی که اینکارو کرد رو خوب دیدی
هر چی که بود، یه آدم نبود
ترو؟
- از ترو بزرگتر بود - امکان نداره
یه آدم یا یه ترو یا یه کوربولد لعنتی،
- اصلاً چرا باید یه مسئول یتیمخونهی پیر رو بکشه؟ - چرا باید یه سرگرمکنندهی پیکس رو بُکشه؟
- یه جندهی مُرده چه ربطی به این قضیه داره؟ - یه جنده نبود
دکتر مورانژ؟
کوفتگیهای شدید
چندین پارگی
دلیل مرگ خونریزی شدید بوده
درست مثل اون خوانندهی پری
کی اون پیکس مُرده رو کالبدشکافی کرد؟
- یه دوستم بهم لطف کرد - دوستت کریچ بود. مگه نه؟
یه جن. اگه فرقی داره
قاتل...
بنظر مشغول خوردن این بوده
کبد قربانی
ولی نمیتونم سر در بیارم اون چاکهای روش برا چیه
کبد؟ مطمئنین؟
بیماران من شاید اموات باشن کارآگاه،
ولی بهتون اطمینان میدم میتونم فرق یه کبد رو با باقی اعضا تشخیص بدم
چرا یه قاتل باید کبد یکی رو در بیاره؟
تا بُکششون
فقط حدس میزنم
کارآگاه. دیر کردی
میدونستی من دارم میام؟
سلوک «معبد» میتونه برای مومنین واقعی پنجرهای به آینده باز کنه
اون و عجلهت نشون میده که دیشب سعی کردی یه گلوله به یه "موجود" بزنی
مردم چی بهش میگن؟
"نه انسانه نه پری؟"
حالا حرفم رو باور میکنی؟
کبد هر دو قربانی رو درآورده بودن. چرا؟
که چی بشه؟
من زن مقدسی هستم
اینها موضوعات غیرمقدسی هستن
متاسفانه فقط میتونم حدس بزنم چجور موجود شروری بوده
بفرما، حدس بزن
شاید کبد جوری جایزهست
شاید جایزهای تاریک
چرا حس میکنم بیشتر از چیزی که میگی میدونی؟
چون میدونم
ولی تا هرچقدر که باور میکنی بهت گفتم
امتحانم کن
داستانی در قدیمیترین رسوم ما هست،
از موجودی به اسم دارکاَشر
دارکاَشر
گولمی از گوشت، که با اعضای مُردهها درست شده
و به زندگی و هدفی جدید داده شده
منظورت چیه؟
یه وصلهشدهی مُردهها از مُردهها برخاسته؟
همونطور که خود سینتتیتانیا گفته،
قدرت عجیبی در به هم پیوستن چیزهای غیرعادی هست
هنوزم حرفم رو باور نمیکنی
بنظر خیلی بعید میاد
چند تا جسد دیگه باید ببینی تا دیگه بعید بنظر نیاد؟
من مرد منطقیای هستم میما
باید خودم این چیزها رو ببینم
من با هنرهای تاریک کاری ندارم
مدرک میخوای،
یه فالگیر تو میدان وکتیس مغازه داره
برو سراغ اون
شاید برم
مراقب باش کارآگاه
تردید شاید عاقل نگهت داره،
ولی دلیل نمیشه زنده هم نگهت داره
بعدازظهرتون بخیر
شرمنده که مجبور شدین از در پشتی بیاین،
ولی خانم ایموجن دارن راهروی ورودی رو نقاشی میکنن
مطمئنم درک میکنین
کاملاً
چه هوای بدی شده
شانس بیاریم، تا رنزدی هوا صاف میشه
بهم گفتن اهل نیوفریهولد هستین
شهر قبلی بود که درش ساکن بودم، بله
ولی البته، من اهل اونجا نیستم
نه البته
خویشاوندانم نسلها در پویان زغالسنگ استخراج میکردن
و بعد جنگ شروع شد، و پکت شروع کرد به سربازگیری هر کسی که میتونست
من سریع فهمیدم که زندگی یه جن،
ارزش بسیار کمی برای دو ارتش در جال جنگ انسانها داره،
و بعد اومدم به نیوفریهولد
که بالاخره در اون به زندگی خوبی رسیدین
راستش جای متعفنی هست
ولی درش فرصت دیدم، بله
قند دارین؟
بله
ممنونم
مطمئن باشم که فینیستره کراسینگ انتظاراتتون رو برآورده میکنه؟
زرق و برقش نظیر نداره
ولی تنها ناامیدیم از اینه که، هنوز ساکنینش رو ندیدم
میدونین که یکم خجالتی هستن
عین شما اینجا کمیابه
بعضیا میگن دیدنمون محاله
بالاخره بهتون نزدیک میشن. مطمئنم
خب، ممنون که اولین نفر بودین
بسیار لطف کردین و بسیار ممنونم
No comments yet. Be the first to leave one.