نخستین 200 خط.
اين داستان ساختگي است و هيچ يک از" "شخصيتها و اتفاقات واقعي نيستند
در نظام عدالت جنايي، جرائم مبتني بر"
جنسيت، جنايتهاي بسيار شنيع محسوب ميشود
در نيويورک، کارآگاهان سرشناس
اعضاي تيمي نخبه هستند
که واحد قربانيان خاص نام دارد
"اين برنامه داستان آنها را روايت ميکند
نه
ببخشيد، ببخشيد. دوباره همونطوري شد
من برگشتم. اون اونجا بود
من گفتم نه
اشکالي نداره، عزيزم. چيزي نيست
من بايد اين کار رو بکنم؟
ما ميدونيم سخته، اما فقط جزئياتي
که برات اتفاق افتاد رو بگو
.. و براي همين اين کار رو کردي - اين باعث ميشه صحنهها دوباره برات تکرار شن -
حالا، تو به ما تو بيمارستان گفته بودي که
خوب نتونستي قيافهاش رو ببيني
بيشتر يادت نيومد؟
نه. خيلي تاريک بود
اون دستش رو گذاشت رو دهنم
اون دستکش دستش بود
دستکش؟ مثل دستکش زمستوني؟
نه، لاستيکي، دستکش پزشکي نازک
اوکي، اين ميتونه کمک کنه
خيلي خب، آني. بعدش چي شد؟
اون منو هل داد تو رستوران
اونجا
اما من کاملا قيافهاش رو نديدم
متاسفم
چيز ديگهاي يادت نمياد؟
چه بويي ميداد. صداش چطوري بود
... آره
زير لبش زمزمه ميکرد
زمزمه؟
چي زمزمه ميکرد؟
آهنگ کليسايي؟
بعد دستش رو روي گردنم حس کردم
من دستش رو پس زدم
اون تو رو به زور نگه داشته
تو بيمارستان رو گردنت کبودي پيدا شد
تو ديروز بهمون گفتي که وقتي اومدي تو
اون اينجا بود؟
اون در برابر من مقاومت کرد
اون گفت : از ملاقات دوبارهات خوشحالم
ممکنه يه چايي به ما بدي
و بعد رفت بيرون
اون به من گفت نگاه نکن، ولي من زيرچشمي نگاه کردم
ديدي کدوم طرفي رفت؟
رفت اون گوشه
من تا وقتي که ناپديد شد نگاش کردم
... صبرکن، يه چيز ديگه
من ديدم که دستکشهاش رو درآورد
اين ميتونه خيلي مهم باشه، آني
ممنون
مي بريش؟
اوکي، ما به واحد تحقيقات خبر ميديم، اونها خيابون رو جارو ميکنن-
ممکنه ما خوش شانس باشيم و دستکشها رو پيدا کنن
و دياناي ازش بگيريم
ممکنه، ليو
اون يارو درنظر گرفته بودتش، کاندوم هم پوشيده بوده
ميدونسته که اون بيهوش ميشه
ما دنبال يه حرفهاي هستيم - ميدونم -
همينطور هم ميدونم که اين کارها رو دوباره و دوباره انجام ميده
تا وقتي که پيداش کنيم
:. ارائهاي پرافتخار از مرجان .: :: IMDB-DL تيم ترجمه ::
.. نظم و قانون .. .. فصل شانزدهم - قسمت نهم ..
اونها دستکش رو توي مجراي آب زيرزميني پيدا کردند و حسابي شسته شده
هيچ دياناي و اثر انگشتي نيست
بدونِ دياناي؟ خب، پس تو بافتها چي؟
ببين، اين ارزش زيادي داره. ما فکر ميکنيم که ... متجاوز اون رو ميشناسه، بنابراين
ما بايد اطلاعات محلي بگيريم، فيلم دوربينها، بليطهاي پارکينگ
من رسيدهاي کارت اعتباري چايخونه رو هم چک ميکنم
... با مشخصات متجاوز من روال کار رو ميدونم
عاليه
ببخشيد دير کردم
ترافيک شده بود و جلوي راهم گرفته شده بود
برق قطع شده بود، آب داغ نبود
من مجبور شدم برم تو باشگاه دوش بگيرم
.. من - رولينز، يه نصيحت بکنم -
وقتي ميخواي با يه بهونه بيايي، تو راه خريد نکن
فهميدم
متجاوز دستکش لاستيکي دست کرده بوده. ما فکر ميکنيم که اون براش کمين کرده بوده
اوکي، پس شما با وايکپ تماس گرفتيد؟
اين کار رو کردي، درسته؟
شما جزئيات کارش رو داريد
منظورم اينه که وايکپ يه داده گسترده ايالتي داره
آره، ميدونم
من داشتم همين کار رو مي کردم
اوکي، يکشنبه صبح زود
يه مرد سفيدپوست به آني لين حمله کرده
اون جوونه، آسيايي هست
اون رو خفه کرده و از دستکش لاستيکي استفاده کرده
ديگه؟ - اون زمزمه مي کرده -
اون چي؟ - اون زمزمه مي کرده -
آني يادشه که متجاوز زمزمه ميکرده
وقتي که داشته بهش حمله ميکرده
زمزمه ميکرده؟ - پس اون موسيقي دانه -
.. ممکنه فکر کنيد ديوونه شدم، اما اين
موسيقي کليسايي بوده؟
آني ميگه صداش مثل ريتم کليسايي بوده
قبل از اينکه من از آتلانتا بيام
ما يه متجاوز زمزمهگر داشتيم که اونهايي رو که بهشون تجاوز مي کرد رو خفه مي کرد
منظورم اينه که اين پرونده من نبود
اما برميگرده به سال 2008 يا 2009؟
اوکي، براي تو که آسونه به آتلانتا زنگ بزني، درسته؟
.. پس
کريسي، به هرحال تو بايد اين کار رو بکني
چطوره که براي وايکپ باشه؟
زندانيها و اونهايي که اخيرا مشروط آزاد شدند رو پيگيري کن
اين يارو بايد از يه جايي اومده باشه
و ممکنه جايي هم نرفته باشه
يه دختر 16 ساله تو مدرسه راهنمايي مگنت
براي مشاور خودش اعتراف کرده
که صبح زود يه نفر داشته خفهاش ميکرده
"مدرسه راهنمايي لئونارد برنستين" "دوشنبه، 1 دسامبر"
من از ماشين مامانم پياده شدم
دنبال يه جا براي سه شنبه ميگشتم
اوکي. بعدش چي شد؟
يه مرد که قايم شده بود من رو گرفت
اون دستکش لاستيکي دستش بود
... من سعي کردم مقابله کنم اما
اون بزرگتر از من بود
باشه نينا، عيبي نداره
فکر ميکني ميتوني... فکر ميکني ميتوني اون رو براي من تشريح کني؟
نه خيلي خوب
... اون سفيد بود، قوي
اون من رو از گردنم گرفت
من بيهوش شدم
وقتي به خودم اومدم، وسط بوتهها دراز کشيده بودم
اون به من گفت بلند شم و برم تو ماشين
و مامانم هم نبايد چيزي بفهمه
اون داشت نگاهت ميکرد
مطمئني که اون رو نشناختي؟
نه، متاسفم
من تا به حال کسي رو شبيه به اون نديده بودم
من دمر خوابيده بودم
عيبي نداره
نينا، اون چيز ديگهاي نگفت؟
صداي ديگهاي از خودش درنميورد؟
نه
صبر کن، چرا
اون زمزمه ميکرد
چه جور آهنگي؟
مثل ... يه سرود مذهبي، شايد؟
نميدونم. ما مذهبي نيستيم
من يه جوابهايي از وايکپ دارم ميگيرم
ميدوني چند تا متجاوز آواز ميخونن، زمزمه ميکنن يا سوت ميزنن
براي قربانيهاشون؟
خيلي زياد
چيزي فهميدي؟
مشروطي وجود نداره، مهاجري هم نيست
و ارتش هنوز جوابي به ما نداده
سورپرايز بزرگيه
تو خوبي؟
آره، ... از آتلانتاست
کاپيتان رينولد، ممنون که تماس گرفتيد
نه کاري هست
از قرباني جديد چيزي نصيبتون نشد؟
اون دستکشهاي لاستيکي و
زمزمه رو يادشه
دياناي وجود نداره، صورتش رو هم نديده
اين مرد قربانيهاش رو هدف گذاري ميکنه. اون روند کاري خودش رو ميدونه
نشونه مطابقي از اون تو وايکپ پيدا کردي؟ - آره، خيلي زياد -
ميدوني، مگه اينکه اين مرد
تو هر شهر از کشور بره
که من بايد تو محدوده بزرگتري تحقيق کنم
بدون دياناي اين کار آسون نيست
اوکي، ممنون کاپيتان
تو آتلانتا سه تا مورد شبيه همين پرونده هست
منظورم، دستکش لاستيکي، زمزمه کردن، خفه کردن
به هر سه مورد اونها هم تجاوز کرده
اما اونها هيچ وقت آزمايشي انجام ندادن
دوباره نه
اونها الان آزمايش کردن؟
اونها فکر ميکنن که اونها تو ذخيره هستن
بين چي؟ صدها مورد مثل اونها؟
آره، اما اونها بايد حداقل دنبالش بگردن، نه؟
نه خيلي جدي. اين پروندهها شش ساله که ديگه سرد شدن
خب، مال ما که نشده
رولينز، اگه من تو رو آوردم اينجا
ميدوني که دنبال چي بگردي؟
فقط ميمونه پسراي تو کلاب
... اما اگه من مفيد عمل نميکنم و کوتاهي ميکنم
پس اين کار رو بکن - چطوره من باهاش برم؟ -
چطوره ... با فين بري
ممنون
اولويا
وقت داري؟
آره ... همه چي روبراهه؟
ممکنه با زمان خوب فاصله داشته باشيم
تو چي فکر ميکني؟
اينجا خيلي خبراست
... تو آب جوش نداشتي
چي؟
من خوبم، فين
پروازها رو چک کنم؟ - آره -
خدمات کودکان چي ميخوان؟
چرا؟
در مورد سلامتي نوح سئوال دارن
No comments yet. Be the first to leave one.