نخستین 200 خط.
هرگونه استفاده ي
= قسمت 61=-
بوک سون
امروز خیلی گرمه یه کم بستنی بخور
امروز نرفتی سر کار؟
کی تو این هوای گرم دنبال راننده میگرده؟
امروز هر چی میخوای بخور به حساب من
خودم پولشو میدم
شنیدم مزد راننده جایگزین این روزها زیاد نیست
از یه راه دیگه هم کنارش پول در میارم
تو رستوران چینی یکی از دوستام روز مزد کار میکنم
غذا میرسونی؟
نه تو آشپزخونه کار میکنم
باید پخت غذای چینی بلد باشی که کمک کنی
من درست کردن خیلی غذاهارو بلدم
میدونی چند سال با گی دونگ کار کردم؟
حتی یه سگم وقتی رستوران محل زندگیش باشه میتونه غذا درست کنه
برای سه سال وقتی یه سگ بتونه منم میتونم
ای بابا
با استعداد تر از اونی که به نظر میاد
چرا وقتی اینقدر با هوشی اینطوری شدی؟
برا اینکه اون زمان فکرم همش دنبال قمار بود
اگه با این دست آشپزی کرده بودم
به جای قمار
میتونستم به جای بستنی
کل مغازه رو برات بخرم
ای بابا
دیگه اغراق میکنی
اغراق نمیکنم
فقط دارم احساسمو بهت میگم
گرونترینشو برای بچه ها بردار
گوانگ جه ما خونه شما مونده
هر کار از دستم بر بیاد میخوام برات انجام بدم
باشه
بفرما
گوانگ جه است
سلام عرض شد
گوانگ جه
عمو
سختت نیست هر روز سر ساختمون کار میکنی؟
اگرم بخوام هر روز برام کار نیست
هنوز مصالح نیومده برا همین نیمه وقت بودم
فردا و پس فردام کار نیست
عمو
میدونستی اسم گامی رو عوض کردن؟
برا چی عوض کردن؟
باورم نمیشه حتی اسمشم عوض کرده باشن
چی بهت گفتم؟
بهت گفتم بهشون اعتماد نکنی
مطمئنم دزدیدن دفتریادداشت کار اینها بوده
مطمئنم کار نام تاایل بوده
...باور داشتم
اون به گامی بیشتر احساس مسئولیت میکرد تا من
ما هر دومون گولشو خوردیم
تاایل خیلی طماعیه
...هر کار از دستش اومد برا بابات کرد که جانشینش بشه
وقتی تو بی سرو صدا سرگردون بودی اون کار خودشو کرد
باورم نمیشه
مامان چطوری میتونه اینطوری کاملا رابطه شو قطع کنه؟
من خودم بودم که خونه رو ترک کردم
اون خیلی تو براش مهم نیستی
باهات خوب بود تا خودشو پیش بابات عزیز کنه
اون هیشکی براش اهمیتی نداره
فقط واسه خودش مثل پرنسس میمونه
میدونی چقدر از خود راضیه؟
از وقتی ازدواج کردن هیچ وقت ندیدم با هم غذا بخورن
اینطور نیست عمو
اون با من اینطوری نبود
اگه اینطوره
....پس مطمئنم پای تاایل باید وسط باشه
نذار اون پسره باهات تماس بگیره
مطمئنم.... اون خیلی ترسناکه
بابات خیلی برای گامی زحمت کشیده بود
گوانگ جه ، بیا یه روزی اسم گامی رو برگردونیم
بیا ازشون انتقام بگیریم و گامی رو برگردونیم
دیگه مطمئن نیستم بتونم گامی رو برگردونم
...عمو اون روزی که برای فروش سالاد رفتم
فقط تونستم سه تا ازش بفروشم
...نمیدونم
میتونم اینطوری تاایل شکست بدم
معلومه که میتونی
شاید خیلی وقته گذشته و تو فراموش کردی
تو از بچگی استعداد بی نظیری تو کاسبی داشتی
من؟ - بعللله -
هر وقت بابات برات زیاد غذا درست میکرد
واسه اینکه از بچه های با مادر کم نیاری
برات کلی غذای شیرین و ترش درست میکرد
تمام اون غذاهارو به بچه های کلاس میفروختی
راست میگی
واقعا همینطور بود
هیچ وقت اونهارو خودت نخوردی ...مگه نه؟
...همه رو به دوستات میفروختی
با پولش میرفتی بازی و دیر میومدی خونه
چی؟ شما خبر داشتی عمو؟
نه تنها من بلکه باباتم خبر داشت
یکی از والدین بچه ها اومد رستوران و بهمون اطلاع داد
جدی میگی؟
آره بابا ...پدرتم ازشون عذر خواهی کرد
"معذرت میخوام که پسرم قدرت فروش داره"
احتمالا ازشون پول غذارم نگرفته
نمی دونستم همچین چیزی شده
بخاطر همین میگم از حالا دلسرد نشو
به نظر من
تو تو کاسبی از همه بهتری
اومدین
شماره حساب گوانگ جه رو میدونی مگه نه؟
شماره شو بده بهم
میخواین چیکار؟
حالا که نتونسته سهامش رو بگیره
میخوام بهش کمک مالی بدم
گوانگ جه فعلا نمی تونه به اسم خودش حساب باز کنه
از همون لحظه ای که تصمیم گرفت بدهی باباشو برگردونه
تمام حسابهاش رفت زیر نظر بانک
حالا باید چیکار کنیم؟
شما نمیخواد نگران باشی
من دنبال وضعیتش هستم
اگه خیلی وضعیتش سخت بشه خودم بهش کمک میکنم
...باشه با اینحال
اگه خودم بهش پول بدم احساس بهتری پیدا میکنم
اجازه بدین خودش پول پیدا کنه
میخوای ازش یک احمق بسازی؟
فهمیدم
چرا داری میری؟
اتاق بازی رو خوب تمیز کنید
اسباب بازیهارو خوب تمیز کنید
متوجه شدین؟ - بله -
رستوران سونگ وون بفرمایید
بله مدیر نام ...ببخشید رئیس
بله
مدیر عامل شرکت خانم نام سو هی اینجاس
بله دارن میان
اگه در مورد لی گوانگ جه یا کیم یونگ ها پرسید
فقط بهش بگو هیچی خبری ازشون نداری
چشم متوجه شدم
سلام عرض شد
خیلی زحمت می کشید
...تیم جدید آشپزخونه منتظرن
برای اینکه شمارو ببینن و خودشونو معرفی کنن
باشه الان میرم ...ولی قبلش
میخواستم بدونم احتمالا شماره جدید گوانگ جه رو داری؟
من؟ نه ندارم
شماردوست دخترش کیم یونگ هارو چی؟
ببخشید ولی شماره اونم سیو نکردم
معذرت میخوام
یعنی آدرس و ایمیلشم نداری؟
ما معمولا اطلاعات کارمندای روز مزد جایی سیو نمی کنیم
...فکر کنم جناب مدیر
ببخشید آقای رئیس شاید داشته باشن
چطوری میشه به عنوان مدیر داخلی این اطلاعات رو نداشته باشی
معذرت میخوام
اشکالی نداره ...خسته نباشی
...رئیس ، آشپزخون این طرفه
شماره رو بهشون ندادم - کار خوبی کردی -
هیچ اطلاعاتی از این دو نفر بهشون نده
باعث نگرانی ایشون میشه
بله قربان
...راستی اون روز گفتی
اگه رفتم به شعبه امریکا میخوای باهام بیای
حرف تو کمک زیادی بهم کرد
من هرگز دستی رو که کمکم کرده فراموش نمی کنم
و هرگز اون دستهارو فراموش نمی کنم
عمو ...بابام تمام شب بیدار بوده؟
آروم حرف بزن
بذار یه کم بخوابه ....بیا بریم بیرون
...رستورانی که اون همه براش زحمت کشیدی
گامی که سعی کردی حفظش کنی
دیگه رفته
اگه میدونستم همچین اتفاقی قراره بیفته
...باید همه چی رو میدادم
تا حداقل اسم گامی رو حفظ کنم
پدر این چیزیه که همش دارم بهش فکر میکنم
بله یونگ ها ؟
شنیدم امروز کارت تموم شده بیا بیرون
کجا بیام؟
آدرس برات میفرستم زودی بیا
کجا ؟
چکار میکنی؟
وای خدا جون
خوبی؟
بله ...بله
بشین
من خوبم
گرسنه بودی؟
نه گرسنه نیستم
پس چرا در یخچال باز کردی؟
خسته شدم
نکنه حوس چیزی کردی؟
اگه کردی بگو برات درست کنم
چی دلت میخواد؟ خوب بهش فکر کن
نه هیچی هوس نکردم
مونگ مونگ بابا کارمون داره
چرا؟
چکارتون داره؟ - خبر ندارم -
گفت سریع بریم ...پاشو بریم
پدرت دوباره جواب نداد؟
نه
پس براش پیام صوتی بذار
ضبط کن
بابا
بابا
No comments yet. Be the first to leave one.